تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۵۰۴۴۴
مروری بر دیپلماسی هند در قبال ایران و آمریکا

هند و آمریکا پس از 11 سپتامبر


اثرات حادثه 11 سپتامبر
شاید اگر حادثه 11 سپتامبر اتفاق نمی‌افتاد، روابط هند و آمریکا با این سرعت رو به گسترش و تعمیق نمی‌رفت. در فضای پس از 11 سپتامبر، آمریکا، تروریسم را به عنوان مهم‌ترین تهدید علیه امنیت ملی خود قلمداد کرده و آن را از سه زاویۀ سلاح‌های کشتار جمعی (WMD)، تروریسم بین‌المللی و بنیادگرایی می‌بیند. همگی این تهدیدها در محیط امنیتی هند قابل رؤیت هستند. این مساله باعث شد تا اولویت‌های امنیت ملی دو کشور بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شود. به علاوه این حادثه باعث شد تا دموکراتیزاسیون به عنوان بخشی از راهبرد امنیت ملی آمریکا تلقی شده و در این جهت نیز هند به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی جهان مورد توجه ویژه قرار گیرد.
از سوی دیگر، در این فضا هند به عنوان دومین کشور دارای بیشترین جمعیت مسلمان پس از اندونزی، افراط‌گرایی دینی و شیوع تروریسم را در میان جمعیت مسلمان خود، تهدیدی جدی علیه امنیت ملی‌اش ارزیابی کرد و در این راه توانست با همراهی با گفتمان مبارزه با تروریسم و متهم‌کردن شورشیان کشمیری به آن، موضع خود را در مقابل این نیروی چالشگر امنیت ملی تقویت کند.
بنابراین در فضای پس از 11 سپتامبر، مبارزه با تروریسم بین‌الملل، اولویتی مهم در دستور کار سیاست خارجی و امنیتی این دو کشور به شمار می‌آید. تاکید بوش و سینگ در واشنگتن به منظور همکاری برای مقابله با تروریسم در همین راستا بود. این اولویت طبیعتاً اشتراک منافع مهمی میان این دو کشور پدید می‌آورد. بر این مبنا دو کشور در ثبات افغانستان و عراق، جلوگیری از بی‌ثباتی و سقوط پاکستان به ورطۀ دولت ورشکستۀ آسیای مرکزی و خلیج‌فارس، واجد اشتراک منافع مهمی هستند. اشتراک منافعی که نزدیکی بیش از پیش دو کشور را الزام‌آور می‌سازد.
نگاه آمریکا به پاکستان و چگونگی تاثیر این کشور بر ساختار قدرت در کشوری که در گذشتۀ نه چندان دور بخشی از شبه‌قاره هند بوده و در جریان استقلال از بدنۀ اصلی مساله جدایی پیروان دو دیانت مطرح شده، قابل ارزیابی است. پاکستان گرفتار تندروی مذهبی جامعه از سویی و سلطۀ حکومتی سکولار بر این جامعه از سوی دیگر است. رابطۀ آمریکا و ترکیب موازنه میان دو کشور و تعیین عناصر اصلی آن به شناخت کافی و نفوذ نیاز دارد. دو کشور از زمان جدایی بارها با یکدیگر جنگیده و هم‌چنین به یکدیگر به شدت بدبین هستند. پاکستان با وجود وابستگی به آمریکا با تلخ‌کامی شاهد هرچه گرم‌تر شدن روابط آمریکا و هند است. هم‌چنین این برداشت در پاکستان در حال تقویت است که هند به‌دلیل ویژگی‌ها و امتیازاتی که در مقایسه با پاکستان دارد، در نهایت انتخاب آمریکاست. از این‌رو این کشور چاره‌ای جز گسترش همکاری با چین ندارد و از سوی دیگر چین نیز وضع خود را در چارچوب گرم‌شدن روابط هند و آمریکا خوب می‌داند. خیزش چین و رشد این کشور بخشی از عوامل این گرمای روابط است.
همۀ این شرایط چین و پاکستان را به همکاری با یکدیگر می‌خواند. این همکاری تا سطح همکاری‌های اتمی ارتقا می‌یابد. در همین راستا دو کشور توافق کردند به طور مشترک جنگنده تولید کنند. در این‌باره که چرا پاکستان با وجود وابستگی‌ نظامی به آمریکا، با چین وارد همکاری‌های جدی نظامی شده است، بحث‌‌های زیادی وجود دارد. شاید علت این امر تجربۀ تاریخی پاکستان از عدم حمایت غرب در مواقع حساسی چون جنگ استقلال بنگلادش باشد. به همین دلیل پاکستان به‌رغم مخالفت‌های آمریکا، به همکاری‌های نظامی و تسلیحاتی با چین ادامه می‌دهد. گفته می‌شود که تولید نسل جدیدی از جنگنده‌های چینی اف 31 که در پاکستان از آن‌ها به نام آذرخش جی.اف 17 یاد می‌شود، در سال 2006 میلادی در پاکستان آغاز خواهد شد. چین و پاکستان با تشکیل کنسرسیومی در سال 1999 طرح تولید این نوع جنگنده را بررسی کردند. اولین پرواز آزمایشی جنگندۀ جدید که محصول مشترک پاکستان و چین است در اواخر فروردین ماه 83 بر فراز چنگدو، مرکز استان سیچوان چین انجام شد.
همکاری نظامی پاکستان و چین از سال‌ها قبل در حال گسترش بوده است. در سایۀ همین همکاری‌ها، علاوه بر فروش تسلیحات نسبتاً پیشرفتۀ چین به پاکستان، بحث انتقال تکنولوژی حتی در سطح تکنولوژی هسته‌ای در جهت مصارف صلح‌آمیز به پاکستان مورد تایید رهبران چین قرار گرفته است. البته در این‌باره که چین چرا به طرف تقویت بنیۀ دفاعی پاکستان در این سطح متمایل شده است، بحث‌های زیادی وجود دارد. بسیاری از کارشناسان آگاه به مسایل منطقه محاسبات خاص سیاسی و امنیتی چین را در ارتباط با هند، دست‌کم در مقاطع اولیۀ تصمیم‌گیری برای تقویت نظامی پاکستان مهم ارزیابی کرده‌اند.
در معادلات شکل گرفته میان آمریکا و چین، هند و پاکستان از چه جایگاهی برخوردارند؟
در سایۀ جنگ با عراق، افزایش تنش‌ها با ایران و احتمال رویارویی نظامی ایالات متحده با کرۀ شمالی، نادیده انگاشتن شکل‌گیری مؤسسۀ نظریه‌پردازی دیگری در واشنگتن آسان به نظر می‌سد اما مؤسسه جدید‌التاسیس خط‌مشی استراتژیک که به طور مشترک توسط هند و ایالات متحده تاسیس شده، مؤسسه‌ای است که باید مورد توجه خاص قرار گیرد.
پرداختن به فعالیت این مؤسسه می‌تواند به آشکارسازی هدف بعدی آمریکا یعنی مهار چین کمک کند.
این مؤسسه که از زیرشاخه‌های مرکز راست‌گرای افراطی خط‌مشی امنیتی است، نتیجه دیدارهای محرمانه و بی‌سروصدای مقامات دو طرف و مانورهای مشترک نظامی ارتش آمریکا و هند است. در ماه می سال گذشتۀ میلادی داگلاس فیث، معاون وزیر دفاع در امور خط‌مشی دفاعی و یکی از جنگ‌طلب‌ترین اعضای وزارت دفاع و محفل نزدیکان به دونالد رامسفلد، وزیر دفاع ایالات متحده میزبانی نشست گروه خط‌مشی دفاعی برای ترسیم استراتژی دفاعی مشترک بین هند و ایالات متحده را برعهده داشت.
بی‌شک این روابط با توجه به این که چینی‌ها گمان دارند هندی‌ها در حال تبانی با کاخ سفید برای مهار چین هستند، بعید است بهبود پیدا کند. تقریبا بلافاصله پس از آن‌که دولت بوش به قدرت رسید؛ جایگاه چین را از شریک استراتژیک در دولت کلینتون به رقیب استراتژیک تغییر داد. کمیسیون مرور روابط و وضعیت امنیتی چین و ایالات متحدۀ دولت بوش اعلام داشت که چین در راستای رقابت مستقیم با ایالات متحده در زمینۀ نفوذ در آسیا قرار گرفته و این که این روند در بدترین شرایط ممکن است به درگرفتن جنگ ختم شود. هنگامی که بوش سال گذشته کرۀ شمالی را در به کارگیری تسلیحات هسته‌ای تهدید کرد، همین تهدید را در مورد چین در صورت بروز جنگ بین چین و تایوان به کار برد.
به هر حال شرایط منطقه‌ای در جنوب آسیا بعد از حادثۀ 11 سپتامبر و عمده شدن مبارزه با تروریسم ناشی از طالبان افغانستان و سازمان القاعده و اشغال افغانستان به وسیله ارتش‌های غربی و حذف طالبان از قدرت باعث شده است که پاکستان در محاسبات خاص آمریکا از جایگاه گذشته برخوردار نباشد. این وضعیت در سیاست‌ها و محاسبات هند نیز مدنظر قرار گرفته است.
در چارچوب شکل‌گیری همین معادلات جدید هند با وجود ارتباطات گستردۀ اقتصادی با ایران، در منازعه این کشور پیرامون پروژۀ هسته‌ای‌اش دو بار به قطعنامه‌های شورای حکام انرژی اتمی رای مثبت داد و ایران نیز در پاسخ ابراز تاسف عمیق خود را از رای هند در میان 32 کشوری که به قطعنامۀ شورای حکام رای مثبت داده بودند، مطرح کرد. در جریان پیش رو سطح تعاملات دو کشور (هند و آمریکا) از عقد اخوت و برادری گذشته است. این بازی برادرانه چنان گرم شده است که شیر مادر را با یکدیگر نصف می‌کنند. بر همین اساس کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجۀ آمریکا، طی سفر اخیرش به هند، از تمایل کشورش برای کمک به هند و تبدیل این کشور به یک «قدرت بزرگ جهانی» حرف زد. به دنبال این اقدام نخست‌وزیر چین نیز با وعدۀ کمک استراتژیک به هند سفر کرد. عوامل متعددی وجود دارد که باعث شده هند در سال‌های اخیر به بازیگری مهم در جهان تبدیل شود. چین و آمریکا برای تحقق اهداف ژئوپلتیک خود به این کشور نظر دارند و با یکدیگر رقابت می‌کنند. هند و چین در زمینۀ انرژی با یکدیگر همکاری‌های زیادی دارند. میدان نفتی یادآوران در ایران یک نمونه از این همکاری‌هاست. مساله‌ای که روابط چین و هند را پیچیده می‌کند، روابط هند با همسایگانش است که از این منظر، پاکستان بزرگ‌ترین تهدید برای چین در رابطه‌اش با هند به حساب می‌آید.
رشد سریع اقتصادهای چین و هند تاثیر قابل توجهی بر بازارهای انرژی در سراسر دنیا دارد.
برای تضمین ادامه این رشد هر دوی این کشورها باید به دنبال منابع انرژی در خارج از کشورهایشان باشند، آن هم در شرایطی که رقابت شدید بر سر منابع جدید انرژی روز‌به‌روز در جهان جدی‌تر می‌شود.
وزیر خارجۀ آمریکا در دیدار خود از هند هم‌چنین تمایل واشنگتن برای کمک به این کشور و تبدیل شدن آن به یک «قدرت بزرگ جهانی» بسیار حرف زد. ون جیابائو، نخست‌وزیر چین بلافاصله بعد از رایس، با وعدۀ همکاری استراتژیک میان دو کشور از پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا، به دهلی رفت. هند اکنون مورد توجه قدرت‌های بزرگ در صحنۀ سیاست آسیا قرار گرفته است.
چین و آمریکا برای تحقق منافع خود در معادلات پیچیده ژئوپلتیک و پخش انرژی آسیا، به دهلی نو توجه نشان داده‌اند. اگرچه بعد از 11 سپتامبر، واشنگتن با پاکستان هم‌پیمان شده و از این کشور حمایت بسیاری می‌کند، اما اهمیت بالقوۀ ویژه‌ای را برای هند به عنوان اهرمی در مقابل گسترش نفوذ چین، قایل است. پکن، دهلی را رقیب جدی برای منابع انرژی و مانعی برای استراتژی «ظهور مسالمت‌آمیز» خود می‌داند و به همین دلیل تلاش می‌کند هند را به گستر‌ۀ نفوذ خود بکشاند تا این موانع برطرف شود.
از سوی دیگر اختلافات مرزی هند و پاکستان و رابطۀ نه‌چندان مطلوب این کشور با همسایگانش ممکن است در آینده این زمینه را ایجاد کند که تلاش‌های آمریکا و چین برای بهبود روابط با هند به نتیجه مطلوب نرسد. هند در رویکرد بین‌المللی خود بیشتر در پی تقویت جایگاهش به عنوان یک قدرت نظامی ـ اقتصادی و مستقل از نفوذ واشنگتن و پکن بوده است. به همین دلیل می‌توان گفت موانع بسیاری وجود دارد که این کشورها را از رسیدن به اهدافشان در ارتباط سه جانبه باز می‌دارد.
در سطح تعاملات جهانی، صورت‌بندی روابط کشورها از شاخص‌ها و ارزش‌های ثابتی تبعیت نمی‌کند. تنها می‌توان گفت: «بازی ادامه دارد.» در همین راستا آزمایش‌های هسته‌ای هند و پاکستان محکوم می‌شود و چندی بعد ناز آن کشیده می‌شود، چنان که یکی از تحلیل‌گران می‌گوید: «مساله این است که اگر آمریکا بدون کسب موافقت سایر کشورهای مهم [در جهت اجرای این توافقنامه] پیش رود، خطر سقوط و فروپاشی نظام قوانین منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای وجود دارد.»
اما به نظر می‌رسد اهمیت هند در استراتژی امنیت ملی آمریکا به اندازه‌ای هست که این کشور حاضر به پذیرش چنین هزینه‌هایی نیز باشد.
در مجموع می‌توان گفت که روابط دو کشور به لحاظ استراتژیک تا آینده‌ای قابل پیش‌بینی رو به گسترش و تعمیق خواهد بود، زیرا این دو کشور اولاً اختلاف نظر اساسی در نگاه به نظم بین‌المللی ندارند و ثانیاً همان‌گونه که شیهام‌ ساران، وزیر امور خارجه هند در سخنرانی خود در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (GSIS) آمریکا گفته است از زمینه‌های مشترک مهمی برای مشارکت استراتژیک برخوردارند. این زمینه‌های مشترک عبارتند از:
1- تبادل نظر و همکاری پیرامون چالش‌های استراتژیک پیش رو که مهم‌ترین آن‌ها خیزش چین و نیز تروریسم است.
2- همکاری‌های اقتصادی که با توجه به رشد سریع اقتصادی هند و حرکت آن به سمت اقتصاد دانش محور، زمینه‌های آن روز به روز گسترده‌تر می‌شود.
3- قابلیت‌های نظامی هند که می‌تواند در جهت منافع مشترک و برخورد با چالش‌‌های استراتژیک به کار گرفته شود.
پذیرش هند به عنوان قدرت هسته‌ای مسؤول در سفر اخیر سینگ به آمریکا از سوی این کشور را می‌توان در راستای همین استراتژی ارزیابی کرد. پذیرش هند به عنوان قدرت هسته‌ای مسؤول درحالی که این کشور به NPT پایبندی ندارد، آمریکا را با تناقض مواجه کرده و خطر فروپاشی رژیم منع تکثیر سلاح‌های هسته‌ای را جدی‌تر می‌کند. زیرا این رفتار آمریکا نشان می‌دهد که به کارگیری استانداردهای دوگانه در قبال کشورهای مختلف در صورتی که در جهت منافع باشد،‌ پذیرفتنی است و در این راه حتی خطر فروپاشی رژیم‌های بین‌المللی نیز چندان اهمیتی ندارد. به این لحاظ آمریکا منافع استراتژیک خود را در تقویت هرچه بیشتر هند می‌یابد. در واقع «گسترۀ این موافقتنامه [موافقتنامه هسته‌ای]» بیش از آن‌چه انتظار می‌رفت، گسترده است. توافقنامۀ یادشده ممنوعیت فروش فن‌آوری هسته‌ای غیرنظامی را لغو می‌کند و امکان دستیابی هند به سوخت هسته‌ای از آمریکا و سایر عرضه‌کنندگان را فراهم می‌سازد.
با توجه به درک این شکل از تعاملات و مناسبات بین‌المللی حفاری ویرانۀ قدرت، ما را به گنج نخواهد رساند. گنج در تعامل صحیح با منابع قدرت بین‌المللی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات