فاضل شادمانی
از جمله ضرورتهای گسترش اسلام و راهکارهای پیشبرد ارزشهای آن پیکار با غیرمسلمانان براساس آیات مخصوص جهاد و بر مبنای تدبیر و عقلانیت شخص پیامبر اسلام(ص) بوده است. جهاد اگرچه ظاهری مشابه و شکلی نظیر نبردهای رایج در پیش از آن داشت، لکن از ماهیت و حقیقتی کاملا متضاد و متفاوت با آنها برخوردار بوده است. چه آنکه در جهاد، انگیزه و هدفی مقدس نهفته است که با یکی از دو سرانجام نیک فرجام قرین است. شهادت یا پیروزی.
در آیات متعددی از قرآن کریم، بر ضرورت و اهمیت جهاد بعنوان تکلیف و وظیفهای بس خطیر، مقام و منزلت معنوی و اجر و پاداش اخروی مجاهدان و برتری جهادکنندگان بر نشستگان تصریح و تاکید شده است. اصولا میتوان دو شق از جهاد را از حیث وضعیت و موقعیت جهادکنندگان فرض نمود. نخست همان جهاد تهاجمی است که در صدر اسلام موارد کثیری از آن به منظور گسترش مرزهای اسلامی و تبلیغ ارزشهای توحیدی صورت گرفت. شق دوم را میتوان به نوعی جهاد تدافعی دانست که در مقام مقابله با تعرض و تهاجم دشمن صورت میگیرد در هر دو مورد، انگیزهای الهی و هدفی غیرمادی و متفاوت از اهداف و انگیزههای نیروهای دیگر قرار دارد که درصدد نتیجهای موثر و در جهت انجام وظیفه و رساندن پیام اسلام و یا سد نفوذ دشمنان و کوتاه کردن دست آنان از قلمرو ارزشها و مرزهای اسلامی است. اکنون بعد از این مقدمه، به طرح سوالاتی میپردازیم که حتیالامکان در این مجال و مقال به آن پاسخ داده خواهد شد و پاسخهای تکمیلی و نهایی را به عهده خوانندگان خواهیم گذاشت تا با کنکاشی افزونتر و دقیقتر به نتایج مطلوبتری برسند. و اما چند سوال:
1- فریضه جهاد در دورههایی مصداق عینی مییافت که دوران نبردهای تنبهتن و یا در قرون اخیر عصر جنگهای گرم با تسلیحات نظامی بوده است. در عصر حاضر که روزگار سلطه افکار و فرهنگها بر ملتها و زمان بهرهبرداری از مولفههایی چون قلم، فکر و ذهن است و پیشرفت روزافزون وسایل ارتباط جمعی و گسترش ارتباطات و ابزارهای الکترونیکی فضای جدیدی را ایجاد کرده است، آیا مفهوم «جهاد» هنوز مصداقی به معنای اولیه خود دارد؟ آیا میتوان بازتعریفی از «جهاد» متناسب با عصر حاضر و به مقتضای محیط جدید پیرامون داشت؟ آیا تکلیفی بعنوان «فریضه جهاد» در دنیای کنونی که موضوعیتی برای اسب و شمشیر و بتدریج سلاحهای آتشین وجود ندارد، بر دوش مسلمانان است؟ و سوالات بیشمار دیگری که هر محققی را وادار میکند تا نگرشی نو بر مفهوم «جهاد» داشته باشد و سرانجام بینشی جدید در این خصوص بدست آورد.
براساس منطق عقلی، تکامل فکر جمعی و توسعه دستاوردهای بشری، بدیهی است که ضمن ثابت ماندن اصل فریضه جهاد بعنوان یک استراتژی پایدار و کارساز، تاکتیکها و روشهای آن دگرگون خواهد شد. بعبارت دیگر جهاد از آن حیث که فریضهای الهی، وظیفهای دینی و ارزشی اسلامی است. همچنان موضوعیت خود را حفظ میکند و انگیزهها، اهداف و احکام فردی و اجتماعی مربوط به آن پا برجا خواهد ماند. اما، مکانیزمهای اعمال و انجام آن به فراخور تغییر در سبک زندگی انسانها و مشی جمعی جوامع، و تنوع در شیوه تعاملات زندگی اجتماعی انسانها متفاوت است. از این رهگذر نتیجه و فلسفه جهاد همچنان بصورت اولیه خود باقی میماند. با اندک تاملی در آیه «و اعدموالهم ما استعطتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» (انفال/60) دلالت و صراحت قرآن کریم بر سخن فوق آشکار میشود. اهل فن و ادب آگاهند که نکره آمدن واژه «قوة» در این آیه به معنای (نیرویی) حاکی از وجود نکتهای ظریف و آموزنده است که در هر عصر و زمانی بنابر مقتضیات آن، لازم است تا مسلمانان ضمن فراگیری علوم و به دستآوردن فنون روز، توانایی تجهیز و برخورداری از جدیدترین ابزارها را داشته باشند، تا توان رویارویی با دشمن را در خود احساس کرده و یا با ایجاد بازدارندگی، اجازه ندهند تا طرف مقابل با حربهای تو و خارج از دسترسی و حیطه ذهن و دانش مسلمین، به آنان تعرض نماید یا راه را در جهت سلطه و برتری بر آنان همواره سازد. و صد البته که براساس نص صریح قرآن کریم در آیه مشهور «بقی سبیل» که فرموده است: «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا.» (نساء/141) خداوند هیچ راه و روزنهای را برای سلطه و برتری کافران بر مسلمانان قرار نمیدهد. نکته مهم در این خصوص همانا نقش سرنوشتساز و تاثیر نهایی مسلمانان در ممانعت از ایجاد بستر لازم و مناسب به نفع دشمن است تا آنان ضمن لحاظ مشیت و اراده الهی، اختیار، تحرک و اهتمام برای آشنایی و شناخت حربههای نوین و فنون مورد استفاده دشمن، عملا راه را به منظور عدم تحقق این سلطه سد نمایند. در اینجاست که اهمیت سفارشهای موکد پیامبر اسلام(ص) پیرامون ضرورت دانشاندوزی و فراگیری علوم و فنون در هر زمان و مکانی هویدا میشود. در واقع حضرتش، دریچهای از معرفت و عقلانیت را به روی مسلمانان میگشاید که به موجب آن هر فرد مسلمانی برای اینکه جسم، روح، ذهن و ایمان خود را همیشه از خطرات بیرونی دشمن و هوسهای درونی نفس، مصون بدارد، لاجرم خود را نیازمند بهرهبرداری از دستاوردهای عقل جمعی بشر و برخورداری از علم و فن روز میبیند.
در دنیای امروز اگرچه هنوز رویاروییهای نظامی و مواجهههای تسلیحاتی گرم و خونین، موضوعیت و کارآمدی خود را حفظ کرده است اما تردیدی نیست که با گسترش ارتباطات و ایجاد وسایل مدرن ارتباط جمعی، ابزارهای نوینی پدید آمده است که در جهت عینیت بخشیدن به اهدافی به کار میرود که در قرون گذشته با شمشیر و منجنیق و بعدها با تفنگ و موشک و بمب دنبال میشد و میشود. اما امروز دشمن راههای سلطه و برتری خود بر مسلمانان و تحدید اسلام را از رویکردهای نظامی میدانهای سخت به ابزارهای فرهنگی، ارزشی، علمی و نرم مبدل ساخته است. به دیگر سخن قلم به جای تفنگ، فرهنگ به جای تسلیحات و پویایی و خلاقیت ذهن به جای توانایی و قوت بازو ایفای نقش میکند.
در عصر حاضر وسایل ارتباطی نوین چون اینترنت، عرصه و میدان جدیدی را در رویارویی و چالش میان مسلمانان و غیرمسلمانان گشوده است. در حقیقت حریف، مسلح به سلاحی کاملا متفاوت از سلاحهای پیشین شده است. عدهای این مسئله را به مثابه تهدیدی برمیشمارند که مانند ابزاری قوی و مدرن از سوی دشمن برای تحقق سلطه و غلبه خود به کار میرود. در واقع از دیدگاه اینان فرهنگ اسلام و ارزشهای مسلمین در دنیای جدید و در عصر ارتباطات و اینترنت با چالشی بس عظیم و غیرقابل دفاع و مقابله مواجه است. زیرا حریف با حملهای هدفمند و برنامهریزی شده به ارزشهای اسلامی و اصول دینی از طریق ایجاد سایتهای مربوطه و با بهرهگیری از جدیدترین و جذابترین ترفندهای روانشناسانه و جامعهشناسانه سعی در گسترش مفاهیم و ارزشهای غربی و کمرنگ ساختن اسلام و ایجاد محدودیت برای آن و آفریدن ذهنیتی منفی در کاربران نسبت به آن دارد. اصطلاح «شبیخون فرهنگی» حقا مناسب این خدشهاندازیهای ناشیانه و شبههپراکنیهای مغرضانه نسبت به مفاهیم دینی است که شبیخونی شوم، خزنده و خطرناک را ترسیم مینماید.
برخی دیگر نسبت به این قضیه، نگرش بدبینانه و تنگنظرانه را کنار گذاشته و معتقدند اگرچه پیشرفت تکنولوژی و ایجاد ابزارهای نوین که صنعت آن به طور تقریبا کامل در کنترل غرب میباشد، تهدیدات و چالشهایی را متوجه فرهنگ اسلام و ارزشهای دینی خواهد ساخت، اما به نوبه خود، فرصتی را نیز فراهم میسازد تا جهان اسلام و کاربران مسلمان هم با تهیه و پردازش برنامهها و نرمافزارهای مناسب، محتوایی در راستای ارزشهای ایدئولوژی اسلامی در قالب و ظرف تکنولوژی غرب جاری سازند. به عبارت دیگر اینترنت امکان اشاعه آموزههای اسلامی را با سرعتی مضاعف و کارآیی غیرقابل قیاس با گذشته فراهم نموده است. در گذشته اگر به منظور تبلیغ دین و یا تعلیم آموزههای اسلام، گروهها و افرادی در قالب مهاجرت یا مأموریت دچار رنج سفر میشدند و تازه معلوم نبود تا چه میزان در ایفای وظیفه خود، مقرون به موفقیت هستند، امروزه با شیوههای جدید و برنامهریزی بیمشقت و با ضریب احتمال تاثیر چند برابر، میتوان پیام اسلام را در کوتاهترین زمان ممکن و در هر کمیت و کیفیتی به سراسر عالم فرستاد. بنابراین میتوان با بهرهگیری از ابزار روز و اینترنت، به هر دو شق از جهاد عمل نمود. هم به مقابله با شبههها و خدشههای پردازش شده از سوی حریف با همان شیوه پاسخ داد و نوعی جهاد تدافعی موثر به انجام رساند و هم با حالتی تهاجمی و اقدام اولیه، مفاهیم و ارزشهای اسلام ناب محمدی (ص) را به اقصی نقاط عالم ارسال کرد. که در این صورت جهادی عالمانه، فنی و آگاهانه و با شناخت و فراگیری دانش روز خواهد بود و عدهای از آن به «جهاد الکترونیک» تعبیر کردهاند. که مبین انجام وظیفه و ادای تکلیف هر فرد مسلمان در جهاد و مجاهدت با دشمن به وسیله ابزارهای عصر حاضر «وسایل الکترونیکی» است. این معنا مورد تأکید و تأیید شارع مقدس در قرآن کریم نیز میباشد. آنجا که میفرماید: «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به» (نحل/126) (اگر کسی بر شما مسلمانان ستمی روا داشت، همچون آن ستم با او مقابله به مثل کنید.) به نظر نگارنده روشنترین مصداق و برداشت از واژه «مثل» در این آیه همان روش اعمال آن ستم میباشد که از سوی دشمن بکار رفته است سخن گفتن از جهاد با چنین عبارات و واژههایی راهگشا است که از مفهوم «جهاد»، ارزشی همیشگی و همهجا بوجود آورده است.
شاید امورز عینیترین مصداق در مورد «جهاد الکترونیک» را بتوان در مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغالگران صهیونیست شاهد بود. اگرچه مجاهدان مظلوم سرزمین قدس، در یک نبرد به شدت نابرابر با دشمن مجهز به پیشرفتهترین ابزارهای نظامی و رسانهای، در دفاع از سرزمین و استیفای حقوق حقه خود میجنگند، اما چندسالی است که شیوهای نوین از جهاد حق طلبانه در انتفاضه آغاز گشته که بهتدریج منجر به شکلگیری جریانی جدید به نام «اینتر-فاضه» شده است. در واقع مجاهدان و مبارزان فلسطینی به مدد اینترنت و با حمله به سایتهای رژیم صهیونیستی و محو اطلاعات آنها، توانستهاند اشغالگران را تا حدودی مستأصل سازند تا از این رهگذر، در کنار مقاومت مسلحانه، از جهاد الکترونیکی نیز بهره برده باشند. بعلاوه آنها از طریق ماهواره و اینترنت، برای نشر افکار خود، جذب طرفداران جدید و معطوف ساختن افکار عمومی دنیا به حقانیت مردم فلسطین تلاشهای فراوان کردهاند. در اینباره، بهرهبرداری مناسب از تلویزیون ماهوارهای الجزایر، انتفاضه فلسطین را به جریانی منطقهای و جهانی تبدیل نموده است الجزیره در تمام صحنههای درگیری حضور داشت و آن را برای بینندگان و مخاطبان خود در سراسر منطقه و جهان به تصویر کشید و موجب برپایی تظاهرات عظیم مردمی در سراسر کشورهای عربی در حمایت از فلسطین شد. که این خود بیانگر تفاوت چشمگیر میان انتفاضه سال 2000 و انتفاضه 1987 بود. مبارزان فلسطین به این باور رسیدهاند که جنگ الکترونیکی یکی از راههای مقابله با دشمن در مسیر متقاعد کردن افکار عمومی جهان به حقانیت فلسطینیها است بعلاوه این جنگ هزینه چندانی نیز ندارد. در واقع آغاز انتفاضه دوم، همراه با از کارانداختن بسیاری از سایتهای اسرائیلی در شبکه اینترنت بود. در هفتههای نخستین اینتر-فاضه، 246 سایت اسرائیلی و 24 سایت فلسطینی، هدف حملات متقابل قرار گرفت و تمامی اطلاعات موجود در آنها نابود شد. از طرفی، اسرائیلیها به سایت حزبالله فلسطین نفوذ کرده و از بازدیدکنندگان با پرچم اسرائیل و سرود ملی آن (تیکوا) استقبال کردند. حزبالله نیز متقابلا سایت رسمی کنست، دفتر نخستوزیری و وزارت خارجه اسرائیل را برای مدت طولانی از کار انداخت.
جنگ الکترونیکی میتواند چراغهای راهنمایی، اطلاعات بازار بورس، سایتهای بانکی، سیستمهای کنترل فضایی را از کار بیندازد و در عرصههای مالی و آموزشی اخلال ایجاد کند. همچنین تهیه ویروسهای رایانهای نه تنها میتواند به دستگاههای رایانهای دو طرف درگیر، بلکه به دستگاههای رایانهای سراسر جهان آسیب برساند. لذا اسرائیل خطر را احساس کرده و برای مقابله با آن تاکنون همایشهای متعددی برگزار کرده است. در همایشی که تحت عنوان «جنگ کاربران، جنگ قلبها» توسط دانشگاه بنگوریون برگزار شد، اعلام گردید که مسلمانان، استراتژی «جهاد الکترونیکی» را تدوین کرده و با ایجاد یک جامعه اسلامی طرفهای مختلف در جهان اسلام را به یکدیگر مرتبط ساخته، مسلمانان را متحد میسازند. از سوی دیگر خشونتهایی که توسط اسرائیل علیه فلسطین اعمال میشد، از شبکههای ماهوارهای مختلف پخش شده و دیگران را به شرکت در این جنگ (الکترونیکی) تشویق میکند.(1) بار دیگر نکته اصلی این مقال را یادآور میشویم که رویارویی امروز اسلام و غرب، رویارویی قلمها، مغزها و فکرهاست. اگر رقابت و منازعه دیروز آمریکا و شوروی سابق با سلاحهای اتمی بلااستفاده را جنگ سرد مینامند و استفاده از سلاح و مهمات خونآور را جنگ گرم میگویند، بیهوده نگفتهایم چنانچه جنگ امروز را با وصفی که گذشت، «جنگ نرم» بدانیم و بنامیم.
سخن را با کلام نورانی حضرت سبحان در کتاب تبیان، حسن ختام میبخشیم، آنجا که مسلمانان را وعده و مژده میدهد، «شما برترید، اگر اهل ایمان باشید. پس سستی بر خود راه ندهید و اندوهگین مباشید.» حقا که این کلام امیدبخش و نشاطانگیز، به مثابه چراغ پرفروغی است در این مسیر ظلمانی که سیل شبهات تردیدها در آن روانه شده است و البته که هیچ سدی چون ایمان و علم را یارای ایستادگی در مقابل آن نخواهد بود.