مهدی قنواتی
به باور بسیاری پدیده شوم جنگ در کنار تمام بدیها و تاثیرات سویی که دارد میتواند محملی برای زایش تواناییها، ایجاد ظرفیتها و... باشد. از این رو پس از جنگ جهانی دوم، اربابان جنگ داعیهداران صلح شدند. مجموعهای از تلاشها و رایزنیها را آغاز کردند تا به راهحلی مناسب برای استقرار صلح در جهان جنگزده دست یابند. امضای اعلامیههای بینالمتحدین، آتلانتیک، ملل متحد و کنفرانسهای مسکو، تهران، دمبارتن اوکس، یالتا و سانفرانسیسکو تنها نامهایی از مجموعه اقداماتی است که اربابان جنگ آمریکا، انگلیس و شوروی انجام دادند تا به توافقی در بین خود برای حدود و ضوابط سازمان یا نهادهای تامینکننده صلح در جهان دست یابند.
غایت تلاشها آن شد که در سال 1945 و پس آنکه کشورهای شرکتکننده در کنفرانس سانفرانسیسکو منشور سازمان ملل را به تصویب نهادهای قانونگذار خود رساندند؛ سازمان ملل متحد پا به عرصه سیاست نهاد. در سال 1946 اولین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در لندن برگزار شد. در این اجلاس «پل هانری اسپاک» از بلژیک به عنوان رئیس موقت مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب و «تریگو هالوران لی» وزیر امور خارجه نروژ به سمت دبیر کلی سازمان ملل برگزیده شد. در کنار آمریکا، انگلیس، شوروی، چین و فرانسه اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و دارندگان حق وتو بودند؛ مصر، مکزیک، هلند، استرالیا، برزیل، لهستان هم اعضای غیردایم شورای امنیت سازمان ملل شدند.
اولین پروندهای که روی سفیر شورای امنیت قرار گرفت، پرونده ایران بود. در پی اشغال ایران در جنگ جهانی دوم از سوی آمریکا، انگلیس و شوروی، کشور شوروی پس از پایان مدت معین خروج نیروهایش از ایران، از مبادرت به این امر امتناع میورزید. از این رو دولت وقت ایران در سال 1324 یعنی دولت حکیمی به حسن تقیزاده سفیر ایران در انگلیس دستور داد شکایت ایران را در مجمع عمومی ملل متحد که در لندن برگزار میشد مطرح نماید.
پس از طرح شکایت ایران؛ اولین چالش مهم سازمان ملل با قدرتهای جهانی آغاز شد. شوروی اگرچه در تاسیس این نهاد بینالمللی برای استقرار صلح نقش داشت اما قرار نبود سیاستها و برنامههای خود را تابع تصمیمگیریهای این نهاد کند به عبارتی دیگر شوروی حاضر نبود منافع خود را فدای امنیت و صلح در جهان کند. این چالش اولیه بین سازمان ملل و ابرقدرتها هنوز باقی است و سازمان ملل توانایی بر هم زدن این چالش را نداشته و ندارد و از این رو تابع قدرتهاست و قدرتها همچنان بر طبل منافع خود میکوبند تا منافع ملل. پس از طرح دعوای ایران؛ نماینده شوروی در شورای امنیت شروع به موضعگیری علیه شورا و تهدید آن نمود و به صراحت اعلام داشت تابع رای شورا نخواهد بود و همینگونه هم شد. دبیر کل وقت سازمان ملل تریگولی هم علاقهای به طرح این موضوع در شورای امنیت نداشت و راهحل مذاکره طرفین را برای حل مساله ایران و شوروی مناسب میدانستند. احتمالا این دیدگاه دبیر کل ناشی از عدم توانایی سازمان ملل برای رفتار فعالانه جهت حل این اختلاف بود.
سرانجام اشغال شمال ایران توسط شورای پایان یافت. اما در این زمینه نقشی بر عهده سازمان ملل نبود. سیاستهای پشت پرده آمریکا و توافقهای ایران و شوروی برای اخذ برخی منابع و منافع توسط شوروی در ایران از علل اصلی پایان حضور نیروهای شوروی در ایران بود. پس از این توافقات نماینده ایران در شورای امنیت شکوائیه خود را از شورا علیه شوروی پس گرفت تا ماجرای اولیه پرونده شورای امنیت خاتمه یابد.