*سفر رهبران حماس به کشورهای منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟
** به نظر میرسد که این سفرها دارای دو جنبه اقتصادی و سیاسی است. سفر هیات حماس به عربستان سعودی، ادامه سفر این هیات به کشورهایی مانند ایران، مصر و ترکیه است که با سفر به یمن، کویت، بحرین، مالزی و اندنزی کامل خواهد شد.
جنبه سیاسی این سفر بر این نکته معطوف است که اولا عربستان سعودی حمایت بیشتری از جنبش حماس در عرصه منطقهای و بینالملی به عمل آورد.
از سوی دیگر با توجه با این که عربستانیها رابطه خوبی با ابومازن داشته و همچنین نفوذ گسترهای در سازمان فتح دارند؛ بر این اساس، حماس تلاش دارد تا با عنایت به این رابطه و نفوذ، مقامات ریاض را به میانجیگری بین آنها با سازمان فتح و ایجاد تسهیل در راه تشکیل دولت ائتلافی فلسطین، ترغیب نماید.
اما از جنبه اقتصادی باید توجه کرد که عربستان بزرگترین کشور کمک کننده به اقتصاد فلسطین است.
در سفر اخیر رایس به منطقه و از جمله به صربستان سعودی، مقامات این کشور تاکید کردند که همچنان ماهانه 15 میلیون دلار برای دولت و مردم فلسطین خواهند فرستاد. هم اکنون رژیم صهیونیستی گذرگاه اصلی غزه را مسدود کرده و به این خاط ورود و خروج میتواند کمک موثری برای این جنبش در عرصه کشورداری باشد و هم این که با طرح اسرائیل مبنی بر به زانو درآوردن حماس از نظر اقتصادی مقابله نماید، هر چند که انزوای سیاسی حماس، از دیگر دستورات کاری رژیم صهیونیستی به شمار میرود.
البته گفته میشود که رهبران جنبش حماس در دیدار خود از عربستان، به فلسطینیان مقیم این کشور پیشنهاد خواهد کرد که میزان سرمایهگذاری خود را اراضی اشتغالی را افزایش دهند.
* آیا سفرهای هیات حماس به کشورهای منطقه و رایزنی با مقامات آنان میتواند به ایجاد یک جبهه حمایت منطقهای با هدف استیفای حقوق فلسطینیان منجر شود؟
** البته عربستانیها طرحی را در سالهای گذشته مطرح کردند که به نام طرح امیرعبدالله معروف شد که در اجلاس سران عرب در سال 2002 در بیروت به تصویب رسید و طبق آن مقرر شد که همه کشورهای عربی، در صورتی اسرائیل را به رسمیت شناسند که از همه اراضی اشغالی سال 1967 خارج شوند، مشکل آوارگان فلسطینی نیز مرتفع گردد. تکلف بیتالمقدس به عنوان پایتخت فلسطین مشخص شود و همچنین شهرکهای اسرائیلی برچیده شود.
طرح مذکور را قبل از همه، اسرائیلیها رد کردند و الان هم به نظر میرسد که جنبش حماس نیز با توجه به روابط حسنه خود با سعودیها از همین منطق پیروی کند که اسرائیلیها خواستار شناسایی کشور مستقل فلسطین شوند.
بنابراین باید به این نکته توجه کرد که پیروی حماس در یک فرایند کاملا دمکراتیک تحقق یافته که کشورهای غربی و خصوصا رئیس ناظران بینالمللی یعنی هنری کیسینجر بر صحت انتخابات تاکید کردهاند که این امر میتواند مجالی برابر تنفس آن دسته از کشورهای عربی و اسلامی باشد که در زمینه کمک به فلسطین تحت فشار آمریکا قرار دارند.
* آیا انعطاف موجود در گفتمان جدید رهبران حماس استراتژی است یا تاکتیک؟
** جنبش حماس تاکنون چندین بار تاکید کرده که اسرائیل را به رسمیت نخواهد شناخت. با این حال جناح مخالف با اپوزیسین بودن یک مقاله است و در موضع دولت و کشورداری مقوله دیگری است.
حماس در فصای کنونی ناچار است که به برخی معاهدات پایبند باشد، بدون این که به اصل عدم پذیرش اسرائیل خدشه وارد کند. روشن است که جلب حمایت های سیاسی کشورهای عربی و اسلامی کار چندان ساده ای نیست و همین امر موجب خواهد شد که حماس به نوعی نرمش در موانع علنی خود تن دهد.
البته برخی کارشناسان نگرانی اینگونه نرمش و انعطاف از سوی حماس هستند، اما باید پذیرفت که قرار نیست فلسطین یک شبهآزاد شود.
پس از انتفاضههایی که فلسطین رخ داده است که با انتفاضه مسجدالاقصی کامل شده است، اکنون وضعیت دیگری شکل گرفته که آن تشکیل دولت به دست اسلامگرایان است.
عقب نشینی اسرائیل از مرزهای سال 1967 مسلما در آیندهای نه چندان نزدیک رخ خواهد داد که البته این آزادی سرزمین فلسطین، تدریجی خواهد بود چرا که اسرائیل تحمل پذیرش کشور مستقل فلسطین ولو در اراضی سال 1967 را ندارد و از نظر امنیتی، عقیدتی و سیاسی تحمل ادامه موجودیت با چنین پدیده فلسطینی را نخواهد داشت.
صلیبیها چندین قرن بیتالمقدس را در اختیار داشته و سرانجام تن به عقبنشینی دادند. باید توجه داشت که روند آزادسازی، روند تدریجی است که این روند تاکتیکهای مرحلهای را میطلبد و این نگرانی وجود دارد که به استراتژی بدل شود.