رضا جلالی
شرایطی که به دنبال پایان جنگ سرد و فروپاشی نظام متصلب دوقطبی پدید آمده، سوالات زیادی را در روابط بینالملل ایجاد کرده است، که اندیشیدن در خصوص هریک از این سوالات برای ملتها ضرورتی اجتنابناپذیر میباشد. این که ماهیت و ساختار نظم نوین جهانی، وظیفه و کارکرد جدید سازمانهای منطقهای و بینالمللی، ماهیت و اشکالهمگرایی منطقهای و بینالمللی، روابط شمال-جنوب چه خواهد بود، کانونهای جدید قدرت چالشهای متناظر بر حاکمیت ملی در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و اجتماعی چالشهای رودرروی و منبعث از جهانیسازی نقش فرهنگها و تمدن و جنبشهای اجتماعی غیرمسلط غیرغربی و سوالاتی دیگر ابهاماتی هستند که ملل جهان به ویژه کشورهای ضعیف را با دشواریهای پیچیدهای در قرن بیستو یکم روبهرو کرده است.
در نظام بینالملل موجود مشاهده میشود که متعاقب شکلگیری قدرتهای منطقهای در گوشه و کنار جهان، به موازات سلطه اقتصادی آمریکا، سلطه امنیتی این کشور نیز به مبارزه خوانده شده است. آمریکا پس از دستیابی به نیروی اتم، از طریق سازمان انرژی اتمی، این فناوری را در انحصار خود درآورد. اما با توفیق دانشمندان شوروی سابق در حوزه مطالعات هستهای و دستیابی این کشور به انررژی اتمی، همه این ملاحظات در هم ریخت. در اینجا بود که به خاطر پارهای از ملاحظات امنیتی آمریکا، این فناوری به بعضی از کشورهای اروپایی (تحت عنوان «یورواتم») انتقال مییابد و از آن طرف نیز چین و اقمار بعدی شوروی به این عرصه وارد میشوند. در ادامه همین روند است که پاکستان از طریق چین و هند از طریق روسها به فناوری اولیه این حوزه دست مییابند. آمریکائیها پس از سازمان انرژی اتمی، معاهده منع ایجاد سلاحهای هستهای را مطرح میسازند که گذشته از مباحث جانبی خود این معاهده جهان را به دو طبقه تقسیم میکند. دارها و ندارها، همین امر زمینه فعالیتهای هستهای کشورهای دیگر را به نحوی فراهم میسازد. مسابقه هند و پاکستان درست در مرز این منطقه صورت پذیرفته است. از این رو هم میتوانیم بگوییم این مسابقه درون منطقه ما است. چون هم پاکستان همسایه ما میباشد و جزو منطقهای است که ما در آن زندگی میکنیم و هم به خاطر گستردگی هند و منازعاتی که با چین و بعضی جاهای دیگر دارد میتوانیم بگوییم این حادثه در سرحدات منطقه، اتفاق افتاده است.
به همین دلیل این حادثه با امنیت ملی ما مرتبط است. اول خود حادثه(مسابقه) را مقداری میشکافیم و بعد بررسی میکنیم که چگونه این ارتباط برقرار میشود؟
سابقه تلاشهای هستهای هند و پاکستان به دهه1960میرسد که هند اولین بمب اتمی خودش را آزمایش کرد. البته پاکستانیها زودتر شروع کرده بودند و اولین نیروگاه هستهای خودشان را با کمک کاناداییها در پاکستان تاسیس کردند.
ابتدا هند 3آزمایش انجام داد و بلافاصله پاکستان 5آزمایش انجام داد.
در ادامه هند دو آزمایش و پاکستان دو آزمایش دیگر انجام دادند. در مجموع12آزمایش هستهای در این منطقه صورت گرفته است که در نوع خود بسیار حساس و زیاد میباشد.
مبحثی که هماکنون مطرح میباشد این است که طرح موضوع ازمایشهای هستهای هند و پاکستان از منظر تحولات بینالمللی میتواند برای ما بسیار راهگشا باشد، با توجه به ساختار بینالمللی در فردای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مشاهده میشود که انتظار شکلگیری یک قطب واحد و تئوری یکجانبهگرایی آمریکا عملاً راه به جایی نبرده در عوض جهان شاهد شکلگیری قطبهای متعددی از قدرت در عرصههای بینالمللی و منطقهای میباشد. اکثر صاحبنظران معتقدند که وجود پنج شرط اساسی ذیل جهت ایجاد یک قطب حاکم برای تئوریزه شده طرح یکجانبهگرایی ضروری میباشد که عبارتند از: کنترل بر مواد خام، کنترل بر سرمایه، کنترل بر بازار، کنترل بر کالاهایی که ارزش افزوده بالایی دارند و سرانجام وجود یک ایدئولوژی مردم پسند . نظر به این ویژگیها معلوم میشود که حتی آمریکا نیز نمیتواند داعیه سلطه بلامنازع را داشته باشد بلکه آنچه عملاً رخ داده ظهور قطبهایی است که هریک دارای دو یا چند مورد از شروط سابقالذکر میباشند.
بررسی تحولات نظام بینالملل بیانگر این مطلب مهم است که همانگونه که نظام بینالملل در بعد اقتصادی به سوی منطقهای شدن پیش می رود در بعد امنیتی هم پروژه منطقهای شدن در حال تحقق است.
آزمایشهای هستهای هند و پاکستان نیز در همین چارچوب قابل طرح و بررسی میباشد. بدینصورت که قدرتهای سیطرهجوی منطقهای که تازه پا به عرصه وجود گذاردهاند سعی میکنند تا در قطب امنیتی، خود را نیرومند سازند.
در روزهای پایانی هفته گذشته مردمان هند و پاکستان در اعتراض به سفر جورجبوش رئیسجمهور آمریکا به این کشورها مخالفت خویش را ابراز داشتهاند.
گمان میرود کاسته شدن از ارزش استراتژیک پاکستان در پی تحکیم روابط استراتژیک هند با آمریکا موجب تقویت اسلامگرایان در منطقه شود.
به اعتقاد برخی ناظران در سیاستهای بوش یک وظیفه مشخص برای پاکستان تعیین شده و آن اتحاد و همپیمانی بین آمریکا و پاکستان فقط و فقط در مبارزه با مخالفان با آمریکا خلاصه میشود. در حالی که روابط استراتژیک بین هند و آمریکا بازهم در حال گسترش است. به گونهای که به نیروگاههای هستهای صلحآمیز و هواپیماهای پیشرفته هم رسیده است.
لذا به نظر میرسد که منطقهای شدن انرژی هستهای فرصت را برای کشورهای پرقدرتی چون ایران خواهد داد تا نسبت به در اختیار داشتن فناوری هستهای از هیچ کوششی فروگذاری نکند همچنان که پاکستان و هند کوتاهی نکردند و به اینجا رسیدند که قطب امنیتی منطقه محسوب شوند.
البته همه میدانیم که کشورهای هند و پاکستان معاهده NPT را هرگز امضا نکردند و حتی دارای بمب هستهای نیز میباشند با این حال مورد حمایت کشور آمریکا و کشورهای اروپا واقع شدهاند. لذا این پرسش جدی مطرح است که چرا ایران با اینکه عضو NPT محسوب میشود با مخالفت قدرتهای غربی واقع میشود، آیا این انحصارطلبی و یکجانبهگرایی آمریکائیها محسوب نمیشود؟