تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۵۰۶۳۴

دموکراسی‌خواهی ما و جنبش زنان


سهیلا وحدتی / دکترای برق و کامپیوتر از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا – برکلی و از فعالان جنبش زنان
هنگامی که در کشور نیاز به بهبود سیستم تلفن احساس می‌شود، مسئولان امر و متخصصین کشور پیشرفته‌ترین و جدیدترین سیستم تلفن و از جمله تلفن بی‌سیم را جست‌وجو کرده و در پی ساختن زیربنای لازم برای آن برمی‌آیند. البته این امر برای همه کاملا قابل درک و پذیرش است که این متخصصین به دنبال آخرین سیستم تلفن و تکنولوژی جدید در این زمینه باشند و خیلی تعجب می‌کردیم اگر جز این می‌بود و مثلا دنبال اولین تلفنی می‌رفتند که گراهام بل ساخته بود!
اما هنگامی که به دنبال دموکراسی هستیم، ابتدایی‌ترین و پایه‌ای‌ترین تعریف آن می‌گردیم و پیشرفت مفهوم دموکراسی را در دو سده‌ی اخیر نادیده می‌انگاریم. اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران ما به دنبال اولین نسخه‌های دموکراسی در جهان مدرن که مربوط به دویست سال پیش است؛ رفته‌اند و جایی برای زنان در دموکراسی نمی‌یابند و ما وانشی نشان نمی‌دهیم، در حالی که اگر بحث خرید سیستم تلفن و دستگاه مخابرات بود، همه‌ی ما در مقابل خرید تکنولوژی کهنه‌ی مربوط به چند دهه قبل، واکنش نشان می‌دادیم.
جنبش‌های اجتماعی در دو سده‌ی گذشته نه تنها آگاهی، بلکه همزمان وجدان جامعه‌ی جهانی را چنان رشد داده است که امروزه دموکراسی بدون مشارکت زنان متصور نیست. دموکراسی از مفهوم ابتدایی حقوق سیاسی برای همه‌ی شهروندان مذکر ثروتمند به مفهوم گسترده‌ی حقوق سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی برای شهروندان بدون هیچ‌گونه تبیعض بر اساس عقیده، جنس، زبان، ثروت، نژاد و دیگر ویژگی‌های فردی و اجتماعی رشدیافته است و بحث‌های جدید پیرامون دموکراسی بیشتر بر سر مدل‌های عملی برای پیاده کردن این مفهوم نوین است. بحث بر سر خود مفهوم دموکراسی تنها در جهت گسترش و همه‌گیرتر شدن آن حرکت می‌کند. به طور نمونه، امروزه مفهوم دموکراسی از دفاع از حقوق شهروندان کنونی فراتر رفته و حقوق شهروندان آینده را نیز دربر می‌گیرد و حفظ محیط زیست برای نسلهای آینده از مسایل مورد توجه در کشورهای دموکراتیک است.
اما در کشور‌های در حال توسعه، از جمله کشور ما که هنوز آگاهی و وجدان اجتماعی به اندازه کافی رشدنیافته است و تبعیض‌های گوناگون و حتی در برخی موارد قانونی است، درک از مفهوم دموکراسی بسیار ابتدایی بوده و دگرگونی کیفی آن در نظر گرفته نمی‌شود. در مقایسه با مثال سیستم تلفن، می‌توان گفت که گاه روشن‌فکران ما این مدل دموکراسی ابتدایی را که همان دستگاه ساخت آقای گراهام بل نزدیک‌تر است، خریدارند و به خود زحمت نمی‌دهند تا سیستم تلفن مدرن حاصل تکنولوژی جدید را در بازار پیدا کنند؛ چرا که یادگیری درباره‌ی مفهوم دموکراسی با فراگیری درباره‌ی شرایط ظهور دموکراسی و خواندن کلاسیکها در این زمینه آغاز می‌شود و روند رشد آن در دو سده‌ی پس از آن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.
اما واقعیت تاثیرگذاری این جنبش‌ها بر جامعه‌ی ما ضرورت درک مفهوم جدید دموکراسی را بر ما تحمیل می‌کند.
جنبش‌های اجتماعی که در غرب مفهوم دموکراسی را رشد داده و مرزهای جنس و عقیده و ثروت و زبان و بسیاری ویژگی‌های دیگر را در هم شکسته است، تاثیر فراوانی بر زندگی اجتماعی در همه‌ی کشورهای دنیا داشته و روندی بازگشت‌ناپذیر را رد همه‌ی جهان آغاز کرده است. از جمله‌ی این جنبش‌های اجتماعی، جنبش‌ زنان است که اکنون یکی از فراگیر‌ترین و قدرتمندترین حرکت‌های اجتماعی در سراسر جهان است. جنبش زنان نه تنها در عرصه‌ی عمل گام‌های چشم‌گیری داشته، بلکه پیشرفت آن در همین دوره‌ی کوتاه به حدی بوده که خوشبختانه امروزه جامعه بشری با آگاهی و جدان خویش پذیرفته است که دموکراسی بدون تحقق زنان امکان‌پذیر نیست زیرا که دموکراسی بر حقوق بشر استوار است و «حقوق زنان حقوق بشر است». از این رو، میزان مشارکت زنان در ساختار اجتماعی، شاخص میزان رشد دموکراسی در جامعه شناخته می‌شود. در همین راستا بسیاری از دولت‌ها، سازمان‌های غیردولتی و نهاد‌های بین‌المللی با صرف بودجه و تلاش فراوان برای بهبود وضعیت زنان تلاش می‌کنند.
رشد جهانی جنبش زنان را شاید بتوان از دو زاویه‌ی کلی مورد توجه قرار داد. یک؛ توجه به وضعیت زنان و شناخت مسایل زنان و تلاش برای بهبود وضعیت آنان. دو؛ افزایش میزان مشارکت زنان در همه‌ی ابعاد.
ساختار اجتماعی از سیاسی و اقتصادی گرفته تا فرهنگی و هنری. این دو عرصه مانند مرغ و تخم‌مرغ حلقه‌ای را می‌سازند که هر یک برای رشد دیگری لازم است. درک عمومی ما از دموکراسی به قدری ابتدایی است که توجه به هیج یک از این دو عرصه دارای اهمیت تلقی نمی‌شود. اکثریت قریب به اتفاق روشن‌فکران و فعالان سیاسی از درون حاکمیت گرفته تا لیوزیسیون خارج از کشور نیز استثنا نیستند.
اهل سیاست در کشور ما - از اقتدارگرایان گرفته تا اصلاح‌طلبان و دموکراسی‌خواهان و طیف‌های اپوزیسیون، هنوز جنبش زنان را جدی نمی‌گیرند و توجه به مسایل زنان، اکثرا برای حفظ ظاهر به منظور جلب آزادی سیاسی آنان است و حتی در عمل تعهدی در مقابل رای زنان احساس نمی‌شود. بدین مفهوم که اهل سیاست نه به مسایل و خواسته‌های زنان توجه نشان می‌دهند، نه برای مشارکت دادن زنان در سطوح مدیریت تمایل نشان می‌دهند. خواسته‌های زنان در مدل دموکراسی روشن‌فکران ما دارای کمترین اولویت در نظر گرفته می‌شوند و هر‌گاه مذاکره و چانه‌زنی جناح‌های گوناگون سیاسی در جریان است، حقوق زنان، اولین قربانی مذاکره است که بدون کمترین چانه‌زنی فدا می‌شود، عملکرد دولت آقای خاتمی نمونه‌ای از این دست است. ایشان در دوران ریاست جمهوری خود، نه وزیر زن انتخاب کرد، نه وزارت امور زنان تاسیس کردند و نه حتی زنان را به سطوح بالای مدیریت در دستگاه‌های دولتی ارتقا دادند. توجه به زنان از سوی دولت اصلاح‌طلب که تا حد بسیار چشم‌گیر، با رای زنان بر سر کار آمد، به بودجه‌ی ناچیز برای فعالیت‌های نمایشی مرکز امور مشارکت زنان خلاصه شد که مقام ریاست آن حافظ کلیه‌ی شئونات ظاهری اقتدارگرایان بود. بگذریم از این که متاسفانه حتی همان دست‌آورد‌های اندک دولت آقای خاتمی برای زنان پایدار نبود و با تغییر مدیریت دولتی در حال ناپدید شدن است.
امروز توجه اهل ادب و هنر به زنان جدی‌تر از توجه اهل سیاست است و این شاید از آن روست که زنان حضور خود را در عرصه‌ی ادبیات و هنر واقعیتی غیرقابل انکار ساخته‌اند. اما در عرصه‌ی سیاست هنوز نه زنان حضور جدی دارند، و نه این که حضور و مشارکت زنان یا مسایل آنان حتی از سوی دموکراسی‌خواهان جدی گرفته می شود. جنبش زنان خودجوش و فراگیر آغاز شده و از درون خانه و با دگرگونی ساختار خانواده به سوی تعریف ساختار جدید اجتماعی و هنجارهای نوین فرهنگی پیش می‌رود.
این جنبش به قدری گسترده و فراگیر است که قابل انسجام و رهبری‌پذیر نیست. گرچه رشد این جنبش پیگیر و مطمئن و بازگشت ناپذیر است، شرایط کنونی کشورمان و محدودیت‌های موجود، مانعی است که نمو سیاسی جنبش زنان را با تاخیر مواجه می‌سازد.
جنبش زنان با همه‌ی توان خود هنوز نمود سیاسی نیافته است، مبارزه‌ی عمده‌ی آن در صحنه‌ی اجتماعی است و اگر دارای خواسته‌های سیاسی است، اما نمایندگی سیاسی ندارد. در عین حال به جرات می‌توان گفت که جنبش زنان سنگرها‌یی را تاسخیر کرده که ضامن رشد حرکت دموکراسی‌خواهی است و به جرات می‌توان گفت که گروه‌ها و تشکیلات و افراد فعال سیاسی دموکراسی خواه هنوز نه تنها از درک واقعیت موجود و پتانسیل عظیم جنبش زنان غافل مانده‌اند، بلکه برای همسویی با این نیروی عظیم در آینده نیز به هیچ وجه آمادگی ندارند و متاسفانه بیم آن می‌رودکه اشتباهات گذشته در آینده نیز تکرار گردد. این نگرانی به چند دلیل جدی است، از جمله این که چنان چه اشاره شد فعالان سیاسی ما- از جوان گرفته تا باسابقه  – به مفهوم امروزین دموکراسی توجه ندارند و اهمیت توجه به حقوق زنان، نقش زنان در توسعه اقتصادی و سیاسی، جایگاه زنان در ساختکار جامعه‌ی دموکراتیک، تاثیر متقابل بهبود وضعیت زنان و توسعه، میزان تاثیرگذاری رشد این جنبش اجتماعی در حرکت‌های سیاسی آینده‌ی کشور را توجیه و پیش‌بینی نمی‌کنند. امروز در افت‌و‌خیز جنبش دموکراسی‌خواهی، جبهه‌های سیاسی شکل می‌گیرند و ائتلاف‌ها به بحث و مذاکره گذارده می‌شوند، اما در همه‌ی این معادلات سیاسی جای زنان خالی است، جای مشارکت و مدیریت زنان و نمایندگی سیاسی زنان کاملا خالی است، و نبود توجه به مسایل زنان و برنامه‌ی سیاسی برای بهبود وضعیت زنان آشکار است.
نکته‌ اساسی، که هم خوان با مفهوم واقعی دموکراسی است، این است که بدون مشارکت و حضور فعال زنان، جنبش دموکراسی‌خواهی در کشور ما پیروز نخواهد شد. این حقیقت را می‌توان از واقعیت جامعه‌ی امروز ایران نیز به روشنی براشت کرد. جنبش زنان با هر گام خود روند دموکراسی خواهی را به پیش می‌برد. اکنون وقت آن رسیده که بخش آگاه جنبش دموکراسی خواهی کشورمان نیز با توجه به ضرورت تحقق حقوق زنان و حضور فعال آنان در جامعه‌‌ی دموکراتیک، خواسته‌هایشان را مد نظر قرار داده و راه را برای مشارکت زنان هموار سازند؛ تا زنان و مردان هم دوش با یکدیگر زمینه‌های لازم را برای تحقق دموکراسی در کشورمان هموار سازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات