تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۵۰۶۴۷

جهانی‌شدن و قوم‌گرایی (بخش پایانی)


شجاع احمدوند
عمده‌ترین محور شکاف‌های اجتماعی به تناسب دوره‌های تاریخی گاهی بر مدار زبان چرخیده است و گاهی بر مدار مذهب، در مورد نخست، ساخت قدرت به گونه‌ای به توزیع قدرت پرداخته است که همه نخبگان حاکم از اصحاب زبان خاص بوده و متقابلا برخی زبان‌ها تحقیر شده‌اند. در همان حال، اصحاب مذاهب و ادیان مختلف در عالی‌ترین سطوح قدرت حضوری فعال داشته‌اند. اما در مورد دوم، در برخی دوره‌های تاریخی شکاف مذهبی برجسته شده و دو قطبی‌های مسلمان/ غیرمسلمان، شیعه / سنی و... وضعیت حاکم جامعه بوده و صرفا اصحاب مذاهبی خاص پست‌های مدیریتی را اشغال کرده‌اند. در این شرایط حساسیت‌های اجتماعی یا حکومتی عمدتا متوجه مذهب بوده، در حالی که زبان مساله مهمی تلقی نشده است.
قومیت کمتر به عنوان یک «مساله اجتماعی» مدنظر بوده است. اما با طرح این‌گونه مباحث از زبان برخی کاندیداهای ریاست جمهوری شکاف جدیدی در عرصه مناسبات اجتماعی باز خواهد کرد که قطعا طراحان آن بر ابعاد، زوایا و پیامدهای آن تامل کرده‌اند.
خصوصا در عصری که در پرتو جهانی شدن، تاسیس و تقویت هویت‌های عام و جهانشمول دغدغه اصلی متفکران اجتماعی است و باید همه اقلیت‌ها را در جهت تاسیس هویت بزرگ «ملت ایران» سوق داد، شاید طرح اینگونه مباحث بازگشتی به گذشته نیز محسوب شود.
ضمن آنکه بسیاری از متفکران معتقدند کل گروه‌های قومی موجود در چارچوب سرزمینی ایران را می‌توان تحت عنوان «قوم ایرانی» نامگذاری کرد. اما همین قوم ایرانی با توجه به گویش‌های زبانی و پراکندگی جغرافیایی‌اش (در دوران و بیرون مرزهای ایران کنونی) دارای چندین شاخه است که بر اساس گویش‌های زبانی عبارتند از: فارسی و تاجیک، بلوچ، کرد،گیل و دیلم و طیری، لارستانی و لر و ترک و عرب و چند شاخه کوچتر دیگر، اینها شاخه‌هی قوم ایرانی‌اند که هیچ کدامشان را به تنهایی نمی‌توان یک قو نامید. از این رو اصطلاحاتی همچون«قوم بلوچ»، «قوم کرد» و «قوم لر» اصطلاحات درستی نیستند.
3-6- جایگاه و نقش نخبگان در هنگامه ظهور شکاف‌های قومی بسیار کارساز و اثر گذار است.
نخبگانی که نگران منافع ملی هستند در این شرایط سعی می کنند با کم‌اهمیت جلوه دادن زمینه‌های شکاف اجتماعی، جامعه را به سوی وحدت ملی و انسجام اجتماعی سوق دهند.
شگفت اینجاست اگر نخبگان به جای ایفای این نقش در جهتی معکوس حرکت کنند و برخی اقوام یا اصحاب گویش‌های زبانی خاص را به سوی نوعی مرزبندی اجتماعی در درون جامعه سوق دهند.
مهمترین کار ویژه نخبگان تاکید بر مفهوم ملت و تلاش برای حفظ هویت ملی است. چرا که صرفنظر از مباحثی که در خصوص تعلق همه گویش‌ها یا قومیت‌ها به «ملت ایران» صورت گرفت، اساسا مفهوم ملت نیز چیزی جز مجموعه‌ای از اقوام که در درون مرزهای یک کشور معین زندگی می‌کنندو تابعیت مشترک دولت آن کشور را دارند نیست. با این تعریف، «ملت ایران» شامل همه اقوامی است که در ایرانند، تابعیت دولت ایران را دارند و «ایرانی» نامیده می‌شوند.
4-6- امید است همه گروه‌ها، احزاب و غعالان سیاسی در شرایطی که جهان به سوی هویت‌های جهانشمول حرکت می‌کند نه تنها هویت یک پارچه ایرانی را مورد تردید قرار ندهند. بلکه صیانت از «کلیت ایرانیت» را وجهه همت خود قرار داده و در شرایط زودگذار، ابواب جدیدی را بر روی هویت ایرانی باز نکنند که آثار زیانبار آن تا مدت‌ها گریبانگیر مردم ایران باشد. در انتها توجه به این نتیجه آماری نیز جالب توجه است که بر اساس یافته‌های طرح ملی پیمایش «ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» انجام شده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1382 در مقابل این پرسش که تا چه حد به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنید، 5/89 درصد پاسخ دهندگان گزینه زیاد، 2/6 درصد گزینه تا حدودی و 4/4 درصد گزینه کمی را انتخاب کرده‌اند. این بدان معناست که 100 درصد ایرانیان هر چند نه به یک اندازه، به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنند. این در حالی است که همین ایرانیان مطابق جدول ذیل متعلق به قومیت‌های مختلف هستند.
لذا شایسته است که با طرح مسائل ملی و نه قومی این احساس تعلق سراسری ایرانی را پاس بداریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات