الهه کولایی /عضو هیات علمی دانشگاه
حدود یک قرن از تلاش حقطلبانه زنان کارگر دو نیویورک برای دستیابی به شرایط انسانی کار میگذرد و در سراسر جهان این اعتراض با شکوه همه ساله در 8 مارس گرامی داشته میشود. زنان کارگر آمریکایی در پی اعتراض به شرایط غیرانسانی کار و بهرهگیری استثمارگرایانه سرمایهداری از ظرفیتهای انسانی آنان راهی را گشودند که مردان نیز پا به پای آنان برای تامین حقوق انسانی خود حرکت کردند. این یک واقعیت انکارناپذیر است که در طول تاریخ زنان با محرومیتها و ستمهای مضاعف روبهرو بودهاند.
در سراسر جهان تبعیض و ستم علیه زنان به صورتهای گوناگون و در حدود و میزان متفاوت همواره وجود داشته و دارد. در کشورهای اسلامی نیز علیرغم آموزههای بینظیر دین مبین اسلام در بزرگداشت و حرمت کرامت انسانی زنان و سیره رسول گرامی اسلام(ص) متاسفانه هنوز ستم و تبعیض و نقض حقوق انسانی زنان در جریان است.
هر سال گزارشهای تکاندهندهای از نقض حقوق انسانی زنان در سراسر جهان، به ویژه در کشورهای اسلامی منتشر میشود، که بیش از پیش ضرورت پرداختن به مسائل آنان و رفع تبعیض و محرومیت از آنان را برجسته میسازد.
بزرگداشت روز جهانی زن، پاسداشت کرامت و حقوق انسان است، چرا که زنان در میان آنان از ستمهای بیشمار رنج میبرند. زنان ایرانی نیز همانند دیگر زنان جهان در طول تاریخ بار ستم مضاعف را بر دوش کشیدهاند. آنها مانند مردان در عرصه عمومی ستمهای نظامیهای پدرسالارانه را متحمل شدهاند و هم در عرصه خصوصی رنجها و دردهای فراوان از بیتوجهی به حقوق انسانی خود را چشیدهاند.
این ستم مضاعف در آستانه انقلاب اسلامی، انتظار آن را ایجاد کرد که با بهرهگیری از الگوهای متعالی اسلامی، زنان ایرانی بتوانند به حقوق لگدمال شده خود دست یابند، به ویژه دیدگاههای امام خمینی(ره) برای رفع محرومیتهای تاریخی زنان بسیار نویدبخش و مسرتانگیز بود، او که میگفت «از دامن زن مرد به معراج میرود» و برای حضور همهجانبه اجتماعی زنان، ضرورت و نه جواز قائل بود.
علیرغم دیدگاههای ایشان آثار قرون متمادی روابط پدرسالار در عرصه عمومی و خصوصی شرایط برای دستیابی زنان ایرانی به حقوق حقه خود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز مردان را موظف به رعایت و برنامهریزی برای آن کرده است، فراهم نشده.
زنان به عنوان رایدهنده و ایجادکننده ساختار قدرت همواره نقش موثری ایفا کردند ولی آنگاه که سهمخواهی آنان در قدرت سیاسی مطرح شد با آمار و اگر و چنانچه مواجه شدند، حتی پس از پیشرفتهای قابل تحسین در عرصههای آموزشی و علمی، کج اندیشان، راندن آنها به خانهها را به نام اولویت تامین نان برای مردان دوباره هدف قرار دادهاند.
تلاش بینظیر و پشتکار تحسینآفرین زنان ایرانی، در برابر همه خشک اندیشی و کج اندیشیها تفاوت موثری را سازمان داده است. زنان ایرانی آموختهاند که از موانع و مشکلات نهراسند و با تلاش و پشتکار مثالزدنی خود آنها را از میان بردارند. اینک آنان به الگویی برای زنان بسیاری از کشورهای اسلامی تبدیل شدهاند. آنها زنانی هستند که با دست توانای خود موانع را از سر راه برداشته، برمیدارند و خواهند برداشت.
اراده استوار زنان ایرانی که با الهام از فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی تلاش و پایداری برای تحقق حقوق انسانی خود را دنبال کردهاند، موجب گردیده بر خلاف مانعتراشیها و سدسازیهای گوناگون متحجران بتوانند در ارتقای جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود مصرانه بکوشند. هر چند بدون شکلگیری عزم سیاسی برای تحقق این هدف، تلاشهای آنان کمتر به نتیجه مطلوب میرسد. با اینکه زنان ایرانی از امکانات محدود رشد و ارتقای خود بسیار بهره کشیدهاند ولی جایگاه آنان در بازار کار، در فرصتهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی همچنان با الگوی متعالی دینی هم بسیار فاصله دارد. اینک که جهانی شدن مرزهای ملی را کمرنگ ساخته و نفوذهای بیرونی را آسانتر کرده جز با ایجاد اقناع و رضایتمندی داخلی راهی برای پاسداری از هویت ملی و ارزشهای بومی نمانده است که زنان حاملان و پاسداران واقعی آن هستند. برای رویارویی موثر با امواج سهنگین جهانی شدن که هویتهای منطقهای و داخلی را هدف قرار داده است، رسیدگی به تقاضای انسانی زنان و رفع موانع فرا روی آنان بیش از هر زمانی دیگر ضرورت یافته است.
در جامعهای که هدف آن رشد و پیشرفت و اعتلای مادی و معنوی مردم باشد، غفلت از توانمندیهای زنان گناهی نابخشودنی است. این امر زمینه را برای تقویت مدلها و الگوهای وارداتی و نفی ارزشهای بومی فراهم خواهد ساخت. بیتردید برای تقویت جایگاه و تاثیر ارزشهای داخلی باید کارآمدی آن را در پاسخ به نیازهای انسانی زنان به نمایش گذاشت.
این مساله در گرو حضور هر چه بیشتر زنان در عرصههای تصمیمگیری و عمل اجتماعی در سطوحی مختلف است. سنتگرایی جز در مواجهه موثر با امواج دگرگونی قادر به حفظ حدودی از موجودیت خود نبوده است. واقعیت دگرگونی عمیق و گسترده در ساختارهای اجتماعی – فرهنگی کشور و آگاهی عمیق و گسترده زنان ایرانی از حقوق انسانی آنان که مورد تاکید موکد دین مبین اسلام قرار گرفته رویکردی فعال و مثبت در قبال مسائل زنان را الزامی میسازد.
باید واقعیتها را دید و به حساب آورد، و گرنه آنها خود را تحمیل خواهند کرد.