امیرعلی ابوالفتح / کارشناس مسائل بینالملل
جغرافیای سیاسی ایالات متحده آمریکا حول محور ایران در حال تغییر است. به عبارت دیگر، دیدگاه جناحهای اصلی قدرت در آمریکا در ارتباط با مسائل ایران از جمله واکنش در برابر برنامههای هستهای ایران دگرگون شده است. ادامه این وضعیت با توجه نزدیکتر شدن زمان برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، خطرآفرین خواهد بود.
با نگاهی گذرا به موضع اتخاذ شده از سوی چهرههای برجسته دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در هفتههای اخیر در خصوص از سرگیری غنیسازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی، این موقعیت نمایان میشود که دموکراتها به مراتب بیش از جمهوریخواهان بر طبل جنگ با ایران میکوبند. الگور رقیب سابق دموکرات جورج بوش در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 در اظهاراتی علیه رهبران ایران، خواستار برخورد «جدیتر» دولت آمریکا با برنامههای هستهای ایران شد. پیش از وی، سخنان مشابهی از سوی هیلاری کلیبتون، ژوزف لیبرمن، ژوزف بایدن و هوارد دین شده بود.
سه نفر اول از موثرترین سناتورهای دموکرات در عرصه سیاست خارجی هستند و دین نیز ریاست کمیته ملی حزب دموکرات را بر عهده دارد.
این سخنان تند جنگی دموکراتها در حالی بیان میشود که برخی از دولتمردان جمهوریخواه ترجیح دادهاند برای کاهش انتقادات جهانی از مواضع انعطاف ناپذیر واشینگتن در مورد استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای از جانب ایران، بر حق جمهوری اسلامی سخن به میان آورند. جورج بوش با وجود تهدیدات مکرر خود در ماههای گذشته، ترجیح داد که اعلام کند ایالات متحده با حق ایران برای استفاده صلحآمیز هستهای مخالفتی ندارد.
کاندولیزا رایس نیز در پیروی از مواضع ریاست جمهوری آمریکا تاکید کرد: ائتلاف بزرگی از کشورهای جهان حق ایران را در این زمینه به رسمیت میشناسد.
اگر چه آنان بلافاصاله تهران را به تلاش برای کسب جنگافزارهای اتمی متهم کردند، لیکن روشنتر از رهبران دموکرات به حقوق ایران اذعان کردند.
شرایط داخلی و خارجی ایالات متحده سبب شده تا دموکراتها ، رهبری برخورد تندتر با ایران را بر عهده بگیرند. دموکراتها به دلیل رابطه نزدیکتر با محافل صهیونیستی در مقایسه با جمهوریخواهان، نگرانی بیشتری نسبت به سرنوشت اسرائیل در چالش کنونی هستهای ایران دارند. آنان متاثر از تلاشهای لابیهای یهودی، امیدوارند با بکارگیری ادبیات تهدید و ارعاب، تهران را از دست زدن به حملات احتمالی انتقام جویانه علیه اسرائیل باز دارند. ایفای این نقش از یک سو موجب میشود که دموکراتها بر حسب چند ساله بیتفاوتی نسبت به تهدیدات امنیتی «تروریستهای اسلامگرا» رهایی یابند و از سوی دیگر حمایتهای سنتی جامعه کم شمار اما بشدت قدرتمند یهودیان آمریکا را همچنان حفظ کنند، به ویژه اینکه اکنون به نظر میرسد با سرنگونی طالبان در افغانستان و صدام در عراق، این موضوع برنامههای هستهای ایران است که از سوی غربیها به عنوان اصلیترین تهدید معرفی میشود.
بنابراین، در حالی که بوش و حزب جمهوریخواه در تلاش هستند در ماههای منتهی به زمان انتخابات میاندورهای کنگره از خود کارنامه قابل قبول اقتصادی و اجتماعی ارائه کنند و دموکراتها و جناح میانهرو حزب جمهوریخواه قصد دارند به موضوعات امنیتی از جمله برنامه هستهای ایران توسل بجویند، بوش در 5 سال گذشته دو جنگ را در افغانستان و عراق به راه انداخته و همچنان از جنگ «بی انتها» علیه تروریستها سخن میگوید. دموکراتها و جناح میانهرو حزب جمهوریخواه سهمی در «امنتر شدن جهان» بر عهده نداشتهاند.
از این رو تعجب براگیز نیستکه چرا افرادی نظیر سناتور جان مککین و سناتور چاکهاگل به عنوان جمهوریخواهان منتقد جنگ عراق، این چنین با مواضع تند دموکراتها علیه ایران هم آواز شدهاند.
بیتردید اگر فشارهای سیاسی و تبلیغاتی دولت آمریکا و یا حتی آژانس بیناللملی انرژی اتمی بتواند در مواضع تهران در قبال غنی سازی اورانیوم تغییری حاصل نماید، این گروه سیاستمداران آمریکایی این موقعیت را به حساب خود منظور خواهند کرد.
اهمیت این جابجایی در مواضع سیاسی احزاب عمده آمریکایی از آن جهت است که در صورت پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، فشار واشینگتن علیه برنامههای هستهای ایران تشدید خواهد شد.
در این صورت، دموکراتهای جنگ سالار از موقعیت بهتری در ارکان سیاسی ایالات متحده برخوردار خواهند شد و کاخ سفید مجبور خواهد شد برای جلب رضایت کنگره تحت کنترل رقیب، چهره خشنتری از خود به نمایش بگذارد. یک بار رقابت جمهوریخواهان حاکم بر کنگره با دموکراتهای ساکن در کاخ سفید در اواسط دهه 1990 به تدوین و تصویب قانون تحریم تجاری ایران موسوم به قانون داماتو منجر شد.
این بار نیز ممکن است به جای داماتوی جمهورخواه، یک سناتور دموکرات که ممکن است هیلاری کلینتون باشد، کاخ سفید را تحت فشار قرار دهد.