تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۵۰۶۷۹

خزر؛ حساس‌ترین منطقه دنیا


با کشف منابع و ذخایر عظیم انرژی از جمله نفت و گاز در دریای خزر این منطقه تبدیل به یکی از حساس‌ترین مناطق دنیا شده و توجه سه کشور بزرگ آمریکا، روسیه و چین و همچنین کشورهای اروپایی را به خود جلب کرده است. به همین دلیل قراردادهای مهمی در خصوص همکاری‌های نظامی و اقتصادی این کشورها با کشورهای حاشیه‌ای دریای خزر امضا شده است.
3 درصد ذخایر ثابت شده نفت جهان در دریای خزر و 7 درصد ذخایر گاز در اطراف دریا قرار دارد که مجموع نقت خزر را به چیزی نزدیک به 40 میلیارد بشکه می‌رساند. اما با این همه فقط حدود 6 میلیارد بشکه نفت سهم ایران است که در مقیاس با سهم چهار کشور دیگر حاشیه این دریا رقم بسیار ناچیزی محسوب می‌شود. علاوه بر این که به علت عمق زیاد آب‌های جنوبی دریای خزر و بالا بودن هزینه‌های استخراج نفت در این سواحل، ایران بر خلاف چهار کشور دیگر منطقه تاکنون نفتی از این دریا استخراج نکرده است. دکتر عباس ملکی، مدیر موسسه مطالعات دریای خزر، می‌گوید: "در شمال دریای خزر حوزه‌هایی در نزدیکی آستاراخان و داغستان با سرمایه‌گذاری بانک‌های آمریکایی فعال شده است. در شرق روسیه نیز شرکت‌هایی مثل اکسون‌موبیل و تگزاکو شوروی فعال شده‌اند. از همه مهمتر همکاری گسترده‌ای میان مسکو و واشنگتن در مناطقی از روسیه شروع شده که ساکنان اندکی دارد. در این منطقه هم‌اکنون ترمینال‌های نفتی بسیار بزرگی در حال ساخت است که نفت روسیه را به آمریکا می‌رساند. من یازدهم سپتامبر باعث سربرآوردن روسیه به عنوان یک شریک جدید انرژی برای غرب شد و این یک نقطه عطف است." وزارت نفت و انرژی ترکمنستان نیز اعلام کرده است که شرکت‌های خارجی از حوزه نفتی ترکمنستان در دریای خزر در سال 2005 بیش از 3/2 میلیون تن نفت استخراج کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود که با سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلاری، ظرفیت تولید نفت ترکمنستان در سال 2006 به 3 میلیون تن افزایش یابد. اینگونه است که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و باطل شدن قرارداد 1917 که شوروی و ایران سهمی مساوی از دریای خزر می‌برند و اضافه شدن سه کشور دیگر به این منطقه - اگر چه هنوز این 5 کشور با یکدیگر به توافق نهایی در چگونگی استفاده از منابع دریای خزر نرسیده‌اند - این کشورها در غیاب ایران در تفاهمی نانوشته، به موفقیت‌هایی در استفاده از منابع این دریا برسند و سود سرشاری از این فعالیت‌ها نصیبشان بشود.
و همه این‌ها در حالی است که ایران از زمانی که سیاستش را از استفاده مشاع به تقسیم دریای خزر تغییر داد تاکنون حتی یک دلار نیز از 40 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی در خزر نصیبش نشده است. در واقع به نظر می‌رسد امیدهای ایران برای انتقال لوله گاز به کشورهای دیگر، از جمله اوکراین با مخالفت‌های آمریکا و همچنین در تناقض با منافع اقتصادی روسیه، با شکست مواجه شود و مسیرهای باکو – کراسنی – نورومسکی که مورد حمایت روسیه است و یا مسیر باکو – سویا – جیهان که مورد حمایت آمریکا است، جایگزین طرح ایران شود که از قضا با صرفه‌ترین هم است.
اما نفت و گاز، تنها دلایل مهم حضور کشورهای خارجی مانند آمریکا در این منطقه نیست. بعد از 11 سپتامبر و برجسته شدن مساله حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، این منطقه نیز مورد توجه دنیا قرار گرفته است. حضور نیروهای چچنی و هم مرز بودن تاجیکستان با افغانستان، و همچنین وقوع انقلاب‌های رنگی در کشورهای تازه استقلال یافته و از همه مهم‌تر وجود کشوری به نام ایران در جنوب دریای خزر، دلایل محکمی برای حضور نیروهای آمریکایی در این منطقه است.
پس از آنکه آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد، با جمهوری آذربایجان قراردادی امضا کرد که به موجب آن، آمریکا متعهد به پرداخت یک کمک 4/4 میلیون دلاری به آذربایجان در جهت تجهیز ناوگان دریایی این کشود شده است. به این ترتیب آمریکایی‌ها متعهد شده‌اند "به نام منافع نفتی‌شان در منطقه" به عنوان مقدمه، یک کمک نظامی 4/4 میلیون دلاری به آذربایجان اعطا نمایند. اینگونه بود که از آن پس شرکت‌های اسلحه‌سازی که سال‌ها حق فروش اسلحه به این کشور را نداشتند مجاز شدند به آذربایجان اسلحه بفروشند.
اما جدی‌ترین حضور نیروهای آمریکایی در این منطقه به اوایل سال 82 برمی‌گردد که پس از هشدار جنگنده‌های ایرانی به کشتی کاوسگر بریتانیایی شرکت نفتی بریتیش پترولیوم، جمهوری آذربایجان از ترکیه و ایالات متحده برای تقویت نیروی دریایی خویش استوداد جست. پس از آن نیروهای آمریکایی و آذربایجانی طی چند ماه رزمایشی در دریای خزر برگزار کردند. در این بین مشاجره‌های لفظی میان الهام‌علی‌اف رییس جمهور آذربایجان با همتایان ایرانی‌اش نیز بالا گرفت و اوضاع در منطقه بحرانی‌تر شد. به گونه‌ای که حضور گسترده نیروی دریایی در آب‌های شمالی و نیروی زمینی در مرزهای زمینی ایران به وضوح قابل مشاهده بود. حتی فرماندار وقت آستارا – شهری که نزدیک‌ترین مرز را با آذربایجان دارد – در مصاحبه‌ای با یک روزنامه محلی افزایش نیروهای نظامی در این منطقه را رد نکرد، اما گفت ایران هیچ تمایلی به استفاده از این نیرو ندارد. اما پس از آن واقعه و با حضور چارلز‌والد، معاون فرماندهی نیروهای اروپایی آمریکا در آذربایجان، حضور مستقیم آمریکا در دریای خزر قوی‌تر شد. حضوری که بهانه‌ای برای کمک مستقیم واشنگتن به باکو برای نظارت بر منافع آذربایجان در دریای خزر بود.
علاوه بر آمریکا، روسیه نیز نیروهای نظامی خود را وارد آب‌های خزر کرده و عملا موافقت‌نامه‌های 5 کشور حوزه خزر، مبنی بر عدم نظامی کردن این دریا را زیر پا گذاشته است. بنا به گزارشات، روسیه حداقل 105 ناو مجهز در دریای خزر دارد که بخش اعظم آن ناوگان شبه جزیره کریمه در دریای سیاه است که بعد از فروپاشی شوروی و بروز اختلاف با اوکراین بخشی از آن به خزر منقل شده است. همچنین در اوایل ماه جاری روسیه تمامی کشورهای حاشیه دریای خزر را به تلاشی متحد در جهت برقراری نظم در این ناحیه فرا خواند. به گزارش خبرگزاری نووستی "سرگی ایوانوف" معاون نخست‌وزیر وزیر دفاع روسیه که جهت انجام دیداری رسمی در باکو بسر می‌برد، اعلام کرده است که روسیه تمامی کشورهای حاشیه دریای خزر را به تلاشی هماهنگ در جهت ایجاد انتظام در دریای خزر فرا می‌خواند.
"صفرابیف" وزیر دفاع آذربایجان نیز به نوبه خود اعلام کرده است که باکو آماده همکاری با مسکو در جهت شکل‌دهی نیروهای متحد در خزر می‌باشد. اما آگاهان معتقدند روسیه با جدی شدن پرونده هسته‌ای ایران درصدد است حتی در همکاری‌های مشترک با سه کشور دیگر این حوزه نیز منافع بیشتری را زا آن خود کند. به همین دلیل است که به گزارش خبرگزاری‌ها، مقام‌های روسیه در دیدار با رئیس حکومت ترکمنستان اورا به انعقاد قرارداد دو‌جانبه‌ای مانند قراردادهای جمهوری‌های آذربایجان و قزاقستان با مسکو متقاعد کرده‌اند. دکتر بهمن آقایی دیبا، کارشناس حقوق بین‌المللی در مصاحبه با رادیو فردا، در این مورد می‌گوید: "بی‌تحرکی دیپلماسی ایران در دریای خزر و نیاز جمهوری‌ ‌اسلامی به روس‌ها برای جلوگیری از ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت سبب شده که دست فدراسیون روسیه در دریای خزر در جهت خلاف منافع ملی ایران باز باشد و روس‌ها از این فرصت برای نادیده گرفتن حقوق ایران سوءاستفاده می‌کنند." دکتر آقایی دیبا معتقد است تشکیل نیروهای دریایی مشترک پیشنهاد شده، رفت و آمد روس‌ها را در دریای خزر آسان‌تر خواهد کرد.
اکنون، شرایط منطقه حساس شده و پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت رفته است. ایران نیز غنی‌سازی را، هر چند محدود، آغاز کرده است. به همین دلیل مقامات آمریکایی که تاکنون، با وجود رضایت مقامات آذربایجانی، تمایلی به ایجاد پایگاه نظامی در این کشور نشان نداده بودند، اینک پای میز مذاکره نشسته‌اند. مذاکراتی که نتیجه‌اش عبور و مرور ناوگان‌های نظامی با پرچم ایالات متحده در دریای خزر است.
در همین راستا، برخی خبرها حکایت از آماده‌باش نسبی نیروهای نظامی ایران در سواحل دریای خزر و افزایش رفت و آمد ناوگان‌های نظامی با پرچم آمریکا و روسیه در آب‌های دریای خزر دارد. این در حالی است که قرار بود هرگونه استفاده نظامی در دریای خزر بر اساس قراردادهای امضا شده توسط کشورهای حاشیه این دریا، ممنوع اعلام شود.
با توجه به چنین واقعیت‌هایی است که برخی کارشناسان هشدار می‌دهند که در شرایط بحرانی جدید، ممکن است خزر، به یک کانون جدید تشنج در منطقه تبدیل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات