* بیست سال از انتشار اولین شماره روزنامه رسالت میگذرد. این روزنامه دورههای مختلفی را پشتسر گذاشته است. ارزیابی شما از فعالیت رسالت در بیست سال گذشته چیست؟
** در کشور ما انتشار طولانی مدت یک روزنامه نشانه پایداری بوده و باعث خوشحالی است که انتشار رسالت 20 سال ادامه داشته است. البته در طول این مدت رسالت در یک جهت حرکت نکرده و مدام در حال رشد و حرکت به سمت جلو بوده است. قرار بود رسالت روزنامه حوزههای علمیه و سخنگوی جامعه مدرسین در برابر چپرویهای تند دولت دوران جنگ آقای میرحسین موسوی باشد که در پی دولتیکردن تمامی فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی سیاسی و فرهنگی بود که در ادامه دولت شهید رجایی قرار داشت. پس از انقلاب دولت به شدت چپرو بود و قصد دولتی کردن همه چیز را داشت. تا آن جایی که تعلیم و تربیت را از دست خانوادهها خارج کرد و آن را توسط طرح مربیان تربیتی به نوعی دولتی نمود. بدترین موردی که در آن زمان بوجود آمد موضعگیری نهاد خانواده در مقابل نهاد آموزش، سیاست و حتی مذهب بود. یعنی در بسیج مساجد نیز تندروی زیاد شده بود. در آن زمان هم به شدت نیروهای چپ اعم از مذهبی و روشنفکر مذهبی مانند مهدی هاشمی از فعالان بیت آقای منتظری در بسیج مساجد فعال شدند. تا اواسط جنگ این مسائل وجود داشتند و در آخر جنگ آقای منتظری از قائم مقامی رهبری برکنار شد. نهاد خانواده هیچ موقع تابع تندرویها نیست و دنبال آرامش است. به همین دلیل نهاد خانواده در مقابل نهاد آموزشی که مربی امور تربیتی بود و آموزش را دولتی کرده بود و نیز نهاد مذهبی که در مساجد بود مقاومت میکرد. متاسفانه نهاد خانواده حالت بدی به خود گرفت و جهت باز کردن فضا دنبال ویدئو و ماهواره رفت و شروع به نامگذاری فرزندان به نام پادشاهانی نظیر کیومرث، منوچهر و... کرد که در حال حاضر این موارد بازگشتهاند.
جالب است که همین آقایان دوم خردادی که در صدا و سیما و وزارت ارشاد بودند، در آن زمان بخشنامه کرده بودند اسمهایی که از طریق صدا و سیما پخش میشوند باید اسامی شاهنشاهی باشند و اسامی اسلامی نباید به کار برده شوند. مثلا در همین سریال شبهای برره که صدا و سیما پخش میکند اسمهایی نظیر شیر فرهاد، کیانوش و... دیده میشود. زمانی که خانواده در مقابل دو نهاد دیگر یعنی آموزش و مذهب مقاومت کند راهی را در پیش میگیرد که در حال حاضر میتوان مشاهده کرد. به شدت استفاده از ماهواره و نوارهای مبتذل در خانوادهها رواج یافت و مساله تا آن جا پیش رفت که حتی پدر و مادرها در زمینه مشاهده فیلمهای غیراخلاقی نسبت به فرزندانشان اغماض میکردند. علت همه این مسائل دولتی کردن نهاد آموزش و نهاد مذهب بود. دولتی یا سوسیالیستی کردن از جانب راست سنتی یا جامعه مدرسین و حوزه علمیه قم پذیرفتنی نبود. آقایان آذری قمی، شرعی و... با دولتی شدن همه چیز مخالف بودند. هنوز صدای صدام مرحوم آذری قمی در مسجد امام قم در گوشم است که میگفت: ما سرمایهداری را قبول نداریم اما سرمایهدار را قبول داریم. مشکل اینجاست که ترجمه کاپیتالیسم به صورت سرمایهداری غلط است کاپیتالیسم یعنی سرمایهداری محوری. آقای آذری قمی سرمایه محوری را قبول نداشت. در آن زمان کسانی مانند آقای هاشمی رفسنجانی طرفدار اقتصاد دولتی بودند. در آن دوره به آقای آذری گفتم که چرا مشکلات را با آقای هاشمی حل نمیکنی؟ .... وخلاصه این نوع بحثها میان طرفداران اقتصاد دولتی و مخالفان آن ادامه داشت. راستهای سنتی همانند گذشته هماکنون نیز با سرمایهداری موافق نیستند. راستهای سنتی بانکداری را اعم از اسلامی و غیر اسلامی نیز قبول ندارند. در هر صورت در آن زمان کسانی مانند مرحوم آذری قمی، آقای شرعی که سرمقاله نویس رسالت بودند کارهای نویی را آغاز کردند. آنها راه خوبی را در پیش گرفتند ولی من معتقدم که رسالت راه خود را عمیق و قوی طی نکرد. علت این بود که مبداء روزنامه رسالت روشن نبود مشخص نبود از چه کسانی میخواهد بهرهمند شود. مثلا در قم نهادهای زیادی وجود دارند که نظیر این مباحث را مطرح میکنند.بر همین مبنا رسالت نتوانست مبداء خود را پیدا کند ومشخص نماید که با چه کسانی میخواهد کار راشروع کند. متاسفانه روزنامه در این زمینه باز تولید هم نکرد و همین امر باعث شد تا رسالت نتواند از برخی نیروهای ساخته شده استفاده کند. حرفی از نیچه یادم است که میگوید: هر مفسری فقط تفسیر تولید نمیکند بلکه هم تفسیر تولید میکند و هم این که مفسر، خود سبب تولید میشود. رسالت هم میبایست هم تفسیر تولید میکرد و هم مفسر بر همین اساس تا آن جا که من مشاهده کردهام نتوانسته است نیروهای قوی تولید کند.
* منظور شما از باز تولید چیست؟ سال گذشته از محافظهکاری و باز تولید سنت گفتید منظور شما از محافظهکاری چیست؟
** این محافظهکاری در مقابل رادیکالیسم مطرح میشود. ریشه محوری رادیکالیسم یعنی این که کسی بخواهد تمام ریشهها را عوض کند. متاسفانه در ایران کسانی هستند که میخواهند ریشه همه بحثها را عوض کنند. در حال حاضر این بزرگترین مشکلی است که در رادیکالیسم ایرانی وجود دارد. رادیکالیستی که در حال حاضر در ایران مطرح میشود یعنی فراموش کردن دین و فرهنگ خود در مقابل رادیکالیسم ایرانی محافظهکاری اسلامی است که چنین چیزی را نمیگوید. محافظهکاری ایرانی معتقد است که سنت تاریخ و فرهنگ گذشته باید بماند اینها هویت ما هستند و به سادگی نمیتوانیم اینها را برهم زنیم. مشکلی که ما در محافظهکاری داریم این است که ما نسبت به سنت محافظه کار هستیم. سنت گذشته ما پر از مطلب است. مطالب موجود در اسفار، شفا و... موید این ادعا هستند. حال کسانی میگویند که باید تمامی اینها را نادیده گرفت و اینها همه باطل است اما ما که محافظهکار هستیم معتقدیم که گذشته داریم، حال و آینده داریم. آینده در گذشته ماست و ما باید آن را پیدا کنیم. ما در دو دوره اسکندر و حاکمیت مغول جهانی شدیم. در آن دوره به ما حمله شد و تسخیر شدیم. یعنی با امکانات آن روز هنر ایران، یونان و غرب یکی بود.اما سنت و فرهنگ ما فراموش نشد در این دوره نیز که به اصطلاح جهانیسازی وجود دارد نباید گذشته را فراموش کنیم.
* جایگاه محافظهکاری در دنیای امروز کجاست؟
** در غرب و آمریکا هم محافظهکاران برسر کار میآیند. همین الان در آلمان خانم مرکل یک دموکرات مسیحی بوده که محافظهکار است. ژاک شیراک در فرانسه نیز یک مسیحی جمهوریخواه است. ما در دانشگاه محافظهکار زیاد داریم. من در بین دانشجویان با سواد و در مقاطع مختلف مشاهده میکنم عدهای میگویند که ما محافظهکار هستیم. جهانیشدن را قبول نداریم و سنت را رها نمیکنیم. آنهایی که دیدهام بر روی مساله جهانیشدن بحث و تاکید دارند از گذشته خود چیزی نمیدانند. اگر میگوییم محافظهکار منظورمان آدمهای باسوادی هستند که گذشته خود را میشناسند. رادیکالها کسانی هستند که بیسواد هستند و گذشته خود را نمیشناسند. دوره رضاشاه را ببینید. در آن دوره به عنوان تجدد گفتند باید از فرق سر تا نوک پا همه غربی شویم. این حرفها را کسانی مثل حسنتقیزاده بر زبان آوردند و کسانی که هم اکنون بحث جهانیشدن را مطرح میکنند نیز همین را میگویند. امروزه تب یاد گرفتن زبان انگلیسی به قدری بالا رفته است که به بچههای شیرخواره هم میخواهند انگلیسی یاد دهند و مگر چه مقدار از کتابهای جدید به انگلیسی ترجمه شدهاند هنوز خیلی از کتابهای اصلی به انگلیسی ترجمه نشدهاند. هم اکنون اگر موافقان جهانی شدن گاهگاهی نیز بحث فرهنگ را مطرح میکنند مقصودشان کیش و فرهنگ فانتزی است. کیش ظاهری سنتی برای مواردی مانند جذب توریسم و... است دلیل استقبال مردم از سریالی مانند «برره» باز تولید هویت ایرانی در دوران گذشته است. هم اکنون مردم کتابهای تاریخی زیادی را برای شناخت هویت خود در دنیای به اصطلاح جهانیشدن مطالعه میکنند.
* به نظر شما چگونه میتوان این محافظهکاری را منتقل کرد به تعبیری چگونه میتوان در ایران سنت را با ابزار مدرن برای مردم که در معرض تهاجمات شدید جهانیسازی هستند بازگو کرد؟
** اگر نیروهایمان را در قم و تهران پیدا کرده بودیم تاکنون صد مقالهنویس و سر مقالهنویس داشتیم. باید از طریق نوشتن محافظهکاری را باز تولید میکردیم در هر صورت سنت باید فعال شود. سنت هویتها و محور زندگی ما ایرانیهاست.
* پس به نظر شما هر ابزاری چه سنتی و چه مدرن میتواند در این راستا موثر باشد؟
** خیر، البته تلویزیون روزنامه و... میتوانند در چارچوب خود سنت را باز تولید کنند. اکنون محافظهکاری در ایران به معنایی که گفتهام را نداریم ولی چپها راستها و لیبرالها روزنامه و مجلههای زیادی دارند. چطور میشود که حافظ میتواند الگوبخش گوته در غرب شود و گوته رمانتیسم آلمانی را بوجود میآورد ولی در ایران نمیتواند اینها را بسازد؟ ما در حقیقت مفهوم فرهنگ و محافظهکاری در سنت را نمیدانیم.
مبداء رسالت حوزه علمیه قم است رسالت مخصوصا امروز باید حوزه علمیه قم را در بعد رسانهای باز تولید کند. حتی با مراجع گفتوگو کنند و پای صحبت اساتید حوزه بنشینند. یعنی طلبه بداند که اگر روزنامه رسالت بخرد میتواند بحثهای اسلامی و تاریخ حوزه را مطالعه کند. باز تولید حوزههای علمیه در قالب اخبار، تحلیلها و تفسیرها یعنی این که باید اخبار حوزه را زیاد منتقل کنیم. در حال حاضر شبکه خبر، اخبار دانشگاه دارد ولی اخبار حوزه ندارد. جای خالی اخبار تحولاتی که از صبح تا عصر در حوزه رخ میدهند و نیز سخنرانیها و سمینارهای برگزار شده در آن کاملا به چشم میخورد.
تا آن جا که ما در جریان کار هستیم عدم برونگرایی حوزه شاید یکی از علل مساله ذکر شده توسط شما باشد. اتفاقا در این زمینه رسالت علاقه زیادی دارد. و تلاشهای بسیاری کرده است.
به نظر من اگر مرجع تقلیدی مشاهده کند که میتواند بحثهای ناگفته را مطرح کند از ابزار آنها دریغ نمینماید. خوب است که یک مصاحبه علمی مفصلی با بزرگان حوزه انجام شود. به عنوان مثال آیتا...العظمی مکارم شیرازی میتوانند بحثها را به روز درآورند. در زمان قبل از انقلاب نیز افرادی مانند آیتا...العظمی مکارم شیرازی و آیتا... جعفر سبحانی فعالیتهای نوشتاری گستردهای در جهت معرفی اسلام داشتند. روزنامهنگاران باید ظرفیتهای موجود را درک کنند و این حقایق را متوجه شوند. در پژوهشکدههایی مانند موسسه آیتالله مصباح یزدی، موسسه باقرالعلوم(ع)، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما در قم و... امکانات و استعدادهای زیادی وجود دارد که متاسفانه بازتاب و معرفی آنها از سوی رسانهها صورت نگرفته است. ما طلبههایی قوی در داخل و خارج از کشور داریم که در زمینه نقد فیلم و... بسیار فعالند و آثار زیادی دارند. رسالت باید ارگان حوزههای علمیه باشد.
* به نظر شما رسالت باید به دنبال مخاطب خاص باشد؟
** شما به عنوان آفریننده نویسندههای خاص به دنبال مخاطبان خاص خود باشید.
* آیا این موضوع رسالت را از فلسفه رسانهای دور نمیکند؟
** خیر وقتی شما در مورد حوزه صحبت میکنید خود به خود طلاب را مخاطب خود قرار دادهاید.
* به طور کلی نظر شما در مورد مخاطبان یک روزنامه چیست؟
** به نظر من مخاطب را باید با توجه به مبداء تعریف کرد. این موضوع بسیار مهم است که نویسندهها و نیروهای یک روزنامه را گستردهتر کنیم. در این صورت مخاطبین روزنامهها هم گستردهتر میشود. روزنامه میتواند از زوایای گستردهتری به موضوعات بنگرد. این مهم است که سالیان بعد شما بتوانید بگویید که روزنامه محافظهکار بر سنت است.
* محافظهکاری ترسیمی از جانب شما را چگونه میتوان باز تولید کرد؟
** در حال حاضر هر قدر جهانی شدن گسترش پیدا میکند محلیگرایی و بومیگرایی هم ارزش پیدا خواهد کرد. مردم تاریخ گذشته را نمیخواهند زیرا بیمعناست ولی تاریخ آینده را حتما میخواهند. مشکل ما این است که نمیتوانیم تاریخ گذشته را برای آینده به کار ببریم. مشکل ما این است که عدهای به دنبال نسخهنویسی، عدهای دیگر به دنبال جهانیگرایی و عدهای هم به دنبال شرقزدگی به عنوان یک سنت غربی هستند. سنت را نباید به صورت فانتزی نگاه داریم. محافظهکاری با رادیکالیست که همه چیز را برهم میریزد متفاوت است. گذشته و سنت برای مردم زمانی که برای آینده و فرهنگ آنها میتواند معنا سازی کند حتما مورد تایید است و هیچ کس نمیتواند آن را مورد تایید قرار ندهد. ما اگر سنت را برای آینده باز تولید کنیم هیچ مشکلی پیش نمیآید. محافظهکاری خیلی عالی است اگر بخواهد سنت خود را برای آینده باز تولید کند. روزنامه رسالت باید این کار را بکند ولی در بسیاری مقاطع این نقش را ایفا نکرده است. رسالت باید ابعاد سنت توسعه و باز تولید سنت را بفهمد که متاسفانه چنین کارهایی انجام نشده است.
* با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
** من هم از شما متشکرم.