* دیدارهای جامعه اسلامی مهندسین با شخصیتهای مختلف سیاسی از جمله هاشمی رفسنجانی و کروبی در چه راستایی انجام شد و چه مسائلی در این دیدارها مطرح شد؟
** جامعه اسلامی مهندسین اصولاً دیدار با شخصیتهای سیاسی کشور و تشکلها و احزاب را در دستور کار دارد و این را یک حرکت سازنده برای تنظیم روابط و نرمتر شدن روابط سیاسی در کشور برای ایجاد نوعی تعامل سازنده میداند تا از نزدیک با نظرات و مواضع شخصیتها آشنا شود. در این دیدارها نظرات جامعهاسلامی مهندسین نیز مطرح میشود و راههای تعامل را جستوجو میکنیم چون احساس میکنیم که روابط سیاسی اجتماعی در کارآمدی احزاب و تشکلها بسیار مؤثر است و در خدمتگذاری آنها به جامعه تاثیرگذار میباشد و هدف از این دیدارها این است که در نهایت آنچه از سوی احزاب به جامعه منتقل میشود صرفاً بداخلاقیها و تنشها و تخریبها نباشد بلکه حرکتهای در جهت خدمترسانی باشد. به غیر از دیدار با آقایان هاشمیرفسنجانی و کروبی قبلاً با رئیسجمهور نیز دیدار داشتیم که در این دیدارها تکیه روی نکات مطرح شده بود تا بتوانیم نقاط مشترک را پیدا کنیم و روی آن تاکید داشته باشیم ضمن اینکه این نوع روابط میتواند رقابت جناحی را نیز سالم کند و در جهت تحکیم منافع ملی پیش ببرد.
* تاثیر این نوع دیدارها در افکار عمومی جامعه چگونه است؟
** وقتی اخبار این دیدارها منعکس شود قطعاً جامعه مشاهده میکند که اگر در صحنه سیاسی افراد با یکدیگر رقیب هستند دشمن نیستند و این روابط میتواند تاثیرات مثبتی در جهت همدلی و همراهی مردم با شخصیتها و نظرات مختلف داشته باشد.
* از رایزنیهای جامعه اسلامی مهندسین و جمعیت موتلفه اسلامی در مورد فعالتر شدن شورای هماهنگی انقلاب اسلامی چه خبر؟
** رایزنی ما صرفاً با موتلفه نبوده بلکه با تشکلهای مختلف که جزو تشکلهای اصولگرا مطرح میشوند دیدارهایی داشتهایم و تلاشمان این است که هرچه بیشتر در جهت تحکیم روابط احزاب گام برداریم تا شاید بتوان ائتلاف گستردهتری از احزاب برقرار کرد و یک نوع هماهنگی نیروها را داشته باشیم زیرا به نظر میآید در آینده نیاز جامعه این باشد که نوعی هماهنگی بین نیروها وجود داشته باشد. حضور احزاب متکثر در جامعه شاید تاثیرگذاری کمتری داشته باشد تا اینکه از یک سامانه احزاب برخوردار باشیم و ما بیشتر به دنبال تشکیل این نوع سامانه برای هماهنگی نیروها هستیم.
* آیا این سامانه تنها از نیروهای یک جناح تشکیل میشود یا میتواند متشکل از نیروهای جناحهای مختلف باشد؟
** قاعدتاً در کشور میتواند دو سه جناح اصلی شکل بگیرد که از دیرباز هم چنین بوده به طوری که در زمان امام راحل نیز جناحهایی شکل گرفتند که از جمله آنها میتوان به جامعه روحانیت مبارز اشاره کرد که در حال حاضر نیروهایی به اسم اصولگرایان از این جناح فعال هستند و در مقابل نیز مجمع روحانیون مبارز شکل گرفته بود که تشکلهای همسوی با آن در قالب اصلاحطلبان فعال هستند. ما جلوی احزاب متعدد را نمیگیریم اما قالب جامعه از جند حزب موثر تشکیل میشود که میتوانند در این سامانه حضور داشته باشند و به نتایج مطلوبی نیز دست یابیم.
*برخی اخبار حکایت از کنارهگیری آقای ناطقنوری از شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دارد، نظر شما چیست؟
**از اواخر انتخابات آقای ناطق نوری حضور فعال در شورای هماهنگی نداشتند، شورا در حقیقت یک مجموعه هماهنگ کننده فعالیتهای انتخاباتی است که در انتخابات نهم اختلافات و انشعابهایی در آن ایجاد شد و نتوانست به یک کاندیدای واحد برای ریاستجمهوری برسد و همان اواخر آقای ناطقنوری دیگر فعال نبودند و هنوز هم حضور فعال ندارند.
* در مورد مجلس خبرگان رهبری، نحوه حضور افراد در این مجلس و مباحثی پیرامون حضور غیرمجتهدها موضع سازمان مهندسین چیست؟
** این مساله را میتوان از دو دیدگاه بررسی کرد؛ یکی نظر قانون اساسی است که تفسیر آن با شورای نگهبان است که 6فقیه و 6حقوقدان دارد و دیدگاه دیگر شرایط خبرگان رهبری است که در اصل 108 قانون اساسی آمده است که در مرحله اول به شورای نگهبان مربوط میشد اما از آن به بعد تشخیص با خود مجلس خبرگان است. یعنی هرگونه تغییر و تجدیدنظر در این قانون مربوط به ضوابط خبرگان در صلاحیت خود آنهاست. اما برداشت من این است که با توجه به اینکه مجلس خبرگان رهبری در حقیقت میخواهد که طبق اصل 5قانون اساسی ولیفقیه جامعالشرایط را انتخاب کند یا متشکل از افرادی متخصص این فن باشد و به نظر می آید که این کار توسط کسانی باید انجام شود که مجتهد باشند به طوری که در طول تاریخ شیعه نیز اینگونه بوده است و وقتی میخواستند مرجعی را انتخاب کنند به متخصص این امر مراجعه میکردند و برای اینکه در این خصوص اصل فقاهت گم نشود بهتر است که خود مجتهدین حضور داشته باشند و در این امر دخالت کنند. ضمن اینکه مردم انتخاب فقیه جامعالشرایط را به عهده فقهایی میگذارند که توسط آنان برای مجلس خبرگان رهبری انتخاب میشوند.
* آیا بهتر نیست که مجتهد و غیرمجتهد را در معرض انتخاب مردم بگذاریم تا خود آنها افراد موردنظرشان را به این مجلس بفرستند؟
** براساس اعتقاد دینی ما معتقدیم که رهبری یک جامعه باید دست یک فقیه باشد، لذا مسوولیت در دست یک فقیه است تا بتواند علوم اسلامی و قرآنی را در جامعه پیاده کند و برای انتخاب این فقیه باید کسانی که وارد مجلس خبرگان رهبری میشوند مجتهد باشند. ضمن اینکه در اکثر دموکراسیها انتخابها به شکل مستقیم صورت نمیگیرد و با واسطه انجام میشود در کشور ما نیز انتخاب رهبر به شکل واسطهای اتفاق میافتد. اما مجلس خبرگان رهبری میتواند از نظرات متخصصها در امور مختلف مشاوره بگیرد و در امور به قولی با غیرمجتهدیهای متخصص مشورت کنند.