هاشم صادقی
1- طرح مسئله
مقام معظم رهبری در تاریخ 17/11/81 در پاسخ به نامه جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم مطالب عمیق و گران سنگی را در جهت نهضت نرمافزاری علمی و دینی به رشته تحریر در آوردند که به واقع میتوان گفت جلوه مشعشع دیگری از افکار ناب و نورانی اسلام را برای هدایت جهان اسلام به ویژه نظام مقدس جمهوری اسلامی به منصه ظهور رساندند. تلالو این مطالب برای جامعه اسلامی به حدی است که تکرار آن نه تنها ممل نبوده بلکه هراز گاهی لازم است برای بیدارباش مسئولین نظام آنان را با این سنخ سخنان هدایتگرانه و حکیمانه تذکار داد که نکند خدای ناکرده روزمرگی و یا عملزدگی ما را از برنامهریزی برای نهادینه کردن رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب غافل نموده، و به دنبال راهکارها و راهبردها برای عملیاتی کردن این سرمشقهای نجاتبخش و تکاملآفرین در جامعه اسلامی نباشیم. در واقع اگر بخواهیم ارزش و جایگاه واقعی این سخنان گوهربار را که ملهم از آیات و روایات، سیره پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) میباشد تعیین کنیم به گزاف نگفتهایم که ملاکهای تعالی و انحطاط تمامی جوامع انسانی به نحو اعم و جامعه اسلامی و ولایی ایران به معنی اخص در این رهنمودها وجود دارد و با اندک تعاملی قادر خواهیم بود وضع موجود خود را با این شاخصها مورد ارزیابی قرار داده و ضمن شناسایی ضعفها و قوتها، فاصله خود را با وضع مطلوب که همان شاخصهای کلام مقام معظم رهبری است به دست آوریم. گام بعدی به طور طبیعی، اتخاذ تدابیر، راهکارها و راهبردهای متناسب با مقتضیات محیطی جهت عملیاتی کردن این ملاکها و معیارها است که در این رابطه صفحه معارف روزنامه کیهان افتخار این را دارد که ضمن ارائه اصل مطالب با برکت مقام معظم رهبری، محورهای کلیدی سخنان معظمله را در دو عرصه ضرورتها و بایدها و پرهیزها و نبایدها محوربندی نموده، به گونهای که هر کدام از محورهای مذکور در قالبهای سخنرانی، پرسش و پاسخ، کنفرانسهای علمی، همایشها، مقالات، میزگردها، مصاحبهها و گفتوگوها... و توسط رسانههای جمعی و سازمانهای ذیربط که قابل پرداختن میباشد – بنابراین با توجه به اهمیت والای هر یک از این محورها در فضای فرهنگی جامعه، صفحه معارف روزنامه کیهان آمادگی این را دارد که بهترین افکار، دیدگاهها و راهکارهای عملیاتی شدن تا فضای حاکم بر رسانهها، و یا حداقل یکی از اولویتهای آنها پرداختن به این محورها گردد و با تثبیت باورها و اعتقادات مسئولین و دستاندرکاران نظام به سوی نهادینه کردن این محورهای برنامهای گامهای اساسی را انشاءالله برداریم.
2- نص مطالب و کلام رهبر معظم انقلاب
رهبر فرزانه انقلاب در آغاز کلام نشاط اجتهادی و تولید فکر علمی و دینی را از ویژگیهای مهم این نسل برشمرده و میفرمایند:
«این نسل از افراط و تفریظ رنج میبرد و راه ترقی و تکامل را نه در «جمود و تحجر» و نه در «خودباختگی و تقلید» بلکه در نشاط اجتهادی و تولید فکر علمی و دینی میداند.»
معظمله آغاز روند خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی را در جامعه زمانی میدانند که سه مقوله آزادی، اخلاق و منطق به مثابه سه ضلع یک مثلث به صورت همزمان و در کنار یکدیگر وجود داشته باشد. بنابراین طبیعی است در صورت فقدان حتی یک ضلع، این نقطه آغازین و مبارک نیز به دست نخواهد آمد.
کلام مبارک ایشان چنین است:
«آن روز که سهم «آزادی» سهم «اخلاق» و سهم «منطق» همه یک جا و در کنار یکدیگر ادا شود، آغاز روند خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی در این جامعه است»
رهبر بزرگوار انقلاب ضمن تاکید بر حفظ تعادل، حریت، عقلانیت و انصاف در فضای فرهنگی جامعه میفرمایند:
«من عمیقا متأسفم که برخی میان مرداب سکوت و جمود با گرداب «هرزهگویی و کفرگویی» طریق سومی را نمیشناسند و گمان میکنند که برای پرهیز از هر یک از این دو باید به دام دیگری افتاد، حال آنکه انقلاب اسلامی آمد تا هم فرهنگ خفقان و سرجنباندن و جمود و هم «فرهنگ آزادی بیمهار و خودخواهانه غربی» را نقد و اصلاح کند و فضایی بسازد که در آن آزادی بیان «مقید به منطق و اخلاق» و «حقوق معنوی و مادی» دیگران و نه به هیچ چیز دیگری تبدیل به فرهنگ اجتماعی و حکومتی گردد و حریت و تعادل و عقلانیت و انصاف، سکه رایج شود تا همه اندیشهها در همه حوزهها فعا و برانگیخته گردند و «زاد و ولد فرهنگی» که به تعبیر روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) محصول تضارب آراء و عقول» است عادت ثانوی نخبگان و اندیشهوران گردد... آن گاه که نخبگان ما نقطه تعادل میان «هرج و مرج» و «دیکتاتوری» را شناسایی و تثبیت کنند، دوران جدیدی آغاز شده است.»
حضرت آیتالله خامنهای در یک نگاه آسیبشناسانه از فضای سیاسی جامعه به دو آفت بزرگ سیاستزدایی و سیاستزدگی اشاره کرده و ضمن برشمردن آثار آن در جامعه دینی که منجر به سکوت، انزوا، خستگی و در نهایت فراموشی صاحبدلان و خردمندان در جامعه شده میفرمایند:
متأسفانه گروهی به دنبال سیاستزدگی و گروهی به دنبال سیاستزدایی، دائما تبدیل فضای فرهنگی کشور را به سکوت مردابگونه با تلاطم گردابآور، میخواهند تا در این بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تربیون، بتوانند تاثیرگذار و جریانساز باشند و سطح تفکر اجتماعی را پایین آورده و همه فرصت ملی را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیریهای غلط و منحط قبیلهای با فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان برکنار و در حاشیه مانده و منزوی و خسته و فراموش شوند»
رهبر کبیر انقلاب این دو خصیصه منفی در فضای سیاسی را مانع عمده پیشرفت در یک جامعه آرمانی دانسته و میفرمایند:
«در چنین فضایی جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها تکرار و ثابت و سطحی و نازل میگردد. هیچ فکری تولید و حرف تازهای گفته نمیشود، عدهای مدام خود را تکرار میکنند و عدهای دیگر تنها غرب را ترجمه میکنند و عدهای دیگر تنها غرب را ترجمه میکنند و جامعه و حکومت نیز که تابع نخبگان خویشند، دچار انفعال و عقبگرد میشوند»
معظمله بدون بیدار کردن عقل جمعی با مشاوره، مناظره، انتقاد و آزادی بیان و با حمایت حکومت اسلامی و هدایت علما و صاحبنظران، تولید علم و اندیشه دینی و در نتیجه تمدنسازی را امری ناممکن دانسته و میفرمایند:
«برای بیدار کردن عقل جمعی، چارهای جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضای انتقادی سالم و بدون آزادی بیان و گفتوگوی آزاد با «حمایت حکومت اسلامی» و «هدایت علما و صاحبنظران» تولید علم و اندیشه دینی و در نتیجه تمدنسازی و جامعهپردازی ناممکن با بسیار مشکل خواهد بود»
رهبر فرزانه انقلاب در بیان قانونمند شدن آزادی بیان و تولید نظریه در چارچوب اسلام میفرمایند: «برای علاج بیماریها و هتاکیها و مهار هرج و مرج فرهنگی نیز بهترین راه همین است که آزادی بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود.
مقام معظم رهبری ضمن تاکید بر لزوم مدیریت روشهای علمی و معقول میفرمایند:
«به نظر میرسد که هر سه روش پیشنهادی شما یعنی 1- تشکیل کرسیهای نظریهپردازی 2- کرسی های نقد و مناظره، روشهای علمی و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به نحوی که هر چبیشتر مجال علم گسترش یافته و فضا بر دکانداران و فریبکاران و راهزنان راه علم و دین تنگتر شود.
معظمله در زمینه تبدیل شدن «تولید نظریه و فکر» به ارزش عمومی در حوزه و دانشگاه میفرمایند:
«باید تولید نظریه و فکر تبدیل به یک ارزش عمومی در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهای گوناگون عقل نظری و علمی، از نظریهسازان، تقدیر به عمل آید و به نوآوران، جایزه داده شود و سخنانشان شنیده شود. تا دیگران نیز به خلاقیت و اجتهاد تشویق شوند.»
رهبر حکیم انقلاب با بیان اینکه رقابت ایدهها در چارچوب منطقه و اخلاق و رشد اسلامی باید باشد میفرمایند: «باید ایدهها در چارچوب منطقه و اخلاق و در جهت رشد اسلامی با یکدیگر رقابت کنند و مضاف دهند تا جهان اسلام اعاده هویت و عزت کند و ملت ایران به رتبهای جهانی که استحقاق آن را دارد بار دیگر دست یابد.»
مقام عظمای ولایت با اشاره به این که از آزادی نباید ترسید بر پرهیز از هتاکی و مسئولیتگریزی تأکید نموده و میفرمایند: «آری نباید از آزادی ترسید و از مناظره گریخت و نقد و انتقاد را به کالای قاچاق و یا امری تشریفاتی تبدیل کرد. چنانچه نباید به جای مناظره به «جلال و مراء» گرفتار آمد و به جای آزادی به دام هتاکی و مسئولیتگریزی لغزید.»
رهبر بزرگوار انقلاب همچنین با تأکید بر رعایت ادب استفاده از آزادی در تفکر، قلم و بیان میفرمایند: «بیشک آزادیخواهی و مطالبه فرصتی برای اندیشیدن و برای بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادی» یک مطالبه اسلامی است و آزادی تفکر و قلم و بیان نه یک شعار تبلیغاتی بلکه از اهداف اصلی انقلاب اسلامی است.»
رهبر فرزانه انقلاب در ادامه ضمن تأکید بر گسترش مناظرههای علمی به کلید علوم و رشتهها میفرمایند: «این ایده چه در قالب مناظرههای قانونمند و توأم با امکان داوری و با حضور هیئتهای داوری علمی و چه در قالب تمهید «فرصت برای نظریهسازان» و پس «نقد و بررسی» ایده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمی حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخی قلمروهای فکر دینی یا علوم انسانی و اجتماعی نیز نماند بلکه در کلیه علوم و رشتههای نظری و علمی (حتی علوم پایه و علوم کاربردی و...) در جهت حمایت از کاشفان و مخترعان و نظریهسازان در این علوم و در فنون و صناعی نیز چنین و فضایی پدید آید.
رهبر حکیم انقلاب در پایان بار دیگر ضمن تأکید بر قانونمد شدن مناظرات علمی میفرمایند:
برای آنکه ضریب «علمی بودن»، این نظریات و مناظرات پایین نیاید و پختهگویی شود و سطح گفتوگوها نازل و عوامانه و تبلیغاتی نشود باید تمهیداتی اندیشید و قواعدی نوشت.»
3- بایدها و نبایدهای نهضت نرمافزاری علمی و دینی
الف) ضرورتها
1- نشاط اجتهادی و تولید فکر علمی و دینی
2- حضور همزمان سه عنصر آزادی، اخلاق و منطق در تولید فکر
3- خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی
4- نقد و اصلاح فرهنگ خفقان و سرجنباندن و جمود و فرهنگ آزادی بیمهار و خودخواهانه غربی
5- آزادی بیان مقید به «منطق و اخلاق» و «حقوق معنوی و مادی دیگران».
6- ترویج حریت، تعادل، عقلانیت و انصاف در فرهنگ اجتماعی و حکومتی.
7- زاد و ولد فرهنگی در پرتو تضارب آراء و عقول
8- شناسایی و تثبیت نقطه تعادل میان «هرج و مرج» و «دیکتاتوری» برای آغاز دوران جدید.
9- تولید فکر و حرف تازه زدن برای رشد و مناظره
10- بیدار کردن عقل جمعی با مشاوره و مناظره
11- تولید علم و اندیشه دینی و تمدنسازی و جامعهپردازی
12- ایجاد فضای انتقادی سالم و آزادی بیان و گفتوگوی آزاد با حمایت حکومت اسلامی و هدایت علما و صاحبنظران.
13- حمایت و نهادینه شدن آزادی بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام
14- ارائه راهکار برای علاج بیماریها، هتاکیها و مهار هرج و مرج فرهنگی
15- مدیریت روشهای علمی و معقول برای تولید علم مانند: 1- تشکیل کرسیهای نظریهپردازی 2- کرسیهای پاسخ به سؤالات و شبهات 3- کرسیهای نقد و مناظره.
16- گسترش دادن مجال علم برای اهل آن و تنگتر کردن فضا بر دکانداران و فریبکاران و راهزنان راه علم و دین
17- تبدیل شدن تولید نظریه و فکر به فرهنگ و ارزش عمومی در حوزه و دانشگاه
18- تولید نظریه و فکر در قلمروهای عقل نظری و علمی.
19- تقدیر و جایزه دادن به نوآوران اندیشه برای تشویق خلاقیت و اجتهاد
20- رقابت ایدهها در چارچوب منطق، اخلاق و رشد اسلامی
21- احیا و اعاده هویت و عزت جهان اسلام
22- دستیابی ملت ایران به رتبه جهانی مستحق آن
23- نترسیدن از آزادی و مناظره
24- مطالبه اسلامی شدن آزادیخواهی و بیان اندیشه توأم با رعایت ادب استفاده از آزادی
25- طرح آزادی تفکر و قلم و بیان نه به عنوان یک شعار تبلیغاتی که به عنوان اهداف اصلی انقلاب
26- قانونمند شدن مناظرهها توأم با امکان داوری با حضور هیئتهای داوری علمی
27- تمهید فرصت برای نظریهسازان و نقد و بررسی ایده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمی حوزه و دانشگاه
28- تسری نظریهپردازان به کلیه علوم و رشتههای نظری و علمی (حتی علوم پایه و علوم کاربردی)
29- حمایت از کاشفان و مخترعان و نظریهسازان
30- اندیشیدن تمهیدات و نگارش قواعد برای ارتقای سطح گفتوگوها.
ب) پرهیزها
1- افراط و تفریظ، جمود و تحجر، خودباختگی و تقلید
2- سکوت و جمود، هرزهگویی و کفرگویی
3- سیاستزدگی و سیاستزدایی
4- تبدیل فضای فرهنگی کشور به سکوت مردابگونه یا تلاطم گردابوار
5- تاثیرگذار بودن و جریان ساز بودن صرف صاحبان قدرت و ثروت و تربیون
6- پایین آوردن سطح تفکر اجتماعی و هدر دادن فرصت ملی و فرسایش اعصاب ملت
7- ترویج درگیریهای غلط و منحط قبیلهای با فرهنگ فاسد بیگانه
8- به حاشیه راندن شدن، منزوی، خسته و فراموش شدن صاحبدلان و خردمندان
9- ترجمان غرب شدن، مدام خود را تکرار کردن
10- انفعال و عقبگرد جامعه و حکومت و نخبگان آن
11- تبدیل شدن نقد و انتقاد به کالاهای قاچاق و یا امری تشریفاتی
12- «جدال و مراء» به جای مناظره
13- هتاکی و مسئولیتگریزی به جای آزادی
14- پایین آمدن ضریب علمی و نظریات و مناظرات و پختهگویی
15- عوامانه و تبلیغاتی شدن سطح گفتوگوها