مرجان حاجیحسینی – مهدی عباسی
ساختار جدید و نیاز به نهادهای نوین
رضا طلایینیک نماینده مجلس ششم و هفتم گفت: توسعه سیاسی، نقش احزاب و نهادهای مدنی را پررنگتر میکند و با توجه به تاثیر تکنولوژی بر الگوهای زندگی و فرایند توسعه اجتماعی، ضرورت فعالیت احزاب رو به افزایش است.
سخنگوی فراکسیون وفاق و کارآمدی مجلس در ادامه گفت: تراکم اجتماعی در ابعاد کمی و کیفی، موجب تحول در الگوهای اجتماعی شده است و به عبارت دیگر با کاهش تاثیر نهادهای اجتماعی سنتی، زمینه اثربخشی نهادهای اجتماعی نوین در جهان امروز ضرورت مییابد.
رضا طلایینیک افزود: ساختارها و هنجارهای اجتماعی، تحت تاثیر تحولات علمی و تکنولوژی توام با بروز نیازهای جدید زندگی به سرعت تغییر مییابد و لذا جامعه انسانی برای اداره امور خود نیاز به نهادمندی جدید اجتماعی دارد.
وی گفت: بدون تشکلهای غیردولتی و احزاب فاصله بین حاکمیت و مردم زمینههای تقابل به جای تعامل را به وجود میآورد.
این صاحبنظر سیاسی گفت: برای کاهش تقابل و افزایش تعامل بین حاکمیت و مردم نقش احزاب و نهادهای مدنی در جامعه بسیار تعیین کننده است.
طلایینیک سپس به الگوهای حکومتی سنتی پرداخت و گفت: در این الگوها بین حاکمیت و مردم فاصلههای شکننده و تقابل کارکردی شدید وجود داشت. با رشد آگاهی و بیداری جوامع زمینه مردمسالاری در اکثر کشورهای دنیا فراهم شده است.
وی افزود: متناسب با ساختار دینی و اجتماعی و فرهنگی، مردمسالاری دینی در قانون اساسی ایران نهادینه شده است که بدون تشکیل و فعالیت اجزاب، این مدل حکومتی نقص خواهد داشت.
رضا طلایینیک گفت: برای نهادینهتر شدن مردمسالاری و تحقق ساختار تعیین شده در قانون اساسی باید احزاب واقعی در جامعه شکل بگیرد.
این صاحبنظر سیاسی کمتوجهی به نظام حزبی در ایران را موجب افراط و تفریظ در توسعه احزاب دانست و گفت: حمایتهای مقطعی و احساسی بدون بسترسازی فرهنگی و اجتماعی موجب شکلگیری احزاب ناپایدار در کشور بوده است.
رضا طلایینیک فقدان حمایت از احزاب را به عنوان سیاست مستمر جامعه و حکومت به عنوان عامل دیگر ناپایداری احزاب در ایران دانست و گفت: احزاب نباید وابستگی مفرط به موجهای انتخاباتی داشته باشند بلکه انتخابات و فرایندهای سیاسی باید از کارآمدی احزاب تاثیر بگیرند.
وی در ادامه گفت: در اکثر مواقع تاثیرگذاری احزاب بر انتخابات بسیار کم بوده است.
وی افزود: از سوی دیگر علیرغم ضرورت و تمهیدات کلی قانونی برای تکوین احزاب در ایران، هنوز زمینههای فرهنگی اجتماعی به صورت کامل طی نشده است و خلاء فرهنگی اجتماعی برای عمق احزاب در بدنه جامعه به شدت احساس میشود.
طلایینیک احزاب یک شبه، احزاب دولت ساخته و احزاب فصل انتخابات را از بیماریهای نظام حزبی در ایران خواند و تاکید کرد: احزاب به شرط داشتن عمق اجتماعی و برنامه مستمر و رعایت فاصله هویتی از دستگاههای اجرایی، امکان نهادینه شدن و موفقیت را خواهند داشت.
وی با تاکید بر وابستگی شدید احزاب به دستگاههای اجرایی و موفقیت یک جناح در انتخابات گفت: این وابستگی موجب فاصله گرفتن مردم از احزاب میشود، همچنین ضعف کارکردی و برخی موانع محدود کننده احزاب موجب انتقال کارکرد حزبی به نهادهای غیرحزبی شده است.
این صاحبنظر سیاسی متذکر شد: قرار گرفتن برخی نهادهای غیر حزبی و کارکردهای حزبی و انتخاباتی آسیبهای ساختاری در نظام سیاسی و توسعه ملی ایجاد میکند.
وی افزود: نخبگان گروههای مرجع فرهنگی و سیاسی و اجتماعی باید برای توسعه کمی و کیفی احزاب، متناسب با الگوهای ملی تلاش کنند.
احزاب در ایران فقط در چارچوب الگوهای ملی متناسب با ساختارهای دینی، فرهنگی و اجتماعی کشور موفقیت خواهند داشت.
طلایینیک پیروی از الگوهای احزاب خارجی بودن انطباق با ساختار دینی و فرهنگی و اجتماعی کشور را از علل مهم ناکامی احزاب در دهههای جاری ذکر کرد و گفت: بین توده مردم و حاکمیت، احزاب در جایگاه نهاد مدنی و واسطه تعاملی هستند.
وی در ادامه تاکید کرد: احزاب باید به عنوان نماینده بخشهایی از جامعه در تعامل با حاکمیت باشند. احزاب بدون پایگاه و پشتوانه مردمی در تعامل با حاکمیت و نظارت بر کارکردهای حکومتی موفقیت نخواهند داشت بلکه در صورت وابستگی به دستگاههای حکومتی به جای نماینده سیاسی مردم به نماینده سیاسی دولت در جامعه تبدیل میشوند که با کارکرد و نظام حزبی مغایرت اساسی دارد.
وی خاطرنشان کرد: احزاب پیروز و دارای موقعیت در حاکمیت باید علاوه بر حمایت منطقی به نقد و نظارت دولت حمایت شده خود بپردازند تا توام با حمایت منطقی از طریق نقد و حمایت کارآمد، امکان حفظ پشتوانه مردمی را برای آینده داشته باشند.
این صاحبنظر سیاسی یادآور شد: هنوز در فرهنگ سیاسی اجتماعی جامعه احزاب جایگاه مطلوب را ندارند.
وی تصریح کرد: به علت شخصیتزدگی و خلاصه شدن فعالیت حزبی در فصل انتخابات جایگاه احزاب در بین مردم نهاینه نشده است.
از سوی دیگر نوعی افراط و تفریظ در تعامل احزاب با مردم و نخبگان از علل ناکامی احزاب است.
وی وابستگی انحصاری به نخبگان و فاصله با مردم یا فعالیت تودهوار و بدون تکیه بر نخبگان را دو رویکرد افراط و تفریظ دانست و گفت: این دو رویکرد در برخی از احزاب و بعضی مقاطع تاریخ ایران به چشم خورده است.
این نماینده مجلس، احزاب موفق را احزابی میداند که بین نخبگان و مردم دارای تعادل ساختاری هستند و میافزاید: باید مردم و نخبگان جامعه هر کدام جایگاه مطلوب را در شاکله احزاب داشته باشند.
وی در مورد نحوه اجرایی کردن روند پایین به بالا در احزاب گفت: به جای تمرکزگرایی در نظام حزبی باید جامعهگرایی جایگزین شود و متناسب با ساختار اجتماعی باید بین اقشار جامعه و نخبگان ساختاری هماهنگ و با تکیه بر اراده جمعی به وجود آید.
طلایینیک تصریح کرد: احزاب منحصر در چند شخصیت و فاقد بدنه اجتماعی فقط برای مقاطع کوتاه مدت امکان مطرح شدن دارند و البته نامتعادل بودن سطح فرهنگی و نامتوازن بودن ظرفیتهای اجتماعی در ایران از موانع چالشهای مهم توسعه احزالب است.
وی افزود: متاسفانه به علت ناکارآمدی نظام آموزشی و فرهنگی و اجتماعی، هنوز بین جوامع روستایی و شهری و پایین شهرستانهای کوچک و کلانشهرها، تفاوتهای اساسی در ساختارها و هنجارهای اجتماعی وجود دارد.
وی شاخص میزان سود و آموزش و امکانات رسانهای و اجتماعی بین محیطهای روستایی و شهر و شهرهای بزرگ و کوچک را ساختاری نامتعادل برای توسعه احزاب دانست و یادآور شد: به نظر میرسد برای گذار از چالش و وضعیت کنونی ایران باید قبل از توسعه احزاب ملی به تشکیل و تقویت احزاب منطقهای متناسب با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقلیمی اولویت داده شود.
طلایینیک در ادامه گفت: پس از توسعه احزاب منطقهای، امکان تعامل برای نهادینه شدن احزاب ملی فراهم خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: فقدان برنامه جامع و آیندهنگری و تنزل اهداف حزبی به قدرت ناپایدار، موجب غفلت از کادرسازی است، همچنین ائتلافهای احساسی احزاب بدون انطباق موازین و مواضع حزبی موجب نمکارآمدی در آموزش و سازماندهی است.
وی افزود: احزاب به علت تاثیرپذیری از فضای عاطفی و سطحی انتخابات هویت خود را دستخوش ائتلافهای کور انتخاباتی میکنند و یکی از آسیبپذیری مهم احزاب ائتلافهای کور انتخاباتی و تاثیر منفی آن بر عدم سازمانیافتگی است.
طلایینیک به نتایج چند انتخابات اخیر در ایران اشاره کرد و گفت: نتایج انتخابات نشاندهنده ناکارآمدی ائتلاف احزاب انتخاباتی است.
وی افزود: مردم به جای عنوان و سوابق به الگوها و رفتارهای نوین سیاسی – انتخاباتی اهمیت میدهند و لذا ائتلافهای کور انتخاباتی موجب محدودیت در کارکردهای حزبی و سازمانیافتگی آنان میشود. هر چند در صورت اتخاذ مبانی و مواضع شفاف و هماهنگ، ائتلافهای انتخاباتی کارایی نخواهد داشت.
تمرین دموکراسی توسط احزاب
محمد سیفزاده، حقوقدان حزب را یکی از تشکلهای دوران مدرن نامید و گفت: مردم از طریق احزاب تمرین دموکراسی میکنند و از طرفی نمونهای از دخالت مردم در سرنوشت خودشان برای مشارکت در قدرت قلمداد میشود.
این صاحبنظر سیاسی گفت: میتوان بیان کرد که احزاب از جمله مهمترین پدیدهها در میل مردم به حکومت مردمسالار است.
سیفزاده دخالت دولت در احزاب را رد کرد و گفت: در صورتی که احزاب استقلال خود را از دست بدهند، چرخش قدرت به شکل صحیحی انجام نخواهد شد و به زودی این حزب به فساد قدرت دچار خواهد شد.
این حقوقدان سپس احزاب را از منظر حقوقی بررسی میکند و میگوید: براساس اصل 23 قانون اساسی کشورمان، احزاب، گروهها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی، فعالیتشان آزاد است، مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی و وحدت ملی و موازین اسلامی، اساس جمهوری اسلامی را نفی نکنند و هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع یا به شرکت در یکی از آنها مجبور کرد.
وی افزود: طبق اصل مذکور در قانون اساسی جمهوری اسلامی میتوان مشاهده کرد که قانون تشکیل حزب را به روش خاصی مقید نکرده است و به محض اینکه گروهی دور هم جمع شوند و بخواهند حزبی را تشکیل بدهند و کارهای عملی را هماهنگ کنند، این حزب تشکیل میشود.
البته سیفزاده معتقد است براساس اصل 23 قانون اساسی، نیازی به صدور مجوز برای احزاب از سوی وزارت کشور نیست.
وی افزود: احزاب قانونیاند و تا زمانی که به موجب قانون 16 احزاب، مرتکب تخلفات مندرج در این قانون نشدهاند و دادگاه صالح آنها را منحل نکرده است، احزاب میتوانند فعالیت کنند.
سیفزاده روند رشد احزاب را مثبت ارزیابی نکرد و گفت: در ایران احزاب سابقه درخشانی ندارند.
وی افزود: در دو مقطع زمانی رشد احزاب چشمگیر بود. یکی زمان دکتر مصدق و دوره بعد اوایل انقلاب بود.
سیفزاده گفت: احزاب همواره در ایران با چالشها و مسائل مختلفی روبهرو بودهاند.
وی افزود: در ایران احزابی که توانستهاند فعالیت بیشتری صورت دهند عموما زاییده دولتاند و از درون دولتهای حاکم و توسط دولتمردان شکل گرفتهاند که نمیتواند نکته مثبتی در کارنامه حزبی کشورمان باشد.
این صاحبنظر سیاسی عملکرد برخی احزاب که از آنها به عنوان احزاب وابسته نام میبرد، را علت ایجاد ذهنیت منفی در ذهن مردم از این تشکل سیاسی میداند و میگوید: کارنامهای که برخی احزاب در تاریخ ایران برای خودشان به یادگار گذاشتهاند، سبب شده تا نظر مثبتی نسبت به احزاب در میان مردم وجود نداشته باشد و ضرورت حزب برای توسعه سیاسی با مسائلی همراه باشد.
وی افزود: برخورد حکومتها در گذشته با احزاب نیز در ایجاد تصویر منفی در ذهن مردم از حزب اثرگذار بوده است.
محمد سیفزاده معتقد است: اگر برای سرنوشت ملت ایران اهمیت قائلیم، باید مردم را ترغیب به تشکیل احزاب مستقل کنیم و مورد حمایت قرار دهیم.
وی افزود: تردیدی نیست، هر کشوری که با بلایا و مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و حوادث رو به رو شود، این احزاب و گروههای مستقل هستند که توانایی حفظ امنیت ملی دارند و میتوانند اجازه ندهند به کشور و تمامیت ارضی، صدمهای وارد شود.
یکی از ویژگیهای حزب مستقل، روند پایین به بالا بودن آن در شکلگیری است. حال ببینیم نظر محمد سیفزاده به عنوان یک حقوقدان و صاحبنظر سیاسی در این باره چیست؟ او میگوید: تجربه نشان داده، احزابی که از بالا به پایین تشکیل شده، سابقه درخشانی از خودشان به جای نگذاشتهاند و با به وجود آمدن قدرتی پدید آمدهاند و با از بین رفتن قدرتی هم، ناپدید شدهاند که از مشروط تا به حال بسیار با اینگونه احزاب روبهرو بودهایم.
وی افزود: اگر بخواهیم دموکراسی را محقق کنیم، باید احزاب توسط مردم از پایین به بالا تشکیل شود.
سیفزاده گفت: مردم عادی باید با شرکت در تشکلها به قدرت برسند که این مهمترین تمرین برای دموکراسی است.
این حقوقدانان در ادامه گفت: با یک برنامهریزی صحیح و درازمدت میتوان به شکلگیری احزاب توانا و مستقل دست یافت.
وی افزود: حضور مردم در صحنه سیاسی نباید فقط به انتخاباتها بسنده شود و بایستی مشارکت سیاسی مردم هدفمند شوند و موانع این هدفمندی نیز باید از سر راه برداشته شود.
محمد سیفزاده گفت: به نفع مردم است که با تشکیل سازمانهای شناسنامهدار و حضور هوشمندانه در صحنه، سرنوشت سیاسی و اجتماعی خودشان را رقم بزنند.
چرا در ایران وقتی حزبی به قدرت میرسد، تازه به دنبال این میگردد که برای پستهای مورد نظرشان، مدیر بیایند و کمتر شاهد تربیت مدیر در احزاب بودهایم؟
به علت آنکه احزاب اثرگذار توسط دولتمردان تشکیل میشود و پس از تغییر قدرت، آن دولتمردان نیز کنار گذشته میشوند. لذا چون فعالیتی در میان مردم نکردهاند و لحاظ تشکیلاتی دچار ضعفهایی هستند، به گوشهنشینی روی میآورند که این یک ضعف اساسی در کشور است که لزوم احزاب مستقل و مردمی را ضرورت میبخشد.
بسترسازی برای فعالیت احزاب عامل تحقق مردمسالاری
نورمحمد ربوشه نماینده اصلاحطلب مجلس ششم در ابتدا با اشاره به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نقش احزاب را پررنگ قلمداد میکند و میگوید: احزاب نقش بسیار فعالی در دموکراسی و آزادی و تامین حقوق انسانها میتوانند ایفا کنند.
این صاحبنظر سیاسی مهمترین نقش احزاب را نمایندگی طیف فکری خاصی از جامعه دانست و گفت: مجموع احزاب در یک جامعه میتواند مجمع تفکرات مختلف در یک جامعه باشند.
وی افزود: توجه به احزاب در دفاع از آزادی و حقوق شهروندی، زمینه تعیین سرنوشت مردم توسط خودشان را عملی کند.
ربوشه گفت: در یک حکومت مردمسالار، احزاب با منطقی حقوقی و سازمان یافته میتوانند از حقوق مردم در عرصه سیاسی دفاع کنند. چرا که تک تک افراد جامعه ممکن است این فرصت را در اختیار نداشته باشند که بتوانند عقیده و خواستههای خود را پیگیری کنند.
وی افزود: وقتی افراد جامعه در قالب یک حزب قرار بگیرند، از این طریق میتوانند خواستهها و مطالباتشان را محکم و قانونی دنبال کنند.
این نماینده سابق مجلس، احزاب را عامل بقای حکومتها، تبیین آزادی و حفظ حقوق شهروندی دانست و گفت: اگر صاحبان امر حکومت به صورت جناحی، طیفی و سیاسی با احزاب برخورد کنند، عملا با قشری از مردم متناسب با وزنی که احزاب در جامعه دارند، روبهرو کردهاند که این اثرات مثبتی به بار نخواهد آمد.
وی افزود: دولتمردان کشورها باید ضمن توجه به همه احزاب، به لحاظ نگاه حکومتی بستری مناسب برای فعالیت احزاب فراهم سازند.
ربوشه به ایران اشاره کرد و گفت: احزاب در زمانی که مدیریت اجرایی کشور زمینه را فراهم کرده، مشاهده کردیم با تعامل و هماهنگی، مسائلشان را به پیش بردهاند.
این صاحبنظر سیاسی حفظ حقوق احزاب را لازم ارزیابی کرد و گفت: احزاب در ایران، هم نمود جمهوریت و هم نمود اسلامیت هستند.
نورمحمد ربوشه در پاسخ به این سوال که لزوم استقلال احزاب را در چه میدانید گفت: به علت آنکه دولتها قراردادیاند و قدرت محدود است به گونهای که هر مسئولی، قراردادی بین خودش و منتخبانش برای مدتی محدود دارد و بر اثر انتخابات، دولتمردان نیز تغییر میکند، لذا این خود دلیلی برای لزوم استقلال احزاب است، تا با تغییر مدیران، وضعیت احزاب نیز تغییر نکند.
وی افزود: بقای احزاب نباید به حضور عدهای خاص در راس امور اجرایی کشور باشد.
نورمحمد ربوشه گفت: وقتی احزاب با استقلال فکری از دولتمردان فعالیت کردند، آن وقت میتوانند همواره فعالیتهای سیاسی خودشان را ادامه دهند.
وی افزود: دولتمردان برای تحقق مردمسالاری، راهی جز توجه، بسترسازی و به رسمیت شناختن احزاب ندارند.
این صاحبنظر سیاسی در ادامه گفت: احزاب را میتوان نمایندگان تفکرات و علایق مردم دانست لذا نمیتواند موقتی و فصلی باشد.
وی افزود: احزاب میتوانند با فعالیت گسترده و موثر خود زمینهای را فراهم آورند که مردم به راحتی خواستهها و مطالباتشان را مطرح کنند و برای تحقق آنها از طریق قانون و به صورت سیستماتیک پیش بروند.
وضعیت احزاب در ایران را چگونه بررسی میکنید؟
در طول دوران آزادیخواهی ملت ایران و تلاش برای خروج از استبداد از صد و صد و پنجاه سال پیش، متاسفانه نگاه به احزاب با آنچه در تعاریف سیاسی مطرح میشود، متفاوت بوده است و آنگونه که باید شکل میگرفته، نگرفته است. لذا در اذهان نیز وظایف و حقوق واقعی احزاب، معرفی نشده است.
نورمحمد بوشه در ادامه گفت: پس از خرداد 76، اقدامات مثبتی برای گسترش فعالیت احزاب صورت گرفت که امیدواریم ادامه یابد.
این صاحبنظر سیاسی، احزاب زائیده از بدنه دولت را مفید ندانست و گفت: گاهی برخی از دولتمردان حزبی تشکیل میدهد و ممکن است، عدهای از مردم و روشنفکران نیز به عضویت این حزب در آیند اما حالتی مطلوب و پسندیده برای احزاب قلمداد نمیشود.
وی افزود: دور از قدرت بودن و به تشکیل احزاب پرداختن، در دید مردم جذابتر و مورد قبولتر است و اگر حزبی بتواند روندی مستقل را به نمایش بگذارد، بدانید حتما با استقبال عمومی نیز روبرو خواهد شد.
این نماینده سابق مجلس سپس به نقش دولت نیز اشاره کرد و گفت: چون ما کشوری هستیم که در حال حاضر تازه داریم گام به گام برای تحقق مردم سالاری دینی گام بر میداریم، لازم است دولت بسترهای لازم را به لحاظ سختافزاری فراهم کند و بودجههای لازم را نیز برای تامین حداقلهای برای احزاب در اختیار قرار دهد.
وی افزود: همانطور که برای نیازهای مادی مردم، دولت خدمات میدهد و یارانههایی در اختیار مردم قرار میدهد، در باب فکر و اندیشه مردم و حضور سیاسی آنها در صحنه نیز باید یارانههایی در نظر گرفته شود تا احزاب بتوانند با رشد و گسترش به صورت کامل روی پای خودشان باشند.
این صاحبنظر سیاسی معتقد است: وقتی آگاهیهای لازم صورت گرفت و احزاب توانستند فعالیتهایشان را ساماندهی کنند، آنگاه خود مردم در سبد هزینههایشان برای فعالیتهای حزبی نیز جایی خواهند گذاشت.
این صاحبنظران معتقد است: در طول تاریخ آزادیخواهی فرصت پیشنیامده و موقعیت سیاسی کشور به گونه ای نبود که مردم مطالباتشان را به صورت حزبی بیان کنند و جایگاه واقعی حزب فراموش شد، لذا ذهنیت لازم برای فعالیت احزاب در ایران در بین مردم به صورت کامل شکل نگرفت.
وی افزود: سیستم اطلاعرسانی باید بسترسازی لازم را برای پذیرش ضرورت فعالیت احزاب برای تحقق دموکراسی انجام دهد.
این نماینده اصلاحطلب مجلس ششم گفت: باید قبول کنیم که در بحث اطلاعرسانی ضعفهایی در کشور داریم، چرا که هنوز بسیاری از مردم نسبت به حقوقشان در قانون اساسی اشراف ندارند و بسیار دیده شده که حتی بیاطلاعاند.
وی افزود: باید برخی قوانین هم شفافیت لازم را پیدا کنند تا ابهامات موجود حل شود به طور نمونه هنوز تعریف جرم سیاسی با ابهاماتی همراه ادست یا در انتخابات ریاست جمهوری، باید روشن شود که صلاحیت، برخی کاندیداها چرا تایید نشد و دلایل برای مردم روشن شود و مشخص شود براساس چه دلایلی عدهای تایید صلاحیت نشدند؟
نورمحمد ربوشه گفت: افزایش آگاهی مردم در جامعه در روند فعالیت احزاب نقش بسیاری دارد و میتوان امید داشت که هر چقدر این آگاهی بیشتر شودف احزاب نیز اثرگذاری بیشتری خواهند داشت.
این صاحخبنظر سیاسی معتقد است: احزاب نقش مردم در جامعه را برای تعیین حق سرنوشت و مشارکت در امور را با دانایی و آگاهی همراه میسازد و باید بگویمف آگاهی و دانایی رابطه مستقیم و دو سویهای با فعالیت احزاب در همه جوامع دارد.
این نماینده سابق مجلس در ادامه گفت: اگر بخواهیم روند پایین به بالا بودن که از ویژگیهای اصلی احزاب به حساب میآید را عملی کنیم. تنها با همراهی مردم حاصل میشود که این همراهی نیز تنها و تنها با آگاهی حاصل میشود.
وی افزود: حتی در قرآن کریم نیز آمده که خداوند در هیچ قومی تغییر ایجاد نمیکند مگر آنکه آنها در خود تغییر ایجاد کنند، لذا باید در طبقههای مختلف جامعه، آگاهیهای لازم شکل بگیرد تا آن وقت بتواینم در راه توسعه با سرعت بیشتری گام برداریم.
این صاحبنظر سیاسی وظیفه احزاب را صرفا فعالیت در شهرهای بزرگ ندانست و گفت: یک حزب وقتی میتواند توانمند یا اثرگذار باشد که حتی در روستاها نیز حاضر شود و برنامههای خودشان را برای طبقهها و سطوح مختلف جامعه برنامههای خودشان را برای طبقهها و سطوح مختلف جامعه بیان کند و به دنبال جذب نیرو در میان همه اقشار جامعه باشد.
ربوشه میگوید: ضعفهایی که در تشکیلات حزبی وجود دارد و عدم نگاه درست به احزاب، سبب شده تا احزاب پس از به قدرت رسیدن به دنبال یافتن مدیر برای پستهای خود باشند.
وی افزود: این در حالی است که در جوامع پیشرفته، احزاب ابتدا مهرههای خود را برای مدیریت، عرضه میکنند و بعد مردم با شناخت بیشتری نسبت به جریانها و مطالعه کارنامه مدیران پیشنهادی، رای میدهند و انتخاب میکنند.