تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۵۰۷۶۰

اهمیت تمایل‌سنجی در دیپلماسی هسته‌ای


امیررضا پرحلم
تمایل دوباره اروپا به بازگشت پشت میز مذاکره با ایران حاکی از آن است که تصمیمات آنی و بدون تدبیر این کشورها در ترک مذاکره بیشتر از آن که جنبه اجرایی داشته باشد، ابزاری برای ترساندن ایران از قرار گرفتن در موقعیت‌های به ظاهر بدتر است.
شرایط فعلی سیاسی در ایران و نگاه گذرا به تمایلات و مواضع جریان‌های سیاسی همفکر درون حاکمیت نسبت به تداوم و یا عدم تداوم مذاکره و گفت‌وگو با اروپا نشان می‌دهد که قلب و زبان شاکله تصمیم‌گیرنده در جمهوری اسلامی درباره پرونده هسته‌ای همسو و هماهنگ تصمیم نمی‌گیرد.
در حالی که دستگاه سیاست خارجی کشور از بازگشت به میز مذاکره استقبال کرده است، نهادها و جریان‌های موازی بعضاً، بازگشت را تکرار مجدد آنچه که بوده قلمداد می‌کنند و از این رهگذر تلاش می‌کنند نگاه تصمیم‌گیران واقعی را به سمت و سوی عدم اعتماد دوباره به مذاکرات کسالت‌بار جلب نمایند.
واقعیت این امر است که ایران انتظار دارد حقانیت بی‌چون و چرایش بر استفاده صلح‌آمیز از فناوری‌ هسته‌ای بی‌درنگ پذیرفته شود، اما به نظر می‌رسد که تحقق این خواسته به طرز غیرقابل انکاری به صلابت در موضعگیری‌ و رعایت قواعد بازی در نظام بین‌الملل مربوط است.
در این وضعیت، قواعد بازی بیان کننده حقایقی است که در بدو امر کمتر به چشم می‌آید:
1- پیروان قطع مذاکره، به تناسب پیشبرد اوضاع و آگاهی از دسیسه‌های ماهرانه هر روز بیشتر بر عدم اعتماد به روند مذاکرات پافشاری می‌کنند. در این حالت قطبی ‌شدن طرف‌های مذاکره و تعدد طرف‌های دیگر با ایران وضعیت را پیچیده‌تر کرده است، آژانس، سه‌گانه‌های اروپایی، چین و روسیه و مابقی کشورهای جهان در زمره طرف‌هایی هستند که هر یک به تناوب بر رعایت مقررات بین‌المللی از سوی ایران تاکید کرده‌اند.
در داخل ایران،‌ بر ادامه مذاکره با طرف‌های درگیر تاکید می‌شود. از یک سو مجلس شورای اسلامی از تداوم فعالیت‌های هسته‌ای حمایت می‌کند و از دگر سو کمیسیون امنیت ملی مجلس اذعان می‌دارد که همکاری ایران هیچگاه قطع نخواهد شد.
2-قاعده مهمی که آمریکا و اسراییل به عنوان طرف‌های متخاصم ایران در مذاکرات هسته‌ای به شدت به دنبال آن هستند کشاندن ایران به وضعیت گرگ و میش در مذاکرات است. تئوری مذکور بر این پایه بنا نهاده شده که ایران مذاکرات را مردود اعلام کند و از دگر سو اروپا و آژانس ناامیدی خود را از سر به راه رشدن ایران اعلام کنند.
در چنین شرایطی که دیپلماسی کاملاً فشل شده و جهان نقش تماشاچی‌ را ایفا می‌کند، ممکن است حوادثی روی دهد که اجتناب از آن غیرممکن است.
3-برخلاف آنچه که گفته می‌شود، مکانیزم ماشه اروپایی تنها منوط به عبور از شورای امنیت نیست. این مکانیزم بیش از هر چیز وابسته به عامل وقت‌کشی طرف‌های مذاکره است به طوری که اگر جهان متقاعد شود که یکی از طرفین در حال بازی تسلسل علل است به راحتی حکم برائت را برای اقدامات طرف دیگر صادر می‌کند.
4- مذاکره در صورتی ثمربخش است که چارچوب‌های آن با دقت رعایت شود. به نظر می‌رسد که به هم ریختن بازی و تمایل مجدد به بازی از سوی اروپا برنامه‌ریزی شده صورت می‌گیرد، از آنجا که اروپا نمی‌خواهد همچون مورد علاقه بلافاصله پرچم تسلیم را در برابر آمریکا به اهتزار درآورد و چراغ سبز اقدامات بعدی را نشان دهد، می‌توان گفت که رغبت به ادامه بازی برخاسته از این واقعیت است که دیپلماسی اروپایی همچنان به فعالیت خود ادامه دهد.
در مجموع می‌توان گفت که سیاستگذاری در ایران در موضوع دیپلماسی هسته‌ای باید با لحاظ کردن جمع موارد فوق مدنظر قرار بگیرد. به دیگر سخن، تمایل‌سنجی، از خواسته‌های طرفین مذاکره و ترغیب کردن آن‌ها به پذیرفتن خواسته‌ها باید براساس آگاهی کامل قواعد حاکم بر بازی صورت بگیرد، به عنوان مثال اگر احساس می‌شود که برخی قطب‌های مذاکره کننده نسبت به واکنش انفعالی از آسیب‌پذیری بیشتری برخوردارند، می‌توان بعضاً با زبان نرم، قهرکنندگان را دوباره دعوت به مذاکره کرد و اگر دیده می‌شود که اروپا به حداقل حقوق ایران در پرونده هسته‌ای راضی نیست، می‌توان به نوعی دیگر با آن‌ها برخورد کرد.
این روند در درازمدت بر اثبات حقانیت ایران در دستیابی به فناوری‌ هسته‌ای کمک فراوانی خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات