* بحث جهانیسازی در 2 دهه اخیر شتاب بیشتری گرفته و علاوه بر جلب نظر متفکران، فرهنگهای ملی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. شما این روند را چگونه تعریف میکنید؟
** از عمر واژه جهانیشدن، چندان نمیگذرد. اولین بار فرهنگ معتبر «وبستر» تعاریفی درباره جهانیشدن و جهانیسازی ارائه کرد. این اصطلاح تا اواخر قرن بیستم در حوزه محدودتری کاربرد داشت. جهانیسازی به مفهوم فرهنگی، کاربردی از این مفهوم است که در نتیجه آن فرهنگ جهانی از نظرگاهها، ایدهآلها و ارزشهای مشترک به وجود آمده و در اشکال هنر، موسیقی و حتی نوع پوشش مشترک ظهور میکند.
* گروهی این روند را عادی میدانند و گروهی دیگر با آن برخورد منفی دارند، این تلقیهای متضاد از کجا سرچشمه میگیرد؟
** درست است، گروهی جهانیشدن را به این معنی که پیشتر از سوی قدرتهای غربی بخصوص آمریکا برای ادامه استیلا بر جهان طراحی و برنامهریزی شده است، تلقی کرده و از آن به عنوان یک پروژه یا طرح نام میبرند، در مقابل کسان دیگری نیز هستند که جهانیشدن را یک روند میدانند، روندی که در طول زمان شکل یافته، این دسته از صاحبنظران روند و سیر موجود را ادامه و استمرار روندهای قبلی دانسته و معتقدند باید به منافع و همچنین زیانهای آن توجه و دقت داشته باشیم.
* در این صورت ما با 2 مفهوم روبهرو هستیم، جهانیشدن و جهانیسازی؛ این دو را چگونه تحلیل میکنید؟
** در جهانی شدن، تمایل، رغبت و تصمیم ملتها و دولتها مطرح است. در این نوع تلقی، جهانیشدن روندی است که ملتها آن را میپذیرند و با آن هماهنگ میشوند. اما در جهانیسازی نوعی تهدید، ابهام و زور در کار است. این همان طرحی است که در بیشتر نقاط دنیا با مقاومت روبهرو شده و در مواردی نیز علیه آن اقدام به تظاهرات و حرکتهای مردمی شده است.
* نقش، جایگاه و موضع ادیان در این روند چگونه ارزیابی میشود؟
** با توجه به این نکته که گرایش به جهانی شدن در دینهای مختلف الهی وجود داشته است، یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز هر یک به دنبال برقراری حکومت جهانی و تشکیل امت واحد بودهاند. همچنین با توجه به این که جهانیسازی از جهت نظری نیز با ادیان الهی ناسازگار نیست، میتوان گفت ایجاد جامعه و فرهنگ جهانی از جمله اهداف و رسالتهای این ادیان بوده است. این نکته گویای چنین موضوعی است که وجود دهکده یا جامعه جهانی از جهت تئوریک در دیدگاه ادیان مردود محسوب نمیشود. اسلام در آموزههای دینی خود موضوع جهانی شدن را بیان کرده است و اعتقاد به تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) بخشی از این اعتقاد است. قرآن کریم در آیه 13 سوره حجرات میفرماید یا در آیه دیگری چنین آمده است: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعاروفو...»، یا در آیه دیگری چنین آمده است: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فیالارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین.
* با این وصف جامعه جهانی واحد در اصل جزو اهداف و رسالتهای انبیا بوده است، اما در تلاقی ادیان با جهانیسازی در عصر حاضر باید چگونه برخورد کرد؟
** البته میان لایههای گوناگون روند جهانیسازی یا جهانی شدن باید تفکیک قائل شد. این مساله تا آنجا که در دل مدرنیسم قرار دارد و به مبانی فلسفه دوره تجددطلبی بر میگردد با ادیان در زمینههای مختلف ارتباط برقرار میکند. آنچه روشن است، این که اکثریت اندیشمندان مسلمان در مواجهه با این روند برخورد منفی نداشتهاند و معتقد به سازگاری اسلام و مدرنیته بودهاند. البته لازم به ذکر است که هرگز همه مدرنیسم با تمام ویژگیها و اوصافش مورد قبول آنها قرار نگرفته است. متفکران مسلمان ریشه بسیاری از اهداف مدرنیسم را در دین یافتهاند ولی جایی که مدرنیسم در برابر اصول و ارزشهای دینی ایستاده است، از آن روی برگرداندهاند.
* برخورد ادیان با جهانیسازی به عنوان یک پروژه چگونه تبیین میشود؟
** این وجه از جهانی شدن که تعبیر درست آن جهانیسازی است، دارای وجهه تمدنی نیز هست و در حقیقت بخشی از طرح نظم جهانی جدیدی است که در آن به جای خردگرایی، نادیده گرفتن تمدنها، ادیان و فرهنگهای دیگر در آن دیده میشود.
در این طرح در حقیقت سرمایهداری خشن و ستمگر با امکانات و فناوری بالای خود مسیر فرهنگ ملتها را به دست میگیرد و طبیعی است که این گونه از جهانیسازی با مقاومت ادیان روبهرو شود و آنچه از تظاهرات و اعتراضات جهانی میبینیم، طغیانی است در مقابل این مظاهر جهانی است.
* آیا این تهاجم فرهنگی در تلاش برای کاستن از نقش دین در رهبری فکری و فرهنگی ملتها نیست؟
** باید توجه داشت که در مقابل این موضوع با مفهوم سادهای روبهرو نیستیم. جهانیسازی مفهوم پیچیدهای است با زوایای مختلف و نمیتوان بوضوح از مخالفت یا موافقت ادیان با آن سخن گفت: برخلاف آنچه در ابتدا به نظر میآید، نقش ادیان به هیچ وجه در این دوره کاهش نمییابد؛ بلکه به گونه دیگری، دینی در کانون توجه قرار میگیرد.