تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۵۰۷۹۸

فرهنگ ایرانی و نوادگان چنگیز


محمدجعفر بهداد
فرهنگ ایرانی، بی آنکه از ابزار نظامی بهره بگیرد، اما پیشرو و اثرگذار است و در طول تاریخ، همواره در برابر تهاجم فرهنگ غریبه و معارض، خودش را سرپا نگاه داشته است.
ایرانی ها از یک سو در یک دوره طولانی حکومت های پادشاهی را تجربه کرده اند و هنوز نام رژیم سلطنتی برای آنها چندش آور است و از سوی دیگر به علت اعتقاد به «ولی امر» نوعی تجانس بین فرهنگ ایرانی و تشیع وجود دارد که این دو مقوله سبب شده اند تا طبقه بندی کلی فرهنگ ایرانی را «تعارض خدا و طاغوت» بدانند. یعنی ایرانی ها در اثر آمیختگی تجربه تاریخی و اعتقاد مذهبی شان به این باور رسیده اند: هرچیزی و هر کسی که رویکرد الهی نداشته باشد، طاغوت است.
به این دو نمونه توجه فرمایید:
1- انگلیسی ها حدود 200 سال در ایران و هند حضور داشتند ـ اگرچه ایران هیچگاه مانند هند مستعمره انگلیس و یا هیچ قدرت دیگری نبوده است ـ انگلیسی ها تمام تلاش خود را برای بریتانیایی کرد ن آداب و رسوم و اندیشه مردم این دو کشور به کار بستند، اما اکنون مظاهر فرهنگ انگلیسی در هند، فراوان دیده می شود. لیکن در ایران نه تنها چنین پدیده ای وجود ندارد، بلکه بسیاری از قدرت های سلطه گر دنیا اذعان دارند که فرهنگ ایرانی علاوه بر داشتن توان مقاومت در برابر فرهنگ های مهاجم، حتی میل ایجاد استحاله در فرهنگ غریبه را نیز دارد.
مغول ها با هدف از بین بردن فرهنگ ایران به کشورمان حمله ور شدند و از همان آغاز هرچه از نمادها و نهادهای فرهنگ ایرانی را دیدند، تخریب کردند و سوزاندند، اما مدتی نگذشت که سلطان محمد خدابنده ـ نوه چنگیز ـ در ایران مسلمان شد. یعنی اینکه فرهنگ ایران قدرت هضم کردن فرهنگ معارض و مهاجم را در خود دارد.
2- در دوران اسارت رزمندگان ایرانی در زندان های حزب بعث، نخستین دستور کار صدامیان کوشش برای وادار کردن آزادگان به دست کشیدن از هویت ملی و مذهبی خود بود. آنها ابتدا با انواع فشارهای جسمی و محدودیت های مادی، سپس با عملیات فریبکارانه و جنگ روانی و سرانجام با کارهای تبلیغی و توجیهی تلاش زیادی کردند تا اسیر ایرانی وقتی خاک عراق را ترک می کند، هیچ دلبستگی به ارکان و آثار و مفاخر فرهنگ و سرزمین خود نداشته باشد، اما ای کاش می شد پای صحبت زندانبانان بعثی نشست و حکایت ناکامی ها و استیصال آنها در ـ به قول خودشان ـ سر به راه(!) کردن اسرای ایرانی را شنید و لذت برد.
عراقی‌ها، حتی وقتی با کابل و باتوم و نبشی بچه ها را می زدند، لااقل انتظار داشتند از سوی اسرا فریادهایی از جنس آه و التماس بشنوند، اما هرچه بیشتر می زدند، طنین صدای شعارهای یا حسین(ع)، یا زهرا(س)، یا مهدی(عج) و یا خمینی(ره)، هر بار رساتر از پیش، فضای اردوگاه را پر می‌کرد.
بعثی‌ها چه سهمیه آب و نان و هواخوری را قطع می کردند، چه دایر می کردند، هیچ تغییری به نفع آرزوهای خودشان در حالات معنوی و گرایشات فرهنگی آزادگان مشاهده نمی‌کردند.
از طریق بلندگو موسیقی های تند و ترانه های زننده پخش می کردند، فیلم های غیراخلاقی نمایش داده و تماشای آن را اجباری می کردند، نماز خواندن و عزاداری و حتی اجرای نمایشنامه را در داخل آسایشگاه ممنوع می کردند، چند بار یک روحانی نما را برای انجام سخنرانی و به اصطلاح گمراه کردن اسرا به اردوگاه آوردند، شرایط عضوگیری به نفع گروهک منافقین را فراهم ساختند، به اخبار جعلی و شایعات راجع به ناکامی های سیاسی و اقتصادی ایران دامن می زدند، خواستار فحاشی اسرا علیه سمبل ها و شخصیت های فرهنگی ایرانی و اسلامی می شدند و خود نیز به صورت مکرر به تمسخر اعتقادات و ارزش های ایرانیان مسلمان می پرداختند، اما با این همه تلاش و تقلا نه تنها چیزی گیرشان نیامد، بلکه آدم های دیرباور را هم به این باور رساندند که دشمنان ایران چقدر کینه توز، عقب مانده و بی‌منطق هستند.
27 سال و یک ماه از پیروزی ملت ایران در برابر طاغوت می گذرد. در این مدت اصلی ترین ارکان فرهنگ ما ایرانی ها اعم از خط، زبان، اعتقادات، سمبل ها، نهادها، نمودها و شخصیت های فرهنگی دائماً در تیررس توطئه و تهاجم قرار داشتند که اگر فقط بخش کوچکی از این تهاجم فرهنگی موثر واقع می افتاد، تاکنون کمترین اثری از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی باقی نمی‌ماند.
دشمنان ایران هرچه عملیات فرهنگی و فکری بلد بودند اعم از نفوذ، تحریف، تشنج زایی، ایجاد انحطاط، تجدد، قطب بندی، تشکیک، فرقه سازی و... به کار گرفتند تا شاید با شکست دادن جمهوری اسلامی ایران در این عرصه، از الگو شدن فرهنگ بالنده و پرشکوه ایران برای سایر ملت ها جلوگیری کنند، اما اینک مجبورند بپذیرند که مقاومت ایرانی ها در برابر فرهنگ منحط غرب به عامل ترغیب و استقلال طلبی مردم جهان تبدیل شده است.
با این حال و بدون آنکه مغرور شویم همچنان باید از فرهنگ مان در برابر تهدیدات پاسبانی کنیم و هرچه بیشتر به حل تعارضات در منظومه فرهنگ ملی و اعتقادی مان همت بگماریم تا مبادا این تعارض ها به تضاد و تقابل منجر شود. چرا که در چنین وضعی، هم از اوج تاریخی خود سقوط می کنیم و هم آزادگان و به پا خاستگان دنیا علیه ستمگران و زیاده خواهان که در ادامه راه خویش به استواری ایران اسلامی تکیه دارند، دلسرد خواهند شد.
این روزها که بحث مسئله هسته ای مطرح است، گویا جریان تهاجم غربی علیه فرهنگ ایرانی بار دیگر برای لطمه زدن به روحیه خودباوری و غرور ملی ما فرصت را غنیمت شمرده و مزدوران داخلی را در عرصه های سیاسی و رسانه ای فعال کرده تا به بهانه های مختلف ـ از جمله به بهانه احتمال حمله نظامی به ایران ـ داشتن انرژی هسته ای را غیرضروری و بی فایده اعلام کنند.
در حالی که نخبگان و اندیشمندان کشورمان به نیکی دریافته اند که دستیابی متخصصان متعهد و جوان ایران به فناوری هسته ای، نشانه پیشرفت و ترقی کشور و امری افتخارآمیز و روحیه افزا می باشد، اما عوامل خودباخته و وابسته به شدت درصدد برآمده اند تا از تقویت روحیه خوداتکایی و باور به توانایی ایرانی ها در جهت استقلال علمی و صنعتی جلوگیری نمایند.
... اگر نوه چنگیز نتوانست در برابرمنطق و استحکام فرهنگ اسلامی ایرانی ها تاب بیاورد، پس این عناصر تازه به دوران رسیده نیز قطعاً در خوش خدمتی به فرهنگ منحط استعماری ناکام خواهند ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات