تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۵۰۸۵۶

آمریکا و بازی هسته‌ای در شبه‌قاره


مهران قاسمی
رئیس‌جمهوری ایالات متحده سفر منطقه‌ای خود به جنوب آسیا را در شرایطی آغاز کرده است که به نظر می‌رسد سطح روابط میان واشینگتن با دهلی‌نو و سلام‌آباد در چند دهه اخیر ارتقا یافته است و طرفین با اشتیاق بیشتری به مزایای همراهی و همراستایی با یکدیگر می‌نگرند.
هند، شریکی استراتژیک
هندوستان که پس از آزمایشات هسته‌ای خود، بیش از یک دهه حذف از نظام هسته‌ای جهانی را تجربه کرده بود، اینک در شرایطی تبدیل به شریک استراتژیک ایالات متحده شده است که از نگاه بسیاری از کارشناسان این نزدیکی را باید در متن حوادث جهانی و به ویژه همراهی دهلی نو با کاخ سفید در تحت فشار قرار دادن تهران جست.
هندی‌ها که پیش از رأی شورای حکام برای ارائه گزارش پرونده هسته‌ای تهران به شورای امنیت، از جمله مخالفان چنین برخوردی با تهران بودند، در چرخشی کامل ناگاه در کنار واشینگتن قرار گرفتند. این چرخش ناگهانی اما چندان هم دور از ذهن نبود، چرا که همکاری‌های هسته‌ای میان دو کشور که در جریان سفر مان‌موهان‌ سینگ نخست‌وزیر هند به واشینگتن قطعی شده به نظر می‌رسید، عملا در گرو همراهی هند با آمریکا بود و هندی‌ها می‌دانستند که بهای همراهی با تهران را باید در مخالفت کنگره آمریکا با تغییر قانون منع همکاری هسته‌ای با هندوستان بپردازند.
کاخ سفید، جدا از نیاز به همراهی هند در پرونده هسته‌ای ایران، به این کشور به عنوان پتانسیلی برای تبدیل شدن به قطب سیاسی و اقتصادی در منطقه می‌نگرد. تکیه هند بر طبقه متوسط در حال رشد و همزمان تثبیت نهادهای مدنی و زیرساخت‌های دموکراتیک در این کشور باعث شده است تا آمریکایی‌ها نگرانی چندانی نسبت به آینده روابط خود با این کشور نداشته باشند.
سیاست خارجی آمریکا در آسیای جنوبی، عملا بر وارد کردن هند در همکاری‌های استراتژیک، انرژی و اقتصاد استوار است. هند در رقابت منطقه‌ای با چین و همزمان در تلاش برای کسب کرسی دائم شورای امنیت و با اتکا به توان نظامی خود، می‌تواند عملا به عنوان مانع بالقوه‌ای در قبال گسترش نفوذ چین عمل کند. هند در نگاه کاخ سفید، با توجه به دموکراسی پویا و قابل اتکای خود می‌تواند تبدیل به نقطه ثقل منطقه شده و به عنوان کشوری «مسئول» ثبات را برقرار سازد.
سیاستمداران هندی نیز در این میان اشتیاق خود را برای همکاری با آمریکا بیان کرده‌اند؛ نخست‌وزیر هند به صراحت از خاتمه سیاست عدم همکاری با آمریکا سخن گفته و اکنون نیز در دیدار با بوش، عملا سعی دارد سطح روابط را ارتقا دهد.
اتحاد ایالات متحده و هند باعث می‌شود تا واشینگتن بتواند بدون پرداخت هزینه‌ای قابل توجه، عملاً چین را که با توجه به افزایش خیره‌کننده توان اقتصادی خود تبدیل به کابوس آمریکایی شده است، مهار کند. هندی‌ها نیز در این رابطه منافعی چون دستیابی به فناوری پیشرفته آمریکا در حوزه خسته‌ای و نظامی، گشوده شدن مرزهای آمریکا به روی کالاهای ارزان هندی و در نهایت ایفای نقشی جدی در طرح واشینگتن برای باز شکل‌دهی مجدد خاورمیانه برای خود متصور هستند.
گذشته از توافقات تجاری، افزایش همکاری‌های نظامی میان دو کشور هم از جمله مواردی است که در این سفر مورد گفت‌وگو قرار می‌دهد.
سنگ بنای روابط نظامی دو کشور و ارتقای سطح آن، در 28 ژوئن سال گذشته در جریان دیدار وزرای دفاع دو کشور گذاشته شد. به موجب این توافق، طرفین متعهد به همکاری با یکدیگر در عملیات چند ملیتی شده و همزمان قرار شد تا تبادل اطلاعاتی میان دو کشور بای مقابله با تروریسم و مبارزه با تکثر تسلیحات کشتار جمعی تشدید شود.
مقامات امنیتی آمریکا از این توافق به عنوان «لانه‌گزینی در آسیا» یاد کرده و معتقدند که با اتکا به آن می‌توانند مطمئن باشند که از آسیا و منافع سرشار آن محروم نخواهند شد. نگاه امنیتی آمریکایی‌ها از همکاری نظامی با هند، عملا متوجه مهار چین نیز می‌باشد. نشریه «روابط خارجی» آمریکا در گزارشی به نقل از یک ژنرال ارشد آمریکایی می‌نویسد: ما تا سال 2020 خواهان یافتن دولتی هستیم که قادر به کمک به ارتش آمریکا برای مهار تهدید چین باشد. هند می‌تواند خنثی‌کننده تهدید چین محسوب شود.
در چنین شرایطی است که مانورهای مشترک نظامی هند و آمریکا، که در سال گذشته میلادی به اوج خود رسید، عملا به عنوان پیامی برای چین تلقی می‌شود. به عبارت صریح‌تر، هندی‌ها اکنون ترجیح می‌دهند تا منافع استراتژیک خود را با آمریکا همراستا سازند. این همراستایی، حتی می‌تواند تا آنجا پیش رود که هند تحت فشار آمریکا، حاضر به صرفنظر از قرارداد خط لوله انتقال انرژی از تهران به این کشور شده و ترجیح دهد با بهایی بالاتر نیاز فزاینده خود به انرژی را از نقاط دیگری تامین کند و بدین ترتیب رضایت واشینگتن را جلب کند.
پاکستان، همراهی نیازمند کمک
ایالات متحده، پس از 11 سپتامبر، پاکستان را به عنوان شریکی ناگزیر و همراهی نه چندان مطلوب اما لازم برای مبارزه با تروریسم برگزید. آمریکایی‌ها در ارتباط با پاکستان ترجیح می‌دهند تا از نزدیکی بیش از حد به دولت ژنرال مشرف خودداری کرده و در عوض نوعی سیاست «پاداش‌دهی تدریجی» را تعقیب کنند تا بدین ترتیب اسلام‌آباد را به تبعیت از سیاست‌های آمریکا وادار سازند.
آمریکایی‌ها در روابط خود با پاکستان، پاکسازی سیستم آموزشی کشور از آرمان‌های افراط‌گرا و نیز افزایش نفوذ دولت در میان احزاب اسلام‌گرا و تلاش برای به حاشیه راندن آنان را دنبال می‌کنند. این خواسته‌ها اما در مقابل با اعطای امتیازاتی برای مشرف همراه است. او برخلاف سایر همتایان خود در کشور‌های منطقه، هیچ انتقادی را در مورد فشارهای وارد شده بر نیروهای فعال سیاسی نمی‌شنود.
آمریکایی‌ها در میان مدت خواهان تبدیل شدن پاکستان به پایگاهی برای مهار ایران و چین هستند. اسلام‌آباد نیز ترجیح می‌دهد مذاکرات دراین مورد را پشت درهای بسته تعقیب کرده و از مطرح شدن و از طرح شدن آن در سطح عام جلوگیری کند. ژانویه سال گذشته میلادی، خبرگزاری آمریکایی یونایتدپرس، خبری را مبنی بر صدور اجازه فعالیت گروهک تروریستی مجاهدین خلق در پاکستان و ایجاد پایگاه در بلوچستان این کشور منتشر کرد. این خبر هرگز از سوی اسلام‌آباد تکذیب نشد.
آمریکایی‌ها اما در ارتباط خود با پاکستان نگران احتمال شکست نیز می‌باشند. گزارش‌های سیا حکایت از آن دارد که مشرف حداکثر تا سال 2010 امکان ادامه حکومت را خواهد داشت و پس از آن، در صورت عدم بسط دموکراسی، پاکستان باید شاهد حوادث جدی باشد.
بوش، پیش از این مشرف را «رهبری پر جرأت» و «دوستی شخصی» خوانده بود. تعابیر بوش یادآور زمانی است که پاکستان و آمریکا در هنگام اشغال افغانستان توسط شورای روابط نزدیکی داشتند.
واشینگتن هنوز هم نگران نقش پاکستان در تکثیر تسلیحات هسته‌ای است. این اختلاف در حالی که تحت‌الشعاع اشتراک منابع بر سر مبارزه با تروریسم قرار گرفته است، اما در آینده می‌تواند زمینه‌ساز اختلافاتی جدی شود. نقش شبکه خان‌پدر هسته‌ای و قهرمان ملی پاکستان ـ که آمریکایی‌ها او را قاچاقچی هسته‌ای می‌خوانند ـ در تکثیر دانش نظامی هسته‌ای از جمله موارد مورد مناقشه است.
گزارش سازمان سیا به کنگره آمریکا، از پاکستان به عنوان کشوری یاد می‌کند که تا سال 2015 عملا تبدیل به «کشوری شکست خورده، آماده جنگ داخلی، کشتار، رقابت‌های بین استانی، مبارزه برای کنترل تسلیحات هسته‌ای و در نهایت طالبانی شدن!» خواهد شد. این تصویر تاریک ناشی از شش روند «سوء مدیریت سیاسی و اقتصادی»، «اختلافات قومی و فرقه‌ای»، «بوروکراسی سست»، «‌بی‌قانونی»، «نظامی‌گری مذهبی» و «بی‌قانونی و فساد ‌مالی» است.
سفر بوش به پاکستان در چنین شرایطی با چالش‌هایی جدی روبه‌رو شده است. در حالی که تحلیلگران معتقدند این سفر تنها به جهت ایجاد تعادل میان دو کشور رقیب «هند و پاکستان» صورت گرفته است، اما دیگران بر این باورند که رئیس‌جمهوری آمریکا در جریان سفر خود علاوه بر درخواست التزام پاکستان برای برخورد شدیدتر با تروریست‌های القاعده، که هنوز هم در این کشور حضور دارند، از مشرف خواهد خواست تا تعهد بیشتری نسبت به مبارزه با تکثیر تسلیحات هسته‌ای احساس کند.
بوش همچنین سعی خواهد کرد تا وی را نیز نسبت به عدم پیگیری خط انتقال انرژی ایران ـ هندوستان که با گذر از خاک پاکستان عواید سرشاری را نصیب این کشور می‌کند، ترغیب نماید و در نهایت مساله کشمیر را نیز، که پاکستانی‌ها همواره متهم به ایجاد اغتشاش در بخش هندی‌نشین آن هستند، مورد بررسی قرار دهد. مشرف نیز در این دیدار سعی خواهد کرد تا با دستاویز قرار دادن همکاری هسته‌ای هند و آمریکا و نیز امتیازات اقتصادی و نظامی اعطا شده به دهلی‌نو، رئیس‌جمهوری آمریکا را به معامله‌ای مشابه با اسلام‌آباد ترغیب کرده و همزمان خود را به عنوان شریکی جدی برای کاخ سفید، که باید از حمایت‌های واشینگتن بهره‌مند شود، معرفی کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات