تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۵۰۹۱۰

سخنگوی سفارت آمریکا 25 سال پس از پایان گروگانگیری

اشاره: باری روزن از جمله افرادی است که در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در روز 13 آبان سال 1358 جزء گروگان گرفته‌شده‌ها بوده است. وی می‌گوید، روز 20 ژانویه 1981 پس از 444 روز سفارت آمریکا در تهران را به همراه 52 کارمند دیگر ترک کرده است. وی در مصاحبه با دویچه‌ولو که ایران‌نیوز آن را منتشر کرده از آن ایام به عنوان بدترین روزهای زندگی‌اش یاد می‌کند.

* آقای «روزن» شما اواخر دهه 70، سخنگوی مطبوعاتی سفارت آمریکا در تهران بودید. شما و 51 کارمند این سفارت 444 روز در اسارت دانشجویان و دانش‌آموزان ایرانی بودید و روز 20 ژانویه 1981 نیز آزاد شدید. امروز پس از گذشت 25 سال چه احساسی نسبت به گذشته دارید؟
**
روز 20 ژانویه همیشه یک روز ویژه برای من است. در آن زمان من هر روز مرددتر از روز قبل بودم و نمی‌دانستم امروز روز آخر زندگی من است یا نه، من امروز احساس خوشحالی می‌کنم که از آن ماجرا جان سالم به در بردم.
* در آن روز چه اتفاقی افتاد؟

** در آن روز سر و صدای زیادی در خیابان‌هایی که سفارت در آن واقع شده بود، شنیده می‌شد. حدود ساعت 10 صبح بود که یک نفر آمد و به ما گفت: وسایلتان را جمع کنید. بعد گروهی دیگر چشم‌های ما را بستند و ما را به یک اتوبوس منتقل کردند. ما دست‌کم یک ساعت در راه بودیم تا اینکه اتوبوس متوقف شد و ما از آن خارج شدیم و چشم‌هایمان را باز کردیم. من یک هواپیما دیدم و یک نفر که مرا پیش خود فراخواند. بالاخره من به سمت هواپیما که از الجزایر آمده بود رفتم. الجزایر میانجی نقل و انتقال ما به آمریکا شده بود.
* آیا این رهایی برای شما شگفت‌آور و تعجب‌انگیز بود؟
** کاملاً ما نمی‌دانستیم چه بلایی سر ما آمده است. ما تمام مدت در خلاء بودیم. همچنین ما از استقبال و هیجانات عموم مردم که در نشست میانی در آلمان با آن مواجه شدیم بسیار شگفت‌زده بودیم.
* در آلمان چه کردید؟
** ما چندین روز در ویزبادن ماندیم و آنجا با جیمی کارتر، رئیس‌ جمهوری‌ آمریکا، که از آزادی ما باخبر شده و  به آلمان آمده بود. دیدار کردیم. در آن روز رونالدو ریگان به عنوان رئیس‌ جمهوری جدید آمریکا به رأس کار آمده بود. تجربه بسیار تلخ و وحشتناکی بود. پس از 444 روز می‌توانستم دوباره بخوابم.
* رفتار گروگانگیران با شما چگونه بود؟
** سایه آنها همیشه روی سر ما احساس می‌شد. آنها ما را در اتاقی تاریک و روزها و هفته‌ها نگاه می‌داشتند.
* آیا گروگانگیران برای شما به عنوان سخنگوی مطبوعاتی سفارت تفاوتی قائل می‌شدند؟
** بله. برخی گروگان‌ها بیشتر نگه داشته می‌شدند، گروهی که اطلاعات کمتری داشتند رفتار بهتری می‌دیدند، گروهی نیز مورد بدرفتاری قرار می‌گرفتند. با این حال همه ما به مدت 444 روز در یک اتاق تاریک نگهداری شدیم.
* آیا با خانواده‌هایتان در تماس بودید؟
** ما به طور مرتب از سوی خانواده‌هایمان نامه داشتیم. حتی در صورتی که آنها اطلاعات مفیدی برای گروگانگیران داشتند، اجازه برقراری تماس تلفنی نیز صادر می‌شد. ولی من هیچ‌وقت این کار را انجام ندادم. نمی‌خواستم با همسرم فقط به مدت 15 ثانیه صحبت کنم. در آن صورت اوضاع برای من وخیم‌تر می‌شد.
* امروز از چه دیدی به موضوع نگاه می‌کنید؟ آیا می‌توانید انگیزه گروگان‌ها را درک کنید؟
** مسلماً می‌توانم. حال من می‌توانم دلایل این اقدام را بفهمم، قصد آنها قطع روابط ایران و آمریکا بود. آنها می‌ترسیدند آمریکا جمهوری اسلامی نوپا را به سقوط بکشاند.
* در سال 1998 بین شما و یکی از گروگانگیران مناسباتی صلح‌آمیز به‌وجود آمد. شما با «عباس عبدی» دیدار کردید، چه اتفاقی در این میان افتاد؟
** ما باهم گفت‌وگو کردیم و باهم شام خوردیم. ما زمان زیادی را باهم گذراندیم این یک فرصت خوب و بزرگ بود تا پرده ایجاد‌شده بین ایران و آمریکا از میان برداشته شود. آنها می‌توانستند از این موقعیت و دیدار ما استفاده کنند.
* ولی؟
**«عبدی» پس از بازگشت به ایران دستگیر شد و به زندان افتاد. و این یک درس برای ما بود: هیچ ایرانی و هیچ آمریکایی نمی‌تواند با دید مثبت، وضعیت را بهبود ببخشد. وقتی «عبدی» به ایران برمی‌گشت، من بسیار نگران بودم. مطبوعات ایرانی دیدار ما را بسیار منفی منعکس کرده بودند.
* آیا بعد از خروج از ایران، دوباره به این کشور رفته‌اید؟
** خیر. من اجازه سفر به ایران را ندارم. من همچنان به عنوان جاسوس آمریکا تلقی می‌شوم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات