به قلم: جیمز زاگبی
هماکنون مناقشهای در داخل دولت و کنگره آمریکا درباره چگونگی تعامل با پیروزی "حماس" در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین، جریان دارد. در یک سوی این مناقشه گروهی از مسئولان وزارت امور خارجه آمریکا قرار دارند که خواهان تدوین سیاستی در راستای حمایت از مواضع فلسطینیان میانهرو به ویژه آنانی هستند که خواهان مذاکره و تحقق راهحل دو دولتاند. این طرح متضمن پیگیری راهبردی میان مدت است که در آن به تحولات سیاسی داخلی در فلسطین و مداخلات کشورهای عربی اجازه داده میشود نقش خود را در وادار کردن حماس به حرکت در مسیری بدون خشونت و متصف به میانهروی و مشارکت همگانی و به دور از کنار زدن دیگران، ایفا کنند.
در طرف دیگر جناح تندرو هیات حاکمه آمریکا خواهان منزوی کردن "حماس" و تشکیلات خودگران و محروم کردن آنان از کمکهای مالی و غیره هستند که این امر موجب میشود محافل فلسطینی به چنین تصمیمی واکنش نشان دهند و نتیجهاش سقوط تشکیلات خودگردان خواهد بود و در پی آن ممکن است دو تحول صورت پذیرد، یا میانه روهایی که از تجربه سقوطشان استفاده کردهاند یکبار دیگر به قدرت میرسند یا خلاء حاکمیت ایجاد میشود و در این صورت "اسرائیل" میتواند از این وضع استفاده و راهحلهای یکجانبه خود را تحمیل کند.
به گزارش مرکز اطلاعرسانی فلسطین شواهد نشانههای این مناقشه و رویارویی درونی آمریکاییها در منابع مختلفی دیده میشود. اولین منبع این خبرها، وقایع مربوط به کنفرانس مطبوعاتی رایس و تسیبی لیونی وزرای امور خارجه آمریکا و رژیم صهیونیستی است. رایس در این مصاحبه از تایید علنی طرح "جدایی و گرسنه نگهداشتن ملت فلسطین" که لیونی پیشنهاد کرده بود، خودداری کرد. منبع دوم هم گزارش خبری است که در صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز با نام "خبرهایی از مذاکرات آمریکا و اسرائیل برای کنار زدن حماس" به چاپ رسید. نویسنده این گزارش تاکید دارد که این نگرش از سوی اعضای تندروی دولت آمریکا و شورای عالی امنیت ملی این کشور که از "بازهای" حامی حزب لیکود در رژیم صهیونیستی تشکیل شده است، پشتیبانی میشود.
در حالی که این تحولات در داخل دولت آمریکا در جریان است، کنگره این کشور نیز در پی پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین تلاشهایی را برای تاثیرگذاری بر روند سیاستهای آمریکا آغاز کرده است. در آنجا نیز میان بازها و میانه روها که در دو جناح موضع گرفتهاند، مناقشاتی جریان دارد. میانه روها از مصوبهای حمایت میکنند که در مجلس سنا در حال بررسی است و در آن به صراحت آمده است که دولت آمریکا باید از ارائه هرگونه کمک به هر تشکیلات فلسطینی که حزب برتر در پارلمان آن خواهان نابودی "اسرائیل" باشد، خودداری کند.
در مقابل این مصوبه، قانون دیگری وجود دارد که به قانون 4681مشهور است. این قانون که در کنگره آمریکا به تصویب رسیده است، اگر اجرا شود تعامل و همکاری آمریکا با تشکیلات ممنوع میکند.این ممنوعیت حتی میتواند شدیدتر از وضعی باشد که در دهههای هفتاد و هشتاد (قرن گذشته) میلادی وجود داشت.
اگر ماهیت مناقشه جاری در دولت و کنگره آمریکا را مورد توجه قرار دهیم به این نتیجه میرسیم که پیروزی حماس در انتخابات مجلس، وضع را بسیار بدتر و پیچیدهتر کرده است.
آمریکا و "اسرائیل" و تشکیلات خودگران باید به سبب بروز چنین وضعی مورد سرزنش قرار گیرند.
اکنون این پرسش مطرح است که وظیفه ما در وضعیت فعلی چیست؟
قطعاً نباید از سیاستهایی که وزیر امور خارجه "اسرائیل" پیشنهاد کرده است یا از روشی که در قانون 4681 آمده است، پیروی کنیم، زیرا تاریخ ثابت کرده است که سرکوب به افزایش تندروی و تعصب میانجامد. به نظر من کمکهای آمریکا و جامعه جهانی از یکسو و از سوی دیگر مذاکرات داخلی فلسطینیان میان محمود عباسی و "حماس" نیز درباره شکل کابینه آینده، همچنان باید استمرار یابد.
البته این پیشنهاد نمیتواند به بهبود اوضاع در فلسطین بیانجامد، اما مانع از افزایش بحران خواهد شد، کما اینکه ابتکار عمل را از دست افراطیهای هر دو طرف خواهد گرفت و به میانه روها این فرصت را خواهد داد تا ابتکار را به دست بگیرند. اما اگر طبیعت ابزارهای سیاسی آمریکا را در نظر بگیریم، باید بگوییم که چنین تحولی در هر زمانی -حتی در آینده نزدیک- دور از انتظار نخواهد بود.