تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۵۱۰۸۳

نقش صدا و سیما در امنیت ملی


امین میرزایی
بحث راه‌اندازی و تعطیل شبکه ماهواره‌ای صبا از مباحث مطرح در محافل رسانه‌ای داخل و خارج کشور است. این قلم با انگیزه و هدف اصلی گردانندگان این شبکه جدیدالتأسیس کاری ندارد. اگرچه از فاضل فرهیخته‌ای چون حجةالاسلام کروبی در شگفتم که از مخاطب‌شناسی دقیق رسانه نوظهورشان غفلت کرده‌اند و فی‌المثل به این نکته ظریف توجه نمی‌کنند که اکثریت قریب به اتفاق مخاطبان ایشان از داشتن تجهیزات دریافت ماهواره محرومند. به ویژه اگر ایام پیش از انتخابات در کوچه‌های تهران و شهرستان‌ها قدم می‌زدند، درمی‌یافتند که بخش معظمی از رای‌دهندگان به رقبای ایشان، برنامه‌های تلویزیون خودمان را هم از پشت پنجره فروشگاههای عرضه محصولات خانگی یا امثال آن رصد می‌کنند. همان کودکان خیابانی که حتی از داشتن یک دستگاه تلویزیون سیاه و سفید در خانه‌شان محرومند و پدر و مادرشان به کسی غیر از شخص شما رای داده‌اند.
اما تأثیر تلویزیون در جهت‌دهی افکار بلکه «اخلاق» مردم قابل غفلت نیست. این درست که فقیران از داشتن دستگاه گیرنده محرومند، اما آیا بزهکاران حرفه‌ای و افراد سایکوپات و تلقین‌پذیر برنامه‌های تلویزیون خودمان را هم نمی‌بینند؟ به ویژه افراد سایکوپاتی که به علت هوش کلامی پایین از درک دقیق زبانهای خارجی عاجزند و به این سبب برنامه‌های تلویزیون خود ما را ـ یا تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان را ـ به دنگ و رنگ‌های بیگانه ـ به تعبیر اهالی شریف کردستان ـ ترجیح می‌دهند.
چندسال پیش که رئیس کنونی شورای عالی امنیت ملی بر مسند ریاست صدا و سیما تکیه زده بودند یادداشتی نوشتم که در آن روزگار فرصت چاپ نیافت. اگرچه بعداً و به لطف یکی از مسئولان عالیرتبه نظام که اینک بر مسند یکی از قوای سه‌گانه تکیه زده‌اند، به سمع و نظر جناب ایشان رسید. در آن یادداشت به رشد روزافزون سینمای جنایی در سیمای جمهوری اسلامی تعریضی داشتم و هم نقدی محتوایی بر دیگر برنامه‌های سیما از جمله مسابقات لاتاری‌گونه و مجموعه‌های تلویزیونی و امثال آن ارائه کردم. صدای ما به جناب لاریجانی رسید، اما گویا دادمان در همان حنجره قلم باقی ماند! و نتیجه آن شد که امروز شاهدیم.
با آمدن جناب ضرغامی به صدا و سیما ـ هر چند که ایشان از قبل آمده بودند و اینک گام بر پله بالاتری می‌گذاشتند ـ امید بود که تحولی دستکم در محتوای برنامه‌های نمایشی ایجاد شود. این تحول صورت گرفت اما متأسفانه نه در جهت رفع نقایص گذشته بلکه در زمینه تعمیم آن نقصها! چنین شد که سریالهای جنایی رکن اول سینمای سیمای ما را تشکیل می‌دهد و مجریان محترم برنامه‌هایی از قبیل «موج نوی دو»، پرده‌دری و گستاخی را به نوجوانان ما ـ به ویژه دختران ـ می‌آموزند!
انتظار آن بود که دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی که صبغه رسانه‌ای هم دارند، خصوصاً اینک که رئیس‌جمهور محترم فرمانی یا دست‌کم ابلاغیه‌ای چند ماده‌ای را درباره برنامه‌های صدا و سیما به جناب ضرغامی ابلاغ کرده‌اند، به تأثیر برنامه‌های خاص رسانه رسمی کشور توجهی خاص معطوف دارند. به ویژه وقتی می‌بینند که گسترش موج سرقت بانک و آدم‌ربایی، نه معلول تماشای رسانه‌های بیگانه ماهواره‌ای که بیشتر محصول مشاهده بلاواسطه برنامه‌های بومی همین رسانه ملی است. فی‌المثل ماجرای نمایش سریال خواب و بیدار را که با افزایش سرقت بانک در فردای روز نمایش آن مجموعه همراه بود همگی به خاطر دارند و هم تأثیر برخی سریالهای تلویزیونی صدا و سیما را در افزایش کودک‌ربایی و بلکه همه نوع آدم‌ربایی. نمونه‌اش سریالی که همین اواخر و در قالب برنامه‌های نمایشی ویژه رمضان از یکی از شبکه‌های سیما پخش شد و با انجام عملیاتی مشابه از سوی برخی جوانان تأثیر گرفته از آن سریال همراه بود.
نگوییم تأثیرپذیری مخاطبان از رسانه، به خودشان مربوط است و باری بر دوش اصحاب رسانه نمی‌گذارند. این نویسنده با فقه اسلامی آشنایی کافی دارم و نیز به علت فعالیت مستمر رسانه‌ای به بسیاری پشت پرده‌های رسانه‌های پیش و پس از انقلاب آشنا هستم. به جرأت ادعا می‌کنم بدآموزی برخی برنامه‌های فعلی صدا و سیما ـ به ویژه برنامه‌های خاص نسل جوان ـ از کل برنامه‌های تلویزیون پیش از انقلاب بیشتر است. یعنی اگر از چند شو یا برنامه خاص تلویزیون قطع‌نظر کنیم، حجم برنامه‌های خشن و لمپنیستی در سیمای زمان قطبی به مراتب کمتر از الان بود. پس از پیروزی انقلاب رسانه ملی تا به جایی پالایش یافت که حتی سریالهای خانوادگی اخلاقی‌ای از قبیل خانه کوچک (در اصل مزرعه کوچک) اجازه پخش نیافت. به دلیل وجود برخی روابط عاطفی موجود میان برخی اعضاء خانواده با همسالان آنها در بیرون از خانه یا مثلاً از پخش سریال تاریخی یا شبه تاریخی میشل استروگف جلوگیری کردند، چرا که فی‌المثل خشونت آن را یا مسائل عاطفی طرح شده در آن را مخالف مصالح می‌دانستند. بگذریم از لغو پخش سرود «روح منی خمینی» که امام رضوان‌الله علیه آن را به مصلحت تشخیص ندادند و از ادامه پخش آن جلوگیری کردند و نیز بگذریم از برنامه رادیویی که امام با آن به شدت برخورد کردند، چرا که در مصاحبه‌ای کوتاه در طول برنامه، فردی الگوی خود را اوشین قلمداد کرده بود.
این رسانه پاک که به تدریج و در سالهای پس از جنگ به اتوپیایی ستودنی بدل شده بود و راه و رسم کنار آمدن با دنیای نو و حفظ ارزشها را آموخته بود، به تدریج به جایی رسید که فیلم‌ها و سریالهای ارزشمندی از نوع خانوادگی، حماسی، پلیسی در آن به نمایش درآمد که شرف و انسانیت در آن حرف اول را می‌زد. مجموعه‌های ارزشمندی چون ارتش سری، لبه تاریکی (البته لبه تاریکی ساخت BBC و نه سریال ایرانی تازه پخش شده از سیما) و دهها سریال دیدنی و خانوادگی که به داستان نخستین ایرلندی تبارهای مهاجر به استرالیا تحت ستم انگلستان یا ماجراهای اهالی جزیره پرنس ادواردز و امثال آن می‌پرداخت. شاید بسیاری از ما رفتار توأم با انسانیت و شرف قهرمان سریال پلیسی «ناوارو» را به یاد داشته باشیم که در عین فعالیت در کسوت یک کمیسر فرانسوی، عمیق‌ترین نکات اخلاقی و ارزشی را در قالب نحوه رفتار با تک دختر خود یولاند با بیننده در میان می‌گذاشت.
این تلویزیون در سالهای بعد و تحت سیاستهای تساهل حاکم بر رسانه، به جایی رسیده است که سازندگان مجموعه‌های تلویزیون داخلی آن به صراحت خود را دزد می‌خوانند و به ساختن سریالهایی که قهرمان اصلی آن لمپن‌های خیابانگرد هستند افتخار می‌کنند. فی‌المثل سازنده یکی از سریالهای پرمخاطب سیما در ماه مبارک رمضان امسال، در مصاحبه‌ای با مجله فیلم می‌گوید: «من خودم چرا در چند فیلم و سریال، نقش دزد بازی می‌کنم؟ چون احساس می‌کنم ارتباطی بین خودم و این آدم‌ها وجود دارد... این علاقه شاید به خاطر ارتباطم با یکی از رفقایم باشد. این رفیق ما دستش کج بود. فهمیده بود که کاری به این کارش ندارم و به ذاتش ایمان دارم. این است که گاهی در برابر چشم‌های من هم از این کارها می‌کرد... در سینمای هالیوود هم حتی چند سالی است که این یک وجهی بودن آدم‌ها از بین رفته. دلیل نمی‌شود که آدم خوب، فحش ندهد و ور نزند یا همیشه لباس شیک بپوشد...»
حال کارگردان سریال مذهبی ما که چنین باشد، حال سازندگان و خریداران سریالهای غیرمذهبی‌مان معلوم است و من نمی‌دانم که آیا بخش حقوقی صدا و سیما از حرمت تسبیب در فقه اسلامی غافل مانده که بر چنین مواردی نظارت کافی اعمال نمی‌کند؟ و آیا دست‌اندرکاران صدا و سیما نمی‌دانند که اگر به نحوی از مباشر جرم قویتر باشند، نسبت به همه جرم و جنایات صورت گرفته در جامعه که تحت تلقین ایشان انجام گرفته باشد ضامن هستند؟ شاید به دلیل همین غفلت است که شخصیت اصلی انجام گرفته بخش عمده‌ای از برنامه‌های نمایشی تلویزیون، تنها در طول یک هفته ـ از 19 تا 24 آذرماه ـ همگی دزد و قاچاقچی هستند. فی‌المثل «Stretch» یا «شخصیت اصلی» سریال «واکنش» یک قاچاقچی موادمخدر است! یا در فیلم سینمایی «جنایت در برج».
جنایتکاران نقش اصلی را به عهده دارند! داستان فیلم «حرفه خانوادگی» بر محور اعضای جنایتکار و قانون‌گریز یک خانواده مافیایی دور می‌زند که نسبت به هم سمپاتی دارند و این جداً از موضوع جنایی سریالهایی چون کمیسر شهر، جنایت‌های غیرحرفه‌ای، اولتیمو، ماموران مخفی پلیس، هشدار برای کبرا ـ 11 و دهها سریال دیگر جنایی ایرانی و خارجی است که در طول همین مدت کوتاه از شبکه‌های مختلف سیما پخش شده‌اند.
به نظر می‌رسد که شورای محترم امنیت ملی، به موازات حساسیت نسبت به برنامه‌های رسانه‌های برون‌مرزی، می‌باید بر تولیدات و انتشارات رسانه‌های ملی کشور نیز نظارتی روزافزون داشته باشند. تنها در این صورت است که شائبه برخورد سیاسی از پیشانی سیاستگذاران این شورا زدوده می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات