فرزاد پورکاویان
از زمانی که پایههای سست امپراتوری عثمانی و ترکیه از هم گسسته شد و نظم نوین و ساختار کشوری جدید با نام ترکیه به وجود آمد همواره نام کمال آتاتورک با نام این کشور عجین شده بود اما اینک در هزاره سوم و افزایش تعاملات چند بعدی و افزایش متغیرهای گوناگون در سطح جامعه ترکیه روز به روز از هیبت و شکوه کمالیسم در این کشور کاسته میشود. کمالیسمی که بر مبنای اندیشههای کمال آتاتورک (پدر ترکیه نوین) بنیان نهاده شد و در طول دهههای گذشته تابو و قداستی ویژه برای وی ایجاد کرد. به گونهای که کمتر کسی در ساختار نظام سیاسی این کشور یارای پرسشگری درباره رفتار و اندیشههای وی داشت.
در واقع سنت آتاتورک و کمالیسم پس از مرگ وی به وسیله پیروان وی ادامه یافت. از یکسو ارتش به عنوان مهمترین رکن نظام و نگهبان نظام کمالیستی شناخته میشد که همواره با دخالت در سیاست مرزهای قرمز نظام کمالیستی را حفظ میکرد و از سوی دیگر احزاب سیاسی لائیک و پیرو اندیشههای آتاتورک با حفظ ساختار قدرت و گستره آن عملا در طول دههها قدرت را در این کشور در اختیار داشتند.
این روند با بازتر شدن فضای سیاسی جامعه ترکیه از یک دهه قبل و گسترش فعالیت اسلامگرایان و فعالیت احزابی مانند رفاه و عدالت و توسعه مورد حمله قرار گرفت. در این راستا هر چند ارتش و فرماندهان و ساختار فرماندهی لائیک و کمالیستی آن میکوشید تا با هشدار به مخالفان بر اندیشههای آتاتورک تاکید ورزد اما واقعیات نظام جدید بینالملل و وجود موانع نوین در چند سال گذشته ارتش ترکیه را فاقد ابزارها و اهرمهای پیشین در جهت حفظ قدرت و هیبت کمالیسم در ترکیه کرده است.
کودتای ارتش و فشار بر دولت اربکان موجب شد تا دولت وی سقوط کند اما موج مخالفتها و افزایش تحولات اجتماعی سیاسی جامعه ترکیه در کنار فشارهای بینالمللی در جهت دموکراتیکسازی فضای سیاسی ترکیه باعث قدرتگیری احزاب میانهرو، اسلامگرا و کمتر معتقد به مبانی اندیشههای آتاتورک شد.
در این راستا در یک دهه گذشته حزب عدالت و توسعه مهمترین تاثیر را در فضای سیاسی کشور گذاشته است. حزبی با اندیشههای ملایم اسلامگرا که با رسیدن به جایگاه حکومت توانست ارکان مهم سیاسی ترکیه را در دست گیرد و نخستوزیری و ریاست جمهوری به عنوان دو مقام مهم سیاسی این کشور را از آن خود سازد.
ارتش که در بنیان و سران پایبند به اندیشههای کمالیستی بود جدا از اعلام خطر چارهای فراروی خود نمیدید هر چند اندیشه مخالفت و کودتا و فعالیت در سیاست به مثابه رفتارهای پیشین خود همواره مدنظر آنان بود اما درک فضای جدید سیاسی ترکیه و شرایط نوین در کنار هوشیاری مقامهای سیاسی، جامعه و روشنفکران ترکیه باعث شکست اندیشههایی همانند کودتا و فعالیت در سیاست شد. چرا که پروژه کودتای ناکام «ارگنه نون» و فعالیت عناصری از ارتش این کشور با ناکامی مواجه شد و گامهای بزرگی توسط جامعه مدنی ترکیه، مقامات و ... در راستای مخالفت با دخالت نظامیان در سیاست برداشته شد.
چند ماه گذشته اسنادی مبنی بر دخالت نظامیان در سیاست در جامعه ترکیه انتشار یافته است و طرح کودتا علیه دولت اردوغان جدا از ناکامی آن اینک باعث افزایش حمله نهادهای مدنی، روشنفکران و احزاب مختلف به عدم رعایت حدود دخالت در سیاست از سوی نظامیان شده است.
با ارجاع پروندههای بسیاری (590) پرونده به مراجع قضایی در رابطه با دخالت نظامیان در سیاست اینک ارتش به عنوان حافظ اصلی نظام کمالیستی تحت فشار قرار گرفته و حتی سخن از مطلع بودن ژنرال ایکلر باشبوغ فرمانده ارتش ترکیه در ماجرای کودتا بر ضد اردوغان است.
بیگمان بسیاری بر آن هستند که نصب فرماندهان نظامی توسط دولت و افزایش وزنه حزب عدالت و توسعه در کنار کاهش قدرت نظامیان در ساختار سیاسی ترکیه همزمان با فرآیند دموکراسیسازی در طرح گشایش کردی در کنار کاهش قدرت سیاسی احزاب کمالیست و پانترکیست در پارلمان و قدرت سیاسی، روز به روز برکاهش کمالیسم و اعتبار و تابوی اسطورهای آتاتورک کمک میکند. تابوهایی که اینک با پرسشگری مخالفان اندیشههای آتاتورک در سطح جامعه، محافل روشنفکری، مطبوعات و رسانههای ترکیه در حال افزایش است و با زیر سوال بردن اقدامات اقتدارگرایانه آتاتورک در سرکوبهای نهادینه شده کردها و قتلعام آنها و ... عملا منزهطلبی رهبر و مرد مقتدر ترکیه را به چالش کشیدهاند.