ترجمه: علی قنادی
آرامش بعد از توفانی که گزارش «گروه مطالعات عراق» (ISG) پدید آورده بود، فرونشست و اکنون این پرسش مطرح است که واقعا چه رویکردی را باید برای عراق در پیش گرفت؟ البته هیچکس انتظار نداشت که جرجبوش کلیت گزارش بیکر - همیلتون بهویژه پیشنهاد عقبنشینی نیروهای عملیاتی آمریکا از عراق تا سال 2008 و مذاکره با سوریه و ایران را بپذیرد، ولی به هرحال رییسجمهور آمریکا اعلام کرد که برخی روشها را تغییر خواهد داد.
کاخسفید اعلام کرده که قبل از هرگونه دگرگونی جدی در سیاست آمریکا در عراق، گزارش گروه مطالعات عراق را با گزارشهایی که به زودی از پنتاگون و شورای امنیت ملی ارسال خواهد شد، سبک و سنگین خواهد کرد.
گزارش گروه مطالعات عراق (ICG) به رهیافت آمریکا در عراق نگاه انتقادی دارد، ولی در عین حال مدعی شده که رهبران عراقی هم که برای ایجاد یک عراق متحد حرکت نکردهاند، مسئول وضع فعلی هستند. ریچارد هاس، رییس شورای روابط خارجی آمریکا معتقد است که این گزارش با تغییر دادن جهت پیکان اتهام به سمت خود عراقیها، فقط راه را برای خروج آمریکا از عراق و شانه خالی کردن از بار مسئولیت در این کشور هموار کرده است.
گزارش گروه مطالعات پیشنهاد کرده که اگر عراقیها در پیشبرد روند سیاسی کشورشان توفیقی نیافتند، آمریکا باید حمایت خود را از این کشور قطع کند، ولی کسانی مثل لسلی گلب، عضو برجسته شورای روابط خارجی منطق این رهیافت را به کلی اشتباه میدانند، زیرا معتقدند آمریکا فقط از طریق اعلام یک برنامه زمانبندی شده (نه دفعی) میتواند حمایت خود را از عراق قطع کند. بحث درباره این موضوع راه را برای پرسشهای دیگری هم باز کرده است: چه مشوقی میتواند عراقیها را به سمت اصلاح امور سوق دهد؟
بدون شک همه طرحهایی که در شرایط فعلی برای عراق مطرح میشوند، راهحلهای سیاسی را تنها مفر موجود برای کنار زدن خشونت و ناآرامی در این کشور میدانند، اما همانطور که استفن بیدل معتقد است تجربه تاریخی به ما نشان داده که گفتوگو و مذاکره فقط در موارد بسیار اندکی توانسته مشکل منازعات خشونتبار داخلی را حل کند. در بیشتر نمونههای تاریخی ما مشاهده میکنیم که سازش ملی تنها در مواقعی به وقوع پیوسته که یک طرف در صحنه نبرد دچار شکست شده است، به خاطر همین این احساس فزاینده وجود دارد که منازعات خشونتبار قومی عراق هم از طریق مصالحه سیاسی قابل حلوفصل شدن نیست.
راهحلهای دیگری نیز برای حل مشکل عراق مطرح شده است، بعضیها مثل تونی بلر، نخستوزیر انگلیس معتقدند که به جای اصرار بر حل مناقشات داخلی، مشکل عراق را باید در سطح منطقهای حل کرد. این گروه معتقدند که وارد کردن ایران و سوریه به میدان از طریق برگزاری یک کنفرانس بینالمللی نه تنها میتواند مشکل عراق را حل کند، بلکه حتی روند صلح خاورمیانه را نیز احیا خواهد کرد. مایکل اوهانلون در مقالهای تحت عنوان «گزینه بوسنی برای عراق»، که به تازگی در موسسه بروکینگز نوشته، با همین رویکرد نشان داده که به لحاظ تاریخی چگونه مشارکت همسایگان توانسته روند صلح مادرید (1991)، صلح دیتون (بوسنی، 1995) و کنفرانس 2001 بن درباره بازسازی افغانستان را رقم بزند.
با اینحال ریچارد هالبروک، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل معتقد است که تنها اهرم فشار آمریکا در عراق، تهدید به عقبنشینی است. او معتقد است همانطور که تهدید آمریکا به بمباران بوسنی، جنگ داخلی این کشور را متوقف کرد، تهدید به عقبنشینی از عراق هم اثر مشابهی خواهد گذاشت. هالبروک میگوید: «[بوسنی و عراق] یک مشکل مشابه هستند در دو مکان».
نهایتا راهحل آخر، همان چیزی است که گروه مطالعات عراق مطرح کرده است. اکنون پس از انتشار گزارش بیکر - همیلتون، لزوم «باز چینش» نیروهای آمریکایی در عراق بیش از هر گزینهای در حال مطرح شدن است. چندی قبل که طرحهایی برای خروج نیروهای آمریکایی قبل از وخامت بیش از حد اوضاع مطرح بود، جرجبوش این گزینه را که عنوان جالب «خروج آبرومندانه» بر آن نهاده بودند، رد کرد، ولی ظاهرا او به تازگی از لزوم چینش انعطافپذیر و واقعگرایانه نیروهای نظامی در عراق سخن به میان آورده است. گروه مطالعات عراق پیشنهاد کرده که 20 هزار افسر مشاور، کار کمک به نیروهای عراقی را به عهده بگیرند و نظامیان آمریکایی از حالت جنگی خارج شوند. با این حال کسانی مثل استفن بیدل کارشناس شورای روابط خارجی، در پیش گرفتن این استراتژی را یک خطر واقعی قلمداد میکنند. او میگوید: «اگر فقط شمار قابل ملاحظهای از نظامیان آمریکایی از خیابانهای عراق عقبنشینی کنند، اوضاع بدتر میشود.»