تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۵۱۱۱۶

آینده ناپایدار مخازن نفت(بخش اول)


دیدگاه‌های راهبردی فریدون فشارکی، صاحب نظر در امور نفتی
یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بررسی صنعت نفت که توجه بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی را به خود جلب کرده، بررسی وضعیت مخازن نفتی و توجه به آینده ناپایدار مخازن نفت است. در این راستا ضمن توجه به اجماع جهانی روی پایان‌پذیری نفت و این که مخازن زیر‌زمینی نفت نیمه دوم عمر خود را طی می‌کنند، نتیجه می‌گیریم که روند افزایش تقاضا با مانع بزرگ محدودیت مخازن نفت رو‌به‌رو گشته، پس باید منتظر روند افزایش قیمت باشیم تا قیمت هر بشکه نفت خام به نقطه‌ای برسد که روند افزایش تقاضا را کاهش داده و به صفر برساند.
این فضای جدید ترسیم شده، چشم‌انداز نوینی بر روی محققان و کارشناسان می‌گشاید که باید به آن توجه شود که عبارتند از: 1. اهمیت تولید صیانتی و توجه به رفتار مخازن نفت و در صورت لزوم تجدید‌نظر در سیاست حفظ سهمیه اوپک. 2. بالا بودن هزینه تولید از مخازن نفت به گونه‌ای که مطابق صحبت ایشان شرکت‌های نفتی هزینه تولیدی معادل 30 دلار به ازای هر بشکه را قابل قبول می‌دانند. توجه شود که مخازن نفتی ایران سالانه 350 هزار بشکه افت تولید ناشی از افت فشار دارد. بنابراین سرمایه‌گذاری برای جبران این افت تولید سرسام‌آور و برای افزایش تولید سرسام‌آورتر خواهد بود.
3. پرهیز از اعلام غیر ‌واقعی میزان ذخایر قابل بهره‌برداری نفت موجود و محاسبه ذخیره واقعی مخازن به روش‌ها و متدهای بین‌المللی گواهی شده که چنانچه نتیجه این محاسبه کاهش تولید جهت حفظ صیانت مخازن باشد، دنیا تصور ننماید که از نفت به عنوان حربه‌ای جنگی استفاده می‌شود، بلکه این کاهش در راستای خط مشی علمی کردن صنعت نفت تلقی می‌گردد. در این میان پیش‌بینی تقاضای کل در بازار نفت عموما به روش یکسانی انجام می‌شود.
اساس این روش بر مبنای برآورد رشد تولید ناخالص ملی (GDP) و تعیین ضریبی که به واسطه آن میزان رشد به میزان مصرف انرژی مرتبط می‌گردد، قرار دارد. پش از تخمین میزان رشد مصرفی انرژی، سهم هر یک از انواع انرژی از قبیل الکتریکی، برق آبی، هسته‌ای ... محاسبه و سپس سهم بخش نفت به دست می‌آید. در بخش نفت هم تامین از منابعی مثل دریای شمال، آمریکای جنوبی و ... در اولویت قرار دارد و در آخر باقی‌مانده آن برای خاورمیانه و اوپک منظور می‌گردد. مشاهده می‌شود در این روش با این که اساس آن بر پیش‌بینی و برآورد بوده، اما چون (GDP) جهان همیشه مثبت است لذا هیچ‌گاه تقاضا کاهش نیافته و روند کلی آن همواره فزاینده و رو‌به‌رشد خواهد بود.
آن‌چه تاکنون در عرصه نفت واقع شده این است که با افزایش تقاضا تولید نیز افزایش یافته و در نتیجه همیشه تولید جوابگوی افزایش تقاضا بوده است. اما به اعتقاد من اکنون وضع بازار در حال تحول اساسی است. در شرایط کنونی بعد از ده‌ها سال تولید و افزایش مداوم آن، دنیا به حداکثر توان تولید نفت خود (paak oll) نزدیک شده است که پس از رسیدن به آن دیگر امکان افزایش تولید نخواهد بود. این تحول اساسی در بازار موجب تغییر کیفی شرایط خواهد شد و به اصطلاح تغییر طبقه‌ای در بازار رخ خواهد داد. در بازار نفت، هر 30 یا 40 سال تحولاتی اساسی رخ داده که باعث تغییر طبقه شده‌اند.
برای نمونه از زمان اکتشاف نفت تا سال 1971 نفتی که به‌دست فروشنده می‌رسید، کمتر از یک دلار قیمت داشت اما این قیمت در فاصله 10 سال به 40 دلار رسید. این جا بود که تغییر طبقه واقع شد. در همین رابطه باید توجه داشت که متن حادثه از اوایل دهه 70 میلادی شروع شده بود و جنگ اعراب و اسرائیل و سپس وقوع انقلاب اسلامی آن را تشدید کرد. اکنون نیز حادثه جدید در حال وقوع است که اتفاقات مختلفی می‌توانند آن را تسریع و تشدید نمایند.
اما اکنون آن حادثه‌ای که در حال رخ دادن است، چه پدیده‌ای است؟ همان‌طور که اشاره شد، دنیا به حداکثر توان تولید نفت خود نزدیک می‌شود، زیرا مخازن بزرگ نفتی وارد نیمه دوم عمر خود شده‌اند و افت تولید (Decline rate) یک واقعیت فیزیکی و تردید‌ناپذیر است. برای درک بهتر این واقعیت مناسب است به خاطره‌ای اشاره کنم.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات