امیررضا پرحلم
انتخابات شوراها در تاریخ 24 آذر برگزار شد و ماراتن لیستهای رنگارنگ با مشخص شدن ترکیب نسبی شورای سوم به سرانجام رسید.
مقایسه فضای قبل و بعد انتخابات گویای دو چهره کاملاً متفاوت است. تا پیش از برگزاری انتخابات، محافل سیاسی توجه خاصی به ترکیب شورای سوم داشتند و ارزیابیهای متفاوتی از تبعات برخی احتمالات ارایه میکردند.
صاحبنظران برخی گروهها با بیان قاطع معتقد بودند که چند ترکیبیشدن شورای سوم خاطره شورای اول را زنده خواهد کرد.
از دگرسو سران گروههای مقابل آنها با علم به آن که میتوان با رعایت مقررات بازی حتی با یک شورای ترکیبی نیز کنار آمد با این که تمام هم خود را مصروف رای آوردن لیست کامل میکردند ولی حساسیت چندانی به ترکیب آینده شورای سوم نداشتند.
تحلیل محتوای انتخابات و مغایرت آن با دورههای قبل چند نکته را به ذهن متبادر میکند.
الف) جامعه سیاسی ایران متاثر از علایق و گرایشهای عامه مردم به مقوله مشارکت سیاسی از الگوی تعریف نشدهای پیروی میکند. تعدد لیستها، ائتلافها و گروههای متعدد که در مواقع انتخابات بروز و ظهور دارند نشان داد که فقدان آموزش حزبی و فراگیری قانونمند آن وضعیت مبهم و درهمریختهای را موجب میشود.
با اینکه سرانجام اصولگرایان و اصلاحطلبان بر روی لیستهای موردنظر خود به توافق رسیدند اما جالب بود که «لیستهای معجونی» که بیشتر دغدغه سهمخواهی داشتند نیز در عرصه انتخابات وارد شدند.
ب) از دیگر مشخصههای مسلم انتخابات اخیر در ایران معلوم شدن مرزبندیهای سیاسی گفتمانهای رایج در فضای رقابت بود. به نظر میرسد که اولین تجربه اصولگرایی منسجم در رقابت با گروههای اصلاحطلب حاکی از دو قطبی شدن تدریجی فضای رقابت و نهادینه شدن مقوله رقابت در چارچوب دو گفتمان کاملا مشخص است.
ج) در کنار توفیق بهدست آمده در مورد(ب) ضروری به نظر میرسد که باز تعریف مشخصی از آداب بازی در میان دو جریان مشخص ایجاد میشود. این که برخی اصولگرایان قبل از انتخابات، ترکیبی شدن شورای سوم را فاجعه قلمداد کردند حاکی از ضعف این جریانها در همراه کردن دیگر گروهها است. بنابراین ضروری است که جریانهای سیاسی شناسنامهدار فراگیر، فراتر از مصلحتاندیشی و زدوبندهای پشت پرده با کانونهای قدرت به ائتلاف در صورت ضرورت بیندیشند. ائتلاف ضروری را نباید صرفا مقولهای ایدئولوژیک برخاسته از وحدت و وفاق صرف دانست بلکه در اینگونه ائتلافها ضمن آنکه مرزبندیهای سیاسی حفظ میشود، آداب کنار آمدن با یکدیگر در صورت لزوم و تلاش برای بحرانی نشدن روند مورد توجه قرار میگیرد.
د) شورای سوم ترکیبی از دو جریان کاملا مشخص سیاسی است که باید با برنامههایی متاثر از خطمشی خاص سیاسی مدیریت شهری و برطرف کردن مشکلات شهری را مدنظر قرار دهند. این درست است که شورا نباید سیاسی کار کند اما نکته اجتنابپذیر آن است که ترکیب ائتلافها برآمده از سیاستی است که خواهناخواه در چارچوب هر دو گفتمان از بازیهای سیاسی تاثیر میپذیرند.
به وضوح مشخص است که کارکردهای حزبی منسجم توانایی اتصال دادههای متضاد و تفاهم بر سر خواستهای نامتجانس را میسر میکند.
بنابراین اهمیت توسعه سیاسی در امر کشورداری در این جا نتایج مشخص خود را بروز میدهد اینکه واقعا دادههای متفاوت گفتمانهای مختلف چگونه میتواند بدون ورود به فاز بحران به یک طرح و برنامه منسجم مبدل شود و این که چگونه میتوان به رغم شکافهای موجود میان ائتلافهای متعدد به یک اجماع موثر قبل از تشدید اوضاع دست یافت از جمله مسایلی است که در فرصت باقی مانده تا شروع به کار شورای سوم میتواند موضوع مورد بررسی دو جریان مشخص اصولگرا و اصلاحطلب قرار گیرد.
فراگیری آداب بازی و قانونمندی رفتار سیاسی از سوی احزاب، دولتمردان و مسئولان موجب میشود نوعی ثبات در فضای سیاسی کشور حاکم شود.
با علم به آنکه یقینا واگرایی و همگرایی در کنار هم لازم و ملزوم سیاستاند باید تلاش شود که سطح تحلیل و ارزیابی دو جریان، از امور سطحی به درجه مناسبی از عمق و تبیین تئوریک و قانونمند برسد چراکه تنها در این صورت است که سهمخواهی لجام گسیخته و فرصتطلبانه و بازیهای نابجا با دغدغههای مردم از کیفیت دموکراتیک و منطبق با اصول برخوردار میشود.