سبزعلی حیدری
هتاکی نشریات چاپ باکو در هفتههای اخیر به اوج خود رسیده است، به حدی که قلم از بازگو کردن مطالب اهانتآمیز نشریات باکو در خصوص خدا و پیامبر و سایر مقدسات شرم و ابا دارد. رسیدن مطبوعات باکو به این اوج رذالت برای کسانیکه با حال و هوای روزنامههای باکو آشنا هستند، از سالها پیش قابل پیشبینی بود. از زمانیکه کاریکاتوری از آزادی مطبوعات و بیان در باکو شکل گرفت. دقت کنیم: کاریکاتوری از آزادی بیان و مطبوعات.
حیدر علیاف از رهبران کهنهکار نظام کمونیستی شوروی که پس از فروپاشی این امپراطوری به ناگزیر به گوشه عزلت در نخجوان و سپس باکو رانده شده بود و گنجایش این گوشه عزلت را بسیار ناچیزتر از گستره زیادهخواهیهای سیاسی خود میدید، از هر پدیده سیاسی و اجتماعی، کاریکاتوری بزرگ ساخت. موجود عجیبالخلقهای که امروز با عنوان کلی مطبوعات جمهوری آذربایجان از آن یاد میشود نیز دستپخت همان زمان است. موجودی که نه احترامی برای خود قایل است و نه برای دیگران و حتی ایجادکننده خود.
هنوز فحاشیها و هتاکیهای بخشی از مطبوعات باکو که مطبوعات مخالف دولت نام گرفته است علیه حیدر علیاف بانی این مطبوعات از یاد نرفته است و حتی پس از مرگ وی نیز اینان همچون فرزندانی ناخلف، از وی با کلماتی رکیک و با هزار فحش و ناسزا یاد میکنند. اما این فحاشی و ناسزاگویی مخصوص مطبوعات مخالف دولت نیست. مطبوعات رسمی و طرفدار دولت و شبکه انحصاری تلویزیونهای باکو که بطور دربست در اختیار هیات حاکمه این جمهوری است نیز در هتاکی و پردهدری و زیر پا گذاشتن ارزشهای اخلاقی و عفت کلام و لگدمال کردن ادب و تربیت نه تنها از مطبوعات مخالف دولت دست کمی ندارد، بلکه هر از گاهی گوی رقابت را از همدیگر میرباید.
اینان که با فحاشی حیدر علیاف و الهام علیاف رئیسجمهوری سابق و کنونی، هتاکی را تمرین کردند، اکنون کار را به جایی رساندهاند که به خدا و پیامبر وقیحانه اهانت میکنند و به راحتی از آن بنام آزادی مطبوعات و بیان دفاع میکنند.
اما هر فردی که اندک آشنایی با اوضاع و رژیم حاکم بر جموری آذربایجان دارد، به خوبی میداند که آنچه به نام آزدای بیان و مطبوعات بر این جمهوری حاکم شده است، مضحکهای است تا مردم گرسنه این سامان را به خود مشغول نگه دارد تا فرصتی برای مطالبه حقوق واقعی خود از هیات حاکمه این جمهوری نداشته باشند؛ جمهوری کوچکی که براساس آمار رسمی دولت باکو دستکم یک میلیون نفر از هشت میلیون نفر جمعیتش برغم صادرات انبوه نفت در گرسنگی و زیر خط فقر به سر میبرند و دو میلیون نفر از این جمعیت نیز برای یافتن حداقلی درآمد به روسیه مهاجرات کردهاند.
این البته گوشهای از وضعیت قابل بازگویی این سرزمین است که برای مطبوعات باکو عادی شده است. به همین علت، مطبوعات باکو بجای موشکافی در این زمینه برای حل این معضلات ریشهای، بیشتر به بازگویی و انعکاس اخبار مربوط به میزان کسب درآمد فاحشههای صادراتی حاکمان این جمهوری به دبی و ترکیه و آمریکا و اسرائیل و اروپای شرقی علاقه نشان میدهند.
اشاره به این مطالب مایه شرم قلم است، اما برای آگاهی از علت هتاکی و پردهدری مطبوعات باکو ضروری است. زیرا برای شستن نجاست نگاه کردن به آن اجتنابناپذیر است.
شکلگیری این وضعیت در جمهوری آذربایجان به عنوان یک کشور مسلمان نمیتواند مایه تاسف و نگرانی ما به عنوان برادران مسلمان اهالی این کشور نشود. ریشههای تاریخی و فرهنگی و قومی و زبانی و دینی مشترکمان ما را وادار میکند که به فکر برادران خود باشیم.
منجلابی که به همت فرهنگ مبتذل غربی و سازمانهای صهیونیستی و ایادی محلی آنها در جمهوری آذربایجان ایجاد شده است، چنان بوی عفنی دارد که نمیتوان آن را تحمل کرد. باید به فکر برادرانمان باشیم که در این منجلاب گیر افتادهاند. آنها از ما توقع کمک دارند. مردم غیور تبریز خیلی زود به ندای اعتراض مسلمانان جمهوری آذربایجان به هتاکی به ساحت مقدس پیامبرگرامی اسلام در نشریه صنعت چاپ باکو پاسخ دادند و الحق که به خوبی پشتیبانی خود را از برادران مسلمان خود در جمهوری آذربایجان به اثبات رساندند. اما اکتفا به این کافی نیست.
غده سرطانی که گریبانگیر این کشور برادر شده است، به قدری مخرب و خطرناک است که اگر با عمل جراحی از پیکر این سرزمین اسلام و شیعه کنده و دور انداخته نشود، ممکن است برای کل پیکره خطرناک شود. سمومی که سازمانهای صهیونیستی به این پیکر نحیف تزریق کردهاند، جز مرگ نتیجهای نخواهد داشت. آهنگی که سازمان صهیونیستی «سوروس» از سالها پیش در حال کوک کردن آن در جمهوری آذربایجان است، صدای انکرالاصواتی خواهد داشت و تمامی گوشهای سالم را کر خواهد کرد.
شبکهای که به اصطلاح معلمان و در واقع «جاسوس ـ معلمان» سازمان آمریکایی سپاه صلح آمریکا در سرتاسر جمهوری آذربایجان از سالها پیش تنیدن آن را شروع کرده است، جایی برای تکان خوردن مردم مسلمان این کشور باقی نخواهد گذاشت. نفوذ سرطانی سازمان نظامی ناتو و گسترش دامنه استقرار پایگاههای رادار آمریکایی، اندک مجال باقیمانده برای تظاهر به استقلال سیاسیون حاکم بر باکو را نیز ضایع خواهد کرد.
تزریق فرهنگ لاابالیگری و پوچی و هرزگی غربی در شبکههای جمهوری آذربایجان و نمایش تصاویر و حرکاتی که کشورهای غربی خود برای مردمشان روا نمیدانند، موجب خواهد شد امیدها به رویش نسل جدیدی متفاوت از نسلهای قدیمی تربیت شده در فرهنگ الحادی کمونیسم به یأس مبدل گردد. بلای خانمانسوز ایدز که براثر همین سیاستها به اقصی نقاط و دورافتادهترین روستاهای جمهوری آذربایجان نیز راه پیدا کرده است، همه آرزوها را پوچ خواهد کرد.
باید به هوش بود. باید وظیفه مسلمانی خود را ادا کرد. باید کاری کرد. ظاهرا اعتراضات خیابانی مردم مسلمان در جمهوری آذربایجان و شهرهای آذرینشین ایران نتوانست حاکمان غفلتزده باکو را از خواب بیدار کند. هتاکیها ادامه دارد و روز به روز شدیدتر و گستردهتر میشود. خدا عاقبت همه را بخیر کند.