* برای آغاز آنچه در انتخابات اخیر در مصر روی داد را به اجمالاً توضیح دهید؟
** این انتخابات صحنه اتفاقات بسیاری بود. مهمترین آنها مداخله حکومت و نیروهای حکومتی به نفع حسنی مبارک است که به نحوی میتوان از آن برچسب «سوءاستفاده» زد. در واقع بسیاری از کارمندان دولت و حتی مقامات کشوری به صراحت به نفع مبارک فعالیت کردند.
بسیاری از ناظران داخلی و خارجی و نمایندگان سازمانهای غیردولتی (NGO) این مداخله حکومت در تعیین سرنوشت انتخابات را مورد تایید قرار دادند.
حتی شنیدهام که حزب دمکراتیک ملی حاکم (حزب حسنی مبارک) به برخی از مقامات دولتی حکم داده است تا در این انتخابات شرکت کنند و حتی در برخی موارد به بسیاری از این مسئولان دولتی وعدههای داده شده است که در صورت پیروزی مبارک موقعیت آنها تقویت خواهد شد.
اما این انتخابات پیامهای خوشحال کننده نیز در برداشت. اینکه ما میتوانیم از این کاندیدهای گوناگون رهبر خود را انتخاب کنیم. تحولی که تاکنون نظیر آن در مصر وجود نداشته است.
این موضوع بسیار مهمی است که از «شو انتخاباتی مبارک» به یک انتخابات چند کاندیدایی برسیم. اگر چه مشارکت مصریان در این دوره از انتخابات بسیار اندک است اما مطمئن هستیم ادامه این روند میتواند تاثیرات خود را در انتخابات بعدی نشان دهد و بیشک شمار بیشتری از مردم را ترغیب خواهد کرد تا پای صندوقهای رای حاضر شوند.
* همانطور که میدانید بسیاری از جنبههای این انتخابات مورد انتقاد ناظران داخلی و خارجی قرار گرفت، آیا فکر میکنید این انتخابات گامی مهم برای پیشرفت مردم مصر محسوب میشود؟
** با شما کاملاً موافقم. انتقادهای بسیار زیادی به این انتخابات وارد بود. برای مثال چندی پیش از انتخابات یکی از مقامات عالی رتبه وزارت دادگستری مصر برکنار شد. از طرفی رئیس دیوان عالی کشور و تمامی معاونین وی از هواداران شناخته شده مبارک و موافق حکومت هستند.
انتخاب افرادی موافق حکومت به عنوان مسئول نظارت بر کمیته انتخابات نمونه بارزی از دیکتاتوری حکومت مبارک است. بدیهی است با ترتیب کنونی، تیم انتخابات مبارک قادر بود هر دخل و تصرفی در این انتخابات داشته باشد.
نکته بعدی یا بهتر بگوییم انتقاد بعدی به هزینهای مالی وحشتناک تیم انتخابات مبارک برمیگردد. مبارک میلیونها دلار برای پیروزی در این انتخابات خرج کرد که از این منظر کسی توانایی رقابت با وی را نداشت.
انتقاد بعدی بحث جلوگیری از فعالیت آزادانه ناظران حقوق بشر بود. محدودیتهای بسیاری در این عرصه اعمال شد که بیشک عوامل دولتی و حکومتی مسئول آن بودند و همان گونه پیش از این اشاره شد، اگر نگوییم تمامی با قاطعیت میتوان گفت بیش از 90 درصد این عوامل حکومتی هوادار مبارک بودند.
باید بگویم مبارک و حزب وی از نظارت دقیق بر این انتخابات نگران و هراسان بودند اینکه چرا مبارک باید یکی از دوستان نزدیک خود را به عنوان رئیس کمیته نظارت بر انتخابات منصوب کند، پاسخی بسیار واضح دارد. نگرانی از نظارت دقیق و نیت قبلی به دخل و تصرف در نتیجه انتخابات.
باید به همه این موارد حمایت معنادار و سئوال برانگیز مطبوعات و رسانههای داخلی از مبارک را نیز اضافه کنیم. اینکه چگونه مطبوعات و رسانههای گروهی چشم خود را بر روی تمامی این مشکلات و کاستیها بسته بودند و به حمایت از مبارک و ارائه گرایشات صرفاً با هدف بزرگنمایی وی میپرداختند. بدیهی است مطبوعات و نشریاتی چون الاحرام، الجمهوری، الاخبار و... میتوانند تاثیر بسزایی در افکار عمومی جامعه مصر بگذارند. با قاطعیت میتوان گفت همه چیز برای پیروزی در یک انتخابات در اختیار مبارک قرار داشت و اگر وی با توجه به موارد اشاره شده پیروزی شده جای تعجب داشت.
نفوذ مقامات دولتی، هزینههای تبلیغاتی سرسامآور و غیر قابل برآورد، اعمال محدودیتهای جهتدار و همسو ساختن مطبوعات بخشی از انتقادهایی است که به این انتخابات وارد است.
* فضایی عمومی حاکم بر این انتخابات چگونه بود؟
** تقریباً 50-50؛ به این معنی که نیمی از مردم خوشبین بودند و نیمی دیگر بدبین. دسته خوشبین صرف این موضوع را که رقابتی در جریان است و نامزدهای متفاوتی در عرصه انتخابات حضور دارند و آنها میتوانند با رای خود سرنوشتشان را تعیین کننده دستآوردی بسیار بزرگ و امیدوار کننده تلقی میکردند.
دانسته بدبین این روند را تنها نمایش انتخاباتی برای مشروعیت بخشیدن به پیروزی مبارک تلقی کرده و حضور و رای خود را در تعیین سرنوشت انتخابات تأثیرگذار نمیدانستند.
* با توجه به مشارکت بسیار اندک در این انتخابات دلیل و یا دلایل بیتفاوتی مردم در سرنوشت سیاسی کشورشان را در چه میدانید؟
** نخست حضور خود مبارک اینکه شخصی بیش از 2 دهه در صدر کشوری باشد خود میل مشارکت سیاسی را در مردم از بین میبرد.
عامل بعدی تاثیرات بسیار منفی سیاستهای خشن و بیانعطاف مبارک در اقتصاد کشور و توان اقتصادی مردم مصر بوده است. شرایط اقتصادی مردم مصر ناامیدکننده است و مردم عادی یا نمیخواستند به مبارک بدلیل همین سیاستهای دردسرساز رای دهند و یا رقبای وی را چندان قوی نمیدانستند.
مشکل سوم بیاعتمادی مردم به دستگاه حکومتی است. هیچ یک از مردم مصر هیچ یک از وعدههای انتخاباتی مبارک را جدی نگرفتند و در واقع شبهات بسیاری در خصوص واقعیبودن این وعدهها وجود دارد، اینکه رهبری در طول 24 سال مسئولیت خود کشور را به چنین شرایطی مواجه ساخته است، حال چگونه خواهد توانست طی 6 سال همه چیز را تغییر دهد. مردم مصر وعدههای مبارک را تنها تبلیغات تلقی میکردند و بهتر میدانید زمانی که چنین احساسی در بین مردم کشوری در آستانه انتخابات آن هم در خصوص پیشتاز و پیروز قریب به یقین این رویداد شکل بگیرد، نمیتوان انتظار مشارکتی چشمگیر را داشت. اینها در حالی است که مردم مصر هیچ توضیح و برنامه مشخصی از طرف مبارک درباره نحوه تحقق وعدهها و شعارهای وی مشاهده نکردند و تمامی این وعدهها را تنها تبلیغاتی برای پیروزی در انتخابات ارزیابی میکنند.
* آیا این انتخابات رویدادی آزاد و عادلانه بوده است؟
** به هیچ وجه. این انتخابات را تحت هیچ شرایطی و بر اساس هیچ معیاری نمیتوان انتخاباتی آزاد و عادلانه توصیف کرد. چگونه انتخاباتی آزاد خواهد بود در حالی که از حدود 7 میلیون شرکتکننده، 6 میلیون نفر به مبارک رای دهند.
توضیح ناعادلانه امکانات، قدرت پرنفوذ مبارک و دیگر موارد، شمایی غیر آزاد و ناعادلانه از این انتخابات ارائه داد.
* دورنمایی آینده سیاسی در مصر را در پرتو این انتخابات چگونه ارزیابی میکنید؟
** خوب، آینده سیاسی مصر به عواملی متفاوت بستگی دارد. مهمترین آنها این است که دولت بوش تا چه اندازه از حکومت مصر حمایت کند.
عوامل دیگر نیز وجود دارد ، اما اشاره به اینکه ضروری است که ظهور دمکراسی مورد حمایت آمریکا به این شکل در مصر تبعات بسیاری خواهد داشت. بیشک در آینده نزدیک قدرت گروههای مخالف افزایش خواهد یافت. این موضوع این بار NGOها و افکار عمومی مصر را نیز با خود همراه خواهد کرد.
باید منتظر ماند تا روزنامهنگاران بیتفاوت و خاموش نیز به این روند بپیوندند.
نکته مهمتر خیزش و جنبش دانشجویی در مصر خواهد بود که میتواند تبعات منفی بسیاری برای دولت و حاکمیت مصر داشتند.
* آیا فکر میکنید این انتخابات به صرف اینکه چند نامزد در آن حضور داشتند، حرکت مصر به سوی دمکراسی است؟
** خوب، باید گفت این حرکت است. اما اینکه تا چه اندازهای این حرکت مهم و جدی است جای بحث دارد. اینکه در مصر سرانجام انتخاباتی با چند نامزد مختلف برگزار شد، جای امیدواری دارد. اما همانگونه که تاکنون اشاره شد، تنها میتوان به شکل این موضوع امیدوار بود و نه کیفیت آن. این انتخابات بیشک کاستیهای بسیاری داشته است و نمیتواند الگویی مناسب برای انتخابات آینده باشد.
* فکر میکنید در چه زمانی دمکراسی واقعی در مصر ظهور خواهد کرد؟
** شاید همین فردا. مصر برای این موضوع آماده است. البته شرایط تحقق این مهم نیز ضروری است. همانگونه که گفتم جنبشها و خیزشهایی در داخل جامعه مصر در حال شکلگیری و تقویت است که بیشک در آیندهای بسیار نزدیک راه خودکامگی و مقاومت در برابر تبیین دمکراسی را در مصر خواهد بست. در آن زمان دیگر چارهای جز پذیرش واقعیت نخواهد بود. به عقیده من باعث شرمساری است که مبارک و یا هر فرد دیگری 30 سال ریاست کشور را برعهده داشته باشد. کشورهای پویا نیاز به افراد و مدیریت پویا دارند. مصر آماده حرکت در مسیر دمکراسی است. تنها باید برخی موانع مرتفع شود.
* آیا فکر میکنید دمکراسی از نوع آمریکا قابل تبیین در خاورمیانه باشد؟ آیا شرایط تحقق این موضوع را مهیا میبینید؟
** نخست باید گفت دمکراسی پدیدهای خودجوش و مردمی است؛ پدیدهای که باید شرایط تحقق آن در داخل مهیا شود. پس اینکه این دموکراسی باید با خصیصههای قومی ـ مذهبی ـ نژادی ـ سیاسی ـ اقتصادی و بسیاری عوامل دیگر در داخل هر کشوری سازگار باشد.
بنابراین باید در هر کشوری نوع منحصر به فردی از دمکراسی را جستجو کرد. شکی نیست دمکراسی آمریکایی نه تنها در مصر و خاورمیانه بلکه احتمالاً در هیچ کشور دیگری قابل تبیین نیست. دمکراسی آمریکایی ریشه در فرهنگها و ارزشهای غربی آنهم از نوع آمریکایی دارد. حال چگونه میتوان انتظار داشت، این نوع دمکراسی با این نوع ویژگیها در منطقهای همچون خاورمیانه که بیاغراق یکی از ضد آمریکاییترین مناطق جهان است اعمال شود.
دین و فرهنگ کشورهای خاورمیانه با آنچه در آمریکا شاهد آن هستیم بسیار متفاوت است. قصد ندارم با تعصب صحبت کنم اما به عقیده من تحمیل دموکراسی آمریکایی به منطقه در شرایط و فضای کنونی غیرممکن است. و معتقدم آمریکا باید برای دموکراسی خود بازاری غیر از خاورمیانه بیابد.
* نقش کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده را در انتخابات اخیر در مصر چگونه ارزیابی میکنید؟
** بیشک غرب و به ویژه آمریکا در سرنوشت این انتخابات نقش داشتهاند. همانگونه که گفتم اساساً آینده دورنمایی سیاسی مصر به میزان حمایت دولت بوش از این کشور بستگی دارد.
* نقش اخوانالمسلمین در این انتخابات چگونه بوده است؟
** اخوانالمسلمین جنبشی اجتماعی – سیاسی هستند که در پی ایجاد نقشی بزرگتر برای اسلام در جامعه مصر میباشد. این گروهها دیگر جنبشهای اسلامی افراطی را در جهان همچون بنیادگرایی شبکه تروریستی القاعده را تکثیر کرد و تنها در پی رساندن اسلام افراطی را در جهان همچون بنیادگرایی شبکه تروریستی القاعده با تکثیر کرد و تنها در پی رساندن اسلام به جایگاه واقعی خود در جامعه است. گروه اخوانالمسلمین تاکنون در هیچ یک از ناآرامیها و خشونتهای داخلی مصر شرکت نداشته است و به واقع این گروه سازمان یافتهترین و امتحان پس دادهترین اپوزیسیون حاضر در مصر است.
همانطور که میدانید سال گذشته در حدود 3000 عضو از این جنبش دستگیر شدند و اخوانالمسلمین از معرفی کاندید در انتخابات ریاست جمهوری محروم شد. با این حال نباید از قدرت این گروه غافل شد. این جنبش در سال 2000 توانست نوزده کرسی را در پارلمان مصر به خود اختصاص دهد و از این حیث صاحب اعتبار و نفوذ است.
در مورد نقش این جنبش باید بگویم آنها مردم و حامیان خود را برای شرکت در انتخابات سپتامبر ترغیب کردند اما حتی بطور تلویحی به هیچ یک از کاندیداها به عنوان اصلح اشاره نشد، اما آنچه مسلم است اینکه اخوانالمسلمین از «مبارک» حمایت نکرد.
اگر نگوییم به ضرر وی تبلیغ کرده است میتوانیم با قطعیت بگوییم که این جنبش مبارک را تحت هیچ شرایطی فردی مناسب برای ریاست جمهوری مصر نمیداند زیرا در غیر این صورت اصل مخالفت این جنبش با حاکمیت مصر بیمعنی خواهد شد.
آنها مبارک را دیکتاتوری خودکامه توصیف میکنند که در طول 24 سال حکومت خود، همواره در مقابل اصلاحطلبی ایستاده است و هدف از این موضوع نیز تنها تضمین ادامه بقای سیاسی وی بوده است.
معتقدم در صورتی که این انتخابات به شکلی آزاد و عادلانه برگزار شود به نفع گروههای مخالف خاتمه خواهد یافت. در این انتخابات که رقابت به سر کسب اکثریت در 444 کرسی پارلمان خواهد بود، گروههای مخالف و معارض در مقایسه با حزب دمکراتیک ملی (NDP) از مزیت و شانس بیشتری برخوردار هستند.
از طرفی برخی دیگر از کارشناسان بر این باورند که نتایج انتخاباتی ریاست جمهوری تاثیر مستقیم بر نتیجه انتخابات پارلمانی در ماه نوامبر خواهد گذاشت اما همانطور اشاره شد به نظر میرسید دو حزب مخالف «الوفد» و «الغد» بتوانند اکثریت را از آن خود کنند.
* در پایان نکتهای باقی مانده است؟
** باید بار دیگر تاکید کنم اگر چه این انتخابات گام نخست برای حرکت و یا ظهور دموکراسی در مصر میباشد اما نباید فراموش کرد این رویداد، الگویی مناسب برای آینده نیست.
مصر آماده پذیرش دمکراسی است اما دموکراسی بومی و داخلی. مطمئن هستم غرب و به ویژه ایالت متحده به دنبال اشاعه دمکراسی واقعی در خاورمیانه و دنیای عرب نیستند. تنها چیزی که برای مقامات آمریکایی اهمیت دارد، تامین منافع خود و حفظ موفقیت اسرائیل است.
دمکراسی ایدهآل برای آمریکا، آن است که رهبران مورد حمایت این کشور با رای مردم انتخاب شوند. در حقیقت هدف احترام به حق مردم نیست بلکه تنها تامین منافع این کشور در نقاط و مناطق مختلف جهان است که اهمیت دارد. غرب باید بداند که الگوی دمکراسی آن برای خاورمیانه قابل اعمال نیست و این واقعیت را جنگ عراق و تحولات این کشور ثابت کرد.