تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۵۱۲۵۸

بازگشت به نقطه آغاز


مهران قاسمی
پرونده هسته‌ای ایران در حالی تبدیل به موضوع محافل سیاسی جهان شده است که به نظر می‌رسد روند گفتمان حاکم بر مذاکرات هسته‌ای میان ایران و سه کشور اروپایی دچار تحولی جدی شده است. این گفتمان که پیش از این- فارغ از دستاوردهای آن- بر مبنای اشتراکات اقتصادی و سیاسی و نوعی تفاهم حداقلی صورت می‌گرفت، اکنون مبتنی بر تهدیدهای متقابلی شده است که نه تنها امکان رسیدن به نقطه‌ای مشترک را سلب کرده بلکه با تأکید بر تهدید، عملاً از ادبیات دیپلماتیک رایج نیز فاصله گرفته است و بدینسان امکان درک را از طرفین سلب کرده است. مذاکرات نخستین در پرونده هسته‌ای ایران زمانی آغاز شد که تهران و غرب در اوج بی‌اعتمادی نسبت به یکدیگر به سر می‌برند.
غرب بر این باور بود و بر آن پای می‌فشرد که تهران درصدد دستیابی به تسلیحات هسته‌ای است و در این سو نیز مقام‌های سیاسی ایران معتقد بودند که انتقادات و ظن‌های غرب نه برخاسته از ابهامات فنی که ناشی از اغراضی سیاسی است. در چنین شرایطی مذاکرات بر مبنای سیاست «سبد در برابر سبد» شکل گرفت. طرفین بر این اساس قرار بود تا برای رفع تنش‌ها، در طرفین میز مذاکره قرار گرفته و در نهایت برای تکمیل روند تنش‌زدایی، امتیازات متقابلی را به یکدیگر عرضه کنند. عرضه این امتیازات باعث می‌شد تا هیچ‌یک از طرف‌های مذاکرات احساس «خسران» نکرده و به نتیجه نهایی که می‌توانست «اعتمادزایی» باشد، خوشبین باشند.
مذاکرات اولیه که با هدف تنش‌زدایی صورت می‌گرفت به تدریج روند موفقیت‌آمیزی را طی می‌کرد. خارج شدن پرونده ایران از وضعیت اضطراری در شورای حکام و جلب اعتماد آژانس و کشورهای حاضر در آن، علیرغم تلخ کامی واشینگتن، باعث شده بود تا چشم‌انداز حصول به توافق نهایی، نزدیک بنماید. انتخابات ریاست جمهوری و متعاقب آن تغییر تیم هسته‌ای و سیاست حاکم بر آن باعث شد تا روند مذاکرات دچار شوکی شود که حتی در ماه‌های پس از آن با وجود تلاش‌های فراوان، هرگز به حالت عادی بازنگردد.
شوک در مذاکرات هسته‌ای را می توان ناشی از دو علت متمایز اما همزمان دانست:
- علت نخست به تغییر رویکرد تیم هسته‌ای جدید و نفی روند مذاکرات پیشین باز می‌گردد. دیپلمات‌های هسته‌ای جدید، که غالباً برای نخستین بار مسوولیتی خطیر را عهده‌دار می‌شدند از همان بدو امر، مذاکرات پیشین را بی‌حاصل خوانده و خواهان ازسرگیری طی مسیری دو ساله شده بودند.
از همان ابتدا بدیهی بود که طرف اروپایی حاضر به طی این مسیر نخواهد شد، مگر آنکه امتیازی فراتر از پیش کسب کند.
روند حوادث پس از آن نشان داد که اروپا با افزایش سطح خواسته‌های خود، چنین رویکردی را در پیش گرفته است. تیم جدید هسته‌ای، اما در برخورد با این زیاده‌طلبی، خواهان تغییر ترکیب مذاکره کنندگان در نیمه راه مذاکرات شد. این پیشنهاد نه تنها از سوی سه کشور اروپایی مورد موافقت قرار نگرفت بلکه چین و روسیه، که ایرانی‌ها چشم امید به حضور آنان دوخته بودند ترجیح دادند دامان خود را از این مذاکرات که با ورود به آن مجبور می‌شدند میان ایران و اروپا یک طرف را بر گزینند، پاک نگاه داشته و به تجارت پرسود خود با طرفین ادامه دهند.
- دومین عامل و شاید جدی‌ترین فاکتوری که باعث انسداد در مذاکرات شد، تلقی اروپاییان از دولت جدید بود. اروپایی‌ها چنان در تصویر ذهنی خود غرقه شدند که نه تنها حاضر نشدند مطابق روند پیشین در برابر سبد خواسته‌های خود، سبدی معادل را به ایران عرضه کنند، که عملاً سعی کردند تا با فاصله گرفتن از ادبیات مسالمت‌جو و تفاهم‌محور زبان تهدید را به کار گیرند. تغییر زبان اروپاییان عملاً باعث شد تا آنها بیش از پیش به سمت‌و‌سوی ایالات متحده رانده شده و از همان دریچه‌ای به پرونده هسته‌ای ایران بنگرند که ساکنان کاخ سفید در پشت آن صف بسته‌اند.
دو عامل فوق، در عمل باعث شد اگر طرفین در مرحله نخست سبدهای هویج را به یکدیگر پیشکش می‌کردند، اکنون چماق‌هایشان را بر فراز سر یکدیگر آماده نگاه دارند. اجلاس مشترک پنج کشور عضو شورای امنیت و آلمان، که در نهایت به تصویب طرح گزارش پرونده ایران به شورای امنیت و متعاقب آن ارجاع پرونده منتهی شد را می‌توان تیر خلاصی بر روند مذاکرات میان طرفین تلقی کرد، هرچند طرف اروپایی با لفاظی‌های رایج از باز بودن راه مذاکرات سخن گفته باشد.
اگر ایران و اروپا (به عنوان نماد غرب) روزگاری پس از نشستن بر سر میز مذاکره، تنش‌ها را زدوده و در حال اعتمادسازی بودند، اکنون با حاکم شدن فضای متشنج و تهدیدهای متقابل به نظر می‌رسد که طرفین پس از سال‌ها مذاکره، بار دیگر به شرایط پیش از شروع مذاکرات بازگشته‌اند. «بازگشت به نقطه آغاز» هر چند تلخ و ناخوشایند است، اما می‌تواند نقطه شروعی دوباره برای مذاکراتی باشد که طرفین در آن بر اساس انتظارات حداقلی، اشتراک منافع و نگرانی‌ها و با تأکید بر اعتماد متقابل، درصدد تفاهم و درک یکدیگر برآیند، مذاکراتی که این‌بار در چنبره شعارها، تصورات و مفروضات واقعیت پنداشته شده، به شکست منتهی نگردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات