تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۵۱۲۶۱

خدمت‌رسانی، بسترساز مشارکت مردمی

حمید خوشنویس‌گرگری مقدمه: حکومتها انواع مختلفی دارند، و هر حکومتی به نوعی با مردم و اقشار جامعه ارتباط دارد. یک حکومت استبدادی اساسا با مردم علقه‌یی ندارد، و مردم را چونان رعیت به مفهوم لغوی کلمه، می‌پندارد. در این نوع حکومت، ‌مردم خدمتگزار و بلکه چنانند که گویی یکسری جسادات هستند و تنها عقل کل جامعه همان مستبدی است که در رأس جامعه قرار دارد و مردم به ناچار باید فرامین او را به اجرا گذارند، در چنین حکومتی ساختار سیاسی، فی‌الواقع همان مستبد است و بقیه همه ساختار اجتماعی محسوب می‌شوند. قدرت در چنین جامعه‌ای حرف اول را می‌زند.

در حکومت دموکراتیک که تنها در لفظ مردم‌سالار است، رابطه مردم با حکومت مبتنی بر قوانین سفت و سختی است و این در صورتی است که به اصطلاح "دموکراسی ایده‌آل" برقرار شده باشد والا در "دموکراسی ناقص" تعلق خاطر خاصی به قدرت دیده می‌شود،‌ چندان که در درون دولتهای دموکراتیک غرب، امروزه دو جریان قوی؛ آنارشیست‌ها نظیر رابرت نوزیک و غیره و پست مدرنها همچون گادامر و بوردیار و والخ، دنبال راه چاره‌ای هستند که دولت را حداقلی کنند و به بیان روان‌تر یعنی از قدرت هیولایی و به تعبیر زیبای هابز "لویاتانی" دولت بکاهند. همین موضعگیری آنارشیست‌ها و پست‌مدرنها، نشان می‌دهد که در حکومتهای مردم‌سالار، مردم چندان هم سالاریتی ندارند.
اما در حکومت اسلامی که مطمح نظر است رابطه حکومت با مردم از نوع حالت عاطفی است. حکومت عاشقانه به مردم خدمت می‌کند، مردم نیز از روی طوع و علاقه از حکومت فرمان می‌برند. شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی به این معنا متفطن بوده و از این جهت حکومت اسلامی را "شیفته خدمت" می‌دانست نه "تشنه قدرت".
مقام معظم رهبری که خلف صالح پیر میدان دین و سیاست حضرت امام خمینی(ره) کبیر هستند، همچون سلف بزرگوار خویش خود را خدمتگزار واقعی مردم خوانده و می‌فرمایند:
"وقتی ما گفتیم حکومت اسلامی،‌ چیزهایی را در زندگی و وضع عامه‌ی مردم، در نظام اجتماعی،‌ در افکار و فرهنگ، در همه مناسبات اجتماعی،‌ از جمله در روش و منش کارگزار حکومت اسلامی، متعهد شده‌ایم. این حکومت اسلامی، معنای خاصی دارد "حکومت اسلامی غیر از حکومت سلطنتی است، غیر از حکومت دنیایی است، غیر از حکومت طاغوتی است؛ غیر از سلطه بر مردم است؛ غیر از زندگی به صورت اغتنام فرصت شهوات است،‌ برای کسانی که دستشان می‌رسد و می‌توانند. حکومت اسلامی، یعنی کارگزارانش برای اسلام و خدا کار می‌کنند، نه برای خود.
ما باید خودمان را به معنای واقعی کلمه – نه به معنای تعارفی کلمه – خدمتگزار مردم بدانیم. ما در هر سطحی از سطوح که هستیم باید این فکر را که "از امکاناتی که در اختیار ماست، می‌توانیم برای تامین خواسته‌هاو هواهای خود استفاده کنیم؛ پس بکنیم "بکلی دور بیندازیم، مسئولان کشور باید به معنای واقعی کلمه، از لحاظ زهد- یعنی بی‌رغبتی به زخارف دنیایی – سرمشق دیگران باشند حد آن هم، حد ورع است. امیرالمومنین(ع) در نامه معروف خود به عثمان‌بن‌حنیف بعد از آن که می‌فرمایند تو به سر چنین سفره‌ایی بودی و چنین و چنان،‌ زندگی خودشان را می‌فرمایند: "الاو ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه "(نهج‌البلاغه – نامه 45)
بعد می‌فرماید: "الا و انکم لاتقدرون علی ذلک" یعنی من از شماها توقع این طور زندگی را ندارم" (همان)
در حکومت اسلامی پایه و اساس نظام با مردم است. مردم در اصل ولی نعمت مسئولان خود هستند، قوام حکومت و انتظام آن وابسته به مردم است. عزت و قدرتی که نظام اسلامی از آن برخوردار است – چیزی که امروز بعینه در جامعه بین‌المللی شاهد آن هستیم – همه برای خاطر حمایتی است که مردم جان بر کف و دیندار ایران زمین،‌ از حکومت خود دارند، لذا وظیفه حکومت دینی است که بر اساس آموزه‌های بنیادین خود خدمتگزار مردم باشد؛‌ البته به تعبیر مقام معظم رهبری نباید چنین فرض شود که خدمتگزار مردم نوعی تعارف است،‌ بلکه عین واقعیت است. در این رابطه مقام معظم رهبری می‌فرمایند:
"یک نکته دیگر نحوه رابطه با مردم است. در نظام اسلامی، رابطه اخلاقی با مردم، رابطه مخصوص است، مردم را در همه کارها مالک و صاحب امر دانستن، یک مرجع مزاحم ندانستن. شما برادران عزیزی که در بخشهای گوناگون دولتی و قوه قضائیه مشغول کار هستید، یکی از اولین تعلیماتتان به زیر‌دستان و چیزی که از آن مؤاخذه می‌کنید، باید رفتار خوش با مردم باشد، حقیقتا مردم صاحب قضیه‌اند. حقیقتا مردم ولی نعمت ما و کارگزاران این نظام هستند. این تعارف نیست بعضی خیال می‌کنند، امام که این حرفها را می‌زدند، تعارف می‌کردند!
اگر این مردم، با جان و تن و فرزندان خودشان به این جبهه‌ها نمی‌رفتند و دفاع نمی‌کردند چه چیزی از این نظام باقی بود؟ اگر این مردم،‌ با همه وجود و به انحای طرق،‌ در طول این دوازده سال حمایت و پشتیبانی خودشان را از ماها نشان نمی‌دادند،‌ چه چیزی مایه قدرت و عزت ما در دنیا بود؟ مگر ما چه داریم که دیگران ندارند؟ ما به عنوان یک حکومت،‌ مگر چه چیزی در اختیارمان است که می‌توانیم آن را به کار ببریم و خرج کنیم؟ ولی قدرتها و دولتها و طواغیت و گردنکشان و این پرروها و امپراطوران عالم، آن را ندارند؟ آیا جز ایمان یک ملت شجاع و به پا خاسته، چیز دیگری هست؟ پشتوانه این حکومت، غیر از کمک این مردم چیست؟ پس، اینها صاحب قضیه‌اند. اینها بودند که رژیم شاهد را سرنگون کردند. اگر این مردم به فرمان امام گوش نمی‌کردند، به خیابانها نمی‌رفتند و جوانشان را نمی‌دادند، من وشما که این افتخار را هم با خودمان یدک می‌کشیم که جزو مبارزان آن زمان بوده‌ایم، باید صد سال آن‌گونه مبارزه می‌کردیم، مردم بودند که به خیابانها رفتند و جان خودشان را فدا کردند. حالا که این مردم به ما مراجعه می‌کنند، آیا باید با آنها مثل مزاحمی که مرتب ما را اذیت می‌کند، برخورد کنیم؟ این مساله، یک مساله اخلاقی نیست.
حرف من این است که یاید ترتیبی داده شود و مکانیسمی به وجود بیاید که کارگزاران حکومتی، خودشان را به معنای حقیقی کلمه، خدام و خدمتگزاران مردم بدانند؛ بروند کار کنند و همان قدری که بر ایشان مقرر و معین شده است، زحمت بکشند و وظیفه خود را انجام بدهند، کوتاهی نباید باشد "(راهبردهای اساسی خدمت‌گزاری – ص 297)
تامین منافع طبقات محروم جامعه، جهت کلی سیاست‌های جمهوری اسلامی است:
مساله عدالت اجتماعی، مهمترین مشکله نظام اسلامی است. در حکومت اسلامی و هدف از اقامه دولت کریمه، آن است که طبقات محروم از حداقل امکانات برخوردار باشند. البته امروز دیگر مفهوم عدالت، بار ارزشی جدیدی به خود گرفته است، به این معنا که نباید مصلحت جامعه را نادیده انگاشت و به بهانه برقراری عدالت، مساله سرمایه گزاری را به بوته فراموشی بگذاریم. از آن جا که میانه‌روی و اتخاذ حد وسط مهمترین عنصر نظام اسلامی است، لذا اولا: برای ایجاد تعادل اجتماعی و ثانیا به منظور توسعه اقتصادی و ثالثا برای خاطر کمک به قشر آسیب دیده، می‌باید بین توسعه و و عدالت جمع کرد.
خدمت‌رسانی مطالبه بنیادین جامعه
مردم به عنوان ساختار اجتماعی جامعه از ساختار سیاسی آن یعنی حکومت،‌ یک انتظار اصلی دارد و دیگر مطالبات همه فرع بر آن هستند. انتظار اصلی مردم همان ایجاد رفاه اجتماعی و عدالت اجتماعی است، حال مسایل سیاسی به تعبیری حاشیه‌‌نشین مساله رفاه و عدالت اجتماعی می‌باشد. از اینجاست که باید مسئولان اکنون از فرصت استفاده کرده و داد و بیدادهای سیاسی را به یکسو نهاده و درصدد برآوردن نیازهای اولیه جامعه برآیند:
"نکته دیگر در باب وظایف ما مسئولان است. در درجه اول، خود این حقیر، بعد هم مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس،مسوولان قضایی و دیگران وظیفه دارند. اقدام مردم باید پاسخ داده بشود. برای مردم دو چیز در درجه اول اهمیت است؛ یکی مسایل زندگی مردم است که برایشان خیلی مهم است، و دوم مساله دین و ارزشهای اسلامی در نظر آ نهاست. مردم حق هم دارند. طبقات ضعیف و مستضعف مردم گرفتاریهای زیادی دارند. بعضیها باید این بحثهای سیاسی تشنج‌آور را رها کنند و کارهای اساسی و عملی بپردازند، مردم از مسئولان این انتظار را دارند. مرتب دعوای سیاسی می‌شود. انتخابات بود، تمام شد، این اختلافات این دو دستگیها، این بهم پریدنها،‌ این مچ‌گیریهای دروغین و واهی، این بهانه‌سازی این بر علیه آن، این بر علیه این را رها کنند؛ بخصوص مسئولان- چه نمایندگان مجلس، چه مسئولان دولتی- این موارد را کنار بگذارند و به کارهای اساسی این کشور و این مردم بپردازند" (همان ص 316)
احساس دین، یک احساس اخلاقی است و یک چنین احساسی از درون افرادی که حقیقت وجودی خود را گم نکرده‌اند،‌ پیوسته به آنها فریاد می‌کشد و آنها را نسبت به حقوق دیگران آگاه سازد. حال اگر فرد مدیون شخصیتی مذهبی باشد، یقینا از دو جانب جهت پرداخت دین خود مورد هجوم قرار خواهد گرفت: 1- اخلاق 2- دین. در نظام سیاسی اسلام نیز مردم و دولت نسبت به همدیگر احساس دین می‌‌کنند؛ مردم امنیت خود را نتیجه منطقی وجود دولت می‌بینند، و دولت نیز قوام خود را منوط به حمایت آحاد مردم می‌داند. این احساس دین این دو را به همکاری فرا می‌خواند و آنها را یار و یاور همدیگر می‌کند. مقام معظم رهبری در خصوص دین مسئولان به مردم می‌فرمایند:
"در حقیقت شما مسئولان کشور و همه ما، مدیون آحاد مردم و بخصوص ایثارگران از مردم هستیم که با جان و توان و زحمات خودشان، این امکان را برای ما فراهم کردند. اگر این ایثارگریها نبود، معلوم نبود که کشور، تمامیت ارضی داشته باشد یا نه. امنیت داشته باشد یا نه. دشمن داخلی کشور ما باشد یا نه. و آیا چنین امکانی وجود داشته باشد که کسی بتواند برای کشور، کار و تلاش کند و سازندگی به وجود آورد. این بر ما دیکته می‌کند و واجب می‌سازد که در همه مراحل، مواظب و مراقب باشیم و نگذاریم که خدای نکرده، حق طبقات ایثارگر کشور- مثل خانواده‌های شهداء جانبازان، رزمندگان و کسانی که در راه خدا واقعا جهاد کردند و زحمت کشیدند- به بعضی از حرفها و نقلهایی که گاهی گوشه و کنار زده می‌شود، آن هم از سمت کسانی که در جنگ، هیچ گونه دلسوزی نداشتند و برای این انقلاب و برای جنگ و در میدانهای خطر، هیچ‌گونه تلاشی نکردند، ضایع بشود. (همان ص 332)
در این مختصر که ناگفته تنها اشاره‌ای است به جایگاه مردم در یک نظام اسلامی و ولایی، دیدیم که مردم چسبان اس و اساس جامعه معتبر‌اند. تمامی نکاتی که مقام معظم رهبری بدان اشارت فرموده‌اند، همه به نوعی برگرفته از سخنان مولا و مقتدایشان حضرت امیر‌المومنین(ع) است، و اصولا اولین نمونه حکومت ولایی با کفایت آن حضرت ایجاد شده و هنوز هم تاریخ دنبال گمگشته‌ایی است بنام عدالت که هزار و چهارصد سال پیش در مسجد کوفه به ناجوانمردی به شهادت رسید. علی (ع) در زمان حکومت خود پیوسته خطاب به خویشتن می‌فرمود: "و حسبک داء ان تبیت ببطنه و حولک اکباد تحن الی الغد" و امروزنیز پس از چهارده قرن که دوباره حکومت ولایی بدست توانای یکی از فرزندان آن حضرت در این دیار تحقق یافته، باز رهبر جامعه‌اش با همان دید علوی و رفتار ولوی، نه تنها خود را خدمت‌گزار مردم می‌خواند، بلکه نظام اسلامی را به عنوان نظامی تلقی می‌کند که می‌باید همیشه و در همه حال درصدد برآورد آمال مردم باشد. ان‌شاءالله این انقلاب و این نظام مقدمه‌ایی باشد جهت طلوع طلعت رشیده و اقامه دولت کریمه حضرت ولی‌عصر(عج) ارواحنا لتراب مقدمه الفداء.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات