تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۵۱۲۷۶

مذاکرات هسته‌ای و 2 نکته در فاز جدید


امیر محبیان
درخواست هیات مدیره آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جریان اجلاس اضطراری شورای حکام از دبیرکل برای گزارش پرونده ایران به شورای امنیت، عملا فاز جدیدی از کار دیپلماتیک را برای ایران پدید آورده است.
نگارنده به هیچ وجه قصد آن ندارد به دلایل حضور ما در مرحله کنونی اشاره نماید و به کشف علل و آسیب‌شناسی مسیر طی شده بپردازد ولی در هر حال فعلا "ما" در نقطه‌ای مهم و چه بسا وضعیتی حساس ایستاده‌ایم که بتوان آن را "نقطه عطف" نامید.
در فرآیند دیپلماتیک و استراتژی مذاکرات نیز چارچوب‌های مقبول تبلیغاتی تاکنون همواره سعی می‌شد، ایران دو مسیر؛ 
شفاف‌سازی به منظور اعتمادآفرینی
 محوریت بخشیدن به بحث انرژی هسته‌ای برای کسب حمایت حداکثری مردم را دنبال نماید. در همین راستا، ایران همواره می‌کوشید اوضاع را به سمت شفافیت هدایت کرده و ادبیات ویژه شفاف‌سازی یعنی صراحت در بیان را برای دیدگاه‌های خود برگزیدند.
از سوی دیگر، با طرح گسترده بحث هسته‌ای در داخل کشور و فراگیرسازی آن تلاشی را آغازید تا توده‌ها را درگیر بحث مطالبه "تکنولوژی صلح‌آمیز هسته‌ای" نماید تا بتواند از پشتوانه اجتماعی در پای میز مذاکرات بهره گیرد.
بر این باورم در شرایط جدید، به دلایل واضح دیگر ادامه این استراتژی برای ایران و منافع و امنیت ملی آن مفید نیست.
از این رو، شایسته است از این به بعد (در فاز کنونی) ایران ادبیات خود را به شرح زیر تغییر دهد:
1-ابهام به جای شفافیت:
ایران در ادبیات و مواضع از شفافیت باید به سوی ابهام رفته و عملا مسئولان دیپلماسی به جای پاخس‌های صریح (و اظهارنظرهای مثبت و منفی قاطع) به حوزه پاسخ‌های دیپلماتیک، غیرصریح و اصطلاحا "گردگویی" رفته و به دست خود، دستان خویش را برای آینده نبندند، ضمن آن که حساسیت شرایط جدید به هیچ وجه اجازه تکرار اشتباه در مواضع یا سخنان را به هیچ دیپلماتی نمی‌دهد، غرب نیز باید این علامت را دریابد که "فشارهای سیاسی"‌ آنها عملا ایران را به سوی بسته‌تر شدن (سیاست‌های انقباض اطلاعاتی) و نه باز شدن (سیاست‌های انبساطی) کشانده است. همین مبهم‌سازی (نه تاریک جلوه دادن) بر ارزش‌های مذاکره شفاف‌ساز در مقایسه با فشارهای منقبض کننده در دیدگاه غریبان آنان می‌افزاید و نکات منفی اعمال فشار را برجسته می‌نماید.
2- راندن بحث هسته‌ای از متن به حاشیه:
تاکنون کوشش می‌شد بحث هسته‌ای به مبحثی مهم در سرنوشت کشور تبدیل شود و حمایت مردمی را چونان پتانسیلی مهم گرد آن جمع آورند، این روش با موقعیت به اجرا درآمد و عملا نوعی وحدت ملی حول محور آن پدید آمد.
در فاز جدید، به گمانم، روند کار باید تغییر نماید.
غربی‌ها برای اعمال فشار بر ایران لازم دارند که "تکنولوژی هسته‌ای" به امری معادل حیات و ممات ایرانیان تبدیل شود برای همین کوشش دارند با فشار بر آن بر تمامی سیاست‌های ایران تاثیرات قاطع نهند. از سوی دیگر، با افزایش فشار تبلیغی (ذهنی یا عینی) این محور وحدت ممکن است به محل مناقشه تبدیل شود یعنی هدفی که ایالات متحده سخت در پی آن است، پس باید بحث هسته‌ای ضمن حفظ ارزش اجتماعی و سیاسی خود در عرض سایر اخبار کشور قرار گیرد و نه راس آنها تا از میزان کارآیی فشار روانی بیگانگان کاسته شود.
فراموش نکنیم که اگر مساله انرژی هسته‌ای و فشار غرب (و ارجاع به شورای امنیت) به دغدغه نخست کشور و توده‌ها تبدیل شود، این پاشنه‌آشیل بر سایر اجزای کشور نظیر اقتصاد نیز تاثیر گذاشته و نوعی اضطراب سیاسی و اقتصادی نادرست را در پی خواهد داشت.
صاحب این قلم بر این باور است که با درایت می‌توان در چارچوب منافع ملی دشواری‌های کنونی را پشت‌سر گذاشت و اتخاذ سیساست‌های تبلیغی و دیپلماتیک برای فضاسازی هوشمندانه در داخل و خارج کشور (مدیریت فضای مجازی) در این مسیر از اهمیت بسیاری برخوردار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات