* آیا کمک 2 میلیون دلاری آمریکا به تشکیلات خودگردان میتواند تلاشی برای انشقاق گروههای فلسطینی باشد؟
** به طور حتم آمریکاییها واقفند که تزریق این مقدار پول در این زمان کوتاه به بدنه دولت خودگردان نه تنها چارهساز نیست، بلکه براساس قانون سوم نیوتن مقاومتها را پیشروی عملکرد آمریکا و دولت خودگردان تشدید میکند.
* پرسش اساسی باید این گونه مطرح شود که آیا مقامات آمریکایی از عمق نگرش استراتژیک برخوردار نیستند که در آستانه انتخابات 25 ژانویه با تحریک گروههای فلسطینی حساسیتهای موجود را بر میانگیزند؟
** در پاسخ باید 2 نکته را مدنظر قرار داد؛ اول آن که زمینهسازیهای قبلی در این باره انجام شده و این کمک در راستای به فرجام رساندن پروژهای از پیش تعیین شده قرار بگیرد و دوم این که با ارسال این کمک زمینههای یک تحرک ایذایی در آستانه انتخابات و پیروزی احتمالی حماس انجام پذیرد؛ چیزی شبیه به یک کودتا که نیازمند هزینه مالی در چارچوب اختصاص این مبلغ و پیامد ناشی از این تحرکات که باید مدیریت شود.
* رقابت واقعی در انتخابات آینده فلسطین میان کدام گروهها خواهد بود و در صورت پیروزی حماس واکنش اسرائیلیها چیست؟
** بیتردید در اوضاع کنونی اصلیترین رقیب در کل رقبای موجود که در سطحی مشخص قرار گرفتهاند نیروهای حماس هستند، لذا در یک وضعیت حماس از شانس بیشتری برخودار است؛ مهم قسمت دوم پوشش است که واکنش مقامات رژیم صهیونیستی به این پیروزی محسوب میشود. این رژیم تلاش میکند تا با زیر سوال بردن اصل انتخابات بعد از انجام آن، از یک سو در تشکیل مجلس فلسطینی مانعتراشی کند و از سوی دیگر پیروزی حماس را کمرنگ و بیارزش نشان دهد و جنبه کاربردی متفاوتی برای آن قائل شود.
* اختلافات موجود میان گروههای فلسطینی ناشی از اتخاذ چه سیاستهایی است و آیا در این راستا حماس مجبور خواهد شد تا باب گفتگو را با مقامات صهیونیست باز کند؟
** با توجه به اهداف اعلام شده حماس و موقعیت متفاوت آن نسبت به سایر گروهها، این گروه مجبور خواهد شد تا با توجه به موقعیت موجود، رفتار دوگانهای از خود بروز دهد. همان گونه که حزبالله لبنان عمل میکند چه در زمینه مقاومت در ادبیات حاکم در نظام بینالملل، امروزه تحرکات غیرنظامی در بخشهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مدنظر کنشگرایان متفاوت در لایههای گوناگون است. لذا حماس در موقعیتهای متفاوت به بازتعریف در روند مقاومت این گروه بر میگردد و هر چه این باز تعریف عالمانهتر، آگاهانه و فعالتر باشد، آینده پیشروی حماس روشنتر است.
* چنانچه حزب کادیما پیروز انتخابات بعدی اسرائیل باشد، با توجه به نگرش این حزب مبنی بر نپذیرفتن قدس به عنوان پایتخت فلسطین و تخریب نکردن شهرکهای صهیونیستنشین، حزب پیروز در انتخابات آتی فلسطین چه رویکردی خواهد داشت؟
** این که آیا این حزب پیروز باشد یا خیر خود جای سوال دارد، اما به فرض آن که پیروزی یک حزب یا جناح در قدرت آینده اسرائیل مطمئن باشیم، میتوان گفت که در وضعیت کنونی خاورمیانه با توجه به تعریف اسرائیل در قرن جدید توسط قدرتهای فرامنطقهای مانند آمریکا، هر حزبی که در این کشور به قدرت میرسد باید پذیرای یک دولت فلسطین باشد. پذیرش فلسطین در این زمان با هر رویکردی قابل تعمق است. اما همه جناحها با تاکیدهای متفاوتی برگرفته از گرایشهای حزبی خود قدرت دولت فلسطین را محدود و محصور نموده و حداکثر تلاش را میکنند تا دولتی ضعیف را بر سر کار آورند.