سیدجلال فیاضی
پس از تصویب قطعنامه دیکته شده آمریکا در شورای حکام و تصمیم به گزارش پرونده ایران به شورای امنیت، رویدادهای قابل توجهی رخ داده است که تامل درباره آنها میتوانند چشمانداز تصمیم شورای امنیت را در صورت ارجاع پرونده به این شورا، ترسیم کند.
1- راهپیمایی حماسی، بینظیر و میلیونی ملت ایران در روز 22 بهمن پس از سوگواریهای عاشقانه در عاشورای حسینی نشان داده است که مساله انرژی صلحآمیز هستهای در ایران به یک مساله ملی تبدیل شده و سرنوشت آن دیگر روی میز دولتمردان رقم نمیخورد. اکنون مسئولان جمهوری اسلامی در برابر یک تکلیف ملی قرار گرفتهاند که ملت ایران آن را در دستور کار حاکمیت قرار داده است و عقبنشینی از آن ممکن نیست، همچنان که برخی مقامات غربی اعتراف کردند که در قضیه انرژی هستهای با ملت ایران مواجه هستند نه دولت ایران!
تکمین دولت در برابر اراده ملت نیز نشان از پیوند مستحکم دولت - ملت و تحکیم پایههای دمکراسی در ایران دارد.
2- اجرای مصوبه مجلس شورای اسلامی در لغو امتیازات داوطلبانه، تعلیق اجرای پروتکل الحاقی و حذف بازرسیهای غیرمعمول و آغاز غنیسازی تحقیقاتی در نطنز به عنوان مقدمه غنیسازی صنعتی، تصمیم جدی ایران به برای بهرهگیری از حقوق قانونی خود به نمایش میگذارد.
با این اوصاف، سرنوشت گزینههای شورای امنیت از هماکنون مشخص است با این توضیح که هنوز پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع نشده است و تلاش رسانههای بیگانه برای جایگزینی واژه «ارجاع» به جای «گزارش» حلقه دیگری از زنجیره جنگ روانی است، اما با احتمال ارجاع از هماکنون میتوان آینده را پیشبینی کرد.
گزینه نخست مطرح شده در بیان برخی رسانهها، تهاجم محدود یا گسترده نظامی است که اغلب تحلیلگران سیاسی آن را غیرمحتمل و بعید میشمارند، نه شورای امنیت به گزینهای رای خواهد داد که صلح و امنیت جهانی را به مخاطره، میافکند، نه آمریکا امکان ورود به یک جنگ دیگر، همزمان با اشتغال عراق و افغانستان را دارد و نه مقامات کشورها و ملتهای جهان چنین تصمیمی را بر میتابند. مضافاً این که جمهوری اسلامی که پس از 8 سال دفاع مقدس در سختترین شرایط و تحریم همهجانبه به یک قدرت مقتدر نظامی در منطقه تبدیل شده، هزینه مقابله نظامی با ایران غیرقابل تصور است. ایران قدرتمند با پشتوانه عظیم ملتی فداکار و ایثارگر با عراق و افغانستان تفاوت ماهوی دارد و گزینه نظامی علیه ایران بازی با آتش است که بازیگران آن را بشدت پشیمان خواهد کرد.
گزینه دوم، تحریم اقتصادی است که البته تهدید تازهای نیست، ایران از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی به نوعی در تحریم به سر برده است و افزایش گستره تحریم در شرایطی که جمهوری اسلامی در بسیاری از اقلام ضروری مصرفیاش به خوداتکایی دست یافته، حربهای ناکارآمد و شکست خورده است.
مضافا این که هر 2 گزینه نظامی و اقتصادی، پیامدهایی را از جمله در زمینه بحران قیمت نفت در جهان در پی خواهد داشت که برای جامعه جهانی غیرقابل تحمل است.
شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی هستهای باید به دور از فشارهای آمریکا، با کشوری که صادقانه در چارچوب قواعد بینالمللی و حتی فراتر از آن اعتمادسازی کرده است، تعاملی در چارچوب مقررات بینالمللی داشته و مقابله با یک ملت انقلابی را ادامه ندهند.