حسین نوری
سیدجلالالدین تهرانی سال 1275 در تهران متولد شد و همانجا به تحصیل پرداخت و آموزش خود را به طور تخصصی در رشتههای زبان و ادبیات فارسی و عربی، حکمت و فلسفه، ریاضیات، نجوم و زبان فرانسه ادامه داد و در جوانی به مراتب عالی علمی رسید و همان زمان رصدخانهای در منزلش برپا ساخت و با تمام رصدخانههای دنیا ارتباط برقرار کرد.
در آن روزگار هر روز دانشمندان و رجال به منزل او میرفتند تا از اطلاعات عمیقش در نجوم توشه برگیرند. سال 1301 از سوی مستوفیالممالک به معاونت وزارت معارف و صنایع مستظرفه منصوب شد ولی این سمت را نپذیرفت زیرا به آرای علمی او لطمه وارد میکرد.
او با مرحوم مدرس نیز ارتباط و دوستی نزدیک داشت چنانکه در اختلاف مستوفی و مدرس در مجلس چهارم هر دو او را به عنوان حکم تعیین کردند.
سال 1313 به او تکلیف شد از کسوت روحانیت خارج شود و لباس متحدالشکل بپوشد ولی او مدتها از اجرای دستور شهربانی طفره میرفت؛ سرانجام آیرم رئیس شهربانی او را در یک مجلس ختم دید و به او یک هفته مهلت داد تا لباس خود را تغییر دهد و گرنه به زندان قصر خواهد رفت.
سید به جای تغییر لباس مخفیانه از ایران خارج شد و به بلژیک رفت و وارد دانشگاه بروکسل شد و در رشته ریاضیات، نجوم و فیزیک دکترا گرفت و همانجا اقامت کرد و به تدریس پرداخت. او در بلژیک با رجال آن کشور هم آشنایی نزدیک پیدا کرد و از جمله یکی از نزدیکان و محارم لئوپولد سوم پادشاه بلژیک شد.
تهرانی تا سال 1326 در بلژیک بود و در آن سال به اصرار قوامالسلطنه به ایران آمد و وزیر مشاور و معاون پارلمانی نخستوزیر شد.
سال 1327 در کابینه محمد ساعد مراغهای وزیر پست و تلگراف و تلفن شد و سال 1329 در کابینه منصورالملک این سمت را داشت تا نایبالسلطنه آستان قدس رضوی شد. در کابینه دکتر مصدق استانداری خراسان هم به او محول شد و پس از یک سال به تهران آمد و به تحقیقات در نجوم و ریاضیات پرداخت.
سال 1332 در دومین دوره مجلس سنا به سناتوری تهران انتخاب شد. سپس مقام سفارت ایران در بلژیک را پذیرفت و در طول دوران سفارت به تدریس در دانشگاه بروکسل هم پرداخت.
پس از خاتمه ماموریت به ایران بازگشت و دوباره به نیابت تولیت و استانداری خراسان رفت و پس از آن که سپهبد باتمانقلیچ به جای او منصوب شد، تهرانی به پایتخت بازگشت و در کسوت سناتور انتصابی باز هم به مجلس سنا رفت. سال 1342 مجددا سناتور انتصابی از تهران شد.
او در سنا با نخستوزیرانی همچون حسنعلی منصور و هویدا بشدت درگیر بود و ضمن انتقاد از آنها به تمام لوایح دولت رای کبود میداد لذا شریف امامی رئیس سنا و هویدا نخستوزیر به شاه شکایت کردند که با حضور تهرانی اداره مجلس سنا و دولت مشکل است. شاه هم در پایان دوره سنا (1346) دیگر وی را برنگزید و او بدون دریافت حقوق با مناعت طبع به زندگی ادامه داد تا دانشگاه بروکسل از او دعوت به همکاری کرد که از سال 1355 به بلژیک رفت تا به کار علمی بپردازد.
در اواخر شهریور 57 به تهران آمد و اوضاع کشور را از نزدیک بررسی کرد و به درستی تشخیص داد که شاه در حال سرنگونی است.
دیماه 57 به بختیار پیشنهاد نخستوزیری شد؛ او که آمادگی پذیرش این پست را داشت شرایطی تعیین کرد که از جمله آنها خروج پهلوی از ایران بود که در این صورت باید در غیاب وی شورای سلطنت تشکیل میشد، شاه نیز شرایط بختیار را پذیرفت و شورای سلطنت هم شکل گرفت.
طبق قانون، شورای مزبور از بعضی شخصیتهای حقوقی و 3 نفر شخصیت حقیقی تشکیل میشد. این 3 نفر از رجال معمر و خوشنامی بودند که در سالهای اخیر سلطنت هیچ سمتی بر عهده نداشتند. آنها عبارت بودند از: سیدجلال تهرانی، محمدعلی وارسته و دکتر عبدالحسین علیآبادی.
در همان اولین جلسه شورای سلطنت که روز 23 دی با حضور محمدرضا پهلوی تشکیل شد، سیدجلالالدین تهرانی به اتفاق آرا به ریاست شورا و محمدعلی وارسته به نیابت آن تعیین شدند.
پس از خروج شاه در 26 دی 57 سیدجلال تهرانی روز 28 دی برای مذاکره با امام خمینی به پاریس رفت ولی امام ملاقات با او را موکول به پذیرش به شرط زیر از سوی تهرانی کردند:
1- استعفا از شورای سطنت
2- اعلام غیرقانونی بودن شورای امنیت
تهرانی با پذیرش این 2 شرط روز اول بهمن 57 استعفای خود را به امام تقدیم کرد و در آن بر غیرقانونی بودن شورای مزبور هم انگشت تاکید نهاد. پس از این اقدام امام برای او دعا کرده و این اقدام را مورد ستایش قرار دادند. او پس از استعفا به ایران نیامد و به جنوب فرانسه رفت تا کار علمی خود را که نگارش تاریخ نجوم در مشرق زمین بود، دنبال کند و سرانجام سال 1366 در فرانسه درگذشت.
تهرانی در زمان حیات خویش، همه دارایی خود اعم از منقول و غیرمنقول را طی یک وصیتنامه رسمی وقف آستان قدس رضوی کرد. دارایی او عبارت بود از 2 منزل بزرگ در خیابان ری (تهران)، رصدخانه، کتابخانه معتبر خطی و چاپی او و اشیای متعدد نفیس و عتیقه. گفته میشد که کتابهای خطی او بالغ بر 3 هزار جلد بود.
آن مرحوم در شناسایی کتابهای خطی تبحر داشت و خطاط و شاعر هم بود. تهرانی علاوه بر اخذ دکترای فیزیک و ریاضیات در علوم حوزوی نیز متبحر بود و در علوم معقول و منقول نیز تخصص داشت و از جمله صاحب چند کتاب در علم اصول بود.