زمانى جورج بوش براى کسب کاندیداتورى جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهورى آمریکا در سال ۲۰۰۱ به لطف برخوردارى از امتیازها و حمایت هاى ویژه مسیرى را پیمود که اکنون پس از گذشته پنج سال و در حالى که تنها دو سال به زمان برگزارى انتخابات ریاست جمهورى در این کشور باقى است، هیلارى کلینتون امیدوار است چنین مسیرى را تا احراز کاندیداتورى دموکرات ها بپیماید. اما آیا او ازعهده این کار دشوار برخواهد آمد؟ آیا خاندان کلینتون نیز قادر خواهند بود همچون خاندان بوش سابقه دور و دراز حمایت هاى پیشین را مایه مباهات خود قرار دهند؟ میان جایگاه همسر بیل کلینتون، رئیس جمهور آمریکا طى سال هاى ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ در آوردگاه سیاسى حال حاضر این کشور با آنچه جورج بوش هشت سال پیش در اختیار داشت وجه تشابهات بسیارى وجود دارد. خانم کلینتون طیف گسترده اى از امتیازاتى که بوش (فرماندار سابق تگزاس) در آن مقطع زمانى برخوردار بود، از بحث جنگ در افغانستان و عراق گرفته تا حمایت ها از سوى جناح هاى مختلف حزبى را اکنون از آن خود دارد. چه کسى جز کلینتون مى تواند ادعا کند که بر بخشى از اتحادیه هاى کارگرى و شوراى رهبرى دموکرات ها تسلط دارد؟ حال اگر به لایه هاى این شباهت ظاهرى نگاهى ژرف بیندازیم درخواهیم یافت که چنین وجوه تشابهى در حقیقت اختلافات شبهه برانگیزى را از انظار پنهان داشته است، اختلافاتى که راهگشا و کمک حال «پروژه احیاى» وى نخواهد بود. در ابتدا مى توان از بارزترین تشابه یعنى کشش و تمایلات نوپاى هیلارى کلینتون به میانه گرایى آغاز کرد. سناتور دموکرات ایالت نیویورک دقیقاً همان استراتژى فرماندار سابق تگزاس را سرلوحه فعالیت خود قرارداده است، مبنى بر اینکه با بهره گیرى از شهرت خود تلاش مى کند تا به جاى برآوردن خواست عده خاصى از اعضاى حزب دموکرات در انتخابات مقدماتى، از همان ابتدا به عنوان فردى میانه رو به ایفاى نقش بپردازد؛ درست مانند بوش که به عنوان کاندیداى جمهوریخواه در نقش محافظه کارى وحدت طلب و نه تفرقه افکن ظاهر شد. هیلارى کلینتون یکى از حامیان سرسخت جنگ آمریکا در عراق به شمار مى آید به طورى که خواستار اعزام ۸۰ هزار نیروى کمکى به این کشور جنگ زده شده است. او به عنوان یکى از اعضاى کمیته نیروهاى مسلح سناى آمریکا به قدرى فعالیت مى کند که حتى پنتاگون از او براى عضویت در یک هیات ویژه بازنگرى تدابیر جنگى دعوت به عمل آورده است. کلینتون در دیگر مباحث اجتماعى به عنوان مثال بازى هاى خشن کامپیوترى را تقبیح کرده و نیز آزادى سقط جنین را انتخابى فاجعه آمیز خوانده است. نشریه نشنال ژورنال در رده بندى جدید خود کلینتون را یکى از هفت سناتور دموکراتى معرفى کرده که داراى محافظه کارانه ترین دیدگاه ها در خصوص سیاست خارجى آمریکا هستند. سناتور نیویورک در مسیرش باید بیش از بوش با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم کند، استراتژى وى بر مبناى این فرض استوار بود که جناح چپ را چون مومى در دست خود داشته، مضاف بر اینکه به عنوان نمادى از مکتب فمینیسم و قربانى توطئه هاى جناح راست سرمایه سیاسى کافى جهت گام نهادن در مسیر اعتدال گرایى آن هم با مصونیت کامل را در اختیار دارد اما دو نکته این فرض را ناکام گذاشته است. یکى جار و جنجال ها بر سر جنگ در عراق و دیگرى ظهور فعالان اینترنتى. در مورد نخست باید گفت که بسیارى از فعالان حزب دموکرات جنگ در عراق را اقدامى تجاوز کارانه مى دانند که با دروغ توجیه و با حرص و آز به پیش رانده مى شود. این احساس آنچنان بر افکار دموکرات ها مستولى شده که دیگر نمى توانند هیچ یک از حامیان جنگ حتى یک لیبرال را تحمل کنند. در باب دومین نکته یعنى ظهور فعالان سیاسى در شبکه هاى اینترنتى این گونه مى توان تعبیر کرد که شاید هیلارى کلینتون از حمایت گروه هاى سنتى فمینیست و اتحادیه هاى کارگرى برخوردار باشد اما از سوى دیگر فعالان سیاسى مخالف در حال ایجاد پایگاه مردمى هستند.
فعالان اینترنتى چپگرا به قیام آشکار بر ضد مقامات واشینگتن دست زده اند، آنها پیروزى کلینتون در انتخابات ریاست جمهورى سال ۲۰۰۸ را نه یک موفقیت بلکه اشتباهى برمى شمارند که نباید تکرار شود، چرا که اگر این امر به حقیقت بپیوندد آن گاه حزب دموکرات کنترل کنگره را به کلى از دست خواهد داد و سرانجام تسلیم برنامه هاى رفاه اجتماعى و مخارج عمومى خواهد شد. خانم کلینتون در میدان نبرد خود براى پیروزى در انتخابات احتمالاً در مقایسه با بوش در سال ۲۰۰۱ رقباى جدى ترى را پیش روى خود خواهد داشت، گفتنى است جابه جایى مواضع کلینتون در درون حزبش از هم اکنون بسترى را فراهم آورده تا اصلى ترین کاندیداهاى چپگراى حزب دموکرات یعنى «راس فینگولد» و «جان ادواردز»، کاندیداى معاونت جان کرى در انتخابات پیشین نیز فرصت عرض اندام پیدا کنند. فینگولد یکى از ثابت قدم ترین منتقدان صریح جنگ عراق و قدرت و اختیارات بوش محسوب مى شود و جان ادواردز، وکیل و سیاستمدار ایالت کارولیناى شمالى همان دیدگاه هایى را بیان مى دارد که نخستین بار در جریان مبارزات انتخاباتى جان کرى در سال ۲۰۰۴ به منصه ظهور گذاشت. اکنون شرایط به گونه اى رقم خورده که اگر هیلارى کلینتون به حمایت از جناح راست حزب دموکرات بپردازد یا اصلاً چنین حمایتى ناخودآگاه دیده شود، چپ گراها با شورشى ناگهانى به استقبال وى خواهند شتافت. اما به هر جهت بسیارى از دموکرات هاى میانه رو بیم آن دارند که وى در چارچوب ذهنى شان به عنوان سیاستمدارى صرفاً لیبرال به تدریج محو شود. به هر حال دست کم گرفتن هیلارى کلینتون امرى کاملا نابخردانه است چرا که وى خروارها پول، جذابیت و قدرت چون ستاره هاى سینما را دارد. او مى تواند روى حمایت زنان دموکرات کشورش حساب ویژه اى باز کند، ضمناً سیستم سیاسى کارآمدى را پشتوانه خود مى بیند که در جریان انتخابات کنگره سال جارى به خوبى آبدیده خواهد شد.