سیمون جنکینز
مترجم: مصطفى قوانلو قاجار
هرگز با کسى که مى دانید پیروز نمى شوید، جنگ نکنید. به ویژه آنکه شما باید براى کارتان دلیل بیاورید، اما نه با جنگ. اخیراً وقتى مى خوانم یا مى شنوم که براى مقابله برنامه غنى سازى هسته اى ایران گزینه جنگ پیشنهاد مى شود، آن را گزینه اى بى ارزش و فاقد هوشمندى لازم مى دانم. در بسیارى از گرد همایى هاى بین المللى عبارت «همه گزینه ها باز است» به عنوان پیشنهاد مطرح شده است. حتى بعضى از این دیوانه ها یک بازى کامپیوترى ساخته اند تا به خیال خود آنچه را که مى اندیشند عملى کنند. ایران کشورى مهم است و جدا از امپراتورى بزرگ گذشته اش نیست. آنها چهارمین تولیدکننده نفت در جهان هستند و جمعیت آنها تا سال ۲۰۱۰ به ۸۰ میلیون نفر مى رسد. پایتخت این کلانشهر، تهران است که مساحتش به اندازه نیمى از شهر بزرگ لندن است. این کشور داراى فرهنگى دیرینه و باستانى است.
همه چیزهایى که درباره قدرت ایران گفته مى شود، درست است. این کشور قدرتمند مى تواند بمب اتم هم درست کند. آنها این توانایى را دارند اما به این کار دست نمى زنند. مردم ایران بسیارى از سیاستمداران اروپایى را ابله مى خوانند و با آنها سر جنگ دارند. مردم ایران از پیش بینى آینده وحشت زده مى شوند. تنها سئوالى که باید استراتژیست هاى غربى به آن پاسخ دهند، این است که مردم ایران چه کمکى مى خواهند.
وقتى همه رفتارهاى دیپلماتیک را از سال ۱۹۶۸ مرور مى کنیم، به نظر مى رسد بسیارى از آنها مخالف پیمان نامه «ان پى تى» هستند. کلوپى خودمانى از کشورهاى داراى انرژى هسته اى که بسیارى را پشت در گذاشته اند، شکل گرفته است. براى ثابت کردن این موضوع مى توان شبه جزیره کره را مثال زد. اگرچه کره شمالى همواره از دستیابى به بمب اتم منع شده اما آمریکا کره جنوبى را به فناورى هسته اى مجهز مى کند. آمریکا از اسرائیل حمایت مى کند. هند و پاکستان براى دفاع به بمب اتم مجهز هستند و یکدیگر را تهدید به استفاده از آن مى کنند. اما هر سه کشور مخالف نظارت هاى ان پى تى بر تاسیسات هسته اى خود، از دوستان نزدیک آمریکا هستند. من خوشحال تر مى خوابم اگر ایرانى ها بدون بمب اتم باشند اما باتلاقى از دورویى بین من و همه آنهایى که معترض به برنامه اتمى ایران هستند، فاصله انداخته است. ایران کشورى مغرور است که در شرق آن پاکستان و هند مجهز به انرژى اتمى قرار گرفته است. در شمال روسیه و اسرائیل در غرب این کشور واقع شده است. عراق و افغانستان که هم مرز ایران هستند توسط کشورى اشغال شده اند که مجهز به سلاح اتمى است. پیش از این و در سال ۱۹۸۰ رژیم صدام حسین به ایران تجاوز کرد. حال چگونه ما مى توانیم بگوییم که درست نیست ایران براى دفاع از خودش به بمب اتم مجهز شود.
با وجود آنکه در یک ماهه اخیر تحقیقات هسته اى آغاز شده دو مرکز دیگر نیز به گفته رئیس جمهور جدید ایران براى استفاده صلح آمیز از انرژى اتمى آماده مى شود. بازرسان انرژى اتمى در ایران تاکنون نشانه اى مخفى براى استفاده ایران از انرژى اتمى براى مقاصد نظامى به دست نیاورده اند و به نظر مى رسد کار آنها بسیار سخت تر از زمانى است که در عراق به دنبال سلاح اتمى بودند. یک راه دیگر براى مقابله با ایران این است که یک بار دیگر مذاکراتى که از حمایت سه کشور اروپایى، آمریکا، روسیه و چین برخوردار است، از سر گرفته شود. در هفته هاى اخیر مواضع آمریکا و ائتلاف اروپا نسبت به ایران تندتر شده است. طى هفته هاى آینده [این هفته] در شوراى حکام درباره امکان فرستادن پرونده ایران به شوراى امنیت تصمیم گیرى خواهد شد. نشانه هاى کوچکى از حمایت روسیه و چین براى تحریم ایران در شوراى امنیت دیده مى شود اما اگر این دو کشور تحریم هاى احتمالى بر ضد ایران را وتو کنند، آن گاه همه تلاش هاى اروپا و آمریکا نقش بر آب مى شود. ایران اتمى نشانه اى از اشتباهات غربى ها است که در سخنان و سرمقاله هایشان مرتکب شده اند. به طور مثال عباراتى نظیر «نباید نسبت به نگرانى هاى بین المللى بى تفاوت باشیم» و یا «غرب باید از همه پاسدارى کند» با دقت بیان شده اند اما همه در این کلاف سردرگم گره خورده اند.
من نمى توانم ببینم که چگونه همه اینها (غربى ها) براى متوقف کردن برنامه غنى سازى ایران بسیج شده اند، در حالى که در سال هاى اخیر تولید سلاح هاى اتمى در عالى ترین سطوح بین المللى انجام مى گیرد. مراکز هسته اى ایران با دقت کامل در مناطق مختلف زیر زمین پراکنده است و اگر بمب افکن هاى آمریکایى در انتخاب هدف هاى خود دقت لازم را به خرج ندهند، مردم غیر نظامى هدف قرار مى گیرند. این اقدام دستاویز خوبى را در اختیار مخالفان غرب قرار مى دهند. عده اى در غرب معتقدند که تحریم هاى شوراى امنیت راهى موثر براى توقف برنامه هسته اى ایران است. محروم کردن فوتبالیست هاى ایرانى از بازى در اروپا، بایکوت کردن هنرمندان ایرانى، محروم کردن ایرانى ها از تبادل دانش با مراکز آکادمیک جهان، تحریم هاى اقتصادى، مسدودکردن حساب هاى ایران در بانک هاى بین المللى و لغو هرگونه قرارداد تجارى با ایران نهایت اقداماتى است که مى توان براى مواجهه با ایران انجام داد. اما این گونه اقدامات باعث فشار به مردم ایران مى شود. همان طور که «تیموتى گارتن اش» پس از سفرش به ایران نوشت: اگر جنگ یا فشار اقتصادى پیش بیاید مردم متعادل ایران، یک شبه تبدیل به نیروهایى براى حمایت از دولت ایران تبدیل مى شوند. با آنکه احمدى نژاد رئیس جمهور است اما رفسنجانى هنوز نفوذش را حفظ کرده است. دولت ایران دیکتاتورى صدام یا حکومت مطلقه طالبان نیست. ایران داراى کاندیداهایى زیرک اما سنتى است. همه این استدلال هاى دم دستى نشان مى دهد که ایرانى ها نمى خواهند سلاح اتمى درست کنند و یا اسرائیل را از روى کره زمین محو کنند. آنها مى خواهند روابط خوبى با غرب داشته باشند. در همین روزهایى که مقامات آمریکایى در عراق حضور دارند، دولت همسو با ایران و شیعه در عراق سرکار آمده است. همین چند ماه پیش در ایران پوسترهاى انتخابات عراق کوچه ها و خیابان هاى ایران را تزئین کرده بود. هرچه قدر بوش و بلر فکر مى کنند که عراق امروز نتیجه تاخت و تاز آنها است اما عراق کنونى چیز دیگرى را نشان مى دهد. تاثیر ایران بر عراق کاملاً محسوس است. بوش و بلر باید بدانند که آنها صدام را در عراق سرنگون کردند و شیعیان همسو با ایران را به عرش حکومت رساندند. آنها نمى توانند منکر نتیجه سیاست هاى خود شوند. دموکراسى نیم بند عراق باعث قدرتمند تر شدن همسایه آنها (ایران) شده است. ایران قدرت اول منطقه است. اگر شما نمى توانید این مهره منطقه اى را با اسلحه بخرید. بهترین راه این است که او را تبدیل به دوست خود کنید نه دشمن.