تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۵۱۳۲۷

تاثیر بیداری اسلامی و راهبردهای آمریکا

مقدمه: اساس سیاست خارجی آمریکا در دهه 1950 باتز معروف « پایان ایدئولوژی » , دانیل بل آغاز شد , صاحب‌نظران از این دوره به عنوان دوره خیزش برای جهانی شدن دموکراسی لیبرالی یاد می کنند. این دوره در گفتمان جهانی غرب پس از فروپاشی بلوک شرق برجستگی خاص یافت . تا حدی که فوکویاما , از دانیل بل نیز پا فراتر گذاشت و از پایان تاریخ دم زد. در این دوره لیبرال دموکراسی با تمام چالش و محدودیتهای درونی , خود را در اوج نظریه ها و مکاتب دیگر تصورکرد. لیبرال دموکراسی غرب به محوریت آمریکا در فرایند جهانی شدن خود را در سایه راهبرد و نظم نوین جهانی آمریکا در حالی که سیر به اصطلاح تکاملی خود ادامه می داد , ناگهان خود را در مواجهه با چالش بزرگی به نام ایدئولوژی اسلامی دید. در این مقطع کسانی مثل هانتینگتون تز « برخورد تمدن ها » را مطرح کردند. ترسیم آشکار راهبرد غرب بر مبنای برخورد با تمدن های دیگر بویژه دین اسلام که پس از ظهور انقلاب اسلامی نیز وارد دوره جدیدی از احیای هویت شده بود , کنش و واکنش های جهان اسلام و غرب را تشدید کرد. منازعات از حوزه ارائه نظریات و تئوریهای فکری و سیاسی وارد رفتار دولتمردان اسلام و عموم مسلمانان شد. با شکل بخشی نوعی اجماع در فکر و رفتار مسلمانان , مبنای تشکلها و اجتماعات بسیاری شد. اضطراب و نگرانی جهان غرب از تحرکات اسلامگرایی پس از حوادث 20 شهریور به اوج خود رسید و خود را در چهره راهبرد شتابزده . آمریکا مبنی بر جنگ علیه تروریسم نمایان کرد. جهان غرب بدون مطالعه و شناخت جنبش های اجتماعی اسلامی و به بهانه مبارزه با تروریسم , این جنگ , را جنگ علیه دموکراسی و غرب اعلام کرد. آمریکایی ها برای تثبیت هژمونی سیاسی و اقتصادی و امنیتی خود در چارچوب طرح خاور میانه بزرگ ; با سه هدف مشخص , اقدامات خود را در جغرافیای اسلام آغاز کرده اند : .1 تسلط بر مراکز نفتی و دولت های منطقه برای تامین فرایند ارزان , مطمئن و مستمر انرژی .2 تامین امنیت و سلطه ی رژیم صهیونیستی بر خاورمیانه .3 مهار و یا انحراف جنبش های اسلامی برای جلوگیری از نفوذ این جریان به خارج از منطقه خاورمیانه .

علی‌حسن حیدری
وضعیت بیداری اسلامی
اکنون به رغم همه شرایط تحمیلی و گسستگی امت اسلامی , روح واحدی به نام جنبش بیداری اسلامی در حال نضج گرفتن است , به گونه ای که حتی غربی ها اعتراف دارند که در هر کشور اسلامی انتخابات حقیقی برگزار شود , عناصر معتقد و پایبند به اسلام به عنوان منتخبان ملت ها زمام امور را در دست خواهند گرفت . بدین ترتیب غربی ها با وجود ادعای طرفداری از دموکراسی از برگزاری انتخابات حقیقی در کشورهای اسلامی هراسانند. مراکز راهبردی غرب بویژه آمریکااین مسئله را در چارچوب تعابیری مثل خاورمیانه « هارتلند » , « هلال خونین » و « هلال شیعه » مورد توجه قرار داده اند. عبارت هایی مثل « کابوس در راه است » , « شکست استراتژیک اصلاحات در خاورمیانه » , « فردا دیراست » , « باید چاره ای اندیشید » در این روزها از کلام بسیاری از تئوریسین های غربی شنیده می شود.
پیروزی شگفت انگیز جنبش های اصیل اسلامی از جمله کسب اکثریت 132 کرسی پارلمان عراق از سوی شیعیان , پیروزی بی سابقه حماس در انتخابات شوراهای محلی فلسطین و کسب 88 کرسی پارلمان مصر از سوی اخوان المسلمین . برای طرح های راهبردی آمریکا در حوزه سیاسی و امنیتی چالش آفرین شده است . این روند افزایش اقتدار و جایگاه سیاسی و امنیتی جریانهای اسلامگرا در منطقه و غرب را بدنبال داشته و حاشیه امنیتی مقاومی را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است . به طوری که هر نوع حمله نظامی به ایران می تواند واکنش های خشونت آمیز مردم در مناطق شیعه خاورمیانه را به دنبال داشته باشد. ملاحظه این واقعیات , در چرخش راهبرد غربی ها از فاز تهدیدات نظامی و سخت , به راه کارهای مسالمت آمیز و نرم قابل مشاهده است . غرب به تدریج ناگزیر به پذیرش واقعیات جهان اسلام و اسلام به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی شکست ناپذیر شده و ضرورت انجام تحقیقات وسیع درباره این موضوع را احساس کرده است . بنیاد « اسمیت ریچارد و راند » , دو سال قبل در پژوهشی تحت عنوان « اسلام دموکراتیک وعرفی , بازیگران , منابع و استراتژی ها » و به قلم « چریل بنارد » به این موضوع پرداخت :
« شکی نیست که اسلام امروزین در یک حالت متلون و ناپایداری قرار دارد و از نظر داخلی و خارجی دچار کشمکش بر سر ارزشها , هویت و جایگاه خود در دنیای کنونی است و با رقبای خود در به دست آوردن تسلط سیاسی و معنوی دست و پنجه نرم می کند. این کشمکش موجب تحمیل هزینه ها و عوارض اقتصادی , اجتماعی و سیاسی و امنیتی در بقیه دنیا گردیده است . در نتیجه دست به تلاش فزاینده ای از درک و شناخت و تاثیر بر ماحصل این کشمکش زده است . به طوری که در شرایط فعلی ما با چهارگروه , مواجه هستیم . همزمان , دنیای اسلام از چرخه فرهنگ جهانی امروزین خارج شده و وضعیت دشواری برای هر دو طرف (دنیای اسلام و غیر اسلام ) بوجود آورده است . در این راستا چهارگروه فکری قابل تمیز است :
) که اصول و ارزشهای دموکراتیک و fundamentalists 1 ـ بنیاد گرایان ( فرهنگ امروزین غرب را رد می کنند. آنها خواهان دارا بودن و حفظ یک وضعیت قدرتمندانه و خشکه مقدسی هستند که بتوانند دیدگاههای افراطی خود از قوانین و معارف اسلام را پیاده کنند. آنها مشتاق به استفاده از خلاقیت و تکنولوژی در دستیابی به اهداف خود می باشند.
) این جریان خواهان یک جامعه محافظه کار traditionalits 2 ـ سنت گرایان ( بوده و نسبت به مدرنیته , خلاقیت و تغییر , بدبین و ظنین هستند.
) خواستار این هستند که دنیای اسلام به modernists 3 ـ مدرنیست ها ( جهان مدرنیته ملحق گردد و بتوانند مدرنیزه و اصلاح آن را با جهان همراه نمایند.
) خواهان این هستند که دنیای اسلام جدایی secularoists 4 ـ سکولارها ( دین از سیاست را بدون دموکراسی های صنعتی غربی بپذیرد و دین به حوزه شخصی منحصر شود.
گروه های فوق دارای افکار کاملا متفاوت نسبت به مسایل مهم که در دنیای امروزین اسلام جنجال آفرین اند ـ از جمله آزادی سیاسی و فردی , آموزشی , منزلت زنان , محاکمه مجرمین (مسائل قضایی ) , مشروعیت اصلاحات و تغییر و نگرش خود نسبت به غرب ـ می باشند. بنیادگرایان نسبت به غرب , و مخصوصا ایالات متحده آمریکا متخاصم بوده و به درجات مختلف مشتاق و مصمم به ضربه زدن و نابودی مدرنیته و دموکراسی , می باشند. لذا حمایت از آنها , به جز به طور موقت و ملاحظات تاکتیکی گزینه اصلی ما نمی باشد. سنت گرایان دیدگاههای نسبتا ملایم تری دارند. اما تفاوتهای قابل ملاحظه ای بین گروه های مختلف سنت گرایان وجود دارد. برخی به بنیادگرایان نزدیک هستند. اما باید اعتراف کرد که هیچ کدام از آنها به صورت همه جانبه و از صمیم قلب دموکراسی مدرن و فرهنگ و ارزش های مدرنیته (مد نظر غرب ) را پذیرا نیستند و در بهترین حالت می توانند با این پدیده سازش ناآرامی بر قرار نمایند.
به اعتراف این مرکز راهبردی , در میان این چهار گروه , مدرنیست ها و سکولارها نزدیکترین گروه به غرب و ارزش ها و سیاست های آن باشند. اما این گروهها در وضعیت ضعیف تری نسبت به دیگر گروهها قرار دارند و از نظر پشتوانه قدرتمند و منابع , تشکیلات سازمانی موثر و پایگاه مردمی رنج می برند. سکولارها , نیز در مرتبه ای بالاتر , علاوه بر غیر قابل قبول بودن به خاطر وابستگی های ایدئولوژی در ارتباط برقرار کردن با بخش های سنتی جوامع اسلامی دچار مشکل می باشند و مخاطبین کمی دارند. چریل بنارد در ادامه به جنبش های اسلامگرایی به محوریت شیعه اشاره می کند و می افزاید : « نخستین گزینه مقامهای عراقی درباره ایران بهبود رابطه با ایران است . با وجود این که نمی خواهند مانند ایران حکومت کنند , اما قصد از سرگیری جنگ با آنها را نیز ندارند. این در حالی است که آمریکا تاکنون تلاش خود را کرده است تا ایران را درانزوا نگه دارد » .
« مایکل لدین » نظریه پرداز آمریکایی در تکمیل این مطلب می گوید : خطر دیگر ناشی از این وضعیت که احتمال دارد , اتفاق خواهد بیفتد , مشکل حکومت شیعی مدار کم و بیش دموکراتیک عراق است که موجب برانگیختگی احساسات مناطق شیعه نشین عربستان سعودی (دیگر کشورهای شیعه نشین ) می شود. همان جایی که همه نفت دنیا در آن وجود دارد. بنابراین شما باید چیزی را بیابید که در واشنگتن باید « آخرین کابوس » فرض شود. منطقه ای شیعی به وجود آید که کنترل بخش اعظم نفت جهان را در دست گرفته و مستقل عمل می کند. به گفته لدین , اگر می توانستید نگاهی به مجلات نظامی شصت سال بعد بیندازید , می دیدید که در این مورد نوشته اند که چگونه ما ارتش خود را از این جا (عراق ) خارج کردیم وچگونه ارتش در حال اضمحلال بود , درست مطابق حرفی که چندی پیش رئیس محافظان نظامی گفته است که ارتش در حال تبدیل شدن به یک نیروی از هم گسیخته است » .
مرکز تحقیقات راهبردی آمریکایی کارنگی نیز در تایید آغاز جنبش اسلامی و در انزوا قرار گرفتن طرح اصلاحات آمریکایی در منطقه خاورمیانه , تاکید کرده است :
مسئله توسعه سیاسی شیعیان تنها پس از انقلاب ایران مورد علاقه ناظران سیاستهای خاورمیانه ای قرار گرفته است . مقطع کنونی , آبستن انقلابی بزرگ است که از آمریکا صادر نمی شود. لحظه ای غم انگیز تر از این زمان وجود نداشته است . خاورمیانه در حال جوشیدن است و حال آن که حاکمان مستبد و شکست خورده آن به بررسی مسایل سونامی سیاسی مهار نشده عراق و افغانستان مشغولند. قدرت رخدادهای انقلابی دموکراتیک در هر کدام از کشورهای منطقه وجود دارد. تا حدی که موج جزر و مد حتی به تاریک ترین گوشه های این سیاره نیز رسیده است . به گونه ای که پایه ها و ارکان حکومت گوشه گیری مثل کره شمالی را نیز تکان داده است . ما به این نتیجه رسیده ایم که انتخابات آزاد همه مسایل را حل نمی کند و به تعبیری کمر آمریکا را خواهد شکست .
نوام چامسکی دیگر متفکر آمریکایی نیز در تحلیل مشابهی از اوضاع حاکم بر جریانهای اسلامی در منطقه پیروزی قاطع شیعیان و تشکیل حکومت مستقل در عراق رامتذ کر شده و درباره تشکیل قریب الوقوع یک مثلث شیعی ضد آمریکایی در منطقه خاورمیانه هشدار می دهد. او درباره وضعیت جدید عراق و بهبود روابط تهران و بغداد می گوید :
موفقیت نامزدهای شیعیان در انتخابات اخیر عراق , نقش محوری حزب الله لبنان در بسیج تظاهرات حمایت آمیز از سوریه و موفقیت نامزدهای شیعه در انتخابات شهرداری های استانهای شرق عربستان سعودی بیانگر این واقعیت است که هویت سیاسی جدید شیعه در حال شکل گیری در منطقه است . با تلاش های آمریکا برای دموکراتیزه کردن منطقه , ممکن است شرایط برای تغییر جایگاه تاریخی اقتصادی و اجتماعی نازل شیعیان از طریق اقدامات سیاسی مهیا شده باشد. لذا باید چاره ای اندیشید تا پیش از اینکه کلیه راه های سیاسی شیعیان به تهران ختم شود , شرایطی را که شیعیان در هر دو کشور دارند به دقت بررسی کنند. اما باید بگویم که نباید انکار کرد که شیعیان ساختاری ایدئولوژیک با ماهیتی فراکشوری دارند و تهران بر احزاب سیاسی شیعه فعالانه تاثیر گذار است . در عین حال ایده ولایت فقیه آیت الله خمینی فقید , پلی ایدئولوژیک فراهم می کند که رهبران ایران را به سایر شیعیان منطقه پیوند می دهند و این جهت گیری شیعیان را تعیین می کند. قدرت گرفتن شیعیان برای اندیشمندان آمریکایی به یک کابوس تبدیل شده است . هلال شیعی در حال گسترش از لبنان تا خراسان , بین النهرین , خلیج فارس و فلات ایران است . شیعیان سرانجام توانسته اند رهبری سیاسی را در عراق به دست بگیرند و در لبنان (حزب الله ) به پیروزی سیاسی دست یابند و در بحرین فعالانه فعالیت کنند. در این سه کشور شیعیان اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند و مذهب شیعه عامل مشترک پیوستگی آنهاست . این روند صعودی در شرایطی است که 75 درصد جمعیت خلیج فارس در مرزهای شرقی عربستان سعودی و امارات متمرکزند . در بحرین 65 درصد جمعیت را شیعیان که از مبارزه برای مشارکت سیاسی فروگذار نمی کنند تشکیل می دهند و آیت الله خامنه ای , آیت الله سیستانی و رهبران شیعیان عراق نزد مردم بحرین بسیار محبوب هستند . از طرفی 75 درصد جمهوری آذربایجان نیز شیعه هستند و جزو هلال شیعه محسوب می شوند. این وضعیت بیانگر وجود پتانسیل موجود برای پیوستن به هلال شیعه می باشد.
روزنامه آمریکایی لس آنجلس نیز مینویسد :
پیروزی گروههای اسلامگرا در قریب به اتفاق کشورهای خاورمیانه , موجب شگفتی تحلیلگران غربی و آمریکایی شده است . چرا که در عراق , لبنان , مصر , به تازگی در فلسطین , هرانتخاباتی مستقیما پیروزی احزاب اسلامگرا را در پی داشته است . این در حالی است که قدرت رو به افزایش مذهب , که محور فعالیت اسلام گرایان است , تنها فاکتوری بود که در دیدگاه گسترده جایگزینی حاکمیت مطلق با دموکراسی , از سوی دولت بوش , مدنظر قرار نگرفته بود. این روزنامه می افزاید :
این گروه های پیروز چه شیعیان عراق باشند , چه حزب الله لبنان و چه حماس فلسطین و چه اخوان المسلمین مصربه هر حال از دموکراسی در دنیای عرب , سود بسیار بردند. آنان قدرت زیادی از مخالفت گسترده با سیاستهای آمریکا به دست آوردند. به گونه ای که عده ای از مسلمانان را متقاعد کردند که دین آنان (از ناحیه طرح خاورمیانه آمریکا) در خطر است .
وضعیت معادلات منطقه درحرکت روبه پیش خود همسو با منافع و مصالح اسلام و جنبش های اسلامی و به ضرر مصالح غرب , در حال حرکت است . این موج فزاینده نهضتی , در صدد شکستن موانع تصنعی غرب برای رسیدن به یک جامعه دین محور است و این خود باعث تغییر موازنه قدرت در میان جنبش های اسلامگرا به نفع جنبش های شیعه با پشتوانه فرهنگی انقلاب اسلامی شده است . آنچه در ایران اتفاق افتاد الگو شد , نه تنها برای شیعه که برای اهل سنت هم نوعی مبارزه و شکلی از انقلاب , شاید در کل جهان آثار متفاوتی در جاهای گوناگون داشت .
اگر چه جنبش شیعی برای رسیدن به اهداف خود با چالش ها و موانع بسیاری مواجه است , اما این جریان در حال سیر صعودی و رشد به سوی جایگاه بالای قدرت سیاست است . درچارچوب راهبردهایی به اهداف مبارزاتی خود نزدیک می شود. هم اکنون مراکز مطالعاتی و دانشگاهی آمریکا به دلیل محوریت شیعه در فعال سازی جنبش اسلامی , بیشترین توجه و تمرکز خود را روی تبیین ماهیت و عوامل رشد این جنبش قرار داده اند.
جنبش شیعیان
به نوشته خبرگزاری آمریکایی یونایتدپرس , همواره یکی از کابوس سران آمریکایی تولد و اضافه شدن هر مکزیکی به جمعیت جهان بود , اما در قرن 21 , پیروزی اسلامگرایان تبدیل به یک کابوس برای آمریکا شده است . در شرایط جدید حاکم بر کشورهای اسلامی موقعیت آمریکا هم از نظر حضورمستقیم , حضور فکری (ترویج لیبرالیسم ) و هم پل های ارتباطی انها اعم از جریانهای سکولار و دولتهای وابسته با چالش های جدی مواجه شده است و با رویگردانی عمومی روبرو گردیده است .
پروژه دولت سازی درعراق با غلبه اکثریت شیعه (138 کرسی پارلمان ) بر جریانهای حاشیه ای وابسته به آمریکا , به نفع راهبردهای آمریکا نشد و پیروزی جنبش اخوان المسلمین در کنار پیروزیهای سیاسی و انتخاباتی حزب الله و جنبش حماس , نتیجه معکوس برای آمریکا به ارمغان آورد. این نتیجه ای نبود که آمریکایی ها درچارچوب راهبردهایی مثل طرح خاورمیانه بزرگ و طرح دموکراتیزاسیون منطقه به دنبال آن بودند و به نوبه خود پیامدهای غیر قابل پیش بینی برای غرب به دنبال خواهد داشت .
نکته قابل ذکر در این بخش این است که انتخاب افکار عمومی جهان اسلام از میان دو جریان اسلامگرا وسکولار از روی تساهل و ترجیح بلا مرجح نبوده , بلکه گزینش های انجام شده توام با شناخت و فهم در تایید این جریان و رد جریان مقابل بوده است . برآورد مطالعات غرب نیز موید این در خاورمیانه , از هر پنج نفر عرب Zogby نتیجه است . طبق گزارش مسلمان , چهار نفر معتقدند که حمله آمریکا به عراق , باعث افزایش تروریسم در منطقه , 76 درصد با انگیزه تسلط بر منابع نفتی و 59 درصد به قصد تضعیف مسلمانان بوده است . به نوشته یک روزنامه تونسی تصویر آمریکا در دنیای عرب , به نقطه اوج بی اعتمادی رسیده است و بیش از 86 درصد آنان معتقدند که جنگ عراق باعث ناامنی منطقه , تقویت تروریسم , تضعیف روند دموکراسی و تشدید بی ثباتی خاورمیانه شده است .
خودآگاهی مسلمانان , اسباب شکل گیری بیداری اسلامی به منظور بازیابی هویت عقیدتی خود از یک طرف و شناخت نیات و مقاصد دولتمردان غربی از سوی دیگر شده است . این امر همچنین چالش جدی در عرصه معادلات منطقه ای بویژه در محدوده ی جغرافیای کشورهای مسلمان برای غربی ها و بویژه آمریکایی ها ایجاد کرد که بعد از 20 شهریور با اهدافی همچون تثبیت هژمونی سیاسی و نظامی , تامین امنیت رژیم صهیونیستی و تحریف ماهوی جریان جوان اسلام سیاسی و جنبش های پیشرو آن به منطقه هجوم آورده بودند.
نتیجه پیامدهای ظهور بیداری اسلام برای راهبردهای غرب :
1 ـ آمریکا با شعار حقوق بشر و دموکراسی سازی , طرح های خود را
برای منطقه خاورمیانه معرفی کرد و در تحقق آن به دنبال تقویت جایگاه کاخ سفید در میان اذهان عمومی مسلمانان بود. اما در دست یابی به این هدف ناکام ماند.
2 ـ آمریکا درچارچوب سیاست تثبیت هژمونی منطقه ای خود به دنبال سرکوب هسته های مقاومت و جریانهای اصیل بیداری اسلامی بود. اما نتایج انتخابات در عراق , مصر , فلسطین , لبنان و حتی ایران شکست این ایده را اعلام کرد. امروز جریانهای اصیل اسلامی در تمام کشورهای عربی به مهمترین نیروی سیاسی و اجتماعی جهان عرب مبدل شده اند. کاخ سفید و عالم لیبرالیسم که با تکیه بر سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن در صدد حفظ و تشدید شکاف میان فرق اسلامی بویژه شیعه و سنی در نوع نگاه به سیاست و مواجهه با غرب بود , دراین نقطه نیز شاهد قیام مسلمانان اعم از شیعه و سنی علیه حضور فیزیکی و سیاسی خود بود. در تاکتیک ها و شیوه های مبارزه نوعی اقتباس جهان اهل سنت از روش های عقلایی و کارساز جهان تشیع در مبارزات قابل مشاهده است . نکته مهم دیگر گسترش تدریجی این باور است که شیعه یکی از فرق اسلام است و دشمن اهل تسنن نیست , بلکه دشمن آمریکا و صهیونیست هاست .
3 ـ پیامد دیگر , بیداری اسلامی بحران مشروعیت سیاسی در پایگاه های قدرت آمریکا در منطقه است . حاکمان وابسته به غرب امروز خود را با موج بازیابی هویت اسلامی مواجه می بینند و با تمامی تلاش ناقص خود برای کنترل آنها ناچار به عقب نشینی و تغییر در شیوه حکومتداری خود هستند که خود از آن به عنوان اصلاحات یاد می کنند دولت مزدور نیز به ناچار مناسبات سیاسی و امنیتی خود با رژیم صهیونیستی و آمریکا را از حالت آشکار خارج کرده و به دیپلماسی پنهان , پناه برده .
4 ـ اثر دیگر بیداری اسلامی بر هم خوردن ثبات و دوام راهبردغرب در سطح روابط بین المللی است . آمریکا و غربی ها همواره راهبردهایی با شاخص ها و تاکتیک های اصلی ثابت برای بلند مدت تعریف می کردند. اما اکنون آزمایش راهبردهای متنوعی را شاهدیم که از روی ناچاری و سردرگمی اتخاذ می شود.
5 ـ عقب نشینی رژیم صهیونیستی از نوار غزه , پس از 38 سال اشغال ظهور علایم و نشانه های انفعال در ایده های تهاجمی صهیونیست ها و غربی ها , از تغییرات اساسی در معادلات قدرت در جهان بویژه در منطقه خاورمیانه حکایت دارد. تحولات چند ساله اخیر گویای آغاز دوران انفعال و تدافعی در جهان لیبرالیسم و در مقابل , شروع حالت خیزش و انقلابی در جبهه جریان های اسلامی است . به تعبیری جهان لیبرال در ابعاد مختلف به اوج رشد رسیده و سیر نزولی آن در منحنی سیاست و قدرت آغاز گردیده است و در مقابل بیداری اسلام حرکت صعودی رو به رشد در منحنی سیاست و قدرت را آغاز کرده و فرایند ترقی خود را در قالب یک سیاست تهاجمی به پایه لیبرال دموکراسی در چشم انداز آینده خود قرار داده است . این همان چیزی است که غربی ها از آن به عنوان « کابوس جهان لیبرال » یادکنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات