تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۵۱۳۵۰

ثروت ملل

رضا محتشم مقدمه: ثروت واقعی چیست، ملت ها برای کسب چه ارزش هایی باید تلاش کنند و کسب چه موهبت های مادی یا معنوی است که هر انسان را بیش از دیگر همنوعان خود از آنچه که آفریدگار جهان خلق کرده است بهره مند می کند. آنچه درپی می آید ترجمه گزارشی است از بانک جهانی که پاسخی به این سوال است.

برای میانگین هر آمریکایی، زیستن در آمریکا مانند برخورداری از ثروتی بیش از نیم میلیون دلار است. این از جمله نتایج تحقیقی با عنوان «ثروت ملل کجاست؟ اندازه گیری سرمایه برای قرن بیست و یکم» است که توسط بانک جهانی صورت گرفته است. در این تحقیق سهم سرمایه طبیعی، تولید شده و نامحسوس در ثروت کل ۱۲۰ کشور برآورده شده است.
چرا آمریکایی ها این قدر ثروتمند هستند؟ علت آن صرفاً دشتهای پرمحصول و شهرهای پرزرق و برق است؟ در واقع معلوم شده است این قبیل منابع طبیعی و انسان ساخته فقط درصد نسبتاً اندکی را از ثروت این کشور تشکیل می‌دهد.
تحقیق بانک جهانی سرمایه طبیعی را مجموع منابع تجدید ناپذیر (شامل نفت، گاز طبیعی، زغال سنگ منابع کانی) کشتزارها، مراتع، مناطق جنگلی و نواحی حفاظت شده تعریف کرده است. سرمایه تولید شده آن چیزی است که به هنگام فکر کردن در مورد سرمایه به ذهن بسیاری از ما می آید. این سرمایه مجموع دستگاهها، ابزارآلات و ساختارها (از جمله زیرساختها) و زمین شهری است. بانک جهانی سرمایه نامحسوس را معادل اختلاف ثروت کل و تمام سرمایه تولید شده و طبیعی می داند. سرمایه نامحسوس شامل کار خام، سرمایه انسانی ، نیز میزان اعتماد در جامعه و کیفیت نهادهای اجتماعی رسمی و غیررسمی آن است. سرمایه انسانی در این تحقیق معادل مجموع دانش، مهارتها و دانش فنی جمعیت است.
پژوهشگران بانک جهانی با تدوین چنین چارچوب تحلیلی به یافته های شگفت انگیزی دست یافتند. جالبترین جنبه برآورد ثروت، ارزش بالای سرمایه نامحسوس است. حدود ۸۵ درصد کشورها در این نمونه گیری دارای سرمایه نامحسوس (نسبت به ثروت کل) به میزان بیش از ۵۰ درصد هستند. پژوهشگران بانک جهانی خاطر نشان می کنند سالهای تحصیل و شاخص حاکمیت قانون می تواند عامل ۹۰ درصد تغییر در سرمایه نامحسوس باشد. به عبارت دیگر، هر چقدر که جمعیت کشوری، تحصیل کرده تر باشند و نظام حقوقی آن عادلانه تر و صادقانه تر باشد، ثروتمندتر است.
چند مثال را در نظر بگیرید. کشوری که بیشترین سرانه ثروت را دارد، سوئیس با ۶۴۸۰۰۰ دلار است. آمریکا با ۵۱۳۰۰۰ دلار در مکان چهارم قرار دارد. روی هم رفته متوسط سرانه ثروت در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ۴۴۰۰۰۰ دلار است. در عوض، کشورهای دارای کمترین سرانه ثروت اتیوپی (۱۹۶۵ دلار) ، نیجریه (۲۷۴۸ دلار) و بوروندی (۲۸۵۹ دلار) است. در واقع برخی کشورها به قدری بد اداره می شوند که در واقع دارای سرمایه نامحسوس منفی هستند. فساد لگام گسیخته و نظام آموزشی ناکارآمد به این معناست که نیجریه و جمهوری کنگو ثروت خود را نابود کنند و در آینده فقیرتر شوند.
شاید یک راه برای تفسیر معنای سرانه ثروت ۵۱۳۰۰۰ دلاری در آمریکا این است که ببینیم این ثروت هر سال چقدر درآمد تولید می کند. تعجب آور نیست که کشورهای دارای بالاترین سرانه ثروت بالاترین سرانه درآمد را تولید می کنند. مثلاً از نظر شرایط برابری قدرت خرید، سرانه درآمد در آمریکا سالیانه ۴۱۵۰۰ دلار است.
این به معنای عایدی ۸ درصدی از میانگین ثروت است. این تحقیق نشان می دهد ثروت کل در کشورهای دارای درآمد کم به طور متوسط ۷۲۱۶ دلار به ازای هر نفر است. این رقم متشکل از ۲۰۷۵ دلار سرمایه طبیعی، ۱۱۵۰ دلار سرمایه تولید شده و ۳۹۹۱ دلار سرمایه نامحسوس است. در عوض میانگین سرانه ثروت در کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ۴۴۰۰۰۰ دلار مشتمل بر ۹۵۳۱ دلار سرمایه طبیعی ، ۷۶۱۹۳ دلار سرمایه تولید شده و ۳۵۳۳۳۹ دلار سرمایه نامحسوس است.
پس اگر سرمایه هر آمریکایی ۵۱۳۰۰۰ دلار باشد، این مبلغ کجاست؟ اکثریت اعظم آن در نهادهای سیاسی و اقتصادی و نظام آموزشی انباشته شده است. ثروت طبیعی در کشورهای ثروتمند مانند آمریکا فقط نسبت کوچکی از ثروت کل آنها را تشکیل می دهد ـ نوعاً بین یک تا سه درصد. با این حال، این کشورها مقادیر بیشتری از سرمایه طبیعی به نسبت کشورهای فقیر دارند. کشتزارها، مراتع و جنگلها در کشورهای ثروتمند ارزش بیشتری دارند چون می توان با ترکیب آن با انواع سرمایه مانند دستگاهها و حقوق مالکیت قدرتمند، ارزش بیشتری تولید کرد.
دستگاهها، ساختمانها، جاده ها و غیره ۱۷ درصد ثروت کل کشورهای ثروتمند را تشکیل می دهد. و ۸۰ درصد ثروت کشورهای ثروتمند از سرمایه نامحسوس تشکیل شده است. در این گزارش تصریح شده است کشورهای ثروتمند بیشتر به خاطر مهارتهای جمعیت و کیفیت نهادهای حامی فعالیت اقتصادی ثروتمند هستند.
همان طور که گفته شد، ۹۰ درصد سرمایه نامحسوس از سالهای تحصیل و حاکمیت قانون تشکیل شده است. به طور متوسط، حاکمیت قانون ۵۷ درصد سرمایه نامحسوس کشورها را تشکیل می دهد و ۳۶ درصد بقیه به تحصیل تعلق می گیرد. بانک جهانی شاخصی برای حاکمیت قانون تدوین کرده است که میزان اعتماد مردم و پیروی آنان از قوانین را اندازه می گیرد. اقتصادی که دارای نظام قضایی کارآمد، حقوق مالکیت روشن و دولت کارآمد باشد، ثروت کل بالاتری تولید خواهد کرد. در شاخص حاکمیت قانون، آمریکا ۹۲ از ۱۰۰ می گیرد. سوئیسی ها قانون مدارتر هستند و نمره شان ۹۹ است.
در عوض نمره حاکمیت قانون در نیجریه ۸/،۴ در بوروندی ۳/۴ و در اتیوپی ۴/۱۶ است. میانگین این رقم در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ۹۰ است. بانک جهانی معتقد است یک نمره افزایش در شاخص حاکمیت قانون، ۱۰۰ دلار بر ثروت کل در کشورهای دارای درآمد پایین، ۴۰۰ دلار در کشورهای دارای درآمد متوسط و حدود ۳۰۰۰ دلار در کشورهای دارای درآمد بالا می افزاید. بنابراین اگر مثلاً قرار بود نیجریه یک شبه مانند سوئیس قانون مدار شود، ثروت آن به ۱۲۱۶۸ دلار به ازای هر نفر افزایش می یافت. یعنی افزایش معادل ۹۴۲۰ دلار که میانگین ثروت هر نیجریه ای را چهار برابر می کرد. اگر آمریکایی ها ۱۰۰ درصد قانون مدار می شدند، ثروتشان ۲۴۰۰۰ دلار بالا می رفت یعنی اندکی کمتر از ۵ درصد.
این گزارش نشان می دهد یک سال افزایش در متوسط تحصیل در کشورهای دارای درآمد پایین، سرمایه نامحسوس هر کشور را حدود ۸۳۸ دلار به ازای هر نفر افزایش می دهد. در حال حاضر سرانه هر دانش آموز دبستانی در کشورهای فقیر ۵۱ دلار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات