تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۵۱۴۰۷

القاعده فرار به جلو


حسن بنانج
انتشار نوار ویدئویى جدید القاعده که« اسامه بن لادن» رهبر این شبکه را نشان مى داد، بیانگر این است که راهبرد تازه گروه مذکور در مرحله عملیاتى شدن قرار گرفته است. به گفته مقامات اطلاعاتى آمریکا، ظاهراً این نوار ویدئویى که اولین آن پس از بیش از یک سال به شمار مى رود، در اوایل ماه دسامبر ساخته شده است.
در این نوار ،بن لادن هشدار داد که شبکه القاعده در حال تدارک حمله اى دیگر به خاک آمریکا است. وى گفت: عملیات ها در مرحله آماده سازى هستند و هنگامى که این مرحله به پایان برسد، آن را در سرزمین خود شاهد خواهید بود.
از زمان سرنگونى رژیم طالبان در افغانستان که القاعده در آن پایگاهى قوى داشت و در پى آغاز جنگ علیه ترور، این شبکه بسیارى از عوامل خود را از دست داد، برخى از آنان کشته و عده اى دیگر دستگیر شدند. در پایان سال ۲۰۰۳ ،دوران رکود القاعده فرا رسید و اعضاى آن مورد هجوم جاسوسان آمریکایى قرار گرفتند.
در نتیجه، این سازمان همان طور که ایجاد شده بود، فروپاشید. ساختار عمودى و مرکزى این سازمان از بین رفت و گروه ها و سلول هاى وابسته _ به جز بخش معدودى _ آن را ترک کردند. بن لادن نیز در این میان از یادها رفت. اما حمله آمریکا به عراق، جانى دوباره به القاعده داد و این شبکه توانست اعضا و طرفداران خود را در عربستان، یمن، اردن، سوریه، مصر، مراکش و مناطق دیگر فعال کند.
در واقع، موفقیت مقاومت در عراق که القاعده بخشى از آن است، به شکل این تصور در ذهن بن لادن متبلور شد که مى توان این شبکه را به عنوان سازمانى آزاد در نقاط مختلف دنیا علیه منافع آمریکا بازسازى کرد. در نتیجه، مباحثى جدى در این زمینه در سال ۲۰۰۴ آغاز و دو سؤال اساسى زیرمطرح شد:
 آیا القاعده باید از ماهیت مخفى خود خارج شود و به طور آشکار علیه آمریکا اعلام جهاد کند؟
 آیا این جنگ فقط باید علیه آمریکا منحصر شود و یا آنکه مى تواند شامل دیگر رژیم هاى مسلمانى که با آمریکا همدردى مى کنند نیز بشود؟
این موضوعات بعدها با ۲ شرط زیر پیوند خوردند:
 ضرورت پایگاه هایى که جنگ از آنها به طور آشکار دنبال شود.
 سازماندهى مجدد هواداران و افراد جدید به منظور آغاز جنگى در سطح جهانى
این بار القاعده تصمیم گرفت که جنگ خود علیه حکومت هاى مسلمان را تا حصول یک پیروزى تمام عیار در عراق به تعویق بیندازد. در طول سال ،۲۰۰۵ القاعده تغییرات گسترده اى را به منظور آماده سازى خود براى عملیات هاى بزرگ تجربه کرد.
ساختار جدید القاعده
گزارش ها حکایت از این دارند که با وجودى که القاعده هم اکنون در حال بازسازى خود به صورت افقى است، برخى از گروه هاى تصمیم ساز ارشد به منظور بحث و بررسى موضوعات کلیدى و ایجاد ارتباط با سایر سطوح، احیا شده اند. این هیأت ها شامل یک کمیته مذهبى و شوراى القاعده هستند.
در ابتدا این شورا، اهداف را مورد واکاوى قرار مى دهد و سپس تصمیمات خود را به کمیته مذهبى که زمینه ها و تأثیرات مذهبى آنها را بررسى مى کند، ارجاع مى دهد. این کمیته نظر نهایى در مورد تصویب یا عدم تصویب این تصمیمات را اعلام مى کند. یک کمیته ویژه نیز وظیفه هماهنگى با سایر سازمان ها در نقاط مختلف دنیا از جمله گروه هاى مقاومت عراقى را بر عهده مى گیرد.
شبکه القاعده تاکنون به اهداف بسیارى از جمله ایجاد پایگاه هاى متعددى که در قالب مناطقى کوچک و دور افتاده فعالیت مى کنند، دست یافته است. رهبرى این شبکه نیز مناطق امنى را در ناحیه بین مرز پاکستان و افغانستان شامل شمال «خوست» در «وزیرستان»، «وزیرستان جنوبى»، «کونار- چیترال» و« کونار- باجال» ایجاد کرده است.
مناطقى که بن لادن در آنها نفوذ یافته است، در واقع، به صورت دژى مستحکم براى او عمل مى کنند. وزیرستان جنوبى و شمالى از جمله مناطقى کلیدى هستند که دولت پاکستان در آنها هیچ قدرتى ندارد. بر اساس اطلاعات موثق، آژانس هاى امنیتى پاکستان داراى کمترین توان مانور در مراکز فرماندهى قبیله اى وزیرستان جنوبى شامل« ونا»، و« میرامشاه» در «وزیرستان شمالى» هستند. شبه نظامیان طرفدار گروه طالبان بر این منطقه استیلا دارند و حتى روزنامه نگاران محلى نیز نمى توانند بدون تأیید این گروه به تهیه گزارش از رویدادهاى وزیرستان شمالى و جنوبى بپردازند. سایر خبرنگاران هم حتى اجازه ندارند به این منطقه نزدیک شوند. بنابراین اطلاعات اندکى از اوضاع داخلى آن به بیرون درز مى کند.
با این حال، آخرین گزارش ها که از اظهارات شبه نظامیان به دست آمده است، حکایت از این دارند که وزیرستان شمالى و جنوبى به محلى امن براى فعالیت هاى شبه نظامى تبدیل شده است. شبکه القاعده براى بازسازى خود نیاز به نیروهاى تازه نفس دارد. این نیروها باید در منطقه فارغ از حملات نیروهاى آمریکایى و پاکستانى آموزش ببینند و به نظر مى رسد که اکنون شبکه مذکور توانسته است این مرحله از کار را پشت سر بگذارد و با خیالى آسوده براى عملیات هاى آتى برنامه ریزى کند. سخنان اخیر بن لادن و حضور مجدد وى این پیام را به طرفدارانش مى رساند که وى هنوز مى تواند رهبرى این شبکه را به گونه اى فعال در دست داشته باشد. اما سخنان بن لادن، حاوى پیام هاى دیگرى نیز بود که فراتر از مرزهاى پاکستان و افغانستان مخاطبان خود را پیدا کرده است.
موقعیت سنجى
نوار ویدئویى بن لادن صرف نظر از تمام تهدیدات و پیشنهاداتى که در آن مطرح شد، بیانگر این پیام روشن به سرویس هاى اطلاعاتى غرب بود که تمام گمانه زنى هایشان در این مورد که وى یا کشته شده و یا به حاشیه رانده شده، غلط بوده است و او مى تواند به راحتى به رسانه هاى بین المللى راه یابد و پیامش را بدهد. تاکنون در رسانه هاى آمریکایى و اروپایى این سؤال مطرح بود که آیا اسامه بن لادن زنده است؟ چرا پیام جدیدى نمى دهد؟ بنابراین او در موقعیتى با این سؤالات پاسخ داد که با وجود بى اهمیت دانستن سرنوشت بن لادن بسیارى تشنه آگاهى از وضعیت او بودند.
این عطش زمانى فزونى یافت که گفته مى شد با طرح« ابومصعب زرقاوى» در عراق، عملاً رهبرى وقیومیت بن لادن در القاعده کم رنگ شده است. این در حالى است که تأکید وى بر حمله مجدد به خاک آمریکا با تدارک گسترده و طرح ریزى دقیقى که براى چنین کارى با توجه به افزایش تدابیر امنیتى در این کشور نیاز است، نشان داد که همچنان توانسته است جایگاه خود را در ساختار جدید این شبکه حفظ کند. اما چرا با گذشت بیش از یک سال از زمان آخرین پیام بن لادن، وى باردیگر وارد عرصه شد و در مقابل ابهامى که از سرنوشتش وجود داشت و باعث تأخیر در به دام افتادن احتمالى اش شد، مقاومت کرد.
جواب این سؤال مى تواند یک جمله ساده، اما پرمحتوا باشد: ذهنیت افکار عمومى در غرب در پى ناکامى هاى اخیر در عراق بسیار تغییر کرده و اختلاف نظر میان ادامه حضور نظامى در میان کشور هاى غربى به بالاترین سطح خود از ابتدا تاکنون رسیده است. پیشنهاد وى براى آتش بس نیز در همین ارتباط ارزیابى مى شود. به عقیده کارشناسان امور اطلاعاتى بن لادن با این پیام سعى کرد دو گزینه پیش روى غرب را در مواجهه با شبکه القاعده به آنها یادآورى کند؛ نه از این بابت که مى توان پیشنهاد آتش بس را جدى گرفت، بلکه با این نیت که امکان تأثیر بر افکار عمومى غرب با توجه به خستگى و ناامیدى از مواجهه قهرآمیز با شبکه القاعده وجود دارد و دست کم ،شکاف میان موافقان و مخالفان چنین رویکردى را عمیق تر کرد.
اگر چه بن لادن در پیام هاى پیشین خود گهگاه از آتش بس سخن به میان آورده و آن را در کنار گزینه عملیات جدید از سوى القاعده گذاشته است، اما به نظر مى رسد که وى در پیام اخیر بر گزینه صلح تأکید بیشترى دارد. بن لادن مى داند که در شرایط کنونى افکار عمومى آمریکا توان مواجهه با یک حمله بزرگ تروریستى را ندارد.
از طرفى، وى در عین حال به این نکته نیز وقوف دارد که انجام عملیاتى دیگر در ابعاد حمله ۱۱ سپتامبر با وجود احیاى برخى از سطوح تشکیلاتى و عملیاتى القاعده و با توجه به تدابیر شدید امنیتى که در ایالات آمریکا پس از این حمله اتخاذ شده اند، به هیچ وجه کار ساده اى نیست. بنا براین به نظر مى رسد که بن لادن در پیام جدیدش پیشنهاد صلح را على رغم عدم تأکید مستقیمش بر روى آن با جدیت بیشترى اعلام کرده است.
آمریکا در برابر یک دو راهى
غرب به ویژه آمریکا به عنوان رهبر جنگ علیه تروریسم، بر مبناى پیشنهاد اخیر بن لادن براى صلح و در غیر این صورت حمله به خاک آمریکا، اکنون در برابر دو گزینه اصلى قرار گرفته اند. واشنگتن یا باید این پیشنهاد را بپذیرد و یا نسبت به آن بى اعتنا باشد. اما انتخاب هر یک از این دو گزینه عواقب و پیامدهاى خود را دارد.
پذیرش این پیشنهاد به معناى مشروعیت بخشیدن به القاعده است. واشنگتن در گذشته بارها اعلام کرده است که به هیچ وجه نمى تواند با این شبکه تروریستى مذاکره کند و شرایط آن را براى آتش بس مورد بررسى قرار دهد. بنابراین در صورت بروز نشانه اى مبنى بر این که چنین پیشنهادى از سوى واشنگتن مورد بررسى قرار گرفته است، مى تواند نقض آشکار موضع گیرى صریح واشنگتن علیه القاعده تلقى شود. اما در صورتى که آمریکایى ها به این پیشنهاد پشت کنند، بدین معنا خواهد بود که کاخ سفید چندان نسبت به این تعهد پیشین خود که به بازسازى عراق و افغانستان پس از تهاجم خواهد پرداخت و صلحى پایدار را در این کشورها حاکم خواهد کرد، پایبند نیستند.
در حال حاضر نشانه ها حکایت از این دارند که واشنگتن براى گزینه اول دور خیز کرده است. گزارش هاى کلى _ و در موارد تأیید نشده _ حاکى هستند که نیروهاى آمریکایى در عراق با شبه نظامیان در حال مذاکره هستند. در همین حال، لحن اخیر «حامد کرزاى» رئیس جمهورى افغانستان نشان مى دهد که آمریکایى ها خود را ناگزیر از پذیرش حضور طالبان در این کشور مى بینند. این تغییر رویه در کنار ارسال علائم هاى دیگرى مانند خروج کم و بیش نیروهاى آمریکایى از افغانستان و عراق، تأکید مى کنند که واشنگتن احتمالاً بر روى گزینه آتش بس با شبکه القاعده، جدى تر فکر مى کند.
در هر حال، شبکه القاعده چه حمله اى را در سطح عملیات ۱۱ سپتامبر انجام بدهد یا آن را به موقعیتى دیگر موکول کند، بسیارى از کارشناسان امور اطلاعاتى پیام اخیر بن لادن را در موقعیت کنونى بسیار زیرکانه ارزیابى مى کنند. به عقیده آنان این فرار به جلو ثابت مى کند که القاعده ضمن احیاى توان نظامى و تشکیلاتى خود به ایجاد مکانیسم دیگرى در ساختار خود که در آن افزایش توان نرم افزارى نیز در کنار قابلیت هاى سخت افزارى مورد نظر است، توجه دارد. شبکه القاعده و در رأس آن، بن لادن اکنون مى داند که در فضاى کنونى، خشم بسیارى از مسلمانان جهان علیه جنگ علیه تروریسم، سرمایه اى است که مى تواند در خدمت اهداف این تشکیلات قرار گیرد.
شبکه القاعده هر چند که در گذشته تلاش داشت تا از این پشتیبانى در جهت بسیج گسترده تر نیروهاى تازه نفس براى خود استفاده کند، اما اکنون دریافته است که چنین نیرویى مى تواند از جنبه هاى دیگرى نیز در مبارزه با زورگویى آمریکایى ها مؤثر واقع شود. موقعیت جنگ علیه تروریسم در جهان به گونه اى است که هر نوع عقب نشینى آمریکا در برابر خشم مسلمانان به معناى پیروزى القاعده در آن خواهد بود حتى اگر این عقب نشینى تنها در سطح مذاکراتى با شبه نظامیان یا نیروهاى نزدیک به القاعده متبلور شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات