تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۶۱۹۲۲

میراث «صدام»!


ح- رحمت‌اللهی
روی کار آمدن حزب بعث در عراق را مردم این کشور و منطقه، آغاز دوران ناخوشی برای خود تعبیر می‌کنند. چه، ایدئولوژی این حزب بر نفی و حذف هر چه و هر آنکه «غیر» خوانده می‌شد، بنیان داشت. هر چند بعث عراق تا زمان روی کارآمدن «صدام» سعی بر حفظ ظاهر داشت و ددمنشی را بی‌مهار به اجرا نمی‌گذاشت؛ اما در همان دوران نیز کشتارهای مخالفان و اخراج مردمی که «ایرانی‌» خوانده می‌شدند، به فروپاشی بسیاری از خانواده‌ها، آوارگی و رنج شماری از مردمان انجامید واین آغاز روندی بود که کشورهای منطقه - بویژه ایران و عراق - را وارد یک مسابقه تسلیحاتی بی‌فرجام نمود.
اما روی کارآمدن صدام در عراق و برکناری حسن‌البکر که مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود، مصیبتی بود که برای یک دوره طولانی، منطقه را در جنگ و خونریزی و وحشت فرو برد. حاکم جدید بغداد قصد داشت رؤیاهای بیمار‌گونه خود را عملی سازد و این چنین شد که در جنگی خونین مردم ایران و عراق را درگیر کرد و در آن از هیچ اقدامی برای نشان دادن سبعیت و درنده‌خویی خود مضایقه نکرد. او حتی به مردم کرد عراق نیز رحم نکرد و سردشت ایران و حلبچۀ عراق طعم گازهای سمی دن‌کیشوت بغداد را چشیدند.
پایان جنگ رژیم بعث صدام علیه ایران، تحول تازه‌ای را در شخصیت صدام باعث شد و آن ظهور یک دیکتاتور خود‌کامه به معنی واقعی کلمه بود. در داخل عراق ایدئولوژی بعث، حاکم بود که علیرغم شعارهای تنها بر طبل توخالی پان‌عربیسم می‌کوبید که دشمنی بی‌منطق با ایرانیان ترجیع‌بند همیشگی آن بود. صدام که به یاری دلارهای اهدایی رهبران عرب منطقه و با ادعای حفظ دروازهء شرقی جهان عرب توانسته‌بود ارتش خود را بخوبی تسلیح کند، همچون استالین از میان ویرانه‌های جنگ در قامت یک رهبر بلامنازع قد برافراشت؛ چه، وی توانسته ‌بود پیش‌تر تمامی رقیبان ریز و درشت را از میدان به در کند و قدرت بلامنازع خود را بر عراق مظلوم تحکیم بخشد.
داستان عراق «صدام حسین»، داستان همیشگی و خنده‌دار تمامی دیکتاتورهای عالم در قالب «مونوکراسی‌های جدید» است. در این جهان خود ساخته دیکتاتور حرف اول و آخر را می‌زند و سخنانش همچون وحی منزل دهان به دهان نقل می‌شود. حزب در دنیای دیکتاتور تنها برای پوشش سازمان یافتۀ دیدگاه وی به وجود آمده و وظیفۀ حمایت از نظریات و برنامه‌های صدام و تربیت کادرهای لازم را به عهده دارد و صدالبته دیگر احزاب حق فعالیت و اظهارنظر ندارند؛ دیکتاتورها به جهان تک صدایی باور دارند و صداهای دیگر را نه می‌توانند و نه می‌خواهند بشنوند... آری در چنین جهان، صدای دیکتاتور پژواک و بازتاب بیشتری خواهد داشت.
این چنین است که دیدگاه‌های صدام، ایدئولوژی رسمی حزب بعث در هر زمینه‌ای قرار می‌گیرد. وی تجلی قوای سه گانهء مقننه، مجریه، قضاییه، فرمانده کل ارتش، رئیس جمهور، رئیس شورای فرماندهی انقلاب، رهبر حزب بعث و دهها سمت رسمی و غیر رسمی دیگر است. هیچ اندیشه‌ای خلاف دیدگاههای وی در هر عرصه‌ای تحمیل نمی‌شود و به شدیدترین وجهی سرکوب می‌شود. داستان غم‌انگیز کشتار و قتل‌عام دانشمندان، و روحانیون، کردها و شیعیان وحتی اهل سنت عراق که هر کدام حرفی و اندیشه‌ای داشته‌اند. دیگر اکنون از فرط تکرار کهنه شده وبرای مردم مظلوم عراق. بویژه شیعیان وکردها. این روزها یافتن گورهای جمعی امری عادی است. این در حالی است که بسیاری از این مردم، هنوز با چشمان منتظر و بهت‌آلود، رؤیای بازگشت عزیزی را در سر دارند که روزگاری مزدوران صدام آنها را بی‌هیچ جرمی ربوده‌اند و اکنون هیچ اثری از آنها نیست.
در این سالها، حکایت مردم عراق، حکایت انسان‌هایی است که برای فرار از ظلم رژیم صدام، آوارۀ کشورهای مختلف هستند و مفهوم و سرگشته در غربت، درد تنهایی و بی‌وطنی را تحمل می‌کنند.
اما جنون دیکتاتور پایان ندارد و خیلی زودتر از پیش‌بینی‌ها ناخن به صورت حامیان دیروز خود می‌کشد و این ‌بار کویت و عربستان یعنی حامیان مطلق صدام در جنگ ظالمانه‌اش علیه ایران، آماج بلاهت و غرور دیکتاتور بغداد می‌شوند. اقدامی که حضورمستمر قدرتهای فرامرزی را در منطقه تضمین می‌سازد خشم صدام پس از فرار مفتضحانه از کویت، بر سر شیعیان مظلوم می‌ریزد و شورش گستردۀ آنان در دوران فترت ناشی از گسست ارتش شکست خوردۀ وی، با رضایت ضمنی آمریکا و قدرت‌های فرا- مرزی و سکوت مطلق حامیان هویت عربی! با کشتارهای وسیع قرین می‌گردد. تنها پس از سقوط دیکتاتور بود که مجلهء آمریکایی تایم برای توجیه اشغال عراق اصولاً اقدام نظامی واشنگتن در این کشور، عکس رنگی یک سالن ورزشی را با هزاران کشته چاپ کرد؛ کشته‌هایی که در قیام خونین شیعیان تاوان دلخوشی به شعارهای دروغین غرب در حمایت از خواسته‌های مردم و دموکراسی را پرداخته بودند.
برنامۀ تحریم رژیم صدام تحت عنوان «نفت در برابر غذا» نیز که پس از جنگ اول نفت علیه رژیم بغداد اعمال شد، تنها دو برنده و یک بازنده داشت. پرندگان این برنامه عبارت بودند از:
1- رژیم دیکتاتوری صدام که با اخذ وجوه ناشی از فروش نفت قاچاق به حیات ننگین خود ادامه می‌داد؛ بی‌آنکه کوچکترین خللی در برنامه‌های آن بوجود آید؛ بنحوی که اعلام شد که «صدام» پس از اعمال تحریم‌ها، 11 کاخ برای خود ساخته است!
ت2- برندهء دوم تحریم دیکتاتور، واسطه‌های بین‌المللی بودند که در قالب برنامۀ «نفت در برابر غذا»، میلیونها دلار به جیب زدند. اما بازندۀ این برنامه. مثل همیشه. مردم عراق بودند که در سالهای اعمال تحریم و حتی قبل از آن بر روی دریای نفت گام می‌زدند و گرسنه و بیمار، یا اجساد جوانانشان. که به امید سراب در دام قاچاقچیان انسان افتاده بودند. در دریای مدیترانه و مرزهای اروپا یافت می‌شد و یا کودکان سرطانی آنها بر روی دستانشان می‌مردند؛ کودکانی که در اثر استفادۀ نیروهای آمریکایی از گلوله‌های اورانیوم ضعیف شده، به انواع بیماری سرطان مبتلا شده بوده‌اند.
این چنین است که وقتی دیکتاتور سقوط کرد و مردم و خبرنگاران توانستند عراق پشت پردۀ آهنین رژیم بعث را ببینند،از فرط تعجب انگشت حیرت به دهان گزیدند. جز چند خیابان بغداد، شهرهای ویرانه، کثیف و توسعه نیافته، مردم گرسنه و فقیر. بویژه از میان شیعیان. آوارگان عراقی در سراسر جهان، تعطیلی و یا تخریب بیشتر مراکز صنعتی و حتی کشاورزی میراث دیکتاتوری در عراق بود که در دوران خلع قدرت نیز کشتار مردم را برنامه‌ریزی کرده است؛ آنچنان که این روزها حاصل فعالیت طرفداران و متحدان سلفی آنها را شاهد هستیم.
آری... ناامنی، بی‌ثباتی، کشتار، جنگ، ویرانی و... همگی میراث صدام در عراق و منطقه بشمار می‌روند، که جملگی جرائم غیر قابل بخشش هستند، اما در کنار اینها، تخریب هویت جمعی مردم عراق و همبستگی ملی میان آنان است که بازسازی آن سالها زمان خواهد برد. دادگاه محاکمه صدام شاید نتواند هیچگاه زیان‌های ناشی از جرائم صدام علیه مردم عراق و منطقه را التیام بخشد. محاکمۀ «صدام» و مجازات احتمالی وی، تنها تشفی خاطر قربانیان دیکتاتور را همراه دارد، اما زدودن میراث ننگین صدام از منطقه و بویژه عراق سالها طول می‌کشد. میراثی که هم اکنون نیز در داخل عراق خون می‌ریزد و قربانی می‌گیرد و در خارج از این کشور اسباب جدایی و کدورت ملتها شده و به راستی تا کی قرار است تکیه بر «عروبت» فضای همزیستی مسالمت‌آمیز میان ملتها را تیره سازد!
اما از «میراث» صدام که بگذریم، دادگاه محاکمهء دیکتاتور پیشین بغداد غایبان بزرگی نیز دارد که بیش از وی در جنایات او سهیم هستند و آن، حامیان وی هستند که بطور مستقیم با تسلیح وی و حمایت از شعارهایش به اندیشه‌های توسعه طلبانۀ وی یاری رساندند و جنگ‌های خونینی را برملت‌های منطقه تحمیل کردند و با سکوت، نظاره‌گر جنایات وی در عراق بودند و اکنون در قالب مدعیان دیکتاتور قرار گرفته‌اند و به راستی تاریخ چه عبرت‌هایی دارد... و مشکل ما این است که حافظۀ تاریخی نداریم مشکل دیکتاتورها این است که اصلاً تاریخ نمی‌خوانند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات