دکتر نظامالدین قهاری
در دو دهه آخر قرن بیستم و سالهای نخست هزاره سوم میلادی حوادث و تحولاتی در کشورهای مختلف جهان به وقوع پیوست که با وجود اختلاف در کاربردها و کارکردها «استراتژی و تاکتیک» عموماً اهدافی در جهت احقاق حقوق پایمال شده شهروندان و نیل به مردمسالاری را تعقیب میکردند. این تحولات که با مبارزات وسیع مردم همراه بود، جملگی به «انقلابهای مخملی» موسوم گردیدند.
مردم متبوع این کشورها با بهرهگیری از تجارب گرانقدر سالهای طولانی مبارزات پیگیر برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و عدالت که همواره با انقلابهای خونین، کودتا و ضدکودتا و جابجایی و تغییرات خواسته و ناخواسته دولتها همراه بود به نتیجه ارزشمندی دست یافتند که عمده انقلابهای سرخ به اهداف از پیش وعده داده شده یا در تخیل و آرمانها تصور یافته، دست نیافتند. بلکه شرایط زیستی که پس از فروپاشی رژیم قبلی به وجود آمد بسیار شاق بود و نظام جدیدی که به وجود آمد نیاز به نهادسازیهای جدید و جوان داشت و سالها باید به تجربه اندوزی و برنامهریزیهای پیچیده و مدون اقدام کرد تا به بخشی از اهداف از پیش تعیین شده رسید. از این رو وصول به آرزوهای انقلابیون و تحولطلبان بسیار بعید به نظر میرسید. بنابراین باید به روشهای دیگری روی آورد که عمدتاً مسالمتجویانه بود و حدأقل تخریب و جابجایی مسئولان را به همراه داشت ولی امکان داشت به حداکثر خواستههای ملموس و قابل اجرا دستیافت. چنین کوشندگیها در بین ملتهای تحولخواه و اصلاحطلب مقبولیت یافت و به انقلابهای سپید یا مخملی موسوم گردید. آنچه تا به حال به اثبات رسیده، مشخص شده که چنین تحولات یا انقلابها به مراتب بنیانیتر و کارسازتر بوده خواستهها و تمایلات جامع یا اکثریت قریب به اتفاق شهروندان جوامع مذکور را بیشتر برآورد ساخته است.
جنبشها و انقلابهای مخملی در کشورهای مختلف صرفنظر از عنوان مشترک، تفاوتهایی با هم داشتند که بیشتر در رابطه با شرایط اجتماعی – فرهنگی و سیاسی و خواستههای بر حق، ملموس و قابل وصول شهروندان آن جوامع بود. ولی نقاط مشترک و متشابهی هم داشتهاند که مهمترین آنها به قرار زیر است.
به وجود آمدن ذهنیت جمعی در اکثریت شهروندان بر ضرورت ایجاد و تحول و اصلاح در خط مشیهای مدیریت و اقتصادی کشور.
جنبشها در جهت احقاق حقوق شهروندان و گسترش مردمسالاری سیر میکرد، لذا تمایلات دموکراسیخواهی و عدالتجویی در آنها بیشتر مشاهده میگردید.
عدم رضایت عامه از عملکرد حاکمان و مسئولان طراز اول، به دلیل عدم موفقیت در انجام وعدههای از پیش داده شده و اثبات عدم حسن نیت مسئولان با نادیده گرفتن قوانین موجود و حقوق مردم.
بنابراین گرایش گسترده مردم به تحول و جنبش اصلاحی در جوامعی به وقوع پیوست که رژیمهای آنها از دموکراسی و آزادی و عدالت فاصله داشتند.
به وجود آمدن انگیزه عام همکاری جمعی و مستمر برای دستیابی به اهداف مذکور که به صورت حضور اجماع میلیونی شهروندان در صحنه آزاد خیابانها و میادین و پایداری و پا فشاری بدون وقفه در کسب خواستهها مصداق پیدا کرد.
گزینش راههای قانونی برای کسب مطالبات، مانند شرکت عمومی در انتخابات و رأی به برنامههای از پیش تدوین یافته. حضور در فضاهای آزاد و میادین، تشکیل نهادهای مدنی، شامل انجمنهای محلی – صنفی، آموزشی و فرهنگی، NGOها و نهادهای شورایی، سندیکاها، اتحادیهها و احزاب.
عرضه مطالبات مدنی و قانونی در حد معقول و قابل تحقق که مورد قبول و پسند عام بوده و همکاری دسته جمعی را ممکن سازد.
اجتناب از هرگونه خشونت، تخریب و زیادهروی، نفی شعارهای مهیج غیر قابل اجرا و غیر واقعی، اتکا به گفتوگو و بحث و عطوفت و محبت با رقیبان سیاسی و مخالفان.
حفظ نهادها و کیانها و دستگاهها، سیستمهای موجود که متعلق به عموم بوده و همواره نیاز وافری به آنها وجود دارد اهداف اصلاحطلبانه جنبشهای مخملی با هرگونه تخریب و نابودی ظرف و مظروف متعلق به جامعه منافات داشت.
حضور رهبران هوشیار و آگاه که خود در صحنه جنبشهای مردمی حضور داشته، مردم هم متقابلاً به آنها اعتماد داشته و آنها نهضتهای اصلاحطلبانه را هدایت و رهبری نموده و در نهایت به پیروزی رساندهاند.
انقلابها و جنبشهای مخملی در هر جامعه کشوری از فرهنگ و عادات سنتهای عمیق، ملی، مذهبی و تاریخی ملتهای خود نشأت وافر گرفتهاند و تفاوتهای آشکار آنها از همین زاویه قابل تشخیص است. به عنوان مثال در لهستان که تمایلات مذهبی کاتولیک اولویت داشت؛ مبارزات بر نیاز و تمایلات مذهبی مردم استوار بود. در رومانی نفی دیکتاتوری، در یوگوسلاوی تمایلات ملی و استعفای رئیس جمهوری که سبب چند پارچه شدن کشور شده بود. دراکراین حقیقت و راستگویی مسئولان و رهبران ملاک پذیرش آنها از سوی ملت بود.
اما در مورد میهن خودمان، اگر حماسه پرشور مردمی دوم خرداد 76 را «جنبش مخملی ایران» بنامیم سخن به گزاف نگفتهایم و راه خطا نرفتهایم. مردم ایران با تجارب تاریخی بیش از یکصد سال انقلابهای ضداستعماری و خودکامگی و جنبشهای ضداستبدادی و پیشکسوتی در فرایند دستیابی به جامعه مدنی در خاورمیانه و ملل مسلمان، این بار نیز به صورت یکپارچه در جنبش اصلاحطلبی و آزادیخواهی شرکت کرد و سیمای ارزنده و تاریخ سازی به مردم جهان نشان داد.
سیمایی متأثر از سیرت فرهنگ و اخلاق منزه سیاسی که به صورت آرامش و کوشش بدون خشونت جلوه نمود. در روز دوم خرداد 76 اکثریت انبوه و قریب به اتفاق از واجدین شرایط به امید گشایش فضای سیاسی و فرهنگی و تعمیم عدالت و جامعه مدنی برای انتخاب رئیس جمهور جدید که جلوههای نوینی در کلام و رفتارش هویدا بود، به مراکز اخذ رأی مراجعه و نهایت آزادی و آرامش و انتخاب و تمایل شخصی رأی خود را به صندوقها ریختند. مردم ایران آقای خاتمی را شخص فرهیختهای میدانستند که سابقه نسبتاً روشنی در مدیریت کلان امور فرهنگی و هنری کشور داشت. سخنان ایشان نشانههایی از تحول در تفکر منجمد و سنگواره قرون تهجرخیز و عقبماندگی گذشته داشت. وعده اصلاحات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، بسط جامعه مدنی، تساهل و تسامح در رفتار مدیریتهای طراز اول نظام، مردمسالاری، آزادی اندیشه و مقولات دیگر که بوی دموکراسی میداد در برنامههای ایشان مشخص بود که به مزاق تفکر سیاسی ایرانیان بسیار خوشایند میآمد. لذا شاهد بودیم که مردم منجیطلب ایران با اکثریت غیرقابل پیشبینی و بیسابقهای به آقای خاتمی رأی دادند، به امید آن که آرمانها و خواستههای برنیامده و سرکوب شده انقلاب 22 بهمن همچون کلامشان در عمل هم به اجرا گذارده شود.
جنبش مخملی ایران که دوم خرداد 76 سرآغازش بود تا چند سال بعد ادامه یافت و در انتخابات دوره ششم مجلس و دوره هشتم ریاست جمهوری و دور اول شوراها کاملاً زنده و بانشاط خودنمایی کرد. اما به دلایل مختلف در سالهای بعد در نشیب قرار گرفت و در انتخابات دوره هفتم مجلس آن شور و فتور گذشته را نداشت. علل این فرو کاستن به جای خود قابل بررسی است. مسلماً کسانی که سبب این کاهش تجلی سالم قدرت ملت ایران گردیدند در مقابل تاریخ مسئول و پاسخگو خواهند بود.
در هر حال در همان سالهای محدود این جنبش تاریخی تأثیر عمیقی در فرهنگ سیاسی و آگاهیهای اجتماعی و پیشرفت و توسعه معنوی و مادی مردم ایران گذشت. از جمله ادبیات سیاسی جدید به ارمغان آورد که در نشریات مکتوب و کلمات منصوب و رسانههای جمعی کاملاً مشهود است. تموجهای جنبش تحرکهای اصلاحگرانهای را هم به دنبال داشت و پیشرفتهای چشمگیری در راستای تفهیم عمومی ذهنیت مردمسالاری و دموکراسی کسب کرد. در صحنه عمل هم انتخابات شوراها که بخشی از خواستهها و اهداف انقلابی مردم بود و نمادی از سپردن کار مردم به دست مردم است، بعد از 22 سال که از انقلاب میگذشت به اجرا در آمد.
روزنامهها و نشریات متعددی که برای روشن کردن اندیشه و افکار مردم ضروری و مفید بودند به زیور نشر آراسته گردیدند. نویسندگان، مترجمان و تحلیلگران و مفرسین زیادی به خصوص در قشر جوان پا به عرصه حضور گذاشتند. جریانات خشونتباری که حذف فیزیکی مخالفان و دیگر اندیشان را هدف خود قرار داده بود منزوی و متوقف گردید. ارگان و سازمانی که مأموران آن به اقداماتی خلاف شئونات انسانی و اسلامی دست میزدند و به آبرو و حیثیت جمهوری اسلامی لطمه وارد میکردند تصویه و پاکسازی شد. در زمینه کارهای عمرانی اقدامات چشمگیر زیربنایی ارزشمندی صورت گرفت که نتایج مؤثر و مفید آن در سالهای آینده بروز خواهد کرد. از جمله این اقدامات باید گسترش و توسعه راههای ارتباط کشور (ریلی و جامعه)، ساختمان سدهای متعدد بزرگ و کوچک برای کنترل و جمعآوری آبها و سیلابهای سرگردان که سبب تخریب یا هدررفتن میگردد، افزایش تولید انرژی برق و برقرسانی به کلیه نقاط کشور، توسعه شبکه گاز در شهرهای دور و نزدیک، توسعه استخراج و تصفیه نفت و گاز پیشرفت صنایع پتروشیمی، افزایش صادرات غیرنفتی، وصول به مرحله خودکفایی در تولید گندم و دهها و مورد دیگر از قبیل اقدامات را میتوان نام برد.
البته کلیه اقدامات اصلاحی انجام شده با روحیه و آرزوهای شتاب زده و نیازها و انتظارت انبوه مردم هماهنگ و هم راستا نبود. خواستههای شهروندان به خصوص توسعه سیاسی بسیار فراتر از امکانات و اختیارات محدود شده رئیسجمهور در قانون اساسی و نمایندگان اصلاحگر مجلس شورا سیر میکرد؛ که اولی هر 9 روز با یک توطئه روبهرو میگردید و مجبور بود با آرامش و متانت و صبوری آنها را از سر به در کند و دومیها هم با سد غیر قابل نفوذ تصمیمات شورای نگهبان و حکم حکومتی سر و کار داشتند که مانعی در سر راه تصمیمات اصلاحگرانه آنها محسوب میشد.
آقای خاتمی رئیسجمهور آرامش امنیت را بزرگترین نعمت برای جامعه و مهمترین وظیفه خود محسوب میداشت و سعی وافر در حفظ آن به کار میبرد. بودند جریاناتی که آمادگی داشتند برای افزودن به اقتدار سیاسی و انحصارات اقتصادی خود، به بهانه جزیی امنیت کشور را بر هم زنند تا از آب گلآلوده ماهی بگیرند و حداقل شرایط بازفکری، فرهنگی و سیاسی جامعه را هر چه بیشتر تنگتر و نا امنتر سازند. رئیسجمهور سعی فراوان به کار برد که بهانه به دست جریانات خردستیز و آشوبگر ندهد.
کسانی که به آقای خاتمی به بهانه عملکردهای آرام و بدون واکنش ماجراخیز او اتحام تعلل میزنند و از او به دلیل مقابله با حملات و اعلان جنگی که به دولت داده میشد انتقاد میکنند باید یک بار دیگر قانون اساسی جمهوری اسلامی مطالعه کنند و به اختیارات محدود رئیسجمهور و بیثباتی و تزلزل مقام و آسیبپذیری موقعیت او در مقابل رهبری و دیگر نهادهای انتصابی و نیمه انتصابی توجه بیشتر مبذول دارند. ضمناً میزان سرمایهگذاری معنوی، اخلاقی و فرهنگی ملت را در وصول به جامعه مدنی در نظر آورند.
بنابراین کارنامه دوران رئیسجمهوری خاتمی تا حدود زیادی مثبت و سپید میباشد. هر چند باید اذعان کرد اصلاحگران میتوانستند کارکرد بسیار درخشانتر و شفافتری به ملت ایران ارائه نمایند. شاید بیشترین ضعف رهبران جنبش اصلاحی ایران در بخش آموزشی سیاسی – علمی و اجتماعی عمومی و سازماندهی خیل عظیم مردمی بود که به صحنه سیاست و کوشندگی گام گذاشته بودند.
آموزش میتوانست شامل تمامی مطالبی باشد که در آغاز جنبش اصلاحات و در نطقهای انتخاباتی رئیسجمهور و کاندیداهای نمایندگی مجلس مطرح گردیده بود. این مطالب که به دو بخش نظری و علمی قابل تقسیم بود هر کدام سرفصلی میگردید و به طور مبسوط و مخلوط برای علاقهمندان به جنبش اصلاحی به خصوص جوانان که برای نخستین بار در انتخابات شرکت کردند و گامهای نخست تجربه سیاسی را میپیمودند آموزش داده شود. برخی از این فصول عبارتند از: قانونگرایی، حقوق انسانی، مدنی و حقوق بشر، مردمسالاری، تساهل و تسامح، محدوده انتظارات و اختیارات و وظایف قانونی فرد و مسئولان، حد آزادی و آرمانهای اجتماعی و مشکلات بر سرراه وصول به این اهداف. معرفی استبداد تاریخی و اخلاقی – تاریخ استبداد و راههای فردی، اجتماعی، فرهنگی برای مقابله با آن، آموزش و تمرین تحمل سختیها، گفتمان، تفکر سازنده، دموکراسی و موانع آن. خرافات و تفکیک آن از باورها و عقاید و ایمان اصیل مذهبی، تجربهاندوزی و علمآموزی، آموزش و تمرین تعقل و اراده جمعی تدریس شکیبایی و آموزش و تمرین روند آرام پیشرفت اصلاحات.
تشکیل انجمنها و محفلها و NGOهای فرهنگی، ورزشی، تعاونی، همیاری با مقامات اجرایی محلی، امدادی، زیستمحیطی در مجموع نهادهای مدنی به منظور تمرین کارهای مفید دسته جمعی و خلاصه بسط و تمرین فرهنگ شورایی و موضوعات دیگر هم ردیف با این مطالب میباشد که هر کدام زیر شاخههای متعددی برای بحث و فحص و تمرین و ممارست دارند.
موضوع مهم دیگر سازماندهی و متشکل نگه داشتن مردمی است که با علاقه و تصمیم و اندیشه آزاد در رأیریزی روز دوم خرداد 1376 و در مراحل بعدی که ذکر آن رفت شرکت کردند. دفاتر انتخاباتی ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس میتوانست تبدیل به کلاسهای آموزش پیش گفته گردیده و هستههای اولیه تشکیلات اجتماعی و سیاسی را در شهرها و مناطق دور و نزدیک به پایتخت و مراکز استانها محسوب گردد. در صورت انجام این دو موضوع یاد شده پشتوانه جنبش مخملی ایران که به دوران اصلاحات موسوم گردیده همواره نیرومند و آموزش یافته و فعال باقی میماند و هیچگاه ضعف و فتور وانفعالی در آن راه نمییافت و هیچکس جرأت نمیکرد رئیس جمهور منتخب و نمایندگان اصلاح طلب را با موانع و توطئه روبه رو سازد. البته اصلاح قوانین نهادهای مدنی از اولویت برخوردار بود.
به هر حال جنبش مخملی ایران تأثیر عمیق تاریخی خود را گذاشته است و هر چیزی نیست که از خاطرهها و آرمانهای ملی پاک گردد و رو به اضمحلال گذارد و همواره ملت ایران در فرصتهای مناسب خواستههای برحق خود را که در مقوله مردمسالاری و دموکراسی و عدالت محدود و منظور گردیده ابراز کرده و راهکارهایی برای نیل به آن پیدا خواهد کرد. فراز و نشیب این جنبش مخملی از خرداد 76 تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی تجارب گرانبهایی به ارمغان آورد که در فرازهای دیگر مطمئناً به کار خواهد آمد. از جمله این تجارب که به راهبردهای آینده افزوده خواهد گردید، نیاز به اصلاح و تغییرات عمده ساختاری در قانون اساسی است که اختیارات رئیسجمهور منتخب مردم را از هاله ابهام و محدودیت خارج سازد و مقاماتی که مسئولیتهای اجرایی خرد و کلان را به عهده دارند و یا به تعیین خطمشیهای سیاسی داخل و خارج مملکت میپردازند در برابر قانون و مردم پاسخگو باشند و اقداماتشان قابل نقد و ارزیابی در رسانهها و مجامع قانونی باشد. ضابطه و رابطه مشخص و مبسوطی بین دموکراسی، مردمسالاری، حقوق بشر و ایدئولوژی حاکم بر نظام و قوانین جمهوری اسلامی تدوین و ارائه گردد. قوانینی تدوین یابد که از اقتدارگرایی سیاسی و انحصارگری اقتصادی که برتری قدرت و انکثار ثروت در اقلیتی به وجود میآورد و فقر و محرومیت اجتماعی و سیاسی اکثریت را به همراه دارد جلوگیری شود. به لحاظ عملی هم مردم ایران پیش از هر اقدام اجتماعی و بر پایی تحرک و جنبشی در تشکیل نهادهای مدنی پیشگفته شده و تقویت نهادهای شورایی اقدام نمایند.