تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۱۶۱۹۳۹
گفت‌وگو با دکتر محمد سپهری استاد دانشگاه امام صادق(ع)

ولایت علی(ع) یادگار نبی(ص)


محمد مطهری‌نیا
*برای اولین بار بحث ولایت و امامت حضرت علی(ع) چه زمانی مطرح شد؟
** نخستین باری که بحث ولایت حضرت امیر(ع) مطرح می‌شود در داستان یوم‌الدار است. هنگامی که آیه مبارکه «وانذر عشیرتک الاقربین نازل شد، پیامبر اکرم(ص) مامور شدند که دعوت را از خانواده خود شروع و آن را علنی کنند. به حضرت امیر(ع) دستور دادند که طعامی آماده کنند و بعد از یک جریان مفصل در نهایت پس از سه روز حضرت پس از اینکه مهمانان غذا را خوردند فرمودند که چه کسی از بین شما مرا یاری می‌کند تا پس از من برادر، وصی و جانشین من می‌باشد. در آن جمع حضرت امیر بلند شدند و به دعوت پیامبر پاسخ دادند. البته در ابتدا حضرت فرمودند که شما بنشینید و برای مرتبه دوم و همچنین برای مرتبه سوم فرمودند هذا اخی و وصیی و خلیفتی الا فاسمعو و اطیعوه، این برادر وصی و جانشین من است فرمان او را گوش دهید و از او اطاعت کنید. البته در بعضی اخبار از وزیر هم صحبت شده است و مشهور همان است که بیان شد. از این زمان تقریب برای نخستین بار خبری داریم که به صورت مشخص حضرت امیر(ع) را به عنوان جانشین پیامبر مطرح شدند، حتی زمانی که مهمانان در حال ترک خانه بودند برخی به کنایه به ابوطالب می‌گفتند که پس از این همه خدمتی که به برادرزاده‌ات کردی حالا تو را فرمان می‌دهد که از پسرخردسالت اطاعت کنی و فرمان ببری.
* اگر در مقاطع بعدی موردی بوده است که این قضیه تشدید و تاکید شده باشد بیان کنید؟
** در طول زندگی حضرت امیر(ع) تا زمانی که حضرت رسول اکرم(ص) از دنیا رحلت فرمودند جایی نداریم که جدایی بین پیامبر و حضرت امیر(ع) مطرح باشد و موارد فراوانی چه قبل و پس از هجرت وجود دارد که به تصریح و به اشاره بحث ولایت و امامت حضرت مطرح شده است که خطبه قاصعه هم به آن اشاره شده است حضرت از زمانی که بعد از تولد چشم باز کردند نخستین کسی که دیدند حضرت رسول(ص) است و آخرین کسی که پیامبر اکرم(ص) چشم از سیمای‌شان بستند حضرت امیر(ع) بودند یعنی در این دوران طولانی 33 ساله تقریبا جایی را نداریم که حضرت امیر(ع) از پیامبر(ص) جدا شده باشند و در تمامی صحنه‌های حساس و سرنوشت‌ساز، چه در دوران دعوت و چه در دوران قبل از بعثت همواره همراه پیامبر بودند و حتی در آغاز وحی در غار حرا و زمانی که وحی بر پیامبر نازل می‌شد، همه این را پذیرفته‌اند و در نهج‌البلاغه هم هست که حضرت فرمودند: «ولقد سمعت رنه الشیطان حین نزل الوحی؛ هنگامی که وحی بر پیامبر(ص) نازل می‌شد من فریاد و ناله‌های شیطان را می‌شنیدم و اگر حوادث صدر اسلام از بعثت را خواهیم مرحله به مرحله پیش برویم می‌بینیم که حضرت امیر(ع) در تمامی صحنه‌های حساس و سرنوشت‌ساز حضور فعال دارند و یوم‌الدار (حدیث وانذر عشیرتک الاقربین) حضور فعال دارند در شعب ابی‌طالب حضور فعال دارند به گونه‌ای که شبها جناب ابوطالب بای اینکه مشرکین به پیامبر دسترسی نداشته باشند جایشان را عوض می‌کردند. لیله‌المبیت، نخستین باری نیست که حضرت امیر در بستر پیامبر می‌خوابند در شعب ابی‌طالب تقریباً هر شب به مناسبتهای مختلف و در اوقات گوناگون این جابجایی صورت گرفته است. در هجرت به طائف که پس از درگذشت دویار صمیمی و مدافع فداکار حضرت رسول یعنی خدیجه و ابی‌طالب، صورت می‌گرفت، و پیامبر دنبال جایی می‌گردند که یک حامی و پشتیبان پیدا بکنند به طائف و به قبیله بنی‌صعصمه می‌روند حضرت امیر(ع) با ایشان همراه است، جایی را نمی‌بینم که حضرت امیر(ع) نباشند. در لیله المبیت که اوج فداکاری و ایثار و گذشت است که حضرت امیر، جای پیامبر در بستر می‌خوابند و آیه نازل می‌شود که «و من الناس من یسری نفسه ابتغاء مرضات الله» و از جلوه‌های بارز و کمال ایثار، شجاعت و فداکاری و از جان گذشتگی در راه هدف است که حضرت در آن شب بحرانی که قریش و مشرکان تصمیم گرفته بودند تا پیامبر را حذف فیزیکی بکنند و معلوم نبود که آنها با چه ملاحظه‌ای خواهند آمد فقط مسلم بود که آنها به قصد کشتن می‌آیند. در بستر پیامر می‌خوابند بعد از آن از طرف پیامبر ماموریت پیدا می‌کنند که ودایع و امانت‌های همان مردمی را که قصد کشتن پیامبر را کرده بودند به آنها برگردانند. پیامبر را امین خود می‌دانستند و اشیاء قیمتی خود را نزد پیامبر به امانت می‌گذاشتند. پیامبر(ص) از میان همه افراد حضرت امیر(ع) را مامور می‌کنند که در میان مردم اعلام بکنند که هر کس امانتی نزد پیامبر(ص) دارد بیاید و تحویل بگیرد. بردن فواطم (فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت رسول، فاطمه بنت زبیربن عبدالمطلب و یاران جامانده خود را به عهده حضرت امیر(ع) می‌گذارند و در قبا علی‌رغم آنکه همراه‌شان اصرار دارند وارد شهر بشوند منتشر می‌شوند تا حضرت امیر(ع) برسند. اینها همه نشان از نقش بارز حضرت امیر(ع) در پیش برد رسالت دارد و جزو فضائلی است که نمی‌شود انکار کرد. در دوران هجرت هم که در تشکیل حکومت، درگیریها و ماموریتهای سخت است باز حضور حضرت امیر(ع) را خیلی شکوهمند و در اوج فداکاری می‌بینید.
* در مقطع دوران هجرت چطور؟
** دوران هجرت از ورود پیامبر(ص) به مدینه و اقدامات تمدنی‌ای که به ایشان شروع می‌کنند آغاز می‌شود تا رحلت ایشان ادامه می‌یابد.
نخستین کاری که آن حضرت می‌کنند ساخت مسجد است که حضرت امیر در ساخت مسجد سرپرست گروهی را دارند که عمار یاسر در میان آنهاست. و آنجا پیامبر به عمار یاسر بشارت بهشت را می‌دهند که «قتلک الفئه الباغیه...» تو را گروه یاغی می‌کشند به بهشت می‌روی و قاتلانت به جهنم می‌روند. بعد از آن دوره، درگیریهای نظامی شروع می‌شود، اشرافیت قریش به جایی می‌رسد که می‌بیند سکوت راه چاره نیست و برای اینکه بتواند امتیازهای اشرافی خود را حفظ بکند و سروری خود را بر شبه جزیره عربستان از دست ندهد، در میان قبایل شوکت و عزت بدست آورده را از دست ندهد راهی جز این نمی‌بیند که با پیامبر مستقیما وارد جنگ و نبرد بشود که نخستین مورد آن جنگ بدر است. در این جنگ علی‌رغم اینکه پیامبر و مسلمانان برای جنگ بیرون نرفته بودند در جنگی که پیش می‌آید با مسلمانان پیروز می‌شوند و به تصریح تمام متون تاریخی (قریب به اتفاق) که نیمی از کشتگان مشرک قریش را حضرت امیر(ع) کشتند و در نیم دیگر هم شرکت داشتند، یعنی چیزی حدود 75 درصد کشتگان قریش توسط حضرت کشته می‌شوند.
در جنگ احد کسی که عامل پیروزی است و بعد هم که ورق برمی‌گردد و صحنه عوض می‌شود و مسلمانان در معرض شکست قرار می‌گیرند که حافظ پیامبر(ص) است و جان پیامبر(ص) را حفظ می‌کند حضرت امیر(ع) است که باعث می‌شود که پیامبر از صدمه حتمی نجات پیدا کنند.
بعد از آن جنگ احزاب را داریم. در احزاب است که «ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین» یعنی آن ضربه‌ای که حضرت علی(ع) در جنگ خندق بر قریش وارد کرد از عبادت انس و جن برتر است. اگر بخواهند عبادات انس و جن را در یک کفه ترازو قرار دهند و فضیلتی که حضرت در آنجا کسب کردند و پاداش که می‌گیرند باز کفه ترازو به نفع حضرت امیر(ع) سنگین می‌شود برای اینکه مسلمان در وضعیتی بودند که به دور خودشان خندق کنده‌اند، دشمن از خندق عبور کرده و همه مسلمانان را به هماورد طلبیده و هیچ کس حاضر نیست بروند. حضرت امیر(ع) با آن شجاعت و اخلاصی که زبانزد است می‌رود عمرو را به زمین می‌زند و می‌کشد باعث روحیه مسلمانان و تضعیف روحیه مشرکان می‌شود و پیروزی را برای مسلمانان به همراه می‌آورد، نقش بارز حضرت را در خیبر، صلح حدیبیه، در یمن، در فتح مکه در جنگ حنین می‌توانید ببینید تنها جایی که حضرت امیر(ع) حضور ندارند و آنهم به دستور خود پیامبر(ص) است، غزوه تبوک است چرا که در آنجا نیز شانیتی داشته است که نبود ایشان مساله بوده و بنا بوده که ایشان نباشد.
اینکه حضرت نکته‌ای را بیان بفرمایند که در تاریخ بماند و ثبت شود و آن حدیث منزلت است که وقتی حضرت امیر(ع) خدمت پیامبر(ص) می‌رسند که آقا اجازه بفرمایید که من هم بیایم حضرت رسول(ص) می‌فرمایند که مگر دوست ندارید که همانند هارون باشید نسبت به موسی برای من «انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لانبی بعدی» و تمام مناصبی که هارون داشته است شما دارید جز نبوت؛ که من خاتم پیامبران هستم. اینها همه نشانگر ولایت و امامت حضرت هست و نقشی که در پیشبرد اهداف رسالت داشتند. شما اگر این همه فضیلت را کنار هم بگذارید و ببینید کسانی را که در جبهه مقابل هستند از یک سفر همراهی که آیا واقعا انتخابی بوده، یا تصادفی به هم رسیدند و در بحثهای دیگر که بین متکلمان و مفسران اختلافات زیادی است چه قدر به نفع خودشان استفاده می‌کنند یا نمازی که بدون اجازه پیامبر(ص) بوده است آن را نشان فضیلت و برتری می‌دانند.
آن هم نمازی که به رکوع اول هم نرسیده است فقط اقامه‌اش را دارد و پیامبر با آن حال نزار و بیماری شدیدشان می‌آیند و اجازه نمی‌دهند که نماز را ادامه دهد و این را به عنوان یک فضیلت بزرگ مطرح می‌کنند واقعا اگر جبهه مقابل یکی از فضائل حضرت را داشت چه می‌کرد از زمانی که حضرت چشم باز کرده و در دامان پیامبر است و زمانی که پیامبر رحلت می‌کنند در دامان حضرت علی(ع) است. اینها گویای بسیاری از مسائل است که نمی‌توان نادیده گرفت. داستانی می‌گویند که قبل از بهشت که حضرت بخاطر تخطی فرزندان ابی‌طالب را بین خودشان (پیامبر، عباس، و حمزه) تقسیم می‌کنند، پیامبر حضرت امیر را می‌برند، عباس، جعفر را می‌برد و حمزه هم طالب را. البته این جای مطالعه دارد، شاید برای کاستن از این فضیلت باشد که گفته‌اند به واسطه قحطی بود که ترحم به حال ابوطالب کرده باشد. یعنی یک نوع تصادف بوده است که من فکر می‌کنم این مشیت الهی و خواست خدا بوده است که حضرت امیر(ع) از پیامبر جدا نباشد حتی در دوران کودکی در خانه پیامبر بزرگ شود و این اتفاق افتاده است اما اینکه واقعا بخاطر خشکسالی یا قحطی و یا بخاطر ناتوانی جناب ابوطالب بوده است بعید به نظر می‌رسد. البته این موضوع جای مطالعه دارد. ممکن است بحث قحطی و خشکسالی پیش آمده است و برای جبران گذاشته به کمک ابوطالب آمده‌اند.
* در صحبتهای شما دو مرتبه سخن از جانشینی حضرت علی(ع) مطرح شد: حدیث منزلت و یوم‌الدار، آیا جای دیگری به صراحت به جانشینی پیامبر اشاره شده است؟
** شفافتر و واضحتر و گویاتر از حدیث غدیر و صحنه به آن عظمت که پیامبر می‌فرمایند حاجیانی که رفته‌اند برگردند و آنهایی که اینجا هستند بمانند و صبر کنید تا در راه ماندگان برسند آنهم در هوای گرم عربستان و در شرایط 1400 سال پیش، حکایت از امر مهمی می‌کند.
پیامبر بعد از اینکه با حاضرین صحبت می‌کنند و از همه اعتراف می‌گیرند که به مسلمانان اولی‌تر از خودشان هستند بحث اولایی، سزاواری و اولویت را مطرح می‌کنند و بعد اعتراف می‌گیرند که النبی اولی بالمومنین من انفسهم، در آنجا هست که پیامبر می‌فرمایند من کنت مولاه فهذا علی مولاه ما معتقدیم و البته درست آن هم همین است و آنچه به ذهنها تبادر می‌کند که به یک فرد عرب بگویند مولی یعنی چه به راحتی می‌گوید سرپرست، ارباب کسی که سرپرستی و ولایت را بر عهده دارد.
اصلا با معنای دیگری که بیان کرده‌اند سازگاری ندارد چطور می‌شود که پیامبر(ص) با آن همه حکمت و درایت و خاتیمتی که دارند و خلق عظیم (انک لعلی خلق عظیم) چگونه می‌شود که مردم پیاده، سواره، در آن هوای گرم با آن وضعیت آنها را برگردانند بعد بگویند مردم بدانید من علی را دوست دارم شما هم علی را دوست داشته باشید.
این موضوع بارها تکرار شده است و نیازی نبوده، از اول تا آخر حضرت علی را از خود جدا نمی‌کرده است.
علی(ع) همیشه در کنار پیامبر(ص) بوده است و حضرت علی(ع) می‌فرمایند که من همیشه دنبال پیامبر بوده‌ام و اینکه دختر خود را به حضرت امیر(ع) داده‌اند فرزندانش را فرزندان خود می‌داند و از آنها جدا نمی‌شود اینها همه نشان از محبت دارد و دلیلی نمی‌توان پیدا کرد که پیامبر از بیان اینکه من علی را دوست دارم شما هم او را دوست داشته باشید وحشت داشته باشد و نگران این مطالب باشند. آخر آیه ابلاغ می‌رساند که پیامبر از چیزی نگران بودند، و الله یعصمک من الناس؛ خدا نگهدار تو است؛ اصلا نگران نباش ما حمایتت می‌کنیم. معلوم می‌شود و از قصد ابلاغ امر مهمی را و ماموریت مهمی را داشته است و کسانی هم از سران فتنه و از منافقین و از کسانی که برای آینده خود برنامه‌هایی داشتند حتما مخالفتهایی می‌کردند و باعث ایجاد نوعی تنش و بحران می‌شدند و پیامبر با آن هوش و درایت سیاسی و حکیمانه خود متوجه آنها می‌شدند و از این نگران بودند که مبادا این بحث موجب اختلاف شود و از این جهت هم خدا به پیامبر اطمینان می‌دهد که برای شما اتفاقی نخواهد افتاد و تو را از مردم حفظ می‌کنیم پس معلوم می‌شود که چیزی فراتر از دوستی است و به همین دلیل غدیر صریح‌ترین و واضح‌ترین مساله در خلافت و جانشینی بالفصل حضرت امیر(ع) است.
* آیا مخالفتهایی نسبت به جانشینی حضرت امیر(ع) وجود داشت که پیامبر را نگران می‌کرد؟
** از آیه اینگونه استناد می‌شود؛ و الله یعصمک من الناس گویای این است که کسانی حضور داشتند چه در جبهه منافقان و چه در داخل مسلمانان،همانها که وقتی پیامبر در جنگ خبیر فرمودند: «الرایه غدا رجلا یحبه و یحب الرسول» فردا پرچم را به دسته کسی می‌دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را هم دوست دارند، «کرار غیرفرار» حمله می‌کند و فرار نمی‌کند. حضرت امیر آن روز از ناحیه چشم ناراحتی داشتند و استراحت می‌کردند طبیعتا کسانی بودند، حتی از خودیها که برای آینده خود برنامه داشتند و خود را شایسته و سزاوار برای آن کار می‌دانستند البته بعدها وقتی که تاریخ می‌گذرد و آن سالها می‌گذرد و جریانات دیگری پیش می‌آید خیلی از اینها خود را به صحنه می‌رسانند و مانع از این می‌شوند که بشریت از رهبری امام علی(ع) استفاده بکند نه اینکه حضرت علی(ع) بر بشریت، حکومت و رهبری بکند بلکه نسلها را از رهبری حکیمانه حضرت محروم می‌کنند و مسیر تاریخ عوض می‌شود و کسانی مدعی می‌شوند که شاید هیچ زمانی فکر نمی‌کردند که در قیاس با علی مطرح خواهند شد طلحه و زبیر کجا شاید کسان دیگری خود را به لحاظ سن و موقعیت خانوادگی خود را در حدی مطرح داشتند و آن حضرت در نهج‌البلاغه شکوه می‌کند که کار به جایی رسیده که من را با اینها مقایسه می‌کنند. اصلا قیاس آنها که هیچ، قیاس دیگران با حضرت علی(ع) قیاسی مع‌الفارق است. وجه تشابهی پیدا نمی‌کنیم که آنها را با حضرت امیر و یا حضرت را با آنها مقایسه کنیم فضائل حضرت را ردیف بکنیم، فضائلی که دیگران گفته‌اند نه آن فضائلی که ا گفته‌ایم و دانشمندان شیعه گفته‌اند نه آن فضائلی که ما گفته‌ایم و دانشمندان شیعه گفته‌اند، آن فضایلی که دیگران و مخالفین گفته‌اند و بعدها هم که در تناقض افتاده‌اند گفته‌اند که خواست خدا این جور بوده است، خدا اینطور خواست، خدا مفضول را بر فاضل برتری داد و الا مردم کاره‌ای نبودند بحث جبر و قضا و قدر را مطرح می‌کنند. چیزی نداشتند که با علی مقایسه شوند واقعا هم قیاس مع‌الفارق بوده است ولی بعضی از آنها می‌آیند و به پستهای اساسی دست پیدا می‌کنند و بشریت را از رهبری امام علی(ع) محروم می‌کنند قطعا اگر حضرت امیر بلافاصله بعد از پیامبر رهبری جامعه را ادامه می‌دادند مسیر ما چیز دیگری بود وضعیت ما مسلمانان اینگونه نبود که الان داریم و وضعیت مسلمانان گذشته هم این نبود. آنچه که در تاریخ می‌خوانیم مسلمان کشی و برادرکشی، انحرافاتی که پیش می‌آمد و کشت و کشتارهای فراوانی که هست شاید و قطعا هم نبود ولی وقتی که جامعه اسلامی را از قبض رهبری امام علی(ع) محروم می‌کنند مسلما آنها در زمان پیامبر(ص) این اهداف را داشتند و بعد از رحلت پیامبر اهدافشان رو می‌شود.
* بعد از جریان غدیر تا رحلت پیامبر در آن مقطع تاریخی چه مقدار گزارش حوادث را داریم؟
** فقط بحث اسامه هست و بیماری حضرت رسول(ص) که در آنجا می‌بینیم که حضرت رسول اصرار دارند که همه بروند، کوچک و بزرگ و هیچ کس نماند تا در زیر پرچم فرماندهی اسامه بن زید که یک جوان 17 ساله‌ای است از مدینه به حدود مرزی خارج از مدینه بروند و تنها کسی که به عنوان سرباز اسامه معرفی نمی‌کنند حضرت علی(ع) است. و این نشان می‌دهد که حضرت برای ایشان برنامه داشتند. برداشت ما اینست که حضرت بنا داشتند که این سیر و انتقال قدرت در غیاب سران فتنه انجام شود اما آنها متوجه شده بودند که پیامبر در این بیماری شدید از بستر بلند نشوند و اگر نباشند کار از کار خواهد گذشت و نخواهند توانست در مقابل حضرت علی بایستند. و وقتی حضرت علی بیعت مردم را داشته باشد وقتی همراهی مردم را حضرت علی داشته باشد برای آنها سخت خواهد بود و هر چند اگر می‌رفتند و برمی‌گشتند و می‌دیدند که حضرت علی رهبری جامعه را بر عهده دارد به نظر نمی‌رسد که اطاعت می‌کردند. حتما سنگ‌اندازی و ایجاد مانع می‌کردند برای حضرت بحران به وجود می‌آوردند عین همان بحرانهایی که بعدها فرزندان آنها درست کردند. این اتفاقات می‌افتاد اما تضمینی وجود نداشت که کار به مسیری که آنها می‌خواستند هدایت شود از این جهت پیامبر(ص) اصرار داشتند که همه از مدینه بیرون بروند و در نهایت هم حضرت آنها را نفرین کردند؛ «لعن‌الله من تخلف عن جیش اسامه» خدا لعنت کند کسانی را که از رفتن با اسامه خودداری بکنند و نرفتند و امر و فرمان صریح پیامبر را نادیده گرفتند به لحاظ اینکه اگر ما برویم و پیامبر در بستر بیماری باشد این بی‌ادبی است. و اجتهاد در مقابل نص و امر صریح پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
* در تاریخ زمان پیامبر گویا گزارشهایی درباره سوء قصد به جان پیامبر وجود دارد؟
** بله در بازگشت از تبوک سر راه پیامبر کمین کردند و شتر پیامبر را رم دادند و مکرا و مکرالله و الله خیرالماکرین»
* چند مرتبه این قضیه اتفاق افتاده است؟
** قبل از غذیر هست، اشرافیت قریش چه آنهایی که زود مسلمان شدند چه آنهایی که با تاخیر مسلمانان شدند و چه آنهایی که با اکراه مسملان شدند و بین مرگ و زندگی، زندگی مسلمانی را انتخاب کردند به نظر می‌رسد اراده بر این بوده است که از خاندان بنی‌هاشم دیگر کسی به قدرت نرسد اولین و آخرین پیامبر باشد از اینرو نمی‌توانیم روی فرد خاصی انگشت اتهام بگذاریم و بگوییم این بوده است ولی روند حوادث و برخوردهایی که انجام می‌شد حتی شکایتهایی که می‌کردند، حضرت علی علیه السلام از یمن که برگشتند داستان تقسیم حله‌هایی یمانی پیش آمد که حضرت امیر گفتند حله‌هایی را که به جای احرام پوشیده بودند بر گردانند چرا که مال بیت‌المال است و تا پیغمبر تقسیم نکرده است کسی حق ندارد اینها را بپوشد پیش پیامبر رفتند و می‌خواستند حضرت علی (ع) از چشم پیامبر بیندازند و در واقع سعایت حضرت علی را کردند، حضرت رسول فرمودند که درباره حضرت علی بد نگویید انه حسن فی ذات الله و غیرمداهن فی دینه، خشونت او در راه خداست در ذات خداست و در دینش هم با کسی اهل معامله نیست تلاشهای زیادی جریان قریش انجام دادند چه جریانهای مثبت و چه جریانهای منفی تا علی و خاندان بنی هاشم در قدرت جایی نداشته باشند. منتهی تاریخی که به ما رسیده است تاریخی است که از فیلترهای سانسور زیادی گذشته و آنچه که اتفاق افتاده است همه را برای ما نقل نکرده‌اند آنچه تدوین شده است مربوط به 50 سال بعد است 150 سال این تاریخ سینه به سینه نقل شده است و اگر هیچ دست عمدی را در تحریف تاریخ اسلام موثر ندانیم، فراموشی و حافظه انسانی را باید در نادیده گرفتن برخی از مسائلی که امروز برای ما مهم است و برای آنها مهم نبوده را دخیل بدانیم و طبیعی است که خیلی چیزها فراموش می‌شود و زمانی هم که تدوین صورت می‌گرفته است تدوینها سفارشی بوده است. شاید بپرسند چرا ائمه ما کاری نکردند. ائمه ما در چه زمانی آزادی عمل داشتند و در چه زمانی توانستند حقایق را با صراحت بیان کنند. آن زمانی هم که خواستند بیان کنند یا کشته شدند یا تحت تعقیب قرار گرفتند یا در زندان بودند و یا تحت مراقبت شدید ماموران امنیتی دستگاه‌های حاکم بودند بنابراین مجالی برای بیان صریح مواضع شیعه وجود نداشته است اگر دوران روشنگری امام صادق (ع) را بخواهیم بیان کنیم، آنها در آن دوران توانستند اصول تشیع و مبانی اندیشه سیاسی تشیع را بیان کنند اما از وقایع اتفاقی از رخدادهایی که در گذشته تاریخ تشیع اتفاق افتاده است، چه خط اموی، چه خط عباسی مخالف بودند و مسلما نقل شدن چنین مطالبی برای علویان خوشایند حکام نبوده است طبیعی است نگذاشتند و نخواستند و اجازه ندادند که حقایق تاریخی مطرح شود. آنچه که آن بزرگواران نقل کردند مسائل جسته گریخته فکری شعیه بوده است و کمتر توانستند نیروهای امنیتی و دستگاههای نظارتی خلافت بر آن موثر باشند.
* در پایان اگر مطلبی نگفته مانده را بفرمایید.
** متکلمان ما خیلی کار کردند کارهای شایسته‌ای تحقیق کردند، تلاشهای زیادی انجام دادند اما در دریای فضائل حضرت امیر(ع) ما نتوانستیم از آن استفاده بکنیم.
اگر یک درصد و بلکه کمتر از آن فضائلی را که مقتداری ما دارد در جبهه مقابل وجود داشت خیلی از آن استفاده می‌کردند ما نتوانستیم استفاده کنیم به هر حال باید اثبات حقانیت کنیم. همان داستانی که حضرت امیر خودشان بیان می‌کنند که من تعجب می‌کنم که آنها در باطل‌شان چقدر ثابت و استوار هستند (سپاه شام و معاویه) و اهالی عراق و مردم عراق چقدر در حق‌شان پراکنده‌اند و امام و رهبرشان را تنها گذاشتند. در بعضی قسمت‌ها تلاش‌های زیادی انجام شده است اما تلاشها کم بوده است در مقابل این همه فضائل.
دیگران رقیب تراشی می‌کردند، فضیلت تراشی می‌کردند معاویه آنقدر پول داده است و تلاش کرده است برای دیگران فضیلت درست کند و درست کردند و آن فضائل را الان به عنوان مبانی کلامی و به عنوان نشانه‌های برتری دیگران به رخ ما می‌کشند. اینکه نتوانستیم بلکه کمتر رفتیم دنبال اینکه آنچنان که باید از میراث غنی و سرشار خودمان چه به لحاظ تاریخی و چه به لحاظ فکری و عقیدتی استفاده کنیم استفاده نکردیم، ان‌شاءالله که از این پس شاهد درخشش متکلمان و مفسران و محققان شیعه باشیم تا چنانکه باید و شاید سزاوار خط امامت است از این گنجینه گرانبهای تشیع برای اثبات حقانیت مظلومیت خط علی(ع) استفاده بکنیم.
* با تشکر از اینکه وقت خود در اختیار ما قرار دادید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات