تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۶۱۹۴۸

مدیریت اقتصادی در نهج‌البلاغه


مهدی قاسمی
یکی از مسائل که حضرت علی(ع) در جای جای نهج‌البلاغه بر آن تاکید می‌ورزند پرهیز از «دنیاگرایی» است در اینجا خوب است روشن شود که حضرت به تعبیر خاص خود دنیاگرایی را برای چه کسانی ناپسند می‌دانند؟ کدام طیف از جامعه هستند که به آنها نهیب‌زده می‌شود غرق لذات دنیا نشوند؟ و چرا اصولا این گونه افراد از دنیاطلبی منع شده‌اند؟ با کنکاش در نهج‌البلاغه چنین به نظر می‌رسد اغلب عتاب و خطاب آن حضرت در خصوص دنیاگرایی مربوط به زمامداران و اولیای امور است. این موضوع در عموم خطبه‌ها و سخنان ایشان دیده می‌شود.
شریح بن حارث قاضی آن حضرت بود. خانه‌ای خریده بود به قیمت 80 دینار، ابن خبر به حضرت رسید. شریح را فرا خواند و فرمود: شنیده‌ام خانه‌ای خریده‌ای به 80 دینار، گواهانی بر آن گرفته و در سندی ثبت کرده‌ای؟ شریح گفت: آری یا امیرالمومنین. حضرت نگاه غضب‌آلودی به وی انداخت و فرمود: این شریح نکند این خانه را از غیر مال خودت خریده یا از راه غیرحلال به چنگ آورده باشی. اگر چنین باشد در دنیا و آخرت زیانبار هستی. تو با خرید این خانه فریب آرزوهایت را خوردی. از عزت قناعت خارج شدی و در ذلت‌طلب فرو رفتی. آیا نمی‌دانی کسی که جسم پادشاهان را هم پوسانید،‌ جان جباران را گرفت و ملک فرعون‌ها را از دسترس آنها دور کرد مثل کسری‌ها و قیصر‌ها و ... آنهایی که مال را بر روی مال انباشته کردند و بناهای محکم و استوار ساختند و اندوختند و ذخیره کردند چگونه همه اینها را از مایملک خود دور کرد و به جایگاه حساب و کتاب و ثواب و عقاب برد؟
آنچه قابل تامل است اینکه حضرت(ع) با چنین خطابی تند و شکننده شریح را که قاضی اوست و مسئولیت قضایی دولتی دارد مورد مواخذه قرار می‌دهد، زیرا خوف آن دارد که شریح این خانه را از راه حرام و با استفاده از رانت‌های دولتی خریده باشد. اگر چنین باشد قضاوت چه وضعیتی پیدا می‌کند و عدالت چه سرنوشتی می‌یابد؟ حق محرومان و ناداران را چه کسی ایفا می‌کند؟ اما اگر فردی بدون داشتن مسئولیت اجرایی نیز چنین خانه‌ای می‌خرید آیا به همین صورت مورد مواخذه قرار می‌گرفت؟ و آیا اصولا این قاضی‌های همه زمان‌ها و مکان‌ها هستند که مورد خطاب حضرت هستند یا مردم عادی؟ در ادامه بحث به این سوال اساسی که در واقع شاه کلید نوشته کنونی است پاسخ خواهیم داد. نمونه‌ای دیگر: حضرت در یک خطبه نسبتاً طولانی و شیوا، گونه‌هایی از زندگی پیامبران عظام الهی به ویژه پیامبر اسلام(ص) را به عنوان الگو و نمونه بازگو می‌کنند. حضرت می‌فرمایند: پیامبر یک الگو و نمونه کافی است بر مذموم و معیوب بودن دنیا، زیرا هرگز از دنیا طرفی نبست، شرینی و لذت دنیا را نچشید، زیورآلات و زیبایی‌های ظاهری دنیا را نخواست، وقتی که غذا می‌خورد بر روی زمین (خاک) می‌نشست، با دست خود کفشش را تعمیر می‌کرد و لباسش را وصله می‌زد، سوار بر الاغ بی‌پشت‌انداز می‌شد آن هم نه به تنهایی، بلکه کسی را هم همراه خود سوار می‌کرد. پرده‌ای بر در خانه‌اش نصب شده بود که دارای تصاویر و نقش‌هایی بود. به یکی از زنانش گفت این پرده را از جلو چشمم دور کن زیرا وقتی به آن نگاه می‌کنم به یاد دنیا و زیورآلات آن می‌افتم.
پیامبر قلباً از دنیا اعراض می‌کرد و یاد دنیا را در قلب خود می‌کشت زیرا می‌خواست هرگز شیء گرانبهایی از دنیا متملک نشود و امید بقا در آن نداشته باشد، پیامبر با همه عظمتی که در پیشگاه خداوند داشت همواره گرسنه بود سنگی بر روی سنگ نگذاشت (خانه‌ای برای خود نساخت) تا اینکه از دنیا رفت. سپس حضرت جمله‌ای هم از روش زندگی خودشان بیان می‌کند و می‌فرماید: «به خدا قسم من هم آن قدر لباس پشمینه‌ام را وصله کرده‌ام که دیگر از وصله کردنش شرم دارم.» حضرت در ادامه خطبه می‌فرمایند: پس باید اقتدا کنند به پیامبر و پا جای پای او بگذارند و راه او را طی کنند و الا فلا یا من الهلکة. اگر چنین نکنند از هلاکت در امان نخواهند بود. به راستی چه کسانی باید در این مورد بیش از همه پیامبر را الگو و نمونه و سرمشق خود قرار دهند؟ چه کسانی اگر راه پیامبر را سلوک نکنند هلاک خواهند شد؟
به نظر می‌رسد اولین کسانی که باید به پیامبر به ویژه در این گونه امور اقتدا کنند کسانی هستندکه به لحاظ سیاسی جای او نشسته‌اند. کسانی که مسئول اداره امور جامعه اسلامی هستند و نیز کسنی که وارث انبیاء شناخته شده‌اند. طبعا اقتدا به پیامبر (ص) تنها منحصر به مسئولان رده بالای نظام نیست بلکه آنها که در پستهای میانی و پائینی هستند نیز بنوبه خود در معرض دنیاگرایی و دنیاطلبی خواهند بود و هرگونه سوءاستفاده از موقعیت و مقام، قابل اغماض نخواهد بود.
عثمان بن حنیف فرماندار حضرت در بصره است. روزی در مهمانی‌ای شرکت می‌کند که از طرف ثروتمندان ترتیب داده شده است. حضرت در نامه‌ای شدیداللحن او را مورد مواخذه قرار می‌دهد که چرا به مهمانی‌ای رفته است که در آن اغنیاء حضور داشته و مساکین در آنجا ره نیافته‌اند. به وی گوشزد می‌کند که پیشوای تو از پوشیدنی‌های دنیا یکدست لباس کهنه دارد و از خوردنی‌هایش دو قرص نان. نه مالی خود فراهم آورده و نه لباس دیگری جز آن یکدست برای خود تهیه کرده است. سپس می‌افزاید: آنقدر نفسم را با تقوا ذلیل خواهم کرد تا در روز قیامت از هرگونه لغزش در امان باشد، در حالیکه اگر بخواهم می‌توانم شیره گندم و عسل مصفا بخورم و بر روی تشکهایی از ابریشک بخوابم لیکن هیهات که هوای نفسم بر من غلبه کند و حرصم مرا به انتخاب غذاهای آنچنانی بکشاند. حال با ذکر این مثال می‌توان دریافت حساسیت حضرت در مواردی است که احتمال دارد مسئولان نظام دچار لغزش شوند چرا که آنان دارای قدرت سیاسی و امکانات اقتصادی می‌باشند و براحتی می‌توانند از طرق مختلف از منابع عمومی سوء استفاده کنند. رانت‌های اقتصادی و سیاسی همواره به شکلهای گوناگون مسئولان را در معرض خطا و لغزش قرار می‌دهد و دست‌یابی به ثروت‌های بادآورده، ثروت‌هایی که رنجی در قبال آن برده نشده به آسانی برای اینگونه افراد میسر می‌شود. پس تکلیف سرمایه و دارایی و پول در جامعه مورد نظر امام چه می‌شود؟ آیا همه مردم از دنیاگرایی منع شده‌اند؟ آیا در جامعه اسلامی فقر، توجیه‌پذیر است؟ امام در خصوص فعالیتهای اقتصادی مردم عادی چه رهنمودی دارند؟
با مراجعه به نهج‌البلاغه و خطبه‌های حضرت در این مورد در می‌یابیم چنین حساسیتی که امام نسبت به ثروت‌اندوزی و دنیاطلبی مسئولان دارند در برابر مردم عادی بسیار کمرنگ است و بلکه نظر مخالف دارند. از بیانات ایشان چنین استنباط می‌شود که مردم باید در فعالیت‌های اقتصادی شرکت کنند و از راههای صحیح آن به کسب مال و ثروت بپردازند. آنها باید در امور اقتصادی و فعالیت‌های تولیدی سرمایه‌های خود را بکار گیرند و بیش از پیش به تولید ثروت بپردازند. مسئولان نیز باید تا آنجا که می‌توانند زمینه‌های این امر را فراهم آورند، در غیر اینصورت شریان حیاتی کشور که همانا کسب درآمدهای دولت از راه مالیات می‌باشد محقق نمی‌شود. حضرت در نامه‌ای جامع که می‌تواند به عنوان منشور حکومت اسلامی تلقی گردد وظیفه نظام اسلامی را در چهار محور عمده خلاصه می‌فرمایند: 1- جبابة خراجها، دریافت مالیات، عمارة بلادها، سازندگی و آبادانی کشور، استصلاح اهلها تربیت و آموزش و پرورش و جهاد عدوه‌ها ایجاد ارتش و نیروی نظامی قوی جهت مقابله با دشمن.
در خصوص دریافت مالیات که شالوده حیات دولت اسلامی است می‌فرماید «باید ابتدا در آباد کردن کشور بکوشی تا بتوانی مالیات را دریافت کنی. مسئولی که از مردم مالیات بگیرد بدون اینکه ابتدا عمرن و آبادانی ایجاد کند، مملکت را خراب می‌کند، بندگان خدا را هلاک می‌سازد و فرمانروایی او مدت زیادی دوام نمی‌آورد.» حضرت در ادامه می‌فرماید: «کشوری که آباد باشد و اقتصادی پویا و توسعه یافته داشته باشد هر اندازه مالیات از آن گرفته شود تحمل می‌کند لیکن ای مالک بدان خرابی کشور به علت فقر مردم است جان کلام در همین جاست. آری ثروت و دارایی، مایه پیشرفت، توسعه و آبادانی است مردم فقیر هرگز نمی‌توانند در آبادانی کشور خود سهیم باشند. باید جلو فرار سرمایه‌ها را گرفت باید در صدد جلب و جذب سرمایه‌ها بود تا با ایجاد اشتغال و افزایش سرمایه، دولت بتواند در جهت رفاه مردم گام بردارد. هرگز سرمایه‌ها‌ی دولتی به تنهایی نمی‌تواند توسعه و پیشرفت را محقق سازد باید میدان حضور سرمایه‌های مردم مهیا شود. نظام اسلامی مدیرانی می‌خواهد که از دنیاطلبی چشم‌پوشی کنند اما زمینه پیشرفت مادی را برای مردم فراهم آورند قطعاً در یک کشور آباد و توسعه یافته مدیران نیز زندگی آبرومندی خواهند داشت لیکن این برخلاف دیدگاه امام است که هر قدر افرادی به سطوح مدیریت نظام نزدیکتر باشند از ثروت و دارایی بیشتری برخوردار باشند لذا هر کشوری که خواهان عزت و سربلندی است و آبادانی و رفاه و آسایش می‌خواهد، باید زمینه‌هایی فراهم آورد تا وضعیت اقتصادی مردم خوب باشد و مردم نیز راغب باشند تا سرمایه‌های خود را در امور زیربنایی بکار گیرند. لازم است انحصار تولید و تجارت از دست دولت و دولتمردان و شرکتهای دولتی خارج و بدست مردم سپرده شود. دولتمردان وظیفه دارند فرصتها را برای تکاپوی اقتصادی قشرهای مختلف فراهم آورند. این است که آنچه از محتوای کلام امام استنباط می‌شود در این راستا به نمونه‌ای دیگر از نهج‌البلاغه اشاره می‌کنیم و مطلب را با دعایی از ن حضرت که مؤید همین مطلب است به پایان می‌بریم. شخصی نزد حضرت علی (ع) از برادر خود شکایت کرد. حضرت پرسید چه شده است گفت یا امیرالمومنین برادرم ترک دنیا کرده و به گوشه‌ای پناه برده است. حضرت فرمود او را بیاورید. وقتی آمد حضرت به او گفت: ای دشمن جانب آیا به زن و بچه‌ات رحم نمی‌کنی؟ چرا از چیزهایی که خداوند برای تو حلال کرده استفاده نمی‌کنی؟ آن شخص گفت یا امیرالمومنین تو خود لباس خشن می‌پوشی و نان خشک می‌خوری! حضرت فرمو: «‌وای بر تو، من مانند تو نیستم. خداوند از پیشوایان عادل خواسته است تا زندگی خود را در سطح فقیرترین مردم نگهدارند.»
همه این بیانات نشانگر آن است که از دیدگاه حضرت علی (ع) که دیدگاه اصیل اسلامی است مردم آزادند و باید در فعالیتهای اقتصادی کوشا باشند تا نیازهای خود و جامعه خویش و بلکه سایر مسلمانان را نیز تامین کنند. بنابراین در شرایطی که کشور نیاز مبرم به سرمایه‌گذاری و فعالیت تولیدی دارد باید از هر اقدام و یا اظهارنظری که موجب رکود این فعالیت‌ها می‌شود احتراز کرد و زمینه‌هایی ایجاد نمود تا با گسترش تجارت بویژه در کشورهایی مانند عراق و افغانستان که نیازمند کالاهای ایرانی می‌باشند، به تولید ثروت و مالا ایجاد اشتغال کمک نمود. بنابراین سرمایه و سرمایه‌داری آنگاه مذموم است که کسانی از راه رانت‌خواری و کسب امتیازهای ویژه اقتصادی و با استفاده از روابط و نفوذ درون دستگاه‌های دولتی آن را بدست آورند بدون آنکه برای کسب آن زحمتی متحمل شده باشند. در پایان و به عنوان حسن ختام دعایی از آن حضرت نقل می‌کنیم که خود مؤید مذموم بودن فقر و ناداری و در ستایش از غنا و توانگری است:
«خداوندا آبرویم را با غنا و توانگری حفظ کن و شخصیت مرا با فقر بر باد مده تا (مجبور شوم) از روزی خورندگان تو طلب رزق کنم و یا ناچار شوم از مخلوق شرور تو طلب کمک نمایم. در این صورت مبتلا به حمد و ستایش کسی می‌شوم که درخواستم را پاسخ داده و مذمت کسی را می‌کنم که درخواستم را منع کرده است. خدایا تو خود بالاتر از همه اینها اگر بخواهی عطا می‌کنی و اگر نخواهی منع می‌کنی بدرستی که تو بر هر چیز توانایی [پس دعایم را اجابت کن و مرا از خوان بیکران خود بهره‌مند ساز.]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات