امروزه دوری جوانان از نماز به صورت یک آسیب مطرح است و بیتوجهی آنان به مسئله نماز باید جدی تلقی گردد و علل آن بررسی و راههای جذب آنان فراهم شود.
در عدم گرایش برخی از جوانان به نماز، علل مختلفی از جمله عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقش دارند. بمباران اطلاعات و منابع فردی و فرهنگی از سوی بیگانگان، به یقین در بیتوجهی نسل جوان کشورمان به فریضه نماز بیتأثیر نیست که دستاورد آن بیهویتی و دینستیزی است.
اکنون که دشمنان اسلام با انواع سلاحهای رسانهای، نوجوانان را به بیراهه و انحراف و دوری از مذهب و انجام واجبات دینی سوق میدهند، رسانه ملی نیز میبایست در برابر این تهاجم، برنامهریزیهای مناسب با مشورت از کارشناسان علوم مذهبی، روانشناس و جامعهشناسی در ایجاد و تقویت توجه به نماز به عنوان نخستین فریضه واجب الهی ارائه نماید، زیرا ترویج فرهنگ نماز در بین نوباوگان این سرزمین، موجب جلوگیری از انواع انحرافات و آسیبهای اجتماعی است.
دین، به عنوان سرمایه غیرمادی فرهنگ، مقولهای جداناپذیر از فرهنگ هر جامعه است. دین به معنای تمام کلمه، شامل دو بخش است: 1- ارزشها و اعتقادات 2- شعائر و آداب و رسوم
وجه اخیر، به اشکال مختلف در همه ادیان وجود دارد. وجه مشترک این شعائر در همه مذاهب و افزایش وحدت و یکپارچگی بین اعضاست یا همانطور که این وحدت هارمونیک در هنگام برگزاری مراسم دعا و نیایش مسیحیان در کلیسا و یا بودائیان در دبیر و ... قابل مشاهده است.
در دین مبین اسلام نیز این وحدت و یکپارچگی در حین برگزاری مراسم نماز و دعا و نیز انجام مناسک حج به عنوان یک فریضه واجب مشهود است، بنابراین میباید در حفظ ارزشها و آداب و رفع موانع و مشکلاتی که موجب تضعیف آنها میشود کوشید. با این حال، اولین اقدام بشر غربی پس از رنسانس، حذف اندیشه و مذهب از تفکر خود است و این بزرگترین اشتباه تاریخی بشر بوده است. به این دلیل بشر امروز با وجود تمامی امکانات علمی و مکاتب روانشناسی، روزبهروز بر اضطراب او افزوده میشود.
در عصر اطلاعات، رسانههای ارتباط جمعی اثربخشی عمیق و گستردهای بر حوزه فرهنگ عمومی جوامع داشته و دارند. در رسانههای دیداری و شنیداری در عرصه ارتقای سطح نگرش انسانها به زندگی برپایه نظام ارزشی جوامع مختلف، نقش مهمی دارند.
صدا و سیما نیز به عنوان رسانه ملی فراگیر میتواند با برنامههای صحیح و دقیق در راستای دینداری مردم و رویکرد به مذهب گامهای بلند بردارد و صدا و سیما به عنوان رسانهای قدرتمند و پرطرفدار میتواند نقش بسیار ارزنده و سازندهای در آشنایی نسل کودکان و نوجوانان با فضایل نماز داشته باشد.
واضح است ساختن برنامههایی که مفاهیمی از نماز و تأثیرات آن بر زندگی انسان را نشان دهد، مفید و مؤثر خواهد بود، چرا که صدا و سیما از تمامی رسانههای موجود بیشتر و عمیقتر در میان خانوادهها حضور دارد.
اگر رسانه ملی در برابر فریضه نماز بیتفاوتی نشان دهد و یا آن را عملی فردی و گاه ناسازگار با پیامدهای علمی روز بداند، بیگمان آثار نامطلوبی در روحیه کودکان ونوباوگان بر جا میگذارد که عاملی برای ایستادگی در برابر ارزشها خواهد بود. دلیل اصلی عدم گرایش، نوجوانان به نماز این است که درک درستی نسبت به روح و معرفت نماز در آنها ایجاد نشده است. توجه به معنویات و نماز یک استعداد روانی است که باید با ایجاد بستر مناسب از سوی فرد، جامعه، خانواده و مهمتر از همه در عصر اطلاعات- توسط رسانه ملی به فعلیت برسد.
دین اسلام چون درختی است که برای ادامه حیات خود نیازمند آب است و این آب، نماز است.
در جامعه آماری بدست آمده درباره بررسی راههای جذب نوجوانان به نماز که به روش تصادفی و از میان دانشآموزان اول تا سوم راهنمایی و به نسبت مساوی دختر و پسر (از هر جنسیت 150 نفر و مجموع 300 نفر) انجام شد پس از پردازش، نتایج قابل توجهی بدست آمد که حوزههای فرهنگی و رسانه ملی میتوانند در برنامهریزی خود آنها را مورد عنایت قرار دهند. قسمتی از این جامعه آماری که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته راههای پیشنهادی این دانشآموزان در جذب دیگر دانشآموزان همسالی است که به اقامه نماز مفید نیستند که حاصل آن، به ترتیب اولویت و به صورت درصد ارائه میگردد:
1- تربیت صحیح و نصیحت و تشویق از سوی خانواده 33%
2- تبلیغات از سوی رسانههای گروهی 31%
3- شیوه زندگی و عملکرد دولتمردان 20%
4- از طریق دوستان 12%
5- نماز خوانده در حضور آنها 2%
6- رفع مشکلات مادی 2%
7- دیگر عوامل 1%
سه شاخص نخستین در این فرآیند از جایگاه و تأثیر بسزایی در کشش و گرایش دانشآموزان به نماز ایفاء میکند.
عامل دوم در این پژوهش که تبلیغات از سوی رسانههای گروهی است سهم رسانه ملی را در جذب نوجوانان به فریضه نماز 31% برآورد کرده است که سهم قابل توجهی است.
و مهمتر اینکه رسانه ملی علاوه بر سهمی که خود در این فرآیند ایفاء میکند، قادر است که دو عامل 1 و 3 را نیز تقویت، هدایت و انسجام بخشد.
به سخنی دیگر، رسانه ملی در ترویج و دعوت به فریضه نماز علاوه بر مخاطبان خاص، یعنی کودکان و نوجوانان، لازم است برای دو قشر دیگر از جامعه یعنی خانواده و دولتمردان و برنامهریزان تمهیدات مدون را تدارک ببینید.
در این مقال، به اهمیت این سه عامل و راهکارهای پیشنهادی خود که توسط رسانه ملی در ترویج فرهنگ نماز میتواند اعمال گردد میپردازیم:
الف- تعامل رسانه ملی با خانواده
در بررسی جامعه آماری که در ابتدا بدان پرداختیم، نقش خانواده در جذب کودکان و نوجوانان 33% برآورده شده است، بنابراین نمیبایست از نقش والدین در جذب و هدایت این قشر از جامعه بسوی ارزشهای دینی غافل ماند.
پس ضروری است رسانه ملی برنامههایی را نیز جهت آموزش والدین طراحی کند تا به موازات دیگر برنامههایی که مخاطبان آن خود کودک و نوجوان است - و به خانوادهها آموزش لازم را جهت فرهنگسازی و گرایش فرزندانشان به نماز ارائه نماید. زیرا در فرآیند تربیت خانواده به عنوان کوچکترین ساختار اجتماعی، همواره مورد توجه روانشناسان، جامعهشناسان، ادبیات و ... بوده است.
رویکرد خانوادگی فعالیتهای حوزه دین تأثیر بسزایی در اصلاح جامعه دارد و تربیت دینی بویژه آموزش عملی نماز از کودکی توسط خانوادهها، عامل مهمی است که باید این آگاهی در خانوادهها افزایش یابد و توسط رسانه ملی آموزشهای لازم به آنها داده بشود. رسانههای گروهی و صدا و سیما میبایست روشهای علمی و عملی آموزش مفاهیم دینی را به والدین بیاموزند زیرا خانواده باید خود به اصول اسلامی و فرائض الهی به خصوص نماز پایبند و معتقد باشد تا فرزندانی شایسته را در جامعه پرورش دهند.
خانواده به عنوان هسته مرکزی تعلیم و تربیت از جهات مختلف میتواند در امر تحکیم و تحریص نوجوانان به نماز نقش داشته باشد.
پدر و مادری که خود از تربیت سالم و صمیمی برخوردار باشند بطور طبیعی، فرزندانی معتقد و متدین تربیت خواهند کرد و فرزندان خانواده نیز در یک تعامل فکری و عملی میتوانند در نحوه رفتار یکدیگر مؤثر باشند.
اکنون در این پژوهش نخست به ذکر مواردی میپردازیم که رسانه ملی میبایست به والدین در جذب فرزندانشان به نماز آموزش دهد تا از این طریق بطور غیرمستقیم نتیجه مطلوب بدست آید، زیرا تربیت دینی بویژه آمزوش عملی نماز از کودکی توسط خانوادهها، عامل مهمی در رویکرد نوجوانان به نماز است:
1- استفاده رسانه ملی از والدین در برنامهریزی ترویج فرهنگ نماز در مدارس با همکاری از انجمن اولیاء و مربیان
2- حضور اعضای خانواده در مراسم و ... مذهبی مانند: نماز جمعه، نماز عید فطر و ... جهت نهادینه ساختن نماز در قلوب فرزندان و این مهم را رسانه ملی با آموزش دادن والدین و ترغیب آنان فراهم آورد.
3- رسانه ملی این امر خطیر را بر عهده دارد که به والدین بیاموزد که روح لطیف و بیآلایش فرزندانشان را بشناسند، به او شخصیتش، اندیشه و احساس ارج نهند تا فرزندان در برابر پیام مهم و انسانسازی مثل نماز، به شایستگی آغوش بگشایند.
4- رسانه ملی وظیفه دارد که والدین را به این باور برساند که جوان بینماز، همانند زمین شورهزاری است که حکمت و معرفت الهی در آن به بار نمینشیند، همچنین رفاهزدگی گسترده و نامحدود، برخورداری از امکانات ناساز با ارزشهای اعتقادی، بهرهگیری نادرست و نابخردانه و نامشروع از درآمدهای کلان، روشنفکرمآبی و علمزدگی با ناآگاهی از شرایط و وضعیت پیرامونی، موجب القای کنشهای انفعالی یا ناساز در اندیشه، روحیه و تصمیم نوجوانان میشود.
5- چون دوران نوجوانی مرحله بحرانی و آغاز دوران بلوغ است، نوجوان تمایل زیادی به گروه همسالان دارد بنابراین انتخاب دوست، اثرزیادی در جذب جوانان به نماز دارد و بر عهده رسانه ملی است که به این مهم توجه نشان دهد و شاخصههای دوستان با اخلاق و متعهد و آسیبهای دوستان بیمبالات را با استفاده از تجربههای عملی دیگران و انجام مصاحبه و گزارشهای مستند، آموزش دهد.
6- رسانه ملی میبایست برنامههایی تهیه و تدارک کند تا ابتدا خانواده و والدین را در انگیزش و جذب فرزندان به نماز تشویق کند، از جمله این برنامهها:
*آموزش نماز در کودکی تا کودک آمادگی ذهنی پیدا کرده و در دوران بلوغ آنرا تقویت نموده و بصورت عادت درآید.
آموزش دادن رسانه ملی به این والدین در جهت راههای تشویق فرزندان خود به نماز، مانند تشویق کلامی و غیرکلامی
آگاهی بخشیدن رسانه ملی به والدین که بزرگترین مانع اقامه نماز، تهاجم فرهنگی و معاشرت فرزندان با دوستان ناباب و بیاعتنا به ارزشهای اخلاقی و دینی است.
رسانه ملی میبایستی در ایجاد حس روحانی و افزایش علاقه و احترام و محبت در بین اعضای خانواده که از عوامل مهم جذب فرزندان به نماز است، با استفاده از نظرات کارشناسی متخصصین علوم اجتماعی و روانشناسی و معارف اسلامی برنامهریزی لازم را انجام دهد.
ضروری است رسانه ملی روشهای آموزش مفاهیم دینی و تربیت اخلاقی و مذهبی را برای والدین تشریح کرده و در برنامههای خود بگنجاند، از جمله این برنامهها:
اختصاص دادن ساعتی از شبانه روز برای آموزش احکام دینی و آداب تربیتی و اخلاق برای نوباوگان
تلاش در جهت حفظ سلامت نفس و تعامل روانی جوانان بر اساس فضایل و مکارم اخلاقی
هماهنگی قول و فعل والدین جهت ملکه ساختن اخلاق اسلامی در اعماق و رفتار کودکان و نوجوانان
تشکیل دفتر ارزیابی اعمال روزانه برای نوجوانان جهت سنجش رفتارها
آموزش رفتاری به اولیا و مربیان جهت توجیه آنان در نحوه رفتار و برخورد با نوجوانان در متمایل ساختن آنان به فرهنگ عبادت و نماز
برقراری ارتباط خانواده و مسجد، جهت عادت دادن نوجوانان به نماز جماعت و شرکت در مجالس مذهبی
اهدای جوایز به فرزندان به مناسبت رسیدن به سن تکلیف و برگزاری جشن عبادت با دعوت از دوستان و آشنایان و انعکاس آن در سیما
ب- تعامل رسانه ملی با کمک و نوجوان
اکنون به بررسی راهکارهای پیشنهادی خود میپردازیم که رسانه ملی در مخاطب با قشر کودک و نوجوان به طور مستقیم میتواند در گرایش آنان به نماز بر عهده داشته باشد.
1- احیای ولایت و محبت اولیای الهی در قلوب فرزندان به کمک معرفی سیره معصومین(ع) با این نگرش که دعا و نماز موجب تعالی روحی این بزرگان بوده است.
2- معرفی و ارائه الگوهای رفتاری شایسته و پذیرفته شده که نماز جزیی از زندگی آنان است.
3- آشنا کردن نوجوانان و کودکان با نماز با به کارگیری صحیح از مفاهیم ارزشمند قرآن و احادیثی که به اهمیت و جایگاه نماز اشاره دارد با متناسب بودن سن کودک و نوجوانان.
4- اهمیت دادن به دعا و نماز در سریالها و برنامههای کودک و القا نقش سازنده نماز در حل مشکلات بازیگران سریال و ...
5- ساخت نماآهنگ و سرودهای زیبا برای نماز و اذان و پخش آن قبل از اذان.
6- تهیه برنامههای جذاب در قالب مسابقه با موضوعاتی مذهبی مثل نماز با اهدای جوایز ارزنده.
7- در برنامههای هنری رادیو برای ترویج نماز از قالبهای نمایشی، شعر، موسیقی و ... استفاده شود زیرا از اثربخشی عمیقتری برخوردار است و تجانس و سنخیت بیشتری با روح و روان کودک و نوجوان دارد.
8- در برنامههای صدا و سیما دانشآموزان و دانشجویان موفق و نمونه، ضمن تشریح علل موفقیت خود از تأثیر انجام فریضه نماز در کسب آرامش و موفقیت خود سخن بگویند.
9- شایسته است، پخش سریالها و برنامههای جذاب موقع اذان نباشد تا سیما بتواند نماز خواندن افراد مختلف: پزشک، کارگر، دانشجو، کودک و ... نشان دهد.
10- گزارش نماز جماعت، به ویژه نماز ظهر عاشورای هر سال با دقت و کیفیت بهتر پخش شود.
11- پیشنهاد میشود صدا و سیما گروهی را جهت پژوهش و ارزیابی سریالهای پربیننده یا فیلمهای سینمایی که در آنها به فریضه نماز پرداخته شده، تدارک ببیند تا از تأثیر نماز و جایگاه آن و چگونگی القای فرهنگ نماز در این سریالها آگاهی یافته و پس از ارزیابی و مشورت با افراد متخصص در ساختن دیگر برنامهها بکار گیرند.
12- لازم است صدا و سیما نماز را با شغلهای مطلوب و مقبول اجتماعی مرتبط کنند و به گونهای نباشد که نمازگزاران تنها از میان اقشاری باشند که شغلهای پایینی دارند و اگر هستند از ویژگی مثبت دیگری هم برخوردار باشند همچنین نمازگزار در فیلم، از شخصیتهایی انتخاب شوند که از سلامت روانی مناسب و دیگر ویژگیهای مطلوب از جمله محبوبیت، موقعیت اجتماعی، عادات و رفتار مناسب و هوش بالا برخوردار باشد.
13- از آنجا که جمعیت کشور ما را گروههای سنی کودک و نوجوان تشکیل میدهد و این گروه در تعرض تهاجم فرهنگی هستند بایسته است رسانه ملی در فیلم یا سریال، نمازگزاران را از همین مقاطع سنی به نمایش بگذارد تا تأثیر بیشتری در گرایش آنان به نماز داشته باشد.
14- در برنامههای کودک و نوجوان مسئله نماز به گونهای جذاب آموزش داده شود و سعی شود از زبان خود آنان باشد که مفیدتر و اثربخشتر خواهد بود، همچنین میتوان از رهنمودهای احادیث معصومین (ع) و شخصیتهای علمی و فهقی درباره فلسفه نماز و اهمیت آن بهره جست.
15- رادیو پیام و شبکه اول رادیو با الهام از مفاهیم هنری و ادبی تأثیر عمیقتر و گستردهتری در جاذبه نماز دارد، همچنین لازم است، شبکه اول و سوم سیما به دلیل پربیننده بودن اهتمام بیشتری به امر ترویج نماز داشته باشند.
ج- تعامل رسانه ملی با الگوها
بدون تردید، توجه به علل اقبال و یا ادبار جوانان به نماز و بررسی تحلیلی آنها میتواند پیشبینی روشنی از تغییرات را در آینده به دست دهد و ضروری است که قبل از بررسی راههای جذب کودکان و نوجوانان به نماز، رویکردی گذشتهنگر و آسیب شناسانه از مجموعه عملکردها به منظور اصلاح و بهبود روشهای جاری داشت و در برنامهریزیهای آینده گام موثری در شکلگیری حرکتی فراگیر در راستای پاسخگویی برنامهریزان و دولتمردان کشور به نیازهای اخلاقی و عاطفی جوانان از طریق رسانه ملی برداشت.
هر چند بمباران اطلاعاتی و منابع فردی و فرهنگی از سوی رسانههای جمعی در بیتوجهی نسل جوان کشور به فریضه نماز بیتأثیر نبوده و موجب دین ستیزی و بیهویتی آنان شده است، اما این بدان معنا نیست که جوانان ما اهل نماز و مسجد نیستند، بلکه یادآور نکته مهمی است که جوانان در انجام مسائل دینی به الگوها و شیوه ارائه دین به دقت مینگرند.
نداشتن الگوی مناسب، علت بیتوجهی و غفلت نوجوانان از نماز است، باید اهمیت و جایگاه و آثار نماز را به شیوه امروزی و هماهنگ با اندیشه نوگرا و سیال جوان به او آموزش داد و تقویت کرد.
بسیاری از کارشناسان امور فرهنگی معتقدند که نوجوانان در گرایش به فریضه نماز به عملکرد و رفتار الگوها توجه ویژهای دارند، نوباوگان، ذهن پرسشگری دارند و برای سؤالات گوناگون خود در زمینههای اخلاقی، تربیتی و مذهبی به دنبال پاسخ قابل قبول هستند.
پس ضروری است که ابتدا جوان را شناخت، نیازها، تمایلات، احساسات و از همه مهمتر منطق و استدلال او را پذیرفت، سپس دین و فرائض آن را برای او تبیین کرد. به همین علت بسیاری از بزرگان توصیه کردهاند، فرزندان خود را مطابق مقتضیات زمان خود تربیت کنید.
به جوان امروز، دیگر نمیتوان دین و واجبات آن را با زور و خشونت تحمیل کرد و یا به شیوه موروثی آن را به وی آموخت، باید روح واقعی نماز و فلسفه همراه با عمل صحیح برای او ترسیم کرد.
باید پذیرفت که نسل جوان فعلی، ادراکات و احساساتی دارد که در گذشته نبوده است، بنابراین لازم است به او در عدم پذیرش بسیاری از سنتها، آداب و رسوم ملی و مذهبی که گذشتگان به راحتی میپذیرفتند، حق داد: در عین حال باید پذیرفت که این نسل انحرافات فکری و اخلاقی دارد که باید برای حل آن چارهجویی کرد که البته یافتن این راه بدون احترام گذاشتن به احساسات پرسشگری و تعارضات او میسر نیست.
با توجه به اینکه خواستهها و سلیقههای جوان امروز تغییر اساسی کرده، نیاز به تغییر روش در برخی سنتهای حاکم بر جامعه داریم، از سوی دیگر باید بدانیم که نوگرایی و ایجاد تحول فرهنگی و اجتماعی یک فرآیند زمان بر و طولانی است و البته، این نوگرایی باید با حفظ ارزشها انجام شود و به روح دینی جامعه و احساسات و باورهای مردم آسیب نرساند.
دولتمردان و برنامهریزان رسانه ملی هر چه چهره واقعیتری را از اسلام برای کودک و نوجوان ترسیم کنند، آنان بیشتر جذب نماز خواهند شد.
نگاه به تاریخ اسلام و سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران، مؤید همین مسئله است. شمار جوانانی که در صدر اسلام و نسل اول انقلاب به دین اسلام و فرائض دینی روی آوردند، بسیار چشمگیر بود و هر چه حکومت از اسلام واقعی دورتر شده این گرایش کمرنگتر شد.
بنابراین، وجود حاکمیت دینی بر فضای کشور میطلبد، همه مسئولان از پایه مذهبی و باورهای دینی اصیل و راسخی برخوردار باشند، عمل و گفتار آنان یکی باشد و سطح زندگی خود را با زندگی طبقات متوسط جامعه منطبق سازند.
جوان، نیاز مادی و معنوی دارد که باید مدیریت کشور بکوشد، آن را برآورده سازد و باید دانست، سوق دادن دلهای آنان به نماز و دین در گرو عملکرد مسئولین کشوری است که بر اساس خدا، دین و سیره معصومین (ع) بر مردم حکومت میکنند.
بنابراین، نمازی که نتواند از فریب، دروغگویی، بیاحترامی به افراد و حیثیت آنها جلوگیری کند برای قشر نوجوان و جوان امروزی جذاب نیست و زمانی که عوامفریبی و اهانت به حقوق دیگران در سایه دین انجام شود، نمیتوان از جوان انتظار داشت، گرایش به مذهب و انجام فریضه نماز پیدا کند.
آری، نوجوانان مملکت، به عملکرد دولتمردان و مدیران، به عنوان چهرههایی از الگوی دینی توجه به ویژه دارند و حاکمیت دین در کشور توقعات زیادی را برای این نسل به وجود آورده است.