سکانس اول:
پنجم دی ماه 1384 موزه هنرهای معاصر
یک ساعتی است که همه در سالن منتظر آغاز برنامه هستند. مجری برنامه که گویا برای این برنامه یک پالتوی نو خریده است. به شکل آشکاری مشخص میکند که زیاد در باغ نیست! قرائت قرآن و بعد پیام رئیسجمهور کمی حال و هوای همایش را میآراید. حالا همه محو تماشای نماهنگی هستند که فوقالعاده به جا انتخاب شده است!! ایمانی معاون هنری وزیر سخنرانی میکند و بعد نوبت جناب صفار میرسد. همایش دیگر نظم خود را به خوبی پیدا کرده است و برنامهها طبق برنامه! یکی پس از دیگری به اجرا در میآیند. پس از سخنرانی آیتالله حائری شیرازی که در نوع خود بدیع و مبتکرانه بود، وزیر قصد خروج داشتکه «نوری» جانباز هنرمندی که با دهان نقاشی میکند او را متوجه خود کرد؛ ایستاد و در میان آن همه هیاهو کمی از غربتش کاست. فصلنامههای هنری که به رایگان پخش میشدند بعلاوه بخش پذیرایی بیشترین مخاطبان را به خود اختصاص دادند. به خصوص که نشریات از سال 79 تا 84 یکجا جمع شده بود و برخی افه روشنگری «پر کردن قفسه کتابخانهشان» بدجوری گل کرده بود! حالا دیگر بازار گپ و گفتهای هنری و غیرهنری با آن فضای موزه و پارک لاله به شدت داغ است و این ابتدای یک همایش دو روزه بود. ...
سکانس دوم:
هنر در خدمت عدالت و مهرورزی
رئیسجمهوری در پیامی به این همایش همگان را به شستن چشمها توصیه کرد و رنگ همایش را به رنگ کابینه دولت در آورد و گفت: در تاریخ هنر انسانی، هرگاه «هنر» به ابزاری علیه عدالت و فضیلت فرو کاسته شد، درخشش، جاذبه و شکوه خود را از دست داد.
آقای دکتر سررشته اصلی مخاطبان هنر و زیبایی را مردم عنوان کرد و ادامه داد: گرچه هنر از لحاظ تکنیک جز به زیبایی مقید نمیتواند باشد، اما از لحاظ تأثیر انسانی و اجتماعیاش، نمیتوان ارتباط زیباییشناسی را با انسانشناسی و مردمشناسی قطع کرد؛ زیرا هنر تنها یک وسیله نیست که هدف آن التذاذ شخصی هنرمند باشد، بلکه در عین حال، یک «دعوت» نیز هست. احمدینژاد در پایان نیز حاضران و هنرمندان رابه زیبایی سوگند داد و از هنر در خدمت عدالت و مهرورزی، خداپرستی و انساندوستی، به هنری والا که مردان و زنان باطنبین با طبعهای لطیف آن را خلق میکنند، یاد کرد.
سکانس سوم؛
آیتالله حائری شیرازی، عدالت شرق و غرب و فوتبال!
سخنرانی آیتالله حائری شیرازی از آنجا که مفاهیم بسیاری را در قالبی ملموس و قابل فهم برای حضار عرضه داشت، مورد توجه قرار گرفت؛ بویژه اینکه سخن از ساختار دنیای مدرن امروز آغاز شود، به عدالت شرقی و غربی برسد و از آنجا هولوکاست و احمدینژاد نیز وارد میدان شوند و به مدینه فاضله و دنیای فوتبال ختم شود.
جنگ همه ملحدان جنگ برای اکراه است، آنها میخواهند مفهوم اکراه را براندازند، معنی اکراه این نیست که طرف را شلاق بزنند تا چیزی بپذیرد، وقتی جهل جهانی میشود و همان ملحدان در جهت جهانی شدن آن بکوشند، ما شاهد یک خودکشی سیاسی خواهیم بود.
وقتی در روسیه اعلام میشود که سوسیالیسم علمی است، بعد هم تردیدکنندگان را به بیمارستان میبرند، این یعنی ماکزیمم اکراه، یعنی جهانی کردن یک نظریه و منزوی کردن نظریه مقابل.
انبیا میآیند که بگویند: انسان! تو ذاتا ظرفیتهایی داری، انسان آن موقعی که علمی نبود بین من و تو رابطه جاذبه طرفینی بود، جاذبه معرفتی بود، مرا میشناختی و به ربوبیت من اعتراف میکردی، من برای تو موجودی شناخته شده بودم و ما بر همین موضوع استناد میکنیم، ما از شما این عذر را نمیپذیریم که بگویی محیط کفر بود، خدایی شدن در ذات توست.
عدالت؛ نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی...
غرب وقتی میخواهد عدالت را احیا کند، چه میگوید؟ میگوید: من اجازه میدهم که انسان خون انسان دیگر را بمکد ولی بعد این را جبران میکنیم! به صورت بیمه و حق شهروند و بیکاری و ... یعنی معذورم بدار که نمیتوانم آزادی را که دادهام محدود کنم. ...
در شرق چه میکنند، میگویند: از من عدالت مخواه، چرا که باید فقیر را با دیکتاتوری حمایت کنیم، این هم عدالت شرق است. یعنی اگر آزادی میخواهی، عدالت مخواه و اگر عدالت میخواهی، آزادی مخواه!
رئیسجمهور و حکایت لباسهای امپراطور آقای دکتر احمدینژاد همان بچهای است که میگوید: چرا شاه لخت است. امروز همان وقتی است که یکی باید بگوید تا دیگران هم بگویند.
یک نفر باید بگوید تا همه بگویند. حضرت علی (ع) به محمدبن حنیفه گفت: جمجمه خود را به خدا عاریه بده، یعنی آبروی خود را به خدا بده، به های و هوی توجه نکن، نگه به انسانهای آزاد بکن، نگه به دولتها نکن. انسان با فطرت حرف میزند. فوتبال را همه دوست دارند و کسی نمیتواند انکار کند، چرا زیباست چرا این همه مردم میآیند برای تماشا چرا که ترکیب آزادی و عدالت هر دو است.
در برنامه فیفا هر برنامهای برای همه است زیبایی فوتبال هم در همین داوری و رایت قانون است. اگر کسی بیعدالتی کند بلافاصله زشتی آن مشهود میشود. مدیریت صحیح در داوری است که با عدالت یک مدینه فاضله پدید میآید. آزادی با عدالت و توسعه همه با هم یک مدینه فاضله را پدید میآورند، در این میدان (فوتبال)، اگر نوک آستین کسی را دیگری بگیرد، کار او تمام است و این در کل جهان هم میتواند صادق باشد اگر بشود. ...
ویل دورانت، راستگوترین مورخ است، او میگوید: که هرکدام از بچههای ناپلئون مال چه کسی است. آیا دیواری از دیوار امپراطور بلندتر داریم؟ این یعنی آزادی در اروپا که بچههای یک امپراطور نیز صاحبانی دیگر دارند. در سفری ما به کشوری میرفتیم که مهمانداران آن هواپیما تقریبا برهنه بودند. در همین هواپیما، چند خانم کاملا محجبه لبنانی هم بودند. همگان به راحتی زیبایی حجاب را حس میکردند و در مقابل ابتذال زن بیپشتوانه دینی را. همچون آب که به نوبه خود زیباست ولی اگر جلوی همین آب را سد نگذاریم جریان خروشان آب ویرانی به همراه دارد.
انسان باید خود را همیشه در معرض دریافت کارت ببیند. آن وقت است که دیگر خود را همواره در برابر پروردگار خویش، حی و حاضر میبیند. آن زمان که آقای احمدینژاد از هلوکاست سخن گفت، چرا همه به ایشان حمله بردند، چون میخواست بگوید باید به همه جریانها درست و تحقیقی نگریست، نباید چیزی را جبراً پذیرفت اگر دنیا از عدالت و آزادی دم بر میآورد چرا یک دفعه همه گفتند هلوکاست را نباید یاد کرد و قضیه تمام شده است؟
آن زمان مدینه فاضله خواهیم داشت که بیطرفانه در حضور داوری عادل و مصمم به جریانات نگاه کنیم، منکر را با منکر و معروف را با معروف بشناسیم. ...
سکانس چهارم؛
حمزه وصل خیال ...
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینایی گفت: خیال برزخی میان دو دریای عالم روح و عالم ماده است، مرز میان کفر و ایمان است؛ مرز میان عقل و جهل. وی زیباییشناسی را موضوع جالب توجهی دانست و گفت: باید دید دین را زیبا میبینیم یا دید دینی، همه چیز را زیبا جلوهگر میکند. دینانی معتقد است عرفا با ماهیت خیال کاری ندارند و به کاربرد آن توجه میکنند. ... در عالم خیال، اجسام تروح مییابند و جسم روحانی میشود و در همین عالم خیال، ارواح تجدد مییابند.
دکتر دینانی با تاکید بر این که بشر باید در دین بدنبال درک و فهم «وحی» باشد تصریح کرد: جبرئیل عقل کل است، هم پر جبرئیل همه عالم را فرا گرفته است. وحی نزول آمدن است، اما نه مثل نزول باران، جبرئیل نزولی است که هیچگاه خود را پنهان نمیکند و عالم همواره از وجودش سرشار است.
سکانس پنجم؛
تفکر فلسفی شهید مطهری و دکتر جلالی
دکتر غلامرضا جلالی زیباییشناسی در تفکر فلسفی شهید مطهری را در قالب مقالهای با عنوان سرچشمههای زیباییشناسی دین در همایش ارائه کرد.
عضو پژوهشکده تاریخ دفتر تبلیغات اسلامی سرچشمههای دین و هنر را یکی میداند و معتقد است: در هر دورهای از تاریخ انسان که دین در جامعه حاکم بوده است آثار هنری همگان با رشد فرهنگ دینی و به شکلی دلانگیز و دلربا تعالی یافته است. وی محدودیتهایی که گاهی دین برای هنر فراهم میکند را بدلیل نظر جهتدار و هدفمند دین به هنر میداند و میگوید:
در جهان اسلام از میان معرفتهای گوناگون دینی، رابطه دین و هنر بیشتر در آثار عرفانی بازتاب یافته است و حکمت اسلامی کمتر به این رابطه علاقه نشان داده است و به همین دلیل به راهکارهای توسعه هنر، علی رغم نقش هنر در ساخت و ساز فرهنگ اسلامی، در فلسفه ما توجه نشده و ارتباط تنگاتنگی بین فلسفه و هنر ما به چشم نمیخورد، هر چند وجود پیوند ناپیدا را نمیتوان نفی کرد و این نکته را از کندو کاو در آثار هر سه جریان حکمت اسلامی، یعنی حکمت مشاع، حکمت اشراق و حکمت متعالیه میتوان به دست آورد.
تعریف زیبایی و هنر همواره گرفتار دشواریها، معیارهای شخصی و نگاههای متنوع و متفاوت بوده است. آنچنان که شهید مطهری فهم و شناخت حقیقت «زیبایی» را به عنوان قدر جامع همه هنرها که ذاتی آنها نیز هست، لازم میداند.
اگرچه استاد مطهری زیباییشناسی را در همه انسانها یکسان نمیداند، تربیت ذائقه حسی را رد شناخت زیبایی و خلق آثار زیبا لازم میداند و در کتاب فلسفه تاریخ خود مینویسد:
یک هنرمند باید زندگیاش آسوده و مرفه باشد تا بتواند فکرش متمرکز در کار هنر باشد والا آدمی که از یک طرف از صبح تا غروب یک کار سنگین بدنی میکند، بدیهی است که دیگر شب نمیتواند چند ساعت کار علمی یا هنری بکند. این است که جامعههایی که مردمش دائما درگیری معیشت هستند، در میان آنها هنر و علم رشد نمیکند چون فراغتی برای آنها ندارد.
هنر امری است ذوقی و تفننی و در منظر شهید مطهری، انسان وقتی ذهن و خیالش از همه جا فارغ شد، سراغ مسائل ذوقی میرود، اما وقتی که پای ضرورت در میان باشد، همه اینها را طرد میکند.
سکانس ششم؛
قرآن، زیباییشناسی اسلامی و حسن بلخاری
«تعقل و شناخت ابزاری برای شهود زیبایی هستند، عقل را ارج مینهیم چون نردبان وحدت و شهود ماست. اگر میخواهید زیبایی را در اسلام و قرآن شناسایی کنید، باید ابتدا به رویت رجوع کرده و پس از آن به ادراک بپردازید. بلخاری معتقد است آنچه پیرامون معنای ذاتی زیبایی ذکر میشود شاید تاثیراتی از انیدشههای یونانی یا هر حسی گرفته باشد ولی قطعا بنیانهای معنوی خود را وامدار قرآن و روایات اسلامی است.
بلخاری قرآن و کعبه را دو یادگار مستقیم الهی برای بشر میداند و میگوید: اولین و شکوهمندترین نوع هنر- خوشنویسی- که خود منشا هنرهای دیگری همچون نگارگری، تذهیب، کتابآرایی و ... است در قرآن و هنر معماری اصیل و معناگرای اسلامی را در کعبه در ظاهر این دو یادگار بر ما عرضه شده است. وی عمیقترین بنیانهای نظری هنر و زیباییشناسی را در کلام خداوند در قرآن متبلور میداند و معتقد است: نسبت بین محتوا و قالب یا فرم و معنا نسبتی انفکاکناپذیر است که هنر اصل اسلامی آن را توامان در خود جای داده است وی در مورد تاریخ هنر معماری اسلامی میگوید: معماری که هنر نظم بخشیدن به فضاست در اسلام بیانگر نوع نگاه ویژه هنرمندان و مهندسان به هندسه و کاربرد آن بر هنر قدسی است که الگویی قرآنی برای خود دارد و آن شرح ساخت و خانه زنبور و اشاره به ظرافتهای معماری و مهندسی در آن است. وی در ارائه مقاله خود به تفضیل به شرح نسبت میان خدا و مفاهیمی همچون «قدر، خلق، نور، صور، حسن و رنگ، با استناد به قرآن پرداخت.
سکانس آخر؛
سجده بر اعجاز...
آیتالله محمدهادی معرفت، دفتر نخستین همایش زیباییشناسی را در حالی بست که سخنان خود را در اوج هنرمندی و زیبایی از مکتب جوشان قرآن استخراج کرده بود. سراسر این بیانات درس است و آموزش. آموزش برای خطیبان صاحب منبر و درس برای ادیبان صاحب منصب. ایشان اساس دعوت به اسلام را هنر و عصاره هنر این دین راهگشا و جاوید را قرآن میداند و معتقد است که اعجاز قرآن- بیانی، تشویقی و علمی- از روز اول مطرح بوده و لایزال است. اعتراف اعراب مدعی فصاحت و بلاغت بر اعجاز بیبدیل قرآن را سند افتخار اسلام و مسلمانان میداند و میگوید: ما هنوز هم نمیتوانیم اعجاز قرآن را لمس کنیم بلکه در آن استدلال میکنیم....
ما اگر بخواهیم تنها به لفظ توجه بکنیم در کلام عرب و غیرعرب نمونههای زیادی است؛ فردوسی میگوید:
به روز نبرد آن یل ارجمند
به تیغ و به خنجر به گرز و کمند ...
چهار واژه به کاربرده است:
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست
این لفظ و نشر مرتب، سه بار در چهار کلمه اعجاز کرده است، وقتی که میخواهد مبالغه کند آنقدر اوج میگیرد که هیچ ادیبی ممکن نیست به آن درجه برسد:
ز سم ستورن در آن پهن دشت
زمین شد شش و اسمان گشت هشت...
از ین مبالغه قویتر امکان دارد؟
پس اگر ما بخواهیم تنها در این بعد هنر قرآن را ارائه بدهیم (کسانی) هستند، اما آنچه را که ما درباره اعجاز قرآن مطرح میکنیم این عبادت را خوب دقت بفرمایید، اناقه اللفظ و فخامه المعنا، این مهم است اناقه به معنای شیک گرایی است، کسی که خوش اندام و خوش لباس است و زندگی وی مرتب و منظم است، این را اناقه میگویند. انیق یعنی شیک، قرآن در عین شیکی و فریبایی پشت سرش، اهمیت و عظمت معناست. همین شعر فردوسی با آن عظمتی که عرض کردم پشت سرش چه هست؟هیچ نیست!
آیا پیامی دارد؟ آیا رسالتی دارد؟ آیا گزارش خاصی دارد، هیچی ندارد! فقط هنر است، یک تابلوی بیحس و حرکتی است. اما قرآن وقتی مطالب خود را در تابلوهای زیبا مطرح میکند، در پشت این تابلوی زیبا پیامهای شیوا و مهمی وجود دارد و عظمت آن آنجاست.
آیتالله معرفت با بیانی شیوا و شیرین از قرآنی سخت گفت که هر روز در پیش چشمهای ما هست و ما در کنارش نیستیم! سراسر زیبایی است و شعر و شعور و درس که در قالب کلماتی از جنس رهنمود و رهنما، آیه آیه بندگی و عشق را برای ما به ارمغان میآورد، لیک کجایند چشمهایی که بنگرند، لبهایی که بخوانند و عقلهایی که درک کنند؟ آیتالله معرفت در ساعات پایانی همایش حس افتخار و عزت معانی را با ارائه گوشههایی از اعجاز و هنر کتاب آسمانیمان برانگیخت. همه حضار یکپارچه غرق در پای معرف «معرفت» شده بودند و این نشانه عمق تاثیر آیات قرآن است بر روح و جان بشر گریزپای قرن بیست و یکم- البته از بیان یک انسان قرآنی- تازه آنجا بود که در میان انظار مشتاق شنیدن در مییافتی که چقدر روزمرگ، زیباییهای اطرافت را از تو دریغ کرده که نه! خودت و خودم این آیههای زندگی زیبا را مهجور کردهایم و محبوس...
24 مقاله برتر در حوزههای زیباییشناسی قرآن، زیباییشناسی نظری دین، زیباییشناسی الهیات، علم کلام، کتاب مقدس، نیایش، خاستگاه عرفانی، هنرهای اسلامی و اخلاق از مجموع 80 مقاله ارسالی به دبیرخانه حائز قدردانی شناخته شدند.
حضور اندیشمندان از کشورهای آلمان، اتریش، لبنان، یونان، واتیکان و ... نیز در همایش که مرکز مطالعات و تحقیقات هنری معاونت امور هنری وزارت ارشاد برگزار کرد، خود مبین این موضوع حیاتی است که دین و زیباییشناسی دین، امروز دغدغه جامعه بشری است.