بدون تردید یکی از ضرورتهای حیاتی امروز جامعه ما فقدان و یا ضعف تئوریک در ابعاد مختلف نظام فرهنگ، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در راستای اهداف انقلاب اسلامی است. خاستگاه این معجزه قرن تشکیل جامعه اسلامی و آرمانی مبتنی بر قسط و عدالت بود که در پرتو آن انسانها بتوانند سیر الی الله پیدا کرده و با تعالی روح و تقویت معنویت، حیات طیبه خود را در ابعاد فردی و اجتماعی محقق سازند. اینک انقلاب اسلامی با گذشت بیش از دو دهه فراز و فرودهایی را در جهت توسعه و تقویت فرهنگ دینی طی کرده است که بنابر تحقیقات انجام شده و آمارهای موجود در این کتاب روحیات مادی گرایانه و رفاهطلبی در عموم مردم افزایش و سطح رفتار و اعمال مبتنی بر دین و ارزشهای اسلامی در مردم کاهش پیدا کرده است. اگرچه در فرایند پیدایی پدیدههای اجتماعی عوامل و متغیرهای متعددی دخیل و هر کدام به میزان وزن خود در ظهور آن پدیده تاثیر گذارند، اما به جرات میتوان گفت که مهمترین متغیر مستقل در تقویت فرهنگ دینی جامعه تبیین مستقیم نصوص دینی (آیات و روایات) از منظر اجتماعی و متناسب با نیاز جامعه همراه با بهرهوری از دانشهای گوناگون و بهرهمندی از تجارت و نظرات اندشمندان جهت نهادینهشدن آنها در جامعه میباشد که در این راستا محافل عملی، آموزشی، پژوهشی و علما و فضلای حوزههای علمیه و دانشگاهها رسالت اصلی را به دوش دارند. با امید به این که کیهان بتواند گامی هر چند کوچک در این مسیر برداشته و حلقه واسطهای باشد میان حوزههای علمیه، دانشگاهها و مراکز پژوهشی تا انشاءالله این آمیزه مبارک بیش از پیش تقویتشده و تمامی آحاد جامعه به ویژه مسئولین و کارگزاران نظام از رشحات نورانی قرآن و عترت متناسب با مقتضیات زمان و مکان بیشتر بهرهمند گردند. اینک با ذکر این مقدمه به سراغ موسسه فرهنگی - هنری عرش پژوه میرویم که توسط جمعی از عاشقان راه امام خمینی(ره) با هدف تبیین دیدگاههای اجتماعی اسلام به منظور ساماندهی و توسعه فرهنگ دینی در جامعه تاسیس شده و تاکنون کتابهایی را در این زمینه منتشر کرده است. اگر چه این موسسه نوپا و در آغاز راه است، اما انگیزه و هدف مؤسسین آن بسیار میمون و مبارک بوده امید است مسئولین آن با غنابخشی بیشتر به آثار و مکتوبات خود و استفاده از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل حوزههای علمیه دانشگاهها و مراکز پژوهشی، الگویی برای سایر عاشقان ولایت باشند.
کتابی را که از این موسسه در صدد توصیف محتوای آن هستیم، رویکرد بانیان آن را نسبت به دین، جامعه، فرهنگ و توسعه فرهنگ دینی در جامعه ایران نشان میدهد که در قالب هفت فصل و پنج نمودار و در 138 صفحه تنظیم گردیده است.
در فصل اول به متغییرهای اساسی شامل فرهنگ، دین، توسعه و توسعه فرهنگ دینی اشاره دارد و در بیان مفهوم فرهنگ مینویسد: «فرهنگ عبارت است از باورها و ارزشهایی که از جهانبینی انسانها نشات میگیرد و در عرصههای مختلف (حیات و زیست اجتماعی و فردی) زندگی متجلی میشود» در این تعریف متغیر مستقل جهانبینی و متغیر وابسته باورها و ارزشها است. عامل تغییر باورها و ارزشها و در نهایت فرهنگ، جهانبینی است. جهانبینی مبدا و منشا فرهنگ انسانی به حساب میآید. لذا هرگونه توسعه و تغییر در جهانبینی باعث تغییر در فرهنگ میگردد. با این نگاه به هر میزان جهانبینی پویا و فعالتر باشد و نظم منطقی در ارتباط با باورها و ارزشها و تجلیات آنها برقرار باشد، فرهنگ نیز پویاتر خواهد بود و به هر میزان، جهانبینی راکد و غیرفعال باشد و یا این که ارتباط اجزا و جلوههای فرهنگ با جهانبینی سست شود فرهنگ نیز سست میشود.
در تعریف دین (اسلام) مینویسد: «دین عبارت است از باورها، ارزشها، مناسک و رفتارهایی که ریشه در وحی الهی و فطرت انسانی دارد و در عرصههای مختلف زندگی بشر متجلی میگردد. در این نگاه، اسلام، نام «تنها دین خداوند است» که به هیچ ملت و قومی وابسته نیست و تمامی ادیان الهی پایههای آن را در جوامع مختلف بنیان نهاده و هر یک از پیامبران الهی مرحلهای از آن را طی کردهاند. این دین به وسیله خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) به عنوان دینی جامع برای تامین سعادت دنیوی و اخروی بشریت، در همه زمانها و مکانها ابلاغ شده است و با «نعمت ولایت» کامل گردیده و ساز و کار پویایی، اجرایی بودن و به حرکت درآمدن آن در بستر زمان و مکان با همراه شدن «ثقل اکبر و ثقل اصغر» تضمین شده است. نویسنده کتاب در ادامه این فصل در بیان مفهوم توسعه میافزاید:
«واژه توسعه و مدلهای مختلف آن که به صورت اجمالی از نیمه قرن نوزدهم و به صورت تفصیلی و صریح آن از نیمه قرن بیستم مطرح گردیده است. چیزی نیست مگر بیان اقتصادی و تئوریک تحقق دنیایی بر مبنای عقل منقطع از وی و دائر مداری بشر و حاکمیت نفس اماره.»
و بالاخره در پایان این فصل توسعه فرهنگ دینی را این گونه بیان میدارد: «فرهنگ دینی» فرهنگی است که از زلال وحی بهرهمند گردیده است و عوامل تاثیرگذار و سازنده آن چون علم، خرد، محیط و تجربه بشری، از بینش و معرفت الهی باردار گشته است و جهانبینی الهی را به وجود آورده، این جهانبینی که قلب فرهنگ میباشد از هوای الهی بهره میبرد و لایههای آن شفاف، پویا و متعالی گردیده و مهیا میشود تا باورها ارزشهای الهی را از خود انعکاس دهد و در رفتار بیرونی متجلی شود.»
در فصل دوم عوامل اثرگذار یا ذی نفوذ در توسعه فرهنگ دینی را بیان داشته و مینویسد: «مطالعات و بررسیهای انجام شده نشان میدهد که مهمترین عوامل دارای نقش در فرهنگ دینی عبارتند از: مجموعه حاکمیت، مردم و تاثیرات بینالمللی. که هر یک از این عوامل به طور کلی میتوانند به زیر مجموعهها و انشعابات قابل تفکیکی تقسیم شوند.»
در فصل سوم به وضعیت موجود فرهنگ دینی کشور به روایت پژوهشها پرداخته و اظهار میدارد: در سطح بینشی و نگرشی:
1- دینداری مردم در بعد عقلی و فهمی رشد بیشتری داشته است.
2- تولیدات فکری و فرهنگی در عرصههای دینی افزایش داشته است.
3- پرسشها و مسئلههای دینی جدیدتری در جامعه به وجود آمده است و به تناسب آن اجتهاد آن اجتهاد دینی هم فعالتر شده است.
در سطح رفتار و اعمال مبتنی بر دین بنا بر تحقیقات و نتایح آمارها:
1- روحیات مادیگرایانه و رفاهطلبی در عموم مردم رشد داشته است.
2- تقلب، رشوه، غل و غش در معاملهها، دروغ و بیانصاف در مناسبات اقتصادی و اجتماعی افزایش داشته است.
3- فعالیتهای خیرخواهانه، در قالب نهادهای مردمی و غیردولتی رشد کمی و کیفی داشته است.
4- به تناسب افزایش سطح سواد در اقشار مردم به ویژه دانشجویان، عمل به احکام دینی کاستی داشته است و رعایت نشدن ارزشهای دینی و اجتماعی در جامعه بیشتر شده است.
در سطح عمل به مناسک و احکام دینی
1- پایبندی به تکالیف جمعی دینی، مانند نماز جماعت و حضور در مساجد، مجالس دعا و روضه، روند نزولی دارد.
2- توجه به برخی از مناسک دینی نظیر اعتکاف به خصوص در بین جوانان رشد کمی بالایی داشته است.
همچنین در فصل چهارم «در بیان مدل مطلوب توسعه فرهنگی دینی در جامعه ایران است» آمده است: رسالت و هدف غایی «معطوف شدن بینش، سلوک، رفتار، کنشومنش مردم و دولت به سوی مطلوبیتها و آموزههای دینی و اسلامی متناسب با مقتضات زمان و مکان است که با راهبردهای زیر عمل میگردد: الف) تعمیق جهانبینی الهی و اسلامی از طریق اعتلای معرفت و فکر دینی، افزایش دانایی و زدوده شدن جهل، خرافات و بیخردی در فرد و جامعه «حوزه نظر و اندیشه»
ب) تبلور و تجلی ایدئولوژی و فکر اسلامی در عمل و رفتار جامعه، مردم، ساختار حکومت و کارگزاران نظام «حوزه عمل» انگیزه و رفتار.»
در فصل پنجم در بیان موانع، آسیبها و چالشهای توسعه فرهنگ دینی در عرصه تدوین، اجرا و نظارت به مواردی اشاره میکند که چکیده بیش از نود مصاحبه عمیق با نخبگان حوزوی، دانشگاهی و اجرایی کشور و حاصل دو پژوهش است که سوابق آن بالغ بر سه هزار صفحه در موسسه فرهنگی هنری عرش پژوه موجود است. در فصل ششم هجده سیاست کلان نظام در عرصه تدوین، اجرا و نظارت بر استراتژیهای توسعه فرهنگ دینی را نام برده و بالاخره در فصل هفتم تحت عنوان تبیین و تفسیر سیاستها معطوف به مدل مطلوب و آسیبها در سه مرحله این سیاستها را با استفاده از الگوی جامع مدیریت استراتژیک مطرح می کند.
مرحله اول: سیاستهای کلان برای تدوین استراتژیها
مرحله دوم: سیاستهای کلان برای اجرای استراتژیها
مرحله سوم: سیاستهای کلان برای ارزیابی و نظارت بر استراتژیها