تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۶۱۹۷۰

از تاریخ به جامعه‌شناسى


درباره ناصر تکمیل همایون
ناصر تکمیل همایون، تاریخ پژوه و جامعه شناسى و فرهنگ، متولد ۱۳۱۵ قزوین
- اخذ مدرک دکتراى تاریخ از دانشگاه سوربن فرانسه ۱۳۵۱
- اخذ مدرک دکتراى جامعه شناسى از دانشگاه سوربن فرانسه۱۳۵۶
- استاد دانشگاه هاى تهران و شهید بهشتى و...
- مدیر پروژه پژوهشى جاده ابریشم و تهران شناسى
- عضو هیأت علمى پژوهشگاه علوم انسانى
- مدیر علمى مجموعه «از ایران چه مى دانم؟»
 برخى از تألیفات او عبارتند از: جاده ابریشم، تاریخ اجتماعى و فرهنگى تهران (۳جلد) کتابشناسى تهران، تاریخ نظامى ایران، تاریخ تهران، میهن و میهن دوستى در ایران، سرگذشت دریاى مازندران، مرزهاى ایران در دوره معاصر، تاریخ ایران در یک نگاه، گستره فرهنگى و مرزهاى تاریخى ایران زمین و...
کیوان آرام: ناصر تکمیل همایون از آن دسته آدم هایى است که ریموند پوپر براى بسط و گسترش علم و دانایى توصیه مى کند. «دایرة المعارفى از علوم مختلف». فلسفه نمى داند که مى داند. جامعه شناسى نخوانده که خوانده و تاریخ نمى داند که دکترایش را دارد. پس تعجبى ندارد اگر از او هم اثر جامعه شناختى چون «تاریخ اجتماعى و فرهنگى تهران» ببینیم و هم مجموعه «کتاب شناسى تهران را.»
ناصر تکمیل همایون متولد سال ۱۳۱۵ است. اهل قزوین است. پس از اتمام چهار سال دوران تحصیلات ابتدایى از قزوین به تهران مى آید و پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه در رشته فلسفه و علوم تربیتى در دانشگاه تهران به تحصیل مى پردازد و پس از اخذ درجه کارشناسى ارشد در رشته علوم اجتماعى از دانشگاه تهران راهى فرانسه مى شود و در آنجا در مقطع دکتراى تاریخ فارغ التحصیل مى شود و از دانشگاه سوربن فرانسه (که دکتراى تاریخش را از آنجا گرفته بود) پس از گذشت ۵ سال دکتراى دیگرى در رشته جامعه شناسى اخذ مى کند.
به همین خاطر هم هست که تکمیل همایون به همان شیوایى و دقت از تهران مى نویسد که از تاج محل مى گوید و از آن بهتر مى تواند تاریخ قزوین را تحلیل کند و سپس کتابى درباره مازندران بنویسد.
پس نباید از انتصاب او به سمت مدیر علمى مجموعه «از ایران چه مى دانیم؟» چندان تعجب کنیم که تعجبى ندارد. در عوض در مقابل باید پرسید «چه کسى بهتر از ناصر تکمیل همایون.» درباره انگیزه انتشار این مجموعه مى گوید: «علت اصلى پرداختن به این مجموعه، ناچیز بودن اطلاعات مدون و ساده در رابطه با شناخت فرهنگ و تمدن ایران است.» و الحق والانصاف که تلاش او براى معرفى تدوین مجموعه اى که هم عناصر مادى فرهنگ را معرفى کند و هم به عناصر معنوى آن بپردازد، پرثمر و پربار بوده است.
تکمیل همایون درباره این مجموعه مى گوید: «در تألیف این کتاب ها تلاش کرده ایم تا مطالب را به زبانى ساده و جوان پسند منتشر کنیم و به همین جهت مجموعه کتاب هاى «از ایران چه مى دانیم» با استقبال جوانان ایرانى داخل و خارج از کشور مواجه شده است وعده زیادى از دوستان و آشنایان براى نزدیکانشان در خارج از کشور این کتابها را پست مى کنند.» البته تکمیل همایون هرگز روزى که طرح انتشار کتاب هایى در مورد ایران شناسى را در دفتر پژوهش هاى فرهنگى طرح مى کرد، فکر نمى کرد که «کار تا این مرحله ادامه پیدا کند و پنجاهمین شماره آن را هم منتشر کنند.»
گر چه او خودش به این که «سال ها پیش، شاهد انتشار سلسله کتابهایى با عنوان چه مى دانم» بودیم معترف است و مى گوید: «اگر تا به حال انتشار آن مجموعه ادامه مى یافت شاید ۳ هزار جلد کتاب با این عنوان کلى داشتیم. اما چاپ آنها متوقف شد. بعد آستان قدس کارى شبیه به آن را آغاز کرد که آن هم استمرار نیافت. زمانى هم که فکر انتشار کتاب هایى از ایران چه مى دانم در دفتر فرهنگى مطرح شد و کار را آغاز کردیم نمى توانستیم تصور کنیم این مجموعه آنقدر دوام بیاورد که پنجاهمین جلد آن هم منتشر شود.»
دلیل عمده موفقیت این مجموعه را باید در نگارش ساده و ویرایش جوان پسند آن جست و جو کرد و انتشار این مجموعه و استقبال از آن نشان داد که هنوز اعتقادات ملى و میهنى جوانان بسیار قوى است و دغدغه هویت خود را دارند. با این همه خود تکمیل همایون مجموعه «از ایران چه مى دانم» را متعلق به جوانانى مى داند که در مقطع کارشناسى تحصیل مى کنند. او مى گوید: «این مجموعه حتى مى تواند براى کسانى سودمند باشد که در رشته تاریخ تحقیق و مطالعه نداشته باشند. چون هم براى جوانانى نوشتیم که با فرهنگ ایران مى خواهند آشنا بشوند، هم براى کسانى که در این رشته غیر متخصص هستند و مى خواهند در حوزه فرهنگ، تاریخ و مسائل اجتماعى ایران آگاه باشند. این کتاب ها هم کمک مى کند که به کسانى که مى خواهند با یک نگاه تاریخ ایران را قبل از ورود آریایى ها تا زمان حاضر بخوانند.»
البته کار تکمیل همایون و تیم تحت سرپرستى او براى نوشتن این تاریخ «فوق العاده مشکل» بوده. خودش معتقد است: کسى که مقدارى کار تاریخى کرده باشد، نسبت به همه رویدادها علاقه مند مى شود و گویى با آنها نوعى رابطه خانوادگى پیدا مى کند. من سعى کردم آنچه که قوى تر ومؤثرتر است و بیشتر مورد توجه مورخان قرار گرفته را انتخاب کنم.
تکمیل همایون از وقتى قرار است شرح مبسوط ترى از مشکلاتش در راه تاریخ نویسى را بیان کند مى گوید: زمانى که با کمبود منابع (براى پرداختن به تاریخ) روبرو مى شویم یا با مسائلى که مبتنى بر حب و بغض سیاسى، اجتماعى و مذهبى است مواجه مى شویم، از آن دوران دیگر تاریخ کنونى شروع مى شود و تاریخ کنونى، دیگر صددرصد نمى تواند معتبر باشد مگر روزى که همه اسنادو مدارک در اختیار محقق و مورخ قرار بگیرد.
باید حق را به او بدهیم چه تاریخ معاصر ایران گاهى از طرف کسانى نوشته شده که به هر حال غربى مى اندیشیدند. اینها دو نوع بودند، یک نوع غربى فکر مى کردند و غربى مى نوشتند. بعضى غربى فکر مى کردند و سعى داشتند از دیدگاه غربى تاریخ را دگرگونه مى بینند و از واقعیت دور مى شود بنویسند. کسان دیگرى هم بودند که در دوران کمونیستى تاریخ نویسى شان مبتنى بر ایدئولوژى مارکسیستى و ماتریالیستى تاریخى بود. آنها هم از واقعیت هاى تاریخى دور مى شوند و به ذهنیت هاى خودشان متکى اند. اگر واقعیت ها با ذهنیت شان بخواند نقل مى کنند و اگر نخواند رها مى کنند.
از میان کتابهاى تکمیل همایون مى توان به اثر شگرف او یعنى «گستره فرهنگى و مرزهاى تاریخى ایران زمین» اشاره کرد. گستره فرهنگى مد نظر همایون در این کتاب عبارت است از گستره زبان فارسى، زبان سعدى، زبان خوارزمى، زبان بلخى، زبان طغارى و تمام زبانهاى ایرانى. به قول خودش «اگر به جاى زبان فارسى بگوییم زبان ایرانى، درست تر است. فرهنگ هم که تنها زبان نیست. آداب و عادات و رسوم و دین و اسطوره ها و... همه چیزهاى مشترک که در میان ما هست.»
حوزه جغرافیایى او در این کتاب، همان حوزه اى است که تمام جغرافیدانان ما مثل مؤلف حدود العالم حمدالله مستوفى، مقدسى و دیگرانى است که گفتند ایران زمین کجاست؟ و آنها نظر داشتند. ایران زمینى که از سیردریا و آمودریا و از پایین هم از سند شروع مى شود و تا به نهر دجله و فرات مى رسد و قسمت شمالى اش هم از دریاى خوارزم تا آن سوى خلیج فارس را دربرمى گیرد. «این محدوده ایران زمین بوده است.» البته به معناى فرهنگى آن، نه به معناى سیاسى اش. خودش مى گوید: این گستره را در آن کتاب معرفى کرده ام تا به دوران مادها و هخامنشى ها رسیدیم و از آن جا به این پرداختیم که دولت هایى که به وجود آمدند، چه مقدار در این گستره ایران زمین حاکمیت یافتند و بعد مباحث را به دوران جدید رساندیم که مرزها به وجود مى آید. از دوران قاجار، ایران از گستره فرهنگى به گستره حکومتى تبدیل مى شود.
تکمیل همایون این کتاب را براى چه نوشته است؟ خودش مى گوید: خواستم به ایرانى ها بگویم که ایران فرهنگى محدوده اش تا کجاست و این حکومت ها که در طول تاریخ در ایران تشکیل شده اند، چقدر بر این گستره تسلط داشتند، چون بعضى شان بر تمام این گستره حاکمیت داشتند و بعضى شان بر بخشى از این گستره حاکمیت نداشتند. مقاطعى هم بوده که چندین سلسله بر این گستره حاکمیت داشته، یعنى ایران زمان آل بویه، این اصطلاح و این مفهوم غلط است. باید بگوییم قلمرو آل بویه در ایران، با قلمروغزنویان در ایران، بعضى ایرانى بود که هر خاندانى بر بخشى از جغرافیاى آن حاکمیت داشت. در دوران معاصر هم خواستم به جوانان نشان دهم که در هر چهار جانب ایران حتى یک وجب مرز نداریم که این مرز طبیعى و قانونى و فرهنگى و اعتقادى و دینى و نژادى باشد بین ما و همسایگان ما.
گر چه تکمیل همایون موفق به اخذ دو دکترا در رشته هاى تاریخ و جامعه شناسى از دانشگاه سوربن فرانسه شد اما ۱۵ سال طول کشید تا او به ایران بازگردد و سرانجام در سال ۱۳۵۶ او به ایران بازگشت و در عرصه پژوهش فعالیت خود را آغاز کرد و مسؤولیت پروژه «جاده ابریشم» و «پژوهش درباره تهران» را بر عهده داشت و همین پژوهش هم به او کمک شایانى در انتشار کتاب ۳ جلدى «جاده ابریشم» و «تاریخ اجتماعى و فرهنگى تهران» و «کتابشناسى تهران» و همچنین کتابى در باب «تاریخ نظامى ایران» کرد.
یکى از موارد مورد علاقه و پژوهش تکمیل همایون مسأله ناسیونالیست ایرانى و تفاوت هاى آن با ناسیونالیست غربى است. او در این باره مى گوید: ناسیونالیسم غرب متعلق به دوره اروپا محورى است. اروپا در آن دوران به تفکرى رسید که تمدن و پیشرفت خود را مرهون خصیصه اى دانست که به مرور ریشه هاى آغازین اندیشه نژادى گردید و تحول آن به ناسیونالیسم نازیستى هیتلر و جذب فاشیست ایتالیا رسید و آنها خودشان را ناسیونالیست مى دانستند و این ناسیونالیسم اروپایى که از زمان بورژوازى پیدا شد و با سرمایه دارى گره خورد تجاوزگر و استعمارى بود و این ناسیونالیسم در ایران پدید نیامد.
از منظر تکمیل همایون بورژوازى و فئودالیسم به آن صورتى که در اروپا وجود داشته است در ایران نبوده است و «ناسیونالیسم ما بر پایه ایران باورى است که ریشه تاریخى آن به قبل از اسلام باز مى گردد که بعدها متحول شده است و در زمان کوروش ملت باورى تاریخى به وجود آمده که با آنچه امروز ملت باورى است متفاوت است.»
او مى گوید: ملت باورى در جامعه ما با سرمایه دارى پیوند ندارد و جامعه ما هیچگاه نژادگرا نبوده است و هیچگاه نگفته ایم که نژاد ما برتر از دیگران است. ناسیونالیسم ما طرفدار استعمارکردن کشورهاى دیگر هم نبوده است. ناسیونالیسم ما آزادى بخش است. ما براى اینکه از زیر سلطه امپریالیسم و استعمار نجات پیدا کنیم به ناسیونالیسم ایران پناه برده ایم. در حالى که ناسیونالیسم اروپا براى به زانو درآوردن ما بوده است.
به همین دلیل او معتقد است ما باید به جاى واژه ناسیونالیسم از واژه ملت گرایى استفاده کنیم و شاید واژه خارجى آن ناسیونالیتاریسم بتواند جایگزین آن شود. «یعنى آنچه که به نهضت هاى رهایى بخش جامعه ما مربوط است و نشان مى دهد که ما مى خواهیم به هویت ملى خودمان برگردیم و از زیر سلطه خارجى نجات پیدا کنیم و در عین حال طرفدار منافع ملت هم هستیم. نه طرفدار یک گروه خاص قومى یا منطقه اى یا اقتصادى.»
البته به زعم تکمیل همایون هویت ملى ما از زمان مغول، تیمور و در زمان صفویه تغییرات زیادى داشته است و در دوران قاجار با سلطه استعمار روس از طرف شمال و انگلیس از طرف جنوب و آمریکا در ۴۰ ، ۵۰ سال اخیر در موقعیت خاصى قرار گرفته است و ارتباطات جهانى هم باعث شده که هویت اصلى ما و بسیارى از جوامع دیگر تضعیف شود.
به همین علت هم هست شاید که تکمیل همایون مى گوید: «تا اعتقادات ملى وجود نداشته باشد، اصلاً وفاق اجتماعى وجود ندارد.وفاق اجتماعى زمانى است که جامعه اى در کارهایى که مى خواهد انجام دهد توافق داشته باشد. البته این توافق باید روى یک پایه اى قرار گیرد. بر اساس منافع اقتصادى یا منافع فرهنگى یا مصالح یک جامعه باشد و مجموعه اینهاست که وفاق اجتماعى را در جامعه به وجود مى آورد.»
در دوره اى که خطرات بیشمارى ملیت و هویت ایرانى بودن ما را تهدید مى کند مرور آثار و اعتقادات امثال ناصر تکمیل همایون شاید چندان هم خالى از فایده نباشد. این گوى و این میدان! کو مرد کارزار و دلاور پیکار؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات