نفیسه کوهنورد
دنیاى سیاست بسیارى از زمانها جلوه هاى دردناکى دارد؛ جلوه از آن جهت که بیننده را حیران مى کند و دردناک از این رو که بى رحمانه مى تواند ویران کند، بگذرد و فراموش کند، بى آنکه خود را درگیر احساسات انسانى نماید و به دلیل خاطره اى دچار سکون شود.
جمهورى خود خوانده قبرس یکشنبه پیش با مردى وداع کرد که ۳۰ سال به عنوان رئیس جمهورى خوانده مى شد. در واقع او هویت جمهوریت را براى ترکهاى قبرسى به همراه آورده بود.هرچند که هیچ کشورى جز ترکیه چنین هویتى را نپذیرفت.
اما همین هویت به مدت ۳۰ سال ، شمال نشینان قبرس را از فرصت هایى که جنوبى ها بهره مند بودند، محروم کرد.
هر اندازه هم که ساحل بخش شمالى زیباتر و بکرتر از جنوب جزیره باشد، عدم پرواز هواپیماها وتحریمهاى اقتصادى بین المللى ، عملاً اقتصاد ترکهاى قبرس را بى معنا کرده بود. البته ترکیه به عنوان مام میهن سالها سعى کرد این کودک را تغذیه کند و شاید چند هتل زیباى پنج ستاره و دو دانشگاه بسیار معتبر نیز حاصل رفتار مادرانه آنکارا بود. اما هیچ یک از اینها به قدر کفایت نتوانست فقر بنیادین در این منطقه را بپوشاند و سرانجام مردمان شمال جزیره را بر آن داشت که در همه پرسى ۲۴ آوریل ۲۰۰۴ نظرشان را نسبت به طرح صلح دبیرکل سازمان ملل متحد ابراز کنند.
از این رو همه پرسى اى که سالها سخن گفتن از آن خیانتى بزرگ محسوب مى شد و «رئوف دنکتاش» وسران و نظامیان جمهورى ترکیه اندیشیدن به آن را ممنوع کرده بودند، با پاسخى کوبنده مواجه شد: «مردم قبرس شمالى گفتند که روزگارى دیگر مى خواهند؛ زندگى مرفه و پیشرفته حتى اگر بهاى آن آمیختن با کسانى باشد که همواره از آنان به نام دشمن یاد کرده اند، یعنى یونانیان جنوب جزیره».
دنکتاش نتیجه همه پرسى را نیز که ۷۰ درصد پاسخ مثبت به طرح عنان بود، تقلب دانست و توطئه بیگانگان براى از بین بردن استقلال جمهورى قبرس شمالى . اما چاره اى جز پذیرفتن آن نیز نداشت ، گرچه باز ، فریاد مردمش را نشنیده گرفت که آشکارا مى گفتند که دیگر او را نمى خواهند. رئیس جمهورى ۸۰ ساله پس از همه پرسى اعلام کرد که ازمقامش کناره گیرى نکرده و به قولى بیدى نیست که از این بادها بترسد، اما شاید آن زمان نتوانست دریابد که بادها به توفانى تبدیل خواهند شد. توفانى که در نهایت او را مجبور کرد که در آستانه انتخابات ریاست جمهورى قبرس شمالى از مقام خود کناره گیرى کند.
گرچه بسیارى از تحلیلگران بر این باورند که دنکتاش سالها براى شنیدن این صداها فرصت داشت، اما او حتى زمانى که نوه اش روادید بخش یونانى نشین قبرس را گرفت، چشم بر واقعیت بست. حتماً نوه اش به یاد داشت که پدر بزرگش گرفتن گذرنامه یونانى را خیانت خوانده و چنین عملى را مستوجب دوسال زندان دانسته بود.
اما ترک هاى قبرس تا چه زمانى مى توانستند به جایگزین هاى رفاه و آسایش در زندگیشان احترام بگذارند.
انتخابات ریاست جمهورى نیز که به پیروزى «محمد على طلعت» رهبر حزب جمهوریخواه ترک قبرس با بیش از ۵۰ درصد آرا انجامید، بار دیگر مهر تأیید برخواسته هاى ترکهاى جزیره قبرس بود و «نه» بزرگى به سیاستمداران کهنه البته تأثیر فشارهاى اتحادیه اروپا بر ترکیه و شمال قبرس براى پایان دادن به بیش از سه دهه تنش و یافتن راه حلى براى تشکیل جمهورى واحد در قبرس را نیز نمى توان نادیده گرفت. انکار نمى توان کرد که اگر فشارهاى بین المللى نبود، شاید هنوز هم سران ترکیه و مردان قدیمى قبرس شمالى حاضر به باز کردن فضا و پذیرفتن واقعیتها نداشتند. هرچند ، حزب مقتدر عدالت و توسعه ترکیه در دو سال اخیر با کناره گیرى آرام از دعواى قبرس و این اواخر، با حمایت ضمنى از طرح عنان و سیاستهاى طلعت نشان دادند که دیگر حاضر نیستند این طفل نارس را دنبال خود بکشند و آینده خود در راه اتحادیه اروپا را فداى آن کنند.
و از دیگر سو، حتى اگر آنطور که مخالفان طلعت از دوسال پیش زمزمه مى کنند، آمریکا نیز به نوعى در تحولات جزیره نقش داشت و خواهان خروج نظامیان ترک و یونانى از قبرس بود که مى تواند زمینه را براى ایجاد پایگاههاى آمریکایى در مدیترانه فراهم آورد، باز هم نمى شود حضور ترکهاى قبرس مخالف دنکتاش در انتخابات را تنها در چارچوب نقش بیگانگان تفسیر کرد.
«احمد نجدت سزر» رئیس جمهورى و «رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه پس از اعلام نتایج انتخابات، از دنکتاش به عنوان قهرمان یاد و از رشادتهایش تجلیل کردند. اما واقعیت این است که تاریخ مصرف قهرمانها نیز مى گذرد. گرچه هنوز موزه اى در «گیرنه» شهر زیباى شمال قبرس وجود دارد که یادآور جنگ خونین جنوبى ها و شمالى هاى جزیره است و هنوز لکه هاى خون فرزندان یک دکتر ترک بر کاشیهاى حمام در این موزه مانده است اما نسل جوان و جدید شمال جزیره هیچ از آن دوران به یاد ندارند حتى وقتى از برخى جوانان شهرهاى اطراف گیرنه درباره این موزه مى پرسیدم از وجود آن هم بى اطلاع بودند یا تمایلى به دیدن آن نداشتند چرا که از نظر آنها هیچ یک از اینها بیکارى و ناامیدى آنها را درمان نمى کرد. اما جالب آنکه بسیارى از جوانان در گیرنه و لفکوشا بر این باور بودند که حتى اگر پیوستن به جنوب جزیره و راهى شدن به سوى اتحادیه اروپا نیز سختى هاى دیگرى مانند بالا بردن سطح استاندارد کاریابى را فراهم آورد و یا ماهیت ترکها را در یونانیان جزیره که جمعیتى چندبرابر را دارا هستند ذوب کند باز هم ماندن در پشت دیوارهاى تحریم دیگر خوشایندشان نیست، اما همه نیز معتقد بودند که تا زمان حضور دنکتاش هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و نخست، او باید برود و بعد آنها بتوانند به دردهاى دیگر برسند.
دردناکى جلوه انتخابات قبرس این است: دنکتاش پس از سالها مقاومت ناچار شد صندلى خود را به کسى واگذار کند که روزگارى او را خائن وطن نامیده بود.