وهبه مصطفى الزحیلى /ترجمه محمد مقدس
هم اهل سنت و هم شیعیان، همگى باید کار حساب و رسیدگى به خطاهاى [بندگان خدا] را اعم از اینکه مربوط به عدالت صحابه یا زیر سؤال بردن برخى از آنان یا مسأله خلافت یا امامت و نیز متعلق به مسائل اجتهادى باشد، به خدا واگذارند. چرا که مثلاً در خصوص اجتهاد و مجتهد، اگر درست اجتهاد کرده باشد دو ثواب و اگر خطا کرده باشد یک ثواب برایش منظور مى شود. چون به هر حال بیشترین تلاش خود را براى نیل به حق و صواب به کار برده و تا وقتى که از پختگى علمى، توانایى اجتهاد، حسن نیت، عدالت و پرهیزکارى برخوردار است و کسى از او لغزش و خطاى فاحشى ندیده، توان و امکان مساعدى براى نیل به حق و راه هدایت، دارد. اصل راهنماى اهل سنت در این میان چنین است: نباید آن خونهایى را که خداوند متعال شمشیرهاى ما را از آن پاک ساخته به زبان آلوده سازیم. آنچه میان صحابه اتفاق افتاده، نوعى اجتهاد است زیرا به نظر ما، صحابه، افراد عادلى هستند.
ح - اهل سنت و شیعیان در گرامیداشت اهل بیت و محبت و دوستى آنان، وجه ا شتراک دارند زیرا خداوند خود در قرآن مى فرماید: «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى» (سوره شورى - ۲۳) (بگو: براى این رسالت از شما مزدى نمى خواهم جز دوستدارى خویشاوندان خود را) در حدیث آمده است؛ «فرزندان خود را بر سه خصلت، تربیت کنید: عشق به پیامبر، عشق و محبت به خاندان او و تلاوت قرآن. زیرا حاملان قرآن روزى که در آن سایه اى جز سایه خدا نیست همراه با پیامبران و برگزیدگان خداوند، زیر سایه خدا خواهند بود.» نمازهاى واجب یا مستحب نیز جز با سلام و درود بر محمد و آل محمد، صحیح نیست.
و این خود روزنه امید و اساس همگرایى و تحقق وفاق میان اهل سنت و شیعیان است؛ هر چند شیعیان مفهوم اهل بیت را تنها به اصحاب کسا (آل عبا) (على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام) منحصر مى سازند و اهل سنت، گستردگى بیشترى به آن داده و مى گویند: درست تر آن است که آنها کسانى هستند که زکات برایشان حرام شده و شامل خاندان على، خاندان جعفر، خاندان عقیل و خاندان عباس مى شود.
امهات المؤمنین [زنان پیامبر (ص)] نیز در شمار اهل بیت قرار دارند زیرا خداوند متعال در آیه وارده درباره آنها با عنوان : «یا نساء النبى (ابتداى آیه ۳۲ سوره احزاب) (اى همسران پیامبر) آورده است : «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا» (سوره احزاب - ۳۳) (خداوند مى خواهد از شما اهل بیت هر پلیدى را بزداید و شما را به شایستگى پاک گرداند.)
ط - مشارکت در تألیف مقاله ها و پژوهش هاى مقایسه اى در زمینه هاى اسلامى شیعى یا سنى، در سوریه و لبنان، به منظور نزدیک سازى دیدگاهها به یکدیگر، کاهش حدت و شدت تعصب ها و تنش هاى مذهبى و اصرار بر ساختن پلهاى همکارى، تسامح و گفت وگو.
آنچه گفته شد، نمونه هایى از روند تقریب مذاهب اسلامى در کشور سوریه و دیگر کشورهاى سرزمین شام بود که مى توان گفت نمونه هایى عملى و حاکى از آنند که تفاوتهاى اجتماعى میان اهل سنت و شیعیان در این کشورها، تقریباً از میان رفته است.
ملاحظاتى در خصوص استراتژى تقریب مذاهب اسلامى
براى تدوین استراتژى تقریب مذاهب اسلامى توجه به چند نکته ضرورى است:
یکم - کوشش در راستاى تعمیم فرهنگ گفت وگو و تفاهم، دیدار میان اهل سنت و شیعیان، خشک گرداندن ریشه هاى تعصب، گسترش روح تسامح، مهرورزى و حسن ظن، سرشارى دلهاى مؤمنان از اعتماد و اطمینان، اجتناب از هر آنچه که به تفرقه و نفرت مى انجامد و پیروى از آنچه که منابع اساسى و اصلى اسلامى مقرر مى دارند.
و نیز چشم پوشى از میراث کهنه به جاى مانده اى که در کتابهاى هر دو گروه مى توان سراغ گرفت که گاه بر زبانها جارى شده و به میان عوام و جاهلانى که معمولاً از کاه کوه مى سازند و اقدامات نابهنجار و ناروا انجام مى دهند راه یافته باعث دور ساختن هر گروه از دیگرى مى گردد. بدبختى امت نیز در اقدامات جاهلانه و عوام است که با به زبان راندن سخنان زشت و زننده، اهانت بار حتى در هنگام تلقین مردگان و نیز تبرى جستن از صحابه و سب، لعن و نفرین آنها آتش کینه واختلاف را بر مى افروزند. همچنانکه سطحى نگرى طلاب دینى هر دو گروه، شتاب زدگى در داورى نسبت به طرف مقابل، عدم تعمق در فهم و درک نظریات دیگران، مبادله اتهام ها و تکذیبها و عدم پذیرش هر گونه عذرى در ارزیابى مواضع دیگران، همه و همه منجر به تجسم تفرقه و تقویت اختلاف ها مى گردد.
دوم - اینکه باید علماى تقریب، داراى مواضع عملى، مراکز و شعبى در کشورهاى اسلامى به منظور تعمیم اندیشه هاى تقریب باشند؛ باید بتوان از گذشته ها - هر چه که بود، خوب یابد - در گذشت و طرفین نسبت به یکدیگر «کوتاه» بیایند تا بدین ترتیب احکام شرعى نزدیکتر به روح شرع و هدفهاى عمومى آن باشد و آوازه مسلمانان برکنار از هر گونه توهین یا آلودگى گردد؛ یادآور مى شود که از طرف اهل سنت که به خاستگاههاى شیعه احترام مى گذارند، هیچ گونه مشکلى وجود ندارد. بسیار مفید است که کنفرانس ها و گردهمایى هاى تقریب، در موضوعهاى انتخابى و مفید بطور سالیانه براى گفت وگو در مسائل مطرح شده، برگزار گردد.
سوم - مجله تقریب مذاهب (رساله التقریب) نیازمند گسترش دامنه انتشار و توزیع، ایجاد دریچه اى براى مناقشه در مسائل مختلف، آزادى بیان دادن به دیگران و منتقدان و عدم تحمیل دیدگاه معینى است. من خود تجربه همکارى با دبیران یا سردبیران برخى مجلات شیعى را داشته ام؛ آنها هر نظرى را که مخالف نظر خودشان، مذهبشان و گرایش هایشان باشد، رد مى کنند و به تخطئه نویسنده اش مى پردازند و این باعث ایجاد عقده، اجحاف و عدم مشارکت و همکارى دیگران در ارائه مقالات و مطالعات مختلف مى شود. دست اندرکاران مجلات شیعى، معمولاً چندان استقبالى از سخنان و سخنرانان یا نویسندگانى که با نظرشان مخالف باشند، نمى کنند حال آنکه منبر قلم و سخن باید آزاد باشد و امتیازش نیز به همین آزادگى است.
چهارم - باید به هر آنچه که به تحقق وحدت امت و پاسدارى از آن مى انجامد و عزت و کرامت آن را صیانت مى بخشد، اولویت داد، باید تمامى امکانات و توان امت براى پاسخ به تجاوز، به کار گرفته شود و همه نیروها درگیر ریشه کن ساختن تجاوز متجاوزان و ستمگرانى شود که به قتل گروه گروه مسلمانان عزم خود را جزم کرده اند امرى که همه جا به ویژه در عراق، افغانستان و جاهاى دیگر، اتفاق مى افتد.
ما باید به سربازان مقاومت و دفاع از کشورها، با پول، سلاح، نیرو، برنامه ریزى و همکارى کمک کنیم و براى حمایت آنان در برابر نیروهاى شر و به منظور عدم انتشار یا انتقال این بلاى خانمانسوز به دیگر ملل اسلامى و آگاهى دادن به مردم که مسلمانان نه شیعه، نه سنى بلکه واقعاً امت واحدى هستند، یارى رسانیم.
همچنانکه باید برخى فتواهاى گمراه کننده اى که عملیات فدایى را عملیات انتحارى و نه شهادت طلبانه مى خوانند و یا رزم در کنار مقاومت در عراق را تحریم مى کنند، به شدت محکوم کرد. چنین فتواهایى، بهترین هدیه یا خدمتى است که مى توان تقدیم نیروهاى اشغالگر و سران جنایتکار و سرکش آنان کرد. همچنین باید فتواهاى تکفیر نسبت به دیگران را نیز به یکسو نهیم.
پنجم - حتماً باید میثاق یا اعلامیه اى صادر شود که طى آن هر گونه فعالیت تبلیغى، مذهبى و فراخوانى به مذهب دیگر، منع شود. آنچه در حال حاضر در خصوص نشر و گسترش مذهب تشیع در روستاها، آبادى ها و شهرهاى سوریه با تکیه بر صرف اموال و پاداش هاى مادى در برابر پذیرش تشیع، شاهد آنیم که با ساده ترین اصول تقریب، منافات دارد؛ این درست در جهت عکس آرزویى است که در خصوص افشاندن بذر محبت و اعتماد به جاى کینه و نفرت داریم. در غیر این صورت حرف ما با عمل مان و ظاهرمان با باطنمان، متفاوت خواهد بود. نه شیعیان آنقدر کم هستند که لازم باشد تعدادشان زیاد شود و نه اهل سنت صاحب شمار بیشتر و فراوانترى هستند که تبدیل صدها تن از آنان به شیعه، زیانى متوجه ایشان نسازد. این موارد را خیلى صریح بیان کردم: اگر چنین نکنیم کار و روش ما بیهوده خواهد بود [نباید چنان باشدکه ] در نهان کارى کنیم که با آنچه باید انجام دهیم متفاوت باشد.
بیایید شعار اساسى و خدشه ناپذیر خود را هم در تئورى و هم در عمل، آیه: «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» (سوره انبیاء - ۹۲) (به راستى این امت شماست. امتى یگانه و من پروردگار شمایم بنابر این مرا بپرستید.)، قرار دهیم. سپاس خداى را که پیش از وجود مذاهب و فرقه ها و تقسیم مسلمانان به گروههاى مختلف و دسته جات متخاصم، نعمت ایمان و اسلام را ارزانى ما داشت.