تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۶۱۹۹۳
تنش، سراسر دنیا را گرفته است

قواعدیک بازیِ از پیش تعریف نشده


این روزها تروریستها بهترین روزهاى خبرى خود را مى گذرانند.
حوادث تروریستى خود را یکى پس از دیگرى اجرا مى کنند و بیانیه مى دهند و مسؤولیت به گردن مى گیرند و گویا از این روزگار پررونق خود هم بسیار راضى هستند!! به زبان ساده تر یا تروریستها آنقدر کندذهن اند که نمى دانند چه مى کنند و یا بیشتر از آن حمایت مى ورزند و نمى فهمند که شاید بازیچه چه دستانى شده باشند. آنچه مسلم است، عملیات تروریستى نه بغض را مى ترکاند و نه دلى را خنک مى کند. تمامى آنچه تروریسم در پى دارد، فشار و محدودیت است و بازگشایى تبعیضها و تفکرات تند و رادیکال و امکان بقا بخشیدن به تفکرات مبارزه جویانه و میلیتاریستى. اگر جورج بوش با مشقت بسیار در دوره اول ریاست جمهورى اش پیروز شد، حوادث تروریستى در دور دوم باعث شد که او با خیالى راحت بار دیگر به کاخ سفید راه یابد. یک زمان بودند گروههاى تروریستى که با یک تفکر از پیش تعریف شده و با یک ایدئولوژى مشخص دست به عملیات تروریستى مى زدند. مانند سلسله فعالیتهاى مقاومت مردم در الجزایر. در نداشتن عقل و منطق تروریستهاى زمانه حاضر دیگر شکى نیست، چرا که اغلب نه مى دانند خود چه مى خواهند و نه حتى اندیشه مى کنند که عملیات آنها چه عواقبى در پى دارد.
موج تازه
هنوز مدت زیادى از انفجارهاى لندن نگذشته بود که یک سرى حوادث مشکوک در همان راستا رخ داد. در شرم الشیخ مصر نیز یک مجموعه انفجار در محله توریستى رخ داد و حدود ۹۰ نفر کشته شدند. خشم و عصبانیت اجتماعى به حدى بالا رفت که پیرو حادثه لندن یک بیگناه برزیلى در خیابان نه کشته که اعدام شد. هرچند اسکاتلندیارد پس از وقوع این حادثه عذرخواهى کرد، اما حتى کارشناس اسکاتلندیارد نیز اذعان داشت که عصبانیت زیادى بر اجراى قوانین حاکم شده است.
به گفته این کارشناس، یک فرد مظنون به تروریست بودن را نمى توان در بخش اندامهاى گردن به پایین هدف قرار داد و مجروح کرد و از این رو اگر مظنون به ایست توجه نکند و یا پا به فرار گذارد، مأمور مربوطه موظف است با دو تیر او را از ناحیه سر هدف قرار دهد. جوان برزیلى که در لندن از خانه اى مشکوک خارج شده و در جواب ایست پلیس پا به فرار گذاشته، از ناحیه سر با پنج گلوله هدف قرار گرفته و در دم کشته شده است. قصد آه و ناله نداریم، اما آنچه مشخص است، عصبیت بزرگى جامعه لندن را فرا گرفته است. با بحث گروه القاعده این مسلمانان هستند که مورد لعن جامعه انگلیس قرار مى گیرند و حتى در لیدز به مسجدى حمله مى شود.
در شرم الشیخ مصر که تا دیروز فقط نام آن با برگزارى کنفرانس هاى معروف همراه بود، چند بمب در اتومبیلهاى مختلف در کنار چند هتل منفجر شد. مردم وحشت زده از این سو به آن سو مى دویدند. انفجار در شرم الشیخ بدترین ضربه به دولت مصر است و این شهر توریستى خالى از سکنه شد تا در روزهاى جذب توریست، مصر از درآمدى هنگفت محروم شود. یکى از کارشناسان غربى اینگونه نظر مى دهد که هدف تروریستها مقامات رسمى و عالیرتبه نیستند، چون انجام چنین عملیاتى سخت است و احتمال نتیجه گرفتن در آن نیز بسیار ضعیف است. از این رو تروریستها آدمهایى در سطح اجتماعى خود پیدا مى کنند تا ضربه خود را به آنها بزنند و در واقع با مجازات همسطح، پیام خود را منتقل کنند.
در عراق نیز که فعلاً به کندوى تروریستها تبدیل شده نیز اوضاع وخیم است. دیگر کار از آدم ربایى و کشتار خبرنگار و مددکار و نیروى نظامى گذشته و دامنه وحشت به دیپلماتها نیز رسیده است. دولت مصر درحالى با حواث شرم الشیخ مواجه شد که مدت کوتاهى پیش از آن دیپلمات و سفیر خود در عراق را در حوادث مشابه به این از دست داده بود. چه چیز دولت مصر را هدف این حملات قرار مى دهد؟ دولت حسنى مبارک در حال روزشمارى براى رفراندوم ماه سپتامبر است که در صورت موفقیت او و پسرش تا ابد سکان کشور مصر را در دست خواهند گرفت و با زبانى دیگر کرسى دیکتاتورى را با جامه دموکراسى به دست مى آورند.
مصر از این رو هدف حملات تروریستى است که بزرگترین معامله گر با دولت اسرائیل است و به احتمال زیاد بنیادگرایان مستقر در عربستان زیاد دل خوشى از این رابطه ندارند. هرچه باشد، عربستان سعودى هنوز بالاترین درصد کمک به مبارزه به جنبش مقابله با صهیونیسم را در تصرف خود دارد، اگرچه این نام ایران است که در این میان از سوى آمریکا مورد بیشترین اتهامات قرار مى گیرد، اما با این همه، مقام اول حمایت از مبارزات ضد صهیونیسم ظاهراً همچنان در دست پادشاهى سعودى است.
لندن نیز از سوى دیگر درحالى هدف وقایع است که دوران ریاست بر اتحادیه اروپا را مى گذراند. هدف قرار گرفتن لندن آینده زیاد خوبى ندارد. با این کار آتش تروریسم اروپا را نیز فرا مى گیرد و التهاب و تشویش سراسر قاره سبز را در خود گرفته و اوضاع را عوض مى کند. پیش از این کوفى عنان در توجیه حملات پیشگیرانه چنین گفته بود که باید این حملات را جدى گرفت، چرا که یک حمله تروریستى به اروپا و آمریکا، فقط مرگ مردم نیست، بلکه توقف چرخه اقتصاد در دنیا و فلج کردن چرخ صنعت در دنیا است. از سوى دیگر هنرى کیسینجر نیز در گفت و گویى که به تازگى با مرکز روابط خارجى آمریکا انجام داده، اعلام کرده که باید خطر گسترش سلاحهاى هسته اى را نیز به اندازه خطر تروریسم جدى گرفت، چرا که اگر تروریستها به سلاح هسته اى مجهز شوند، نتیجه آن نه ۱۰۰ کشته در لندن که ۱۰۰ هزار کشته است با عواقبى وخیم و بسیار بد.
اجماع معلق
تونى بلر پس از حوادث لندن اعلام کرد که باید به سرعت کنفرانسى براى مقابله با تروریسم تشکیل شود. نخست وزیر انگلیس از این فرصت استفاده کرد و لایحه مبارزه با تروریسم خود را که با صدها اشکال معلق مانده بود را سفت و سخت تر کرده و به تصویب نهایى نزدیک کرد. حالا دیگر قدرت بلر در لندن تضمین شده است. همه چشم به او دوخته اند و او در راه اهداف خود مى تواند هر کارى را انجام دهد و موافقت عمومى را نیز به خود اختصاص دهد. بزودى فعالیتهاى انگلیس نیز شروع مى شود. به احتمال فراوان آنها نیز قوانین مرز و مهاجرت را سخت تر کرده و دارایى هاى خارجى یا داخلى موجود در بانکهاى خود را که مرجع آن مشکوک باشد را ضبط مى کنند. حالا آمریکا و انگلیس دو زخم خورده اى هستند که نیش تروریسم را به شکل عیان چشیده اند و ظاهراً زمان آن فرا رسیده است که یک برنامه دیگر آغاز کنند. نخستین کشورى که در این میان این آینده سخت و خطرناک را تشخیص داد، همان پادشاهى سعودى بود.
صادرات القاعده به تعویق مى افتد
وزیر کشور عربستان سعودى در آخرین تصمیم خود اعلام کرد که براى مبادله اعضاى دستگیر شده القاعده در ایران آماده است و بخشهاى پروتکلى کار را نهایى مى کند. این کار در حال حاضر بهترین کار براى کم کردن فشار بین المللى بر روى عربستان به عنوان اصلى ترین صادر کننده القاعده در دنیا است و از سوى دیگر ایران نیز مى تواند فشار رسانه هاى بین المللى بر روى خود را تا حد زیادى کم کند، بویژه که این روزها گزارش وزارت خارجه انگلیس درباره وضعیت حقوق بشر در ایران نیز منتشر شده که البته گزارش مثبتى نیست و در آن عنوان شده که وضعیت حقوق بشر در ایران نسبت به سالهاى قبل عقبگرد کرده است.
تروریستها چه مى خواهند؟
از آنجایى که عقل سلیم نمى تواند منطق تروریستها را کشف کند، بیشتر این فرضیه مطرح مى شود که تروریستها یک سرى بازیچه در دستانى قدرتمند و پشت پرده هستند. این اظهارات را نمى توان از تریبونهاى رسمى ایراد کرد، چرا که واکنشها به آن چندان خوشایند نیست، اما یک حساب سرانگشتى و ساده مشخص مى کند که میلیشیاى القاعده یا هر گروه دیگر به یک منبع ثروت قدرتمند چسبیده است و دغدغه مالى ندارد. از سوى دیگر براى آنها مهم نیست که در چه کشورى چه اتفاقى رخ مى دهد و صدالبته به عواقب کارهاى خود فکر نمى کنند.
القاعده و تروریسم در این روزها را مى توان به آل کاپون شیکاگو اما در عرصه هاى جهانى و در قرن ۲۱ و عصر دیجیتال تشبیه کرد. با این همه، نکته انحرافى موضوع آن است که دست کم آل کاپون منافع معینى داشت که از راههاى مختلف به آنها مى رسید، اما جریانهاى تروریستى فعلى منافع مشخص و قابل گفت و گویى ندارند، یا حتى اگر دارند، منافع آن به طور قطع به کشورهاى ضعیف نمى رسد و از طرفى منفعت اصلى آن در اختیار همان کسانى است که در شعارهاى تروریستها از آنها به عنوان خصم یاد مى شود.
به هرحال القاعده و تروریسم چیزى نیست، مگر مشتى تفکر پوسیده فرمان بریده که به سلاح عصر دیجیتال نیز مجهزند. این نوع تروریسم معاصر دنیا را آن طور مى بیند که خود مى خواهد: جنگهاى ملوک الطوایفى و قدرت مطلق.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات