سوریه اولین کشورى در جهان عرب است که اولین قاضى زن، اولین سفیر زن و اولین دادستان زن را داشته است. به همین دلیل شاید هیچ کشورى در جهان عرب از نظر اعتماد به زنان ارشد با سوریه قابل قیاس نباشد.
سوریه در ۴۰سال گذشته براى تأمین شرایط مشارکت زنان در سازندگى و توسعه اقتصادى، اجتماعى و سیاسى به عنوان یکى از شاخص هاى پیشرفت جامعه اهتمام خاص ورزیده است.
برابر آخرین آمار رسمى ۴۹درصد از جمعیت ۱۸/۵ میلیونى سوریه را زنان تشکیل مى دهند. قشرى که از آغاز دهه۶۰ قرن گذشته میلادى به مراکز تصمیم گیرى راه یافتند و با تصویب قانون اساسى این کشور در سال،۱۹۷۳ نقش زنان فرهیخته را در حیات اجتماعى و سیاسى این کشور برجسته تر ساختند.
بدین ترتیب مى توان سال۱۹۷۳ را آغاز حضور جدى زنان در فعالیت هاى سیاسى و اجتماعى سوریه برشمرد. در آن سال مجلس ملى سوریه که چهاردرصد کرسى هاى آن را زنان در اختیار دارند، تشکیل شد. ۴/۵درصد از اعضاى شوراهاى شهر، را زنان تشکیل مى دهند که ۱۳تن از آنان شهردار هستند این رقم در سطح استانى به ۸/۷درصد نیز مى رسد.
زنان در پرتو قانون اساسى سوریه که بر اصل برابرى در برخوردارى آحاد جامعه از فرصتهاى یکسان براى حضور در عرصه هاى گوناگون و نیز برابرى در وظایف، تأکید دارند، به بخش عمده اى از حقوق مدنى خود دست یافته اند.
هم اکنون زنان سورى حضورى فعال و نقشى اثرگذار در پارلمان دارند و از نظر کمیت نیز ۳۰نفر از ۲۵۰عضو مجلس خلق، زن هستند که این درصد بالاترین درصد حضور در میان پارلمانهاى کشورهاى عربى است. زنان سورى در مدیریت هاى ارشد امور اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى نقش آفرین هستند و تا مقام وزارت آموزش عالى، فرهنگ و نیز کار و امور اجتماعى نیز ارتقا یافته اند.
اما تاکنون در وزارتخانه هاى سیاسى ونظامى موقعیتى براى دستیابى زنان فرهیخته به پستهاى کلیدى فراهم نشده است.
پس از گذشت ۳۰سال از حضور جدى زنان سورى در اجتماع، هنوز برخى کارها و مأموریتها، ویژه مردان تلقى مى شود اما وقت آن فرا رسیده میزان توانایى و قابلیت هاى حرفه اى، ملاک گزینش افراد اعم از مرد و زن قرار گیرد.
زنان سوریه با وجود فعالیت چشمگیر در رسانه ها و برخوردارى از تجارت و اطلاعات فراگیر، به جایگاه درخورى در این عرصه در کشور خود و دیگر کشورهاى عربى دست نیافته اند.
مهمترین مانع بر سر راه زنان براى رسیدن به مراکز قدرت در سوریه، سیستم سیاسى حاکم، قانون اساسى، قوانین کار و بافت فرهنگى است. برخى قوانین حاکم که مانع از مشارکت جدى زنان در زندگى سیاسى در سوریه مى شود، به جامعه اجازه نمى دهد توانایى زنان را در این زمینه ارزیابى کنند تا این قشر بتواند توانمندى خود را در مراکز تصمیم گیرى به اثبات رساند.
زنان سوریه از سال۱۹۷۶ وارد قوه مجریه شدند و نخستین وزیر زن به نام «نجام العطار» در کابینه سرلشکر «عبدالرحمن خلیفاوى»، وزیر فرهنگ شد.
هم اکنون دووزیر و چهار معاون وزیر زن در کابینه محمد ناجى عطرى حضور دارند، همچنین مدیریت و ریاست بسیارى از نهادهاى دولتى با زنان است براساس بررسى صورت گرفته، تا سال،۲۰۰۲ شمار آنان به ۳۰نفر رسید. آغاز حضور زنان در فعالیتهاى دیپلماتیک به سال۱۹۵۳ میلادى بازمى گردد. همچنان که نخستین زن سورى در سال۱۹۸۸ به عنوان سفیر منصوب شد. هم اکنون ۱۶درصد از کادر دیپلماتیک وزارت امورخارجه سوریه از جمله «بنیله شعلان»، «بشرى کنفانى» و «شعف کیالى» به ترتیب به عنوان معاون وزیر، سخنگو و رئیس اداره آسیا را زنان تشکیل مى دهند.
همچنین ۳۸درصد اعضاى اتحادیه جوانان، ۲۴/۸درصد اتحادیه دانشجویان، ۳۷درصد اتحادیه کارگران و ۱۹درصد اتحادیه معلمان، زن هستند.
میزان حضور زنان در ساختار دستگاه قضایى سوریه، ۳۱/۱درصد است که رده هاى مهمى مانند قضات دادگسترى، عضویت در شوراى عالى قضایى و دادستانى کل کشور را بر عهده دارند.
خانم «غاده مراد» که از سال۱۹۹۷ عهده دار منصب دادستان کل کشور است، در سال۱۹۷۵ به عنوان نخستین زن سورى در دستگاه قضایى این کشور مشغول به کار شد، سپس به سمت قائم مقامى دادستانى دمشق ارتقا یافت و به تدریج پله هاى ترقى را تا دستیابى به دادستانى کل کشور پیمود. وى همچنین عضو شوراى عالى قضایى سوریه به ریاست «بشاراسد» رئیس جمهورى این کشور است. این شوراى ۶نفره که خانم «غاده مراد» تنها عضو زن آن است، تمامى امور مربوط به نظام قضایى اعم از نقل و انتقال، ارتقاى شغلى و پذیرش استعفاى قضات را مورد رسیدگى قرار مى دهد. زنان سوریه در عرصه فعالیتهاى حزبى بویژه احزاب جبهه ملى ترقى خواه که بالاترین مرجع تصمیم گیرى این کشور است، حضور چشمگیرى دارند. میزان حضور زنان در ساختار تشکیلاتى حزب بعث حاکم بر سوریه ۳۴درصد و در سطح رهبرى حزب ۱۵درصد است.
همچنین اتحادیه زنان سوریه به عنوان مهمترین تشکلى که در این کشور به امور زنان رسیدگى مى کند تا سال۲۰۰۲ بالغ بر ۳۲۰هزار عضو زن داشته است.
این اتحادیه در سال۱۹۶۷ تأسیس شد و دفاتر فرعى آن در سراسر سوریه فعال است و در زمینه هاى آموزش تأمین فرصت مشارکت زنان در روند رشد و توسعه کشور و تضمین حقوق آنان در چارچوب قانون اساسى فعالیت دارد.
سوریه در سال۲۰۰۲ به عضویت سازمان زنان عرب درآمد و توافقنامه مبارزه با تبعیض علیه زنان را امضا و هیأت ملى خانواده را تأسیس کرد.
برخى فعالان زن سورى معتقدند با وجود افزایش مستمر مشارکت زنان در زندگى سیاسى در سوریه، این میزان در مقایسه با امکانات زنان و شرایط موجود در آن کشور همچنان از حد مطلوب کمتر است. آنها مهمترین موانع بر سر راه مشارکت زنان را در عرصه هاى سیاسى سوریه سطح پایین آگاهى جامعه نسبت به حضور زنان بویژه در انتخابات، نبود تمایل در زنان براى شرکت در فعالیتهاى سیاسى، ضعف امکانات اقتصادى زنان براى حضور در انتخابات و فقدان اعتماد به نفس کافى در زنان نسبت به توانمندیهاى خود و نیز موانع فرهنگى عنوان کرده اند. همچنین آنها معتقدند برخى عقاید مذهبى نیز از موانع مشارکت فعالانه زنان در جامعه است. بدون شک این عقاید با واقعیت تعالیم مذهبى همخوانى ندارد اما متأسفانه افکار عمومى تحت تأثیر این عقاید نقش زنان را نادیده مى گیرد.
به همین منظور سوریه بر ضرورت افزایش دوره هاى آموزشى و برگزارى سمینارها براى ارتقاى آگاهى زنان نسبت به قوانین و حقوق خود و نیز اصلاح برخى قوانین تأکید کرد.
مهمترین راه افزایش حضور زنان در حیات سیاسى، تشویق آنان براى پیوستن به احزاب سیاسى، تقویت نقش تشکیلات مراجع حقوق زنان، توجه بیشتر وسایل ارتباط جمعى به مسائل و مشکلات زنان ، ایجاد اصلاحات در کتابهاى درسى براى ارتقاى بینش جامعه، تغییر عقاید نادرست و تبیین جایگاه واقعى زن نزد ادیان آسمانى است.
تازه ترین آمارها در مورد میزان برخوردارى زنان سورى از سواد، حاکى است، ۶۱درصد از مجموع دختران سورى بالاتر از ۶سال، در مدارس و دانشگاههاى این کشور مشغول به تحصیل هستند.
این آمار نزدیک تا میزان دختران شاغل به تحصیل در کشورهاى عرب است که ۶۰ تا ۶۴ درصد اعلام شده اما این رقم در کشورهاى اروپایى به ۸۷درصد مى رسد.
جمعیت دانش آموزى سوریه در سال۲۰۰۳ (براساس آخرین آمار منتشر شده) چهارمیلیون و ۳۴۵نفر است که نزدیک به ۲۵/۴درصد از جمعیت این کشور را تشکیل مى دهند.
طبق این آمار، شمار دختران سورى شاغل به تحصیل در مرحله ابتدایى در سال ۱۹۷۰میلادى، ۲۹۷هزار نفر بود که در سال۲۰۰۳به یک میلیون و ۳۷۲هزار نفر رسید. به عبارت دیگر در سال۱۹۷۰ دختران سورى ۳۵درصد از کل جمعیت دانش آموزى را تشکیل مى دادند که این رقم در سال۲۰۰۲ به ۴۷درصد افزایش یافت. در مرحله آموزش متوسطه، تعداد دانش آموزان دختر از ۲۳درصد در سال۱۹۷۰ به ۴۹درصد در سال۲۰۰۲ رسیده است.
تعداد دختران شاغل به تحصیل در مراکز آموزش عالى نیز روندى صعودى داشته و از پنج هزار و ۹۳۲نفر در سال۱۹۷۰ به ۷۷هزار و ۸۴۲نفر در سال۲۰۰۲ افزایش یافته است.
نکته قابل توجه این است که دانشجویان دختر سورى علاوه بر رشته هاى نظرى، در رشته هاى کاربردى و عملى نیز حضور چشمگیرى دارند. دانشجویان دختر در سال۱۹۷۹ میلادى ۲۳درصد از مجموع دانشجویان دانشکده پزشکى را تشکیل مى دادند که این رقم در سال۲۰۰۰ به ۲۶درصد رسید ولى در رشته داروسازى از ۶۳درصد در سال۱۹۷۹ به ۵۷درصد در سال۲۰۰۰تنزل یافت. بررسى هاى آمارى در مورد جمعیت زنان فرهنگى نشان مى دهد، شمار آنان در مقطع ابتدایى از ۳۸درصد در سال۱۹۷۰ به ۶۷درصد در سال۲۰۰۲ رسیده است. این میزان در مقطع متوسطه از ۲۷درصد به ۴۷درصد افزایش یافته است. در زمینه آموزش عالى نیز هم اکنون زنان ۲۳درصد از اعضاى هیأت علمى دانشگاهها را تشکیل مى دهند و از مجموع شش هزار و ۸۵۰استاد دانشگاه، یک هزار و ۵۷۰نفر آنان زن هستند.
در اتاق بازرگانى و صنایع سوریه نیز تعدادى بازرگان زن دیده مى شود که کمیته ویژه زنان بازرگان و صاحبان صنایع را تشکیل داده اند. زنان سورى به دانشکده افسرى و دانشکده پلیس نیز راه یافته اند و هم اکنون شمارى از آنان با رتبه سرتیپى در ارتش سوریه فعالیت دارند. در زمینه فرهنگى و اطلاع رسانى نیز زنان حضورى قابل توجه دارند به طورى که ۲۵درصد از پستهاى مدیریتى بخش فرهنگى را به خود اختصاص داده اند.